مدلسازی آماری ویسکوزیته و دانسیته تراوه بهعنوان تابعی از عوامل مختلف فرآیند اولترافیلتراسیون شیر
دوره 1، شماره 1، فروردین 1384، صفحه 1-10
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1i1.201
سید محمد علی رضوی
چکیده ویسکوزیته و دانسیته ازجمله مهمترین خواص فیزیکی برای تجزیه و تحلیل کارایی فرآیندهای غشایی و همچنین طراحی یک فرآیند غشایی جدید هستند. بهعلاوه انرژی موردنیاز برای پمپاژ سیال فرآیند نیز تابعی از مقدار این دو خصوصیت فیزیکی است. در این تحقیق ابتدا اثر عوامل مختلف فرآیند نظیر اختلاف فشار در عرض غشاء (51، 101، 152، 203، 253 کیلوپاسکال) و درجه حرارت (30، 40 و 50 درجه سانتیگراد) و همچنین اثر خصوصیات فیزیکوشیمیایی مانند pH (67/6، 43/6، 25/6 و 97/5) و درصد چربی (09/0، 19/1، 4/2، 26/3 درصد) بر ویسکوزیته و دانستیه تراوه در طی فرآیند اولترافیلتراسیون شیر موردبررسی قرار گرفت. سپس با کمک نرم افزار آماری Sigmastat دو مدل رگرسیون چندمتغیره خطی بهمنظور پیشگویی ویسکوزیته و دانسیته در فرآیند اولترافیلتراسیون شیر بهدست آمد. نتایج تجربی نشان داد که با افزایش دمای فرآیند و درصد چربی شیر مقدار ویسکوزیته و دانسیته کاهش مییابد. تغییرات pH تأثیر چندانی بر ویسکوزیته و دانسیته نداشت. اما با افزایش اختلاف فشار عملیاتی رفتار دوگانهای مشاهده شد، بهطوریکه تا فشار 152 کیلوپاسکال مقدار دانسیته و ویسکوزیته افزایش یافت؛ ولی ادامه افزایش فشار موجب کاهش دانسیته و ویسکوزیته گشت. درضمن نتایج مدلسازی آماری برای ویسکوزیته و دانسیته نشان داد که ویسکوزیته تنها تابعی از دما است و بین داده های واقعی با مقادیر پیشگوییشده توسط مدل همبستگی عالی (976/0 = R) وجود دارد، درحالیکه دانسیته وابسته به درصد چربی و دما بوده و بین داده های تجربی با مقادیر بهدست آمده توسط مدل انتخابی همبستگی خوبی (904/0 = R) مشاهده شد.
بررسی اثر مقادیر مختلف ژلاتین و گوار بر ویژگیهای حسی، بافتی و رنگ پاستیل بر پایه توت سفید
دوره 13، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1396، صفحه 1-13
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.42322
شادی بصیری، فخری شهیدی
چکیده توت سفید میوه ای با ارزش تغذیه ای بالاست. توت به علت داشتن درصد رطوبت بالا، عمر نگهداری زیاد ندارد. توت خشک و شیره توت از جمله فراوردههای متداول بدست آمده از توت هستند. هدف از این پژوهش، تولید پاستیل توت بهعنوان فراوردهای نوین از توت با زمان نگهداری طولانی و ارزش افزوده بالا است که بتواند بصورت یک میان وعده سالم و در مواردی جایگزین قند (برای مصرف با چای و قهوه) مطرح باشد. در این تحقیق برای تهیه پاستیل توت، از ترکیبات هیدروکلوئیدی شامل ژلاتین (صفر، 1 و 2 درصد) و گوار (صفر، 5/0 و 1 درصد)، استفاده شد. ویژگیهای حسی، بافتی و پارامترهای رنگی (L*، *a و b*) نمونههای حاصل مورد بررسی قرار گرفتند. افزایش غلظت گوار باعث افزایش میزان پیوستگی، الاستیسیته و قابلیت جویدن و کاهش چسبندگی نمونهها شد. در بین فرمولهای مورد بررسی، پاستیل توت حاوی 1 درصد گوار و 1 درصد ژلاتین با داشتن کمترین میزان سختی، چسبندگی به دندان و قابلیت جویدن (اهم خواص حسی و بافتی مشترک) و همچنین ویژگیهای رنگی مناسب، بهعنوان فرمول بهینه تعیین شد.
بررسی اثر جایگزینی ژل آلوئهورا با چربی بر ویژگی های فیزیکوشیمیایی، تکنولوژیکی و حسی سوسیس حاوی40 درصد گوشت قرمز
دوره 15، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1398، صفحه 1-11
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v0i0.60437
شکیبا کیانیانی، محمد جواد وریدی، مهدی وریدی
چکیده چربی منبعی از انرژی مورد نیاز بدن و ویتامینهای محلول در آن بوده و برکیفیت و ویژگیهای تکنولوژیک محصول نهایی مانند بافت و عطر و طعم موثر است. اما به دلیل اثرات زیانبار چربی بر سلامتی، امروزه محصولات کمچرب مورد استقبال تولیدکنندگان و مصرفکنندگان قرار گرفتهاست. کاهش چربی سبب افت کیفیت فرآوردههای گوشتی میگردد. برای جبران این افت کیفیت میتوان از افزودنیهایی نظیر ژل آلوئهورا استفاده کرد. در این پژوهش ژل آلوئهورا جایگزین صفر، 50 و 100 درصد چربی حیوانی و روغن گیاهی در فرمولاسیون سوسیس آلمانی شد و خصوصیات فیزیکوشیمیایی، میزان انرژی، رنگ، بافت و خصوصیات حسی نمونههای سوسیس اندازهگیری گردید. بر اساس نتایج حاصله با جایگزینی ژل تفاوت معناداری در میزان خاکستر، پروتئین و pH نمونهها ایجاد نشد (05/0<p). کاهش چربی و افزودن ژل آلوئهورا افزایش بسیار معناداری را در میزان رطوبت و کربوهیدرات نمونه ها ایجاد کرد. همچنین مقدار چربی و انرژی فرآورده را کاهش داد (01/0≥p). شاخص زردی نمونهها با کاهش میزان چربی کاهش یافت (01/0≥p). اثر جایگزینی چربی بر مقدار روشنایی نمونهها معنادار بود (01/0≥p) و با کاهش چربی حیوانی فرمولاسیون، مقدار روشنایی افزایش یافت، اما با کاهش مقدار روغن گیاهی میزان روشنایی کم شد. جایگزینی چربی با ژل آلوئهورا بر مقدار قرمزی نمونهها اثر معناداری نداشت (05/0<p). کاهش چربی، سفتی، قابلیت جویدن، حالتصمغی و چسبندگی را کاهش داد (05/0>p)، اما بر میزان کشسانی و پیوستگی نمونهها اثرمعنیداری نداشت (05/0<p). از نظر ارزیابهای حسی نمونه فاقد چربی حیوانی بیشترین پذیرش کلی را دارا بود.
اثر جایگزینی روغن با پنیر توفو و صمغ فارسی بر خصوصیات بافتی، رئولوژیکی و فیزیکوشیمیایی سس مایونز
دوره 16، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1399، صفحه 1-15
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v16i1.75184
مریم محمدخانی، محمد فاضل
چکیده افزایش تمایل جامعه به مصرف مواد غذایی سالم و کمکالری، منجر به تولید محصولات غذایی کمچرب و سالم شده است. در این تحقیق اثر جایگزینی روغن با پنیر توفو و صمغ فارسی بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی، بافت، اندازه ذرات، رئولوژیکی و حسی مورد بررسی قرار گرفت. توفو، در سه غلظت 20، 35 و 50 درصد، جایگزین روغن و صمغ فارسی، در سه غلظت 5/2، 3، 5/3 درصد، به سس اضافه شد. نمونه، با چربی60 درصد و صمغ گزانتان (5/1 درصد) نیز بهعنوان شاهد بود. با افزایش توفو، pH و اسیدیته، افزایش و با افزایش صمغ، اسیدیته، کاهش یافت. با افزایش توفو، ویژگیهای بافتی (سفتی، چسبندگی، نیروی چسبندگی، کار لازم برای فشردن، مدول ظاهری)، کاهش یافت و افزایش صمغ، ویژگیهای بافتی را افزایش داد. افزایش توفو، باعث کاهش میانگین اندازه ذرات شد. با افزایش صمغ، تا 3 درصد، میانگین اندازه ذرات کاهش و با افزایش بیشتر صمغ، میانگین اندازه ذرات افزایش پیدا کرد. رفتار رئولوژیکی تمام نمونهها در سرعت برشی 01/0 تا 1000 (بر ثانیه) نشان داد که، ویسکوزیته، با افزایش توفو، کاهش و با افزایش صمغ، افزایش پیدا کرد. در همه نمونهها، با افزایش سرعت برشی، ویسکوزیته کاهش پیدا کرد و نمونهها، رفتار سودوپلاستیک داشتند و پارامترهای قانون توان نیز، آن را بهخوبی نشان داد. نمونه سس مایونز، با 20 درصد پنیر توفو و 5/3 درصد صمغ فارسی، بهعنوان نمونه برتر شناخته شد که خواص آن به سس مایونز پرچرب، نزدیک بود و میتوان آن را تحت عنوان مایونز با چربی کاهش یافته معرفی کرد.
تأثیر فرمولاسیون و شرایط فرایند اکستروژن بر ویژگیهای میانوعده حاوی پودر عناب
دوره 17، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1400، صفحه 1-11
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i1.80211
الناز میلانی، فخری شهیدی، الهام انصاری فر، محمد خلیلیان موحد، فریده صالحی پور
چکیده مصرف بالای میانوعده کمارزش و سوءتغذیه اقشار جامعه بهخصوص کودکان و نوجوانان یکی از معضلاتی است که امروزه در جامعه وجود دارد. لذا در این پژوهش تولید میانوعده با ارزش غذایی بالا حاوی آرد عناب موردبررسی قرار گرفت. در این پژوهش بر پایه طرح مرکب مرکزی چرخشپذیر، اثر متغیرهای فرایند اکستروژن شامل سرعت چرخش ماردون (120-150-180 دور بر دقیقه)، افزودن آرد عناب (5-10-15 درصد) و رطوبت خوراک ورودی (12-16-20 درصد) بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی، بافتی و رنگ فراورده حجیمشده بر پایه ذرت-گندم موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد؛ افزودن آرد عناب تا 15 درصد بهطور مستقل موجب افزایش دانسیته 33/0، سختی بافت 73/35 نیوتن، حلالیت 42درصد و پارامتر قرمزی رنگ 41/3 و کاهش پارامتر روشنایی رنگ 1/89 شد. بااینحال اثر همزمان دو پارامتر سرعت چرخش و افزودن آرد عناب سبب بهبود خصوصیات فراورده گردید، بهنحوی که با افزایش سرعت چرخش ماردون و درنتیجه کاهش ویسکوزیته موجب کاهش سختی بافت تا 79/1 نیوتن گردید. شرایط بهینه تولید میانوعده اکسترودشده، شامل میزان رطوبت خوراک 19/13 درصد، میزان آرد عناب 30/6 درصد و سرعت چرخش ماردون 2/122 دور بر دقیقه تعیین گردید.
بهینهسازی فرآیند تولید سس هوادهی شده کمچرب به روش سطح پاسخ و ارزیابی ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و حسی آن
دوره 18، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1401، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.86882
سیده فریناز صارم نژاد نمینی، محبت محبی، آرش کوچکی
چکیده در این مطالعه روش جدید آمادهسازی امولسیونهای هوا در روغن (کفهای روغنی) بهمنظور جایگزینی قطرههای چربی با حبابهای هوا ارائه شده، اثر غلظت سورفکتانت، سرعت و زمان هوادهی بر میزان تولید و پایداری کفها بررسی شد. شرایط بهینه تولید (هوادهی مخلوط 10 درصد وزنی سورفکتانت با سرعت 3400 دور در دقیقه به مدت 15 دقیقه) با روش سطح پاسخ تعیین و کفها برای تولید سس هوادهی شده آماده شدند. لینولئیک اسید بهعنوان محرک مزه چربی (صفر و 3 میلی مولار) به سسها اضافه و ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و حسی آنها با سسهای تجاری مقایسه شد. اسیدیته و pH نمونهها در محدوده استاندارد قرار داشتند. بیشترین میزان pH مربوط به سس تجاری پرچرب بود (0001/0p<). سس تجاری بدون چربی با کمترین میزان pH، اختلاف معنیداری با بقیه نداشت (05/0p>). بین pH سسهای هوادهی شده (شاهد و حاوی لینولئیک اسید) اختلافی مشاهده نشد. اگرچه با گذشت زمان pH این سسها کمی کاهش یافت، اما این تغییر معنیدار نبود (05/0p>). اعداد پراکسید و مقادیر مالون دی آلدهید نمونههای هوادهی شده و تجاری کمچرب در مدت هفت روز اختلافی با یکدیگر نداشتند (05/0p>). بهطورکلی، روند اکسیداسیون سس پرچرب بسیار سریعتر از سایر نمونهها بود. ظاهر، طعم و ویژگیهای بافتی و پذیرش کلی محصولات هوادهی شده و نمونههای تجاری ارزیابی شد. پذیرش کلی سس هوادهی شده شاهد با سس حاوی لینولئیک اسید اختلاف قابل توجهی داشت (001/0p <)، اما پذیرش کلی نمونه حاوی لینولئیک اسید با سسهای تجاری کمچرب و پرچرب معنیدار نبود (05/0p>). بر اساس این نتایج جایگزینی حبابهای هوا و نیز افزودن محرک مزه چربی در چارچوب برنامههای کاهش چربی، میتواند تغییرات حسی موثر بر پذیرش مصرفکنندگان را به حداقل برساند.
مطالعه خصوصیات عملکردی و رفتار بیاتی نشاسته طبیعی گندم در حضور صمغ دانه شاهی و ساکارز
دوره 19، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1402، صفحه 1-15
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.69660.1029
شکوفه تازیکی، سید محمد علی رضوی
چکیده در این پژوهش، اثر سطوح جایگزینی صمغ دانه شاهی (0، 5، 10 و 15%) و ساکارز (0، 5 و 10%) بر خصوصیات عملکردی (قدرت تورم و حلالیت) سوسپانسیون نشاسته و همچنین ساختمان، کنتیک بیاتی و آباندازی ژل نشاسته گندم پس از نگهداری به مدت صفر، 1، 7 و 14 روز در دمای oC 4 مورد مطالعه قرار گرفتند. قدرت تورم نشاسته گندم با افزایش غلظت جایگزینی صمغ و قند به ترتیب افزایش و کاهش یافت. نمونههای مخلوط سه جزئی نشاسته-صمغ-قند دارای قدرت تورم بالاتری در مقایسه با نمونه نشاسته و مخلوط نشاسته-قند داشتند. میزان حلالیت نشاسته با افزایش غلظت صمغ و قند افزایش یافت و نمونههای مخلوط دارای مقادیر حلالیت بالاتری نسبت به هر یک به صورت مجزا بودند. تصاویر میکروسکوپی نشان دادند که حضور صمغ منجر به ایجاد ساختمان متراکمتر با اندازه حفرات کوچکتر ژل نشاسته شد، درحالی که حضور قند ساختمانی گسستهتر با اندازه حفرات بزرگتری را ایجاد کرد. پس از نگهداری نمونههای ژل به مدت 14 روز در دمای oC 4 مشاهده شد که افزودن صمغ تأثیر بسزایی در کاهش سرعت بیات شدن و میزان آباندازی نشاسته به ترتیب از (s-1) 101/0 به 52/0 و از 50% به 23% داشت. قند نیز منجر به کاهش سرعت بیات شدن ژل نشاسته تا (s-1) 096/0 شد، اما میزان آباندازی آن را تا 57% افزایش داد. نمونههای ژل مخلوط به خصوص در غلظت 15% جایگزینی صمغ دارای سرعت بیاتشدن (s-1) 057/0 و میزان آباندازی 45% بودند.
بررسی اثر پوشش خوراکی چندلایه کیتوزان/پکتین حاوی میکروکپسولهای اسانسهای دارچین یا آویشن در افزایش زمان ماندگاری پس از برداشت خیار
دوره 20، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1403، صفحه 1-18
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.75208.1146
شهره نیکخواه، فخری شهیدی، محبت محبی، فریده طباطبایی یزدی
چکیده هدف از این پژوهش استفاده از پوشش خوراکی چندلایه کیتوزان و پکتین حاوی میکروکپسولهای بتاسیکلودکسترین حاوی اسانسهای ترانسسینامالدهید (دارچین) یا تیمول (آویشن) جهت افزایش زمان ماندگاری و حفظ کیفیت پس از برداشت میوه خیار بود. نمونههای خیار با پکتین (1 درصد) و کیتوزان (صفر، 5/0و 1 درصد) حاوی غلظتهای مختلف (صفر، 25/0و 5/0 درصد) از اسانسهای میکروانکپسوله شده ترانسسینامالدهید یا تیمول پوشش داده شدند. سپس در دمای 10 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 90 تا 95 درصد، به مدت 15 روز نگهداری گردیدند. ویژگیهای شیمیایی (مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتر) و فیزیکی (رنگ، بافت و کاهش وزن) نمونههای خیار در تناوبهای زمانی پنج روزه (روز 0، 5، 10 و 15ام) بررسی شدند. آزمایشهای میکروبی در پایان زمان نگهداری انجام پذیرفت. آنالیز آماری براساس آزمون فاکتوریل 4 فاکتوره با طرح کاملا تصادفی انجام شد. در مدت نگهداری خیار در انبار سرد، میزان کاهش وزن و مواد جامد محلول در آب و تفاوت رنگی کل در میوه روند افزایشی و میزان اسیدیته قابل تیتر و سفتی بافت روند کاهشی داشت. نمونههای پوششداده شده با بالاترین غلظت کیتوزان (1 درصد) و اسانس (5/0 درصد)، کمترین درصد افت وزنی ، افت سفتی و تغییر رنگ را در طول دوره 15روزه نگهداری نشان دادند. با افزایش غلظت کیتوزان و غلظت اسانسروغنی، توانایی فیلمخوراکی در ممانعت از رشد میکروارگانیسمها افزایش یافت. تیمول در مقایسه با ترانسسینامالدهید توانایی بیشتری در ممانعت از رشد کپک و مخمر در سطح خیار نشان داد. بهطور کلی با توجه به نتایج آزمایشهای شیمیایی، فیزیکی و میکروبی میتوان نتیجهگیری کرد که پوشش چندلایه حاوی کیتوزان 1 درصد و تیمول 5/0 درصد برای افزایش زمان ماندگاری پس از برداشت میوه خیار مؤثر بوده است.
تأثیر اصلاح دوگانه تخمیر- اکستروژن بر ویژگیهای عملگری و کیفی آرد کامپوزیت نخود- کینوا و کیک مافین فاقد گلوتن در مقایسه با آرد غیر فرآیندی
دوره 22، شماره 2، خرداد و تیر 1405، صفحه 111-127
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.95085.1469
زهرا کورکی نژاد قرائی، آرش کوچکی، الناز میلانی
چکیده بیماری سلیاک یک اختلال خودایمنی است که نیازمند رعایت رژیم غذایی فاقد گلوتن میباشد. با این حال، فرآوردههای غذایی بدون گلوتن اغلب از نظر ویژگیهای کیفی مانند بافت، طعم، و ارزش تغذیهای محدودیت دارند. این مطالعه با هدف بهبود کیفیت کیک مافین بدون گلوتن از طریق استفاده از آرد ترکیبی نخود-کینوا با نسبت 25- 75 درصد و تأثیر صمغ زانتان در سطوح 0، 0.15 و 0.3 درصد انجام شد. آرد کامپوزیت نخود-کینوا ابتدا تحت فرآیند تخمیر با مخمر Saccharomyces cerevisiae و سپس اکستروژن در دمای 150 درجه سانتیگراد قرار گرفت. ویژگیهای فیزیکوشیمیایی، عملکردی و آنتیاکسیدانی آردهای خام و اصلاحشده مورد ارزیابی قرار گرفت. مطابق نتایج آرد اصلاحشده در مقایسه با آرد خام دارای مقادیر کمتر رطوبت (5.62 در مقابل 7.13 درصد) و مقادیر بالاتر پروتئین (22.36 در مقابل 19.84 درصد)، فعالیت آنتیاکسیدانی (60.47 در مقابل 54.86 درصد)، پلیفنول کل (28.73 در مقابل 23.52 میلیگرم گالیک اسید بر 100 گرم)، شاخص جذب آب (7.67 در مقابل 5.52) و شاخص حلالیت در آب (36.71 در مقابل 35.06) بود. سپس، کیکهای مافین با سطوح مختلف زانتان تولید و پارامترهای افت پخت، تخلخل، سفتی بافت (طی 7 روز نگهداری)، رنگ و خصوصیات حسی آنها بررسی شد. بدینترتیب، نمونههای حاوی آرد اصلاحشده و 0.15 درصد زانتان دارای کمترین افت پخت 14.12 درصد، بیشترین تخلخل 43.14 درصد و نرمترین بافت (2.74 نیوتن در روز اول) بودند. طی دوره نگهداری، سفتی بافت در نمونههای حاوی آرد خام و فاقد زانتان به 8.97 نیوتن در روز هفتم رسید، در حالیکه این مقدار برای نمونههای حاوی آرد اصلاحشده و 0.15درصد زانتان تنها 6.13 نیوتن بود. اگرچه نمونههای حاوی آرد اصلاحشده رنگ تیرهتری داشتند، اما از نظر امتیاز حسی کلی، بهویژه در پارامترهای عطر، طعم و بافت، برتری معنیداری نشان دادند. بدینترتیب؛ استفاده از آرد کامپوزیت نخود-کینوا اصلاحشده بههمراه 0.15 درصد صمغ زانتان، بهطور همزمان منجر به افزایش ارزش تغذیهای (پروتئین و آنتیاکسیدان)، بهبود ویژگیهای فیزیکوشیمیایی (جذب آب و حلالیت)، بهبود کیفیت بافت (افزایش تخلخل و نرمی و کاهش نرخ بیاتی) و افزایش پذیرش حسی در کیک مافین بدون گلوتن میشود. این ترکیب، راهکاری مؤثر برای تولید محصولات بدون گلوتن با کیفیت مطلوب و ماندگاری بهتر ارائه میدهد.
پیشبینی پذیرش کلی میوه موز با استفاده از پردازش تصاویر دیجیتالی و مدل رگرسیون فرآیند گاوسی در خلال انبارمانی
دوره 16، شماره 2، خرداد و تیر 1399، صفحه 171-191
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v16i2.79904
شیما نصیری، سامان آبدانان مهدی زاده، مریم نداف زاده
چکیده توسعه نقاط قهوهای رنگ تأثیر قابل توجهی بر بافت، رنگ و طعم میوه موز دارد بهطوری که ظهور این لکهها کیفیت میوه را کاهش داده و بازارپسندی آن را تحت تأثیر قرار میدهد. در این پژوهش تغییرات مجموعهای از پارامترهای رنگی (قرمز (R)، سبز (G)، آبی (B)، عامل روشنایی (L)، تغییرات رنگ از سبز به قرمز (a)، تغییرات رنگ از آبی به زرد (b)، فام رنگ (h)، اشباع (s)، مقدار روشنایی (v)، کروما (C)، زاویه شیب نمودار دستگاه مختصات دوبعدی a وb در فضای رنگی Lab (H))، ابعادی (قطر، شعاع انحنا، طول بزرگ و طول کوچک) و شیمیایی (کل مواد جامد محلول (TSS)، pH و اسیدیته کل قابل تیتراسیون) 5 گروه میوه موز (متفاوت از لحاظ شکل ظاهری) در روزهای صفر، 2، 4و 6 (بعد از انبارمانی) مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه نشان داده شد که با بهکارگیری پارامترهای غیرمخرب در توسعه مدل رگرسیون فرآیند گاوسی (GPR)، کیفیت میوه موز و همچنین میزان بازارپسندی (پذیرش کلی میوه) آن در خلال انبارمانی قابل ارزیابی و پیشبینی (با ضریب همبستگی 91/0، MAPE (47/20)، RMSE (43/0)، SRE (71/0) و RAV (20/0)) است؛ بدین ترتیب با استفاده از روش پیشنهاد شده در این تحقیق میتوان مطابق با تقاضای مصرف کننده، محصول مورد نیاز را به بازار عرضه نمود و از این طریق هزینههای اقتصادی را بهطور چشمگیری کاهش داد.
بررسی ویژگیهای فیلم آلژینات حاوی باکتری پروبیوتیکLactobacillus plantarum جهت پوششدهی کالباس ورقهای
دوره 20، شماره 2، خرداد و تیر 1403، صفحه 183-198
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.75042.1143
دینا شهرام پور، مرتضی خمیری، سید محمد علی رضوی، محبوبه کشیری
چکیده افزایش آگاهی مردم از تأثیر رژیم غذایی بر سلامتی، تقاضا برای محصولات غذایی فراسودمند بهویژه پروبیوتیکها را افزایش داده است. باتوجه تنوع کم محصولات غذایی پروبیوتیک ارائه راهکارهای مناسب برای عرضه محصولات جدید اهمیت دارد. به دام انداختن باکتریهای پروبیوتیک در بستر پلیمری فیلمها و پوششهای خوراکی رویکرد نوینی است که جهت افزایش زندهمانی این میکروارگانیسمها و توسعه محصولات جدید پروبیوتیک در صنعت غذا مطرح شده است. در این مطالعه فیلم زیست فعال پروبیوتیک حاوی باکتری L. plantarum بر پایه آلژینات تولید شد. تأثیر افزودن باکتری بر ویژگیهای فیزیکی، مکانیکی و ممانعتکنندگی فیلم آلژینات ارزیابی شد. علاوه بر این، تأثیر دو دمایC °4 و C°25 بر زندهمانی باکتری پروبیوتیک محصور در ساختار فیلم در طی یک ماه نگهداری از طریق آزمون شمارش باکتری در سطح محیط کشت MRS agar بررسی شد. سپس بر این اساس پوششدهی ماده غذایی مدل با فیلم پروبیوتیک انجام شده و زندهمانی باکتری پروبیوتیک در طول دوره نگهداری غذا تعیین شد. نتایج نشان داد که میزان افت جمعیت باکتری پروبیوتیک پس از خشک شدن محلول فیلم آلژینات حدود 61/4 درصد بود. افزودن باکتری پروبیوتیک به فیلم آلژینات منجر به افزایش ضخامت، کدورت، مقاومت در برابر کشش فیلم شد، در حالیکه بر حلالیت، فعالیت آبی، افزایش طول و ریزساختار فیلم آلژینات تأثیر معناداری نداشت. علاوه بر این فیلم پروبیوتیک حاوی باکتری نسبت به فیلم کنترل فاقد باکتری از درخشندگی، محتوای رطوبت و نفوذپذیری در برابر بخار آب کمتری برخوردار بود. درصد زندهمانی باکتری L. plantarum در فیلم آلژینات پس از یک ماه نگهداری در دمای C°4 بیشتر از C°25 و بهترتیب 84/96 و 29/47 درصد بود. همچنین جمعیت باکتری محصور در ساختار فیلم در سطح مدل غذایی (کالباس) پس از سه هفته نگهداری در یخچال در حد مطلوب محصولات پروبیوتیک (> cfu/gr 106) بود. بنابراین فیلم آلژینات بهعنوان حامل مناسب برای میکروارگانسیمهای پروبیوتیک جهت تولید محصولات غذایی فراسودمند جدید توصیه میشود.
بررسی پیشتیمارهای اتیلاولئات، کلریدسدیم و آنزیمبری بر خشک شدن تحت خلاء فلفل دلمهای
دوره 19، شماره 2، خرداد و تیر 1402، صفحه 195-216
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.70205.1040
نارملا آصفی، نسیبه علیرضالو، پویا بارمان ویسی، هاله ثریای ظفر
چکیده فلفل دلمهای جایگاه بسیار مهمی را در میان صیفیجات تولیدی در جهان به خود اختصاص داده است. بنابراین بهکارگیری راهکارهای عملی برای افزایش ماندگاری آنها برای توسعه و بهبود تولید، ضروری به نظر میرسد. عدمپذیرش افزودنیهای شیمیایی و تقاضا برای محصولات طبیعیتر، توجه به برخی روشها از جمله روش خشک کردن را افزایش داده است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی تأثیر فاکتورهای مختلف به عنوان پیشتیمار شامل آنزیمبری با سه روش، آب 0C100 به مدت 3 دقیقه، اتیلاولئات (با غلظتهای 0، 2 و 4 درصد) به مدت 1 دقیقه، کلریدسدیم (با غلظتهای 0، 2 و 4 درصد) به مدت 3 دقیقه و عدم انجام آنزیمبری بر سینتیک خشک شدن، خواص فیزیکی، ترکیبات شیمیایی و مواد مغذی فلفل دلمهای سبز، تحت خشک کردن در خلاء در دمای 0C60 و فشار kpa 10 با استفاده از روش سطحپاسخ است. نتایج نشان داد که کل فرآیند خشک شدن فلفل دلمهای در محدوده سرعت نزولی بوده و همچنین اثر پیشتیمارهای آنزیمبری در آب 0C100 به مدت 3 دقیقه و غوطهوری در محلول قلیایی اتیلاولئات و کلریدسدیم با غلظتهای 2 و 4 درصد به مدت 1 دقیقه، بطور قابلتوجهی موجب افزایش سرعت خشک شدن شدند. نمونههای پیشتیمار شده، میزان کلروفیل، ترکیبات فنولی و ویتامین ث بیشتری را نسبت به نمونه کنترل نشان دادند. در حالیکه فرآیند آنزیمبری و محلول اتیلاولئات تأثیر مثبتی بر رنگ نمونهها نداشته و موجب تیرگی نمونههای فلفل خشک شده گردیدند. مطلوبترین نمونه از لحاظ حفظ کیفیت شامل بیشترین میزان کلروفیل، ترکیبات فنولی و ویتامین ث، مربوط به نمونه آنزیمبری شده، تیمار شده با غلظت 4 درصد محلول اتیلاولئات و کلریدسدیم بود. بهرهگیری از پیشتیمارهای اتیلاولئات و کلریدسدیم را به عنوان روشی مناسب قبل از عمل خشک کردن با مزایایی از جمله حفظ میزان کلروفیل، ترکیبات فنلی و ویتامین ث با صرفهجویی در زمان خشک کردن را به اثبات میرساند.
بهینهسازی تولید کف در خشککردن کفپوشی آبکرفس و ارزیابی خواص پودر تولیدی
دوره 17، شماره 2، خرداد و تیر 1400، صفحه 217-231
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2020.39265
مهسا کمالی سروستانی، محبت محبی، مسعود تقی زاده
چکیده در این پژوهش، تولید پودر آبکرفس با استفاده از روش خشککردن کفپوشی موردمطالعه قرار گرفت. شرایط تولید کف بهینه آبکرفس از نظر غلظت صمغ زانتان (45/0-25/0 درصد) بهعنوان پایدارکننده کف، مقدار کنسانتره پروتئین آبپنیر (6-2 درصد) بهعنوان عامل کفزا و زمان همزدن (10-2 دقیقه) جهت ایجاد کف با کمترین مقدار دانسیته و بیشترین پایداری با استفاده از روش سطح پاسخ تعیین شد. سپس کف بهینه تولیدی در سه دمای 40، 55 و 70 درجه سانتیگراد و ضخامت 3 میلیمتر خشک شد و پودرهای تولیدی از نظر رطوبت، فعالیت آبی، دانسیته توده، دانسیته ضربه، دانسیته ذره، تخلخل و میزان پیوستگی و جریانپذیری موردمطالعه قرار گرفتند. درنهایت مشخص شد که افزایش دمای خشککردن از 40 به 70 درجه سانتیگراد، تأثیر معناداری (05/0>p) بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی پودرها داشت و سبب کاهش میزان رطوبت، فعالیت آب، دانسیته توده، دانسیته ضربه، دانسیته ذره و نسبت هاسنر و شاخص کار شد ولی میزان تخلخل افزایش یافت.
ارزیابی پایداری اکسایشی روغنهای زیتون سرخکردنی طی فرآیندهای حرارتی و سرخ کردنی
دوره 15، شماره 2، خرداد و تیر 1398، صفحه 235-243
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v15i2.74403
فاطمه حبیبی نوده، رضا فرهوش، علی شریف
چکیده در این تحقیق، شاخص پایداری اکسایشی روغن (OSI) و دوره القا ترکیبات کربونیلی (IPCV) و زمان پایداری سرخ کردن(tf cv =47) (زمان مورد نیاز جهت رسیدن به حد بحرانی 47 میکرومول بر گرم ترکیبات کربونیلی) یک مجموعهای از روغنهای زیتون بهترتیب در دو شرایط فرآیند حرارتی (آزمون رنسیمت در دماهای 110 تا140 درجه سانتیگراد) و فرآیند سرخ کردن در 180 درجه سانتیگراد بررسی گردید. همبستگی خوبی (R2= 0.9963) بین شاخص پایداری اکسایشی (OSI) و دوره القا ترکیبات کربونیلی (IPCV) در آزمون حرارتی رنسیمت، مشاهده گردید. در دماهای مشابه آزمون رنسیمت، شاخص پایداری اکسایشی نمونههای روغن تفاوت معنیداری را نشان داد. بیشترین و کمترین OSI و IPcv بهترتیب در نمونههای 6 و 1 مشاهده گردید. با بالا رفتن درجه حرارت، سرعت اکسایش نمونههای مورد مطالعه افزایش و شاخصهای پایداری اکسایشی کاهش یافت. بیشترین همبستگی (R2= 0.9985) از رسم زمانهای پایداری سرخ کردن (tfcv=47) در مقابل IPcv در 110 درجه سانتیگراد بهدست آمد و با افزایش دما تا 140 درجه سانتیگراد میزان این همبستگی کاهش یافت که این مسئله میتواند به تفاوت مکانیسمهای اکسایش لیپیدی در دمای بالا و پائین مرتبط باشد.
ارزیابی تأثیر پلاسمای غیرحرارتی بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و عملکردی آرد گندم
دوره 18، شماره 2، خرداد و تیر 1401، صفحه 330-342
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v19i1.88117
سید امیر توکلی لاهیجانی، فخری شهیدی، محمود حبیبیان، آرش کوچکی
چکیده نظر به اهمیت نقش گلوتن در محصولات غلهای بهویژه نان و ضرورت اصلاح آرد، ارایه یک روش ساده، اقتصادی و کارا بهمنظور بهبود کیفیت تکنولوژیکی گندم و نان تولیدی، همچنان یک چالش مهم و بحثبرانگیز میباشد. در این پژوهش تأثیر تکنولوژی نوین پلاسمای غیرحرارتی بر بهبود ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و عملکردی آرد گندم بررسی شد. بدین منظور آرد گندم با گلوتن متوسط تهیه و تحت تاثیر زمان اعمال تیمار پلاسمای سرد (زمان صفر، 2، 4، 6، 8 و 10 دقیقه) قرار گرفتند. نتایج آزمونهای فیزیکوشیمیایی نشان داد که با افزایش زمان اعمال تیمار پلاسما، مقدار pH و رطوبت کاهش اما مقدار گلوتن مرطوب، اندیس گلوتن و حجم رسوب زلنی افزایش یافت، اندازهگیری پارامترهای کیفی و عملکردی آرد گندم نشان داد پارامتر L*، درصد نشاسته آسیبدیده، اندیس حلالیت، ظرفیت جذب آب و روغن و قدرت تورم آرد گندم افزایش معنیداری (05/0>P) یافت، در حالی که پارامترهای a*، b* و عدد فالینگ کاهش معنیداری (05/0>P) پیدا کرد. بنابراین میتوان از تکنولوژی نوین پلاسمای سرد بهویژه زمان 8 دقیقه در بهبود ویژگیهای کیفی و عملکردی آرد گندم استفاده نمود.
آکریلآمید در قهوه اسپرسو: تعیین غلظت و ارزیابی خطر دریافت آن در نوجوانان و بزرگسالان
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.98206.1560
شیما تقوی، مرضیه معین فرد، رضا فرهوش
چکیده قهوه با میانگین مصرف سالانه حدود ۵۰۰ میلیارد فنجان، یکی از محبوبترین نوشیدنیها در جهان است. فرآیند برشتهکاری دانههای قهوه ضمن ایجاد ویژگیهای حسی مطلوب، منجر به تشکیل آکریلآمید بهعنوان یک ترکیب احتمالاً سرطانزا میشود. با توجه به افزایش مصرف قهوه در جامعه ایرانی، در این پژوهش محتوای آکریلآمید در ۳۵ نمونه قهوه اسپرسو شامل ۲۶ نمونه تهیهشده در کافیشاپها (ES-C) و ۹ نمونه تهیهشده با استفاده از اسپرسوساز خانگی (ES-H) اندازهگیری شد و سپس ارزیابی خطر دریافت آن در دو گروه سنی نوجوانان و بزرگسالان انجام گرفت. نتایج بیانگر حضور آکریلآمید در همه نمونهها بود، با این حال، مقدار آن در ES-C (9.16–2.15 میکروگرم بر 100 میلیلیتر) بیشتر از ES-H (4.00–0.93 میکروگرم بر 100 میلیلیتر) گزارش شد. میانگین دریافت روزانه آکریلآمید در مجموع 35 نمونه اسپرسو توسط نوجوانان و بزرگسالان بهترتیب 0.004 و 0.007 میکروگرم برکیلوگرم وزن بدن در روز، بدست آمد. حاشیه مواجه با خطر، در همه نمونهها و برای هر دو گروه سنی، بیشتر از 10000 بود. بنابراین خطر قرار گرفتن در معرض آکریلآمید از طریق مصرف اسپرسو در جمعیت مورد مطالعه نگرانکننده نبوده و با اولویت پایین برای مدیریت خطر شناخته میشود. خطر افزایش سرطان در نوجوانان و بزرگسالان بهترتیب 5-10× 0.244 و 5-10× 0.221 برآورد شد که هر دو از سطح اعلامشده توسط آژانس حفاظت از محیطزیست (5-10) کمتر بودند. خطرغیرسرطانزایی در نوجوانان، 0.0019 و در بزرگسالان، 0.0026 بهدست آمد که به مراتب کمتر از 1 بود. در مجموع، نتایج نشان داد که دریافت آکریلآمید از طریق مصرف قهوه اسپرسو بهتنهایی تهدید جدی برای سلامت جامعه هدف محسوب نمیشود و میزان مواجهه در بزرگسالان اندکی بیشتر از نوجوانان است. با این حال، مصرف اسپرسو میتواند دریافت کلی آکریلآمید را افزایش دهد. بنابراین بررسی همزمان دریافت آن از منابع غذایی مختلف و ارزیابی اثرات تجمعی آن بر سلامت جامعه ضروری است.
بررسی خواص حسی و اثر ضدمیکروبی اسانس کندر و موسیر بر باکتری لیستریا مونوسیتوژنر در پنیر سفید آبنمکی
دوره 16، شماره 4، مهر و آبان 1399، صفحه 343-356
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v16i4.80935
فرناز صادقی، لیلا ناطقی
چکیده افزایش سطح آگاهی مردم و نگرانی درخصوص استفاده از نگهدارندههای شیمیایی، کاربرد مواد نگهدارنده و ضدمیکروبی گیاهی و اثر آن بر رشد میکروارگانیسمهای مهم غذایی افزایش یافته است. لذا هدف کلی از این پژوهش بررسی خصوصیات فیزیکوشیمیایی، ضدمیکروبی و حسی پنیر سفید آبنمکی حاوی اسانس کندر در غلظتهای (5/0، 6/0، 7/0 درصد) و اسانس موسیر در غلظتهای (05/0، 1/0، 2/0 درصد) بههمراه باکتری لیستریا مونوسیتوژنز بهمیزان cfu/ml103 به نمونههای شیر پیشساز پنیر طی 60 روز نگهداری بود. نتایج بررسی ضدمیکروبی نشان داد میانگین شمارش میکروبی در تیمارهای 2/0 درصد اسانس موسیر و 7/0 درصد اسانس کندر در انتهای دوره نگهداری بهترتیب cfu/ml 000/0 و cfu/ml7/14 بود، که در مقایسه با سایر تیمارها بیشترین کاهش را نشان دادند (05/0(p≤. نتایج حاصل از بررسی خصوصیات فیزیکوشیمایی انجامشده، نشان داد که این جایگزینی روی خواص فیزیکوشیمیایی پنیر اثر معنیداری نداشت (05/0p>). نتایج ارزیابی حسی پنیر نشان داد اختلاف معنیداری بین امتیاز پذیرش کلی تمامی تیمارهای موردآزمون و نمونه شاهد مشاهده نگردید، بنابراین میتوان از دو اسانس موسیر و کندر بهعنوان جایگزین مناسب نگهدارندههای شیمیایی در محصولات لبنی استفاده نمود بدون اینکه اثر نامطلوب روی خواص حسی محصول داشته باشد.
مقایسه اثر نیتریت سدیم و نانوکپسولهای حامل آستاگزانتین میکروجلبک هماتوکوکوس (Haematococcus pluvialis) با پوشش ترکیبی مالتودکسترین-کازئینات سدیم در کنترل فساد اکسیداتیو و میکروبی سوسیس معمولی
دوره 20، شماره 4، مهر و آبان 1403، صفحه 351-367
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2023.78749.1202
سهیل ریحانی پول، سکینه یگانه، رضا صفری
چکیده هدف تحقیق حاضر امکان سنجی جایگزینی نیتریت سدیم در فرمولاسیون سوسیس معمولی با استفاده از نانوکپسول های حامل آستاگزانتین بود تا از این طریق از مضرات سوسیس کاسته و به ارزش غذایی آن افزوده شود. بههمین منظور پس از استخراج رنگدانه آستاگزانتین از میکروجلبک هماتوکوکوس پلوویالیس با استفاده از تکنیک اسید-استون و نانو ریزپوشانی آن با پوشش ترکیبی مالتودکسترین-کازئینات سدیم، نانوکپسول های حامل با نسبت های مختلف، جایگزین نیتریت سدیم در فرمولاسیون سوسیس معمولی شدند و تیمارهای حاصل از نظر اکسیداسیون، فساد میکروبی، شاخص های رنگی و خواص حسی طی 28 روز نگهداری در دمای یخچال مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد اثرگذاری نانوکپسول های حامل آستاگزانتین در زمینه کنترل دو شاخص فساد اکسیداسیونی یعنی تیوباربیتوریکاسید و عدد پراکسید بهصورت معنی داری بیشتر از نیتریت سدیم است (0/05>p) و کمترین حد این دو شاخص در تیمارهای دارای بیشترین میزان نانوکپسول های حامل ثبت شد. عکس این نتیجه در مورد بازهای ازته فرار و pH مشاهده شد؛ به این صورت که قدرت نیتریت سدیم در کنترل این دو شاخص بهصورت قابل ملاحظه ای بیشتر از نانوکپسول های حامل آستاگزانتین بود (0/05>p). مطابق یافته ها، وقتی 30 تا mg/kg 60 از mg/kg 120 حد مجاز نیتریت سدیم در فرمولاسیون سوسیس با نانوکپسول های حامل آستاگزانتین جایگزین شد، تیمارهای حاصل از نظر میزان و روند بازهای ازته فرار و pH طی دوره نگهداری با تیماری که صرفا حاوی mg/kg 120 نیتریت سدیم است، فاقد اختلاف معنی دار بودند (0/05<p). در ادامه مشخص شد همین تیمارها از نظر شاخص های رنگی و ارزیابی حسی (رنگ، بو، طعم و بافت) تفاوت قابل ملاحظه ای با تیمار حاوی mg/kg 120 نیتریت سدیم ندارند (0/05<p) و بیشترین پذیرش کلی هم مربوط به همین تیمارها می باشد (0/05>p). بنابر یافتههای تحقیق حاضر، نانوکپسول های حامل آستاگزانتین پتانسیل مطلوبی جهت جایگزینی نیتریت سدیم در فرمولاسیون سوسیس دارند.
بررسی اثر پودر جوانه گندم بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی، میکروبی و حسی نوشیدنی کفیر
دوره 15، شماره 4، مهر و آبان 1398، صفحه 395-406
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v15i4.76680
سهیلا احمدیان مسک، فریده طباطبایی یزدی، سید علی مرتضوی، آرش کوچکی
چکیده جوانه گندم بهعنوان یک ماده خام مغذی برای ترکیب در فرمولاسیون محصولات غذایی شناخته شده و دارای ارزش غذایی و دارویی فراوانی میباشد. در این پژوهش اثر غلظتهای مختلف پودر جوانه گندم (1، 2 و 3 درصد) را بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی (اسیدیته، pH، اتانول، ویسکوزیته ظاهری و پارامترهای رفتار جریان)، میکروبی (شمارش Lactobacillus، مخمرها و شمارش کلی جمعیت میکروبی) و حسی نوشیدنی کفیر در طی 24، 48 و 72 ساعت پس از تلقیح مورد بررسی قرارگرفت. مطابق نتایج حاصل از آزمونهای انجام شده، pH نمونههای کفیر در زمان نگهداری کاهش و با افزایش درصد غلظت پودر جوانه گندم میزان اسیدیته افزایش یافت. بین درصدهای مختلف پودر جوانه گندم نیز در میزان تولید الکل تفاوت معنیداری مشاهده گردید (001/0>P). نمونه حاوی 3 درصد پودر جوانه گندم بالاترین میزان اتانول را داشت. با افزایش درصد غلظت پودر جوانه گندم، میزان مخمرها و شمارش کلی میکروبی افزایش معنیداری نشان داد در حالی که میزان Lactobacillus کاهش یافت (001/0>P). نمونههای کفیر همراه با جوانه گندم، مطابق مدل قانون توان رفتار جریان غیرنیوتنی نشان دادند. ویسکوزیته ظاهری نمونهها با افزایش درصد غلظت جوانه گندم کاهش معنیداری داشت (001/0>P). بر طبق نتایج ارزیابی حسی، کفیر تولید شده با یک درصد جوانه گندم بالاترین امتیاز ارزیابی کلی را طی 72 ساعت دریافت کرد.
ارزیابی پیشرفت اکسایش روغن سویا غنی شده با اسانس اندام هوایی چویر حین انبارش تسریع شده
دوره 19، شماره 4، مهر و آبان 1402، صفحه 399-414
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.69813.1033
علیرضا همتی، علی گنجلو، کامبیز ورمیرا، ماندانا بی مکر
چکیده روغنهای گیاهی خصوصا روغن سویا به دلیل داشتن مقادیر بالایی از اسیدهای چرب غیراشباع مستعد به فساد اکسایشی هستند. در سالیان اخیر استفاده از ضد اکسایندههای طبیعی به دلیل اثرات منفی ضد اکسایندههای مصنوعی مورد توجه قرار گرفته است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی اسانس اندام هوایی چویر بر پایداری اکسایشی روغن سویا صورت پذیرفت. بدین منظور اندام هوایی چویر به روش انجمادی خشک و اسانس به روش تقطیر آبی استخراج شد. میزان بازده استخراج (5/2 درصد حجمی/وزنی)، محتوای ترکیبات فنولی کل (188 میلیگرم معادل گالیک اسید در گرم)، فلاونوئیدی کل (90/70 میلیگرم معادل کوئرستین در گرم)، فعالیت مهار کنندگی رادیکالهای آزاد DPPH (13/21-45/55 درصد) و قدرت احیاء کنندگی (72/2-61/3) برای اسانس چویر اندازهگیری شدند. در ادامه، پیشرفت اکسایش روغن سویا غنی شده با 200، 400 پیپیام اسانس چویر و مخلوط اسانس چویر و ضد اکساینده سنتزی و مخلوط اسانس چویر و ضد اکساینده سنتزی TBHQ (100 پیپیام+100پیپیام) طی 24 روز نگهداری تحت شرایط تسریع شده در دمای 65 درجه سلسیوس از طریق سنجش شاخصهای پایداری اکسایش بررسی و با ضد اکساینده سنتزی TBHQ مقایسه گردید. در پایان دوره نگهداری اعداد اسیدی، پراکسید، پارا-آنیزیدین و توتوکس برای نمونه کنترل بهترتیب معادل 52/1 میلیگرم هیدروکسید پتاسیم بر گرم، 60/10 میلیاکیوالان اکسیژن بر کیلوگرم، 48/12 و 68/33 بهدست آمد. با افزودن اسانس اندام هوایی چویر با حداقل غلظت مقادیر این اعداد 085/0 میلیگرم هیدروکسید پتاسیم بر گرم، 50/4 میلیاکیوالان اکسیژن بر کیلوگرم، 16/9 و 16/18 بود که در مقایسه با ضد اکساینده سنتزی TBHQ تفاوت معنیداری وجود نداشت (05/0p>). نتایج پژوهش حاضر نشان داد که اسانس اندام هوایی چویر خشک شده به روش انجمادی به خوبی میتواند پیشرفت اکسایش روغن سویا را به تاخیر بیاندازد. لذا از آن میتوان بهعنوان جایگزین طبیعی ضد اکساینده سنتزی TBHQ استفاده نمود.
اثر پودر پنیر و امواج فراصوت بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و حسی کیک روغنی بدون گلوتن
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 423-435
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i4.86707
بهاره صحرائیان، فاطمه پورحاجی، بهروز علیزاده بهبهانی
چکیده
در این تحقیق از پودر پنیر در چهار سطح صفر، 3، 6 و 9 درصد و امواج فراصوت با شدت صفر، 30 و 70 درصد جهت بهبود کیفیت کیک روغنی بر پایه مخلوطی از آردهای بدون گلوتن برنج (70 درصد)، کینوآ جوانهزده (15 درصد) و سیبزمینی (15 درصد) استفاده شد و رطوبت، حجم مخصوص، سفتی بافت، رنگ پوسته و بافت درونی، ویژگیهای حسی (فرم و شکل، خصوصیات سطح بالایی و پائینی، پوکی و تخلخل، سفتی و نرمی بافت، عطر و مزه و پذیرش کلی)، تخلخل و ریزساختار نمونههای تولیدی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد، افزایش پودر پنیر و شدت امواج فراصوت سبب افزایش کیک از 9/17 درصد (نمونه شاهد) به 1/25 درصد (نمونه 9 درصد پودر پنیر-شدت صوت 70 درصد) شد. این در حالی بود که نمونه حاوی 6 درصد پودر پنیر و تحتتأثیر امواج فراصوت با شدت 30 درصد از حجم مخصوص (4/4 سانتیمتر مکعب بر گرم) و تخلخل (1/31 درصد) بیشتر و سفتی بافت کمتری (بهترتیب 4/3 و 3/5 نیتوتن در بازه زمانی 2 ساعت و یک هفته پس از پخت) در مقایسه با سایر نمونهها برخوردار بود. همچنین نتایج نشان داد، افزایش پودر پنیر تا 6 درصد سبب افزایش مؤلفه L* (از 9/44 به 5/53) و تا سطح 9 درصد سبب افزایش مؤلفه a* (از 6/2 به 4/8) پوسته کیکهای بدون گلوتن تولیدی شد. از سوی دیگر نتایج حاکی از آن بود که افزایش درصد شدت امواج فراصوت منجر به افزایش مؤلفه رنگی L* (از 3/60 به 9/77) و کاهش مؤلفه رنگی b* (3/17 به 9/7) بافت درونی کیکهای بدون گلوتن شد. یافتههای بهدستآمده از ارزیابی حسی و امتیاز پذیرش کلی نیز حاکی از برتری نمونههای حاوی 3 و 6 درصد پودر پنیر تحتتأثیر امواج فراصوت با شدت 30 درصد بهترتیب با امتیاز 2/4 و 4/4 بود. همچنین بررسی تصاویر میکروسکوپ الکترونی و تصاویر دودویی نمونههای برتر (ریزساختار- میکروساختار) گواه انسجام و پیوستگی ساختار درونی و شبه شبکه موجود در کیکهای بدون گلوتن حاوی پودر پنیر در مقایسه با شاهد بود.
بررسی اثر پودر کدوحلوایی و مالت بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی، بافتی و حسی کیک اسفنجی
دوره 14، شماره 4، مهر و آبان 1397، صفحه 451-460
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1396i0.60891
صفورا جلالی، حسین جلالی، سید حسین حسینی قابوس
چکیده کدوحلوایی یک منبع مناسب از کاروتن، ویتامینهای محلول در آب و اسیدهای آمینه است. آرد کدوحلوایی دارای عطر و طعم و شیرینی بسیار مطلوب، رنگ زرد نارنجی- قرمز و مناسب جهت استفاده در فرمولاسیون مواد غذایی میباشد. در این مطالعه اثر جایگزین کردن پودر کدوحلوایی و مالت جو به اندازه مساوی در چهار سطح 0، 10 ، 20 و 30 درصد با آرد گندم بر خواص فیزیکوشیمیایی و ویژگیهای حسی کیک اسفنجی مانند pH، چربی، پروتئین، رطوبت، خاکستر، فیبر، بتاکاروتن، عناصر معدنی، کربوهیدرات، بافتسنجی و رنگ مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که تیمارهای حاصل در چربی، پروتئین و PH اختلاف معنیداری نداشتند (05/0P). با افزایش جایگزینی پودر کدوحلوایی و مالت رطوبت، خاکستر و آهن کیکها افزایش یافت اما مقدار کربوهیدرات و کلسیم نمونهها کاهش یافت. مقدار فیبر کیکها در محدوده 13/1-28/0 درصد بهدست آمد. با افزایش جایگزینی پودر کدوحلوایی و مالت میزان قرمزی (*a) و زردی (*b) کیکها افزایش یافت ولی مقدار روشنایی (*L) کاهش یافت. همچنین ملاحظه شد که افزودن پودر کدوحلوایی و مالت جو به آرد باعث نرمی بافت کیک اسفنجی تولیدی گردید. بتاکاروتن کیکها در محدوده 98/1-40/0 میلیگرم در 100 گرم بود. مقدار کلسیم و آهن کیکها بهترتیب در محدوده 700-500 میلیگرم در 100 گرم و 70/59-75/40 میلیگرم در 100 گرم بهدست آمد. در نهایت نتایج ارزیابی حسی تیمارها نشان داد که کیک اسفنجی تولیدی با 10 درصد پودر کدوحلوایی و مالت جو بهعنوان بهترین فرمولاسیون کیک میباشد.
تأثیر پوششهای خوراکی لیپیدی بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و میکروبی کشمش
دوره 11، شماره 5، آذر و دی 1394، صفحه 496-507
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v0i0.38002
اعظم ایوبی، ناصر صداقت، مهدی کاشانی نژاد، محبت محبی، مهدی نصیری محلاتی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی تأثیر پوششهای خوراکی لییپیدی (گلیسریل منواستئارات و موم کارنوبا) بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و میکروبی کشمش طی دوره نگهداری انجام شد. بدین منظور، کشمش تهیهشده از انگور رقم عسگری بهروش تیزابی با پوشش های خوراکی لییپیدی همراه با اسانس آویشن تیمار شد و در دماهای 20، 35 و C° 50 بهمدت 12 هفته نگهداری شد. طی مدت نگهداری، میزان رطوبت، فعالیت آبی، سفتی، مؤلفه های رنگی (L* (روشنی)، a* (قرمزی) و b* (زردی))، درصد آفتزدگی و ویژگیهای میکروبی (شمارش کلی، تعداد کل کپک و مخمر) موردارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تأثیر پوششهای لیپیدی، دما و مدت زمان نگهداری بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و میکروبی کشمش معنیدار بود. پوششدهی، افت رطوبت، سفتی، روشنی و قرمزی را کاهش داد. شمارش کلی، تعداد کل کپک و مخمر طی دوره نگهداری در نمونههای تیمارشده با پوشش خوراکی کاهش یافت. موم کارنوبا نسبت به گلیسریل منواستئارات تأثیر بیشتری بر پایداری کشمش داشت. اسانس آویشن نیز باعث بهبود رنگ و ویژگیهای میکروبی شد. کمترین مقادیر قرمزی (2-)، شماش کلی (06/2 لگاریتم تعداد کلنی در گرم) و تعداد کل کپک و مخمر (32/1 لگاریتم تعداد کلنی در گرم) مربوط به پوشش کارنوبا و اسانس آویشن بود.
تأثیر کاپاکاراگینان بر ژل پر شده امولسیونی سرد ایزوله پروتئین آب پنیر: یک مطالعه رئولوژیکی و مکانیکی
دوره 20، شماره 5، آذر و دی 1403، صفحه 499-515
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2023.81976.1251
محمد رضا صلاحی، سید محمد علی رضوی، محبت محبی
چکیده در پژوهش حاضر، اثر صمغ کاپاکاراگینان (0، 0/1، 0/3، 0/5 و 0/7 درصد) بر ویژگیهای مکانیکی (آزمون فشاری تک محور)، رئولوژیکی (آزمون های برشی پایا، کرنش متغیر و فرکانس متغیر) و ظرفیت نگهداری آب ژل سرد پر شده امولسیونی مبتنی بر ایزوله پروتئین آب پنیر بررسی شد. طبق نتایج آزمون برشی پایا، تمامی نمونهها دارای رفتار تضعیف شونده با برش بودند و بر اساس مدل قانون توان، در حضور کاپاکاراگینان این رفتار تشدید می شد؛ و با افزایش غلظت صمغ از صفر تا 0/7 درصد، مقدار ضریب قوام از 339/9 تا 545/7 پاسکال در ثانیه افزایش می یافت. در آزمون کرنش متغیر، با افزایش درصد صمغ مقادیر مدول الاستیک و ویسکوز در ناحیه خطی و مدول در نقطۀ متقاطع افزایش یافتند و tan dLVE از 0/17 به 0/13 کاهش پیدا کرد که بیانگر افزایش استحکام ساختار شبکه ژل امولسیون بود. بر اساس آزمون فرکانس متغیر، با افزایش غلظت کاپاکاراگینان، پارامترهای 'k و "k، قدرت شبکه و گسترش شبکه بهترتیب از 5311/8 پاسکال، 939/9 پاسکال، 5380/1 پاسکال در ثانیه و 10/05 در نمونۀ ژل امولسیون شاهد تا 25080/6 پاسکال، 3574/9 پاسکال، 16097/7 پاسکال در ثانیه و 16/41 در نمونۀ حاوی 0/7 درصد کاراگینان افزایش یافتند. به طور کلی، در ژل های امولسیونی مرکب، مقادیر مدول ظاهری الاستیسیته و تنش شکست بیشتر و کرنش شکست و انرژی شکست کمتر از نمونه شاهد بود. همچنین، نتایج نشان داد که غلظت های مختلف کاپاکاراگینان اثر معنی داری بر ظرفیت نگهداری آب نمونه های ژل امولسیون نداشت. نتایج این پژوهش می تواند به دانش تولید غذاهای کاربردی جدید مبتنی بر برهمکنش پروتئین-پلی ساکارید بیفزاید.
ارزیابی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی زالزالک (Crataegus pinnatifida) طی نگهداری در شرایط مختلف و مدلسازی تغییرات با مدلهای سینتیکی
دوره 16، شماره 5، آذر و دی 1399، صفحه 507-523
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v16i5.79355
محسن زندی، علی گنجلو، ماندانا بی مکر
چکیده شرایط نگهداری نامناسب منجر به کاهش کیفیت قابلتوجه زالزالک میگردد که بر پذیرش نهایی مصرفکننده مؤثر است. تاکنون پژوهشی مبنی بر بررسی تأثیر شرایط نگهداری بر تغییرات خصوصیات فیزیکی و شیمیایی میوه زالزالک گزارش نشده است. در پژوهش حاضر تغییرات در خصوصیات فیزیکی و شیمیایی مرتبط با کیفیت میوه طی نگهداری زالزالک تحت شرایط مختلف نگهداری (محیط، یخچالی و سردخانه) موردارزیابی قرار گرفت؛ سپس پنچ مدل سینتیکی (مدلهای درجه صفر، درجه اول، درجه دوم، تبدیل جزء و ویبال) بر دادههای تجربی برازش گردید و پارامترهای مدل توسط تحلیل رگرسیونی محاسبه گردید. شرایط و زمان نگهداری تأثیر معناداری بر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی (بهغیر از برخی خصوصیات هندسی) داشت و تغییرات قابلتوجهی در رنگ، سفتی بافت و افت وزن زالزالک رخ داد. سفتی بافت، اسیدیته قابلتیتر، pH، شاخص رسیدگی، خصوصیات رنگی (بهغیر از خصیصههای a* و c*) بهطور معناداری کاهش یافت و افت وزن، میزان مواد جامد محلول و خصیصههای a* و c نیز بهطور معناداری افزایش پیدا نمودند. نتایج نشان داد که مدلهای سینتیکی درجه اول و ویبال بهترین توصیف را از تغییرات خصوصیات فیزیکی و شیمیایی نشان دادند. وابستگی دمایی کیفیت میوه به شرایط نگهداری بهطور موفقیتآمیزی توسط معادله آرنیوس توصیف گردید. خروجی این پژوهش نتایج مفید و ارزشمندی برای شرایط و نحوه نگهداری زالزالک فراهم میآورد.
