تأثیر پوشش خوراکی پروتئین آبپنیر حاوی عصاره آویشن شیرازی و روغن سبوس برنج بر کیفیت شیمیایی، فیزیکی و میکروبی تخممرغ
دوره 11، شماره 6، بهمن و اسفند 1394، صفحه 738-746
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1394i6.50003
ملاحت صفوی، مجید جوانمرد
چکیده هدف از این تحقیق، استفاده از پوشش خوراکی فعال بر پایه پروتئین آبپنیر حاوی روغن سبوس برنج و ترکیب ضدمیکروبی عصاره آویشن شیرازی، بهمنظور بهبود خواص فیزیکی و شیمیایی، میکروبی و استحکام ساختاری تخممرغ در برابر شکستگی و بهطورکلی افزایش کیفیت و ماندگاری تخممرغ میباشد. در این پژوهش، تأثیر پوششدهی با کنسانتره پروتئین آبپنیر بهتنهایی و در ترکیب با روغن سبوس برنج و ترکیب ضدمیکروبی عصاره آویشن شیرازی بر روی ویژگیهای کیفی و ماندگاری تخممرغ بررسی شد. نتایج نشان داد که میزان درصد کاهش وزن در همه گروههای پوششدادهشده بهطور معنیداری (05/0 P<) کمتر از گروه شاهد (فاقد پوشش) است. ماندگاری تخممرغ نیز با توجه بهمیزان اندیس Haugh و اندیس زرده حدود 4 هفته نسبت به نمونههای شاهد افزایش یافت. استحکام پوسته گروههای پوششدار بیشتر از گروه کنترل بود. حداقل غلظت ممانعتکنندگی عصاره آویشن شیرازی در محیطکشت 1 میکرولیتر بود. غلظت 1 میکرولیتر عصاره آویشن شیرازی باعث کاهش بار میکروبی کل سطح پوسته تخممرغ تا 87% گردیده و غلظت 2 میکرولیتر، بار میکروبی کل را به صفر کاهش داد. در ارزیابیهای حسی، از نظر گروه ارزیاب، تخممرغهای پوششدیده نسبت به گروه پوششندیده (شاهد) پذیرش نهایی بیشتری داشته و در میان تیمارها نیز تخممرغهای پوششدیده حاوی درصد پائین روغن سبوس برنج، پذیرش نهایی بیشتری از نظر مصرفکنندگان داشته است. بهطورکلی استفاده از روش پوششدهی بهعنوان یک روش کاربردی و مقرونبهصرفه، میتواند باعث حفظ پارامترهای کیفی در تخممرغ شده و علاوهبر حفظ بازارپسندی محصول، منجر به افزایش ماندگاری در شرایط عرضه آن گردد.
تخمین محتوای رطوبتی خربزه درختی با استفاده از مدلسازی GMDH
دوره 11، شماره 6، بهمن و اسفند 1394، صفحه 747-757
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1394i6.51651
علیرضا یوسفی، ناصر قاسمیان
چکیده در این تحقیق یک مدل هیبریدی شبکه عصبی-GMDH جهت تخمین محتوای رطوبتی قطعات خربزه درختی در حین خشکشدن با هوای داغ در یک خشککن کابینتی تعیین شد. برای این منظور پارامترهای زمان خشککردن، ضخامت قطعات و دمای خشککردن بهعنوان ورودی تعریف گردید و مقدار نسبت رطوبتی (MR) بهعنوان خروجی تخمین زده شد. دقیقاً 50 درصد دادهها جهت آموزش و 50 درصد دیگر برای تست کردن مدل استفاده شد. بهعلاوه، چهار مدل ریاضی مختلف بر دادههای آزمایشگاهی برازش داده شدند و نتایج این مدلسازی با GMDH مقایسه گردید. مقدار ضریب تبیین (R2) و جذر میانگین مربعات خطا (RMSE) بهدست آمده برای مدل GMDH بهترتیب 9960/0 و 0220/0 بهدست آمد، درحالیکه برای بهترین مدل ریاضی (مدل نیوتن) این مقادیر بهترتیب برابر 9954/0 و 0230/0 تعیین شد. پس میتوان نتیجه گرفت که مدلسازی با GMDH کارایی بالاتری نسبت به مدل ریاضی در تخمین محتوای رطوبتی قطعات لایه نازک خربزه درختی دارد.
اثر روشهای استخراج بر ترکیبات فنولی استخراجشده از پوست و پالپ انجیر
دوره 11، شماره 6، بهمن و اسفند 1394، صفحه 758-769
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1394i6.51760
الهه مقصودلو، رضا اسماعیل زاده کناری، زینب رفتنی امیری
چکیده اخیرا استخراج آب زیربحرانی (SWE) بهعنوان یک تکنولوژی سبز برای استخراج ترکیبات زیستفعال گیاهان شناخته شده است. در این مطالعه، استخراج آب زیربحرانی، استخراج بهکمک اولتراسوند (UAE) و استخراج حلالی همزنی (SSE) جهت استخراج ترکیبات فنولی پوست و پالپ انجیر مقایسه شدند. فعالیت آنتیاکسیدانی عصارهها با آزمونهای مهار رادیکال DPPH، قدرت احیاکنندگی و رنسیمت ارزیابی شد. آب زیربحرانی نشان داد که بالاترین توانایی را در استخراج ترکیبات فنولی کل پالپ و پوست (بهترتیب، 21/0±89/65 و 09/0±79/80 معادل میلیگرم گالیک اسید در گرم عصاره) و ترکیبات فلاونوئیدی (بهترتیب، 33/0±51/7 و 02/1±1/10 معادل میلیگرم کوئرستین در گرم عصاره) دارد. همچنین، کمترین IC50 در آزمونهای مهار رادیکال DPPH و قدرت احیاکنندگی به عصارهی آب زیربحرانی پوست انجیر مربوط بود. بنابراین، آب زیربحرانی روش مناسبتری برای استخراج ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی کل پوست و پالپ انجیر میباشد.
تهیه پوشش زیستی ضدسودوموناس با قرار دادن لاکتوباسیلوس کازیی ATCC 39392 در ماتریکسهای سدیم کازئینات و متیل سلولز
دوره 15، شماره 3، مرداد و شهریور 1398، صفحه 13-27
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v15i3.69218
هدی قیومی، محمد علی نجفی، ناصر سلطانی، محمد رهنما
چکیده لفافهای زیست تخریبپذیر حاوی باکتریهای اسید لاکتیک از روشهای جدید نگهداری مواد غذایی است. در این مطالعه باکتری Lactobacillus casei ATCC 39392 (L. casei 39392) مستقیما به محلول سازنده لفافهای کازئینات سدیم و متیل سلولز بهصورت جداگانه افزوده گردید، بهطوریکه لفاف زیستی تهیه شده حاوی CFU/cm2106 بود. خصوصیات مقدار رطوبت، حلالیت در آب، قابلیت نفوذ به بخار آب، رنگ، شفافیت، مقاومت در برابر کششپذیری، ازدﯾﺎد ﻃﻮل ﻓﯿﻠﻢ ﺗﺎ ﻧﻘﻄﻪ ﭘﺎره ﺷﺪن و مدول اﻻﺳﺘﯿﮏ فیلمها بررسی گردید. همچنین نرخ زندهمانی L. casei 39392 در طی 30 روز نگهداری (دمای 5 درجه سانتیگراد، رطوبت نسبی 75%) و اثر مهارکنندگی لفافها بر رشد باکتریPseudomonas aeruginosa PTCC 10832 (P. aeruginosa 10832) طی 12 روز در 5 درجه سانتیگراد بررسی گردید. نتایج نشان داد افزودن L. casei 39392 به لفافهای تهیه شده شفافیت و نفوذپذیری به بخار آب بالاتری را در مقایسه با لفاف خالص نشان داد (05/0˂p). نرخ زندهمانی L.casei 39392 در لفاف سدیم کازئینات نسبت به لفاف متیل سلولز بالاتر بود (05/0˂p). بیشترین نرخ بازدارندگی رشد در برابر P. aeruginosa 10832 (3/85%) توسط لفاف زیستی متیل سلولز در روز چهارم نگهداری مشاهده گردید (05/0˂p). نتایج ما نشان داد لفافهای زیستی حاوی L.casei 39392، میتواند تهیه لفافهای حاوی نگهدارندههای طبیعی را توسعه دهد.
تأثیر تیمار حرارتی و غیرحرارتی بر میزان مواد معدنی، ترکیبات فعال زیستی و فعالیت آنتیاکسیدانی دانه چیا (Salvia hispanica L)
دوره 16، شماره 3، مرداد و شهریور 1399، صفحه 15-23
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v16i3.82816
محمد نوشاد، بهروز علیزاده بهبهانی، پریسا قاسمی
چکیده در این پژوهش، اثر تیمارهای حرارتی ( برشته کردن و اتوکلاو) و تیمارهای غیرحرارتی (خیساندن و جوانهزنی) بر میزان فنل کل، مقدار فلاونوئید کل، فعالیت آنتیاکسیدانی و میزان مواد معدنی دانه چیا بررسی شد. نتایج نشان داد که تیمارهای حرارتی باعث افزایش میزان فنل کل در نمونه ها شد بهطوری که میزان فنل کل در نمونهها از (mg (GAE/g) 1/0 ±95/0 در نمونه شاهد تا mg (GAE/g) 12/0 ±32/1 در نمونه برشته شده وmg (GAE/g) 1/0± 11/1 در نمونه اتوکلاو شده، افزایش یافت. خیساندن سبب کاهش میزان ترکیبات فنلی کل در نمونهها شد در حالی که جوانه زدن باعث افزایش میزان ترکیبات فنلی کل در نمونهها شد. برشته کردن اثر معناداری بر میزان ترکیبات فلاونوئید کل در نمونه داشت در حالی که اتوکلاو کردن، خیساندن و جوانهزنی سبب کاهش میزان ترکیبات فلاونوئید کل در نمونهها شد. تیمارهای حرارتی ( برشته کردن و اتوکلاو کردن) سبب افزایش فعالیت آنتیاکسیدانی در نمونهها شد در حالی که خیساندن سبب کاهش میزان فعالیت آنتیاکسیدانی نمونه ها شد و جوانهزنی اثر معناداری بر میزان فعالیت آنتیاکسیدانی نمونهها نداشت. جوانهزنی باعث افزایش میزان مواد معدنی در نمونهها شد در حالی که تیمار حرارتی (برشته کردن) اثر معناداری بر میزان مواد معدنی نداشت و تنها میزان آهن در نمونهها افزایش یافت. طیف بهدست آمده از FTIR نشان داد، تیمار حرارتی سبب کاهش مقدار پلیساکارید (cm-1 1750- 1740) و نسبت پروتئین/ لیپید (cm -1 3000- 2800) در نمونهها شد.
ریزپوشینه کردن کوآنزیم Q10 به روش تودهسازی مرکب ژلاتین و موسیلاژ دانه ریحان: بهینهسازی، ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و غنیسازی شیر
دوره 19، شماره 3، مرداد و شهریور 1402، صفحه 15-31
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2023.81438.1240
ستاره رمضانی، محمد شاهدی، میلاد فتحی
چکیده نگرانی جهانی در مورد سلامت انسان و افزایش شیوع بیماریهای مزمن در سالهای اخیر منجر به افزایش تقاضا برای ترکیبات مغذی مانند کوآنزیم Q10 شده است. حساسیت به گرما و خواص چربی دوست کوآنزیم Q10 استفاده از آن را در غذا محدود میکند. کپسولاسیون فناوری است که از مواد زیست فعال در برابر شرایط محیطی نامناسب محافظت میکند و عمر مفید را افزایش میدهد. هدف از این مطالعه کپسولهسازی کوآنزیم Q10 با استفاده از کواسرواسیون مرکب توسط موسیلاژ دانه ژلاتین-ریحان و مشخص کردن خواص فیزیکی، حرارتی و شیمیایی میکروکپسولهای تولید شده بود. روش سطح پاسخ برای تعیین سطح بهینه چهار متغیر فرمولاسیون برای حداکثر راندمان کپسولاسیون، ظرفیت بارگذاری و کدورت و حداقل جذب مایع رویی استفاده شد. میکروکپسولهای بهینه دارای راندمان کپسولاسیون 69/83%، ظرفیت بارگذاری 32/16%، کدورت 979/0 و جذب مایع رویی 227/0 بودند. میکروکپسولها با میکروسکوپ الکترونی روبشی، طیفسنجی فروسرخ تبدیل فوریه و کالریسنجی روبشی تفاضلی ارزیابی شدند. نتایج FTIR تشکیل کواسرواتها را تایید کرد. ترموگرام نقطه ذوب میکروکپسول بارگذاری شده Q10 در نقطه ذوب آن (50 درجه سلسیوس) به دلیل حلالیت آن در فاز روغن و به تله افتادن مناسب حین کپسولاسیون مشاهده نشد. رفتار رهایش Q10 توسط مدلهای مختلف ریاضی مورد بررسی قرار گرفت. ریزپوشینههای Q10 برای غنیسازی شیر مورد استفاده قرار گرفت و نتایج نشان داد که میکروکپسولهای پروتئین-کربوهیدرات توسعه یافته را میتوان برای محافظت از ترکیبات آبگریز استفاده کرد.
ارزیابی پتانسیل آنتیاکسیدانی و فعالیت ضدمیکروبی عصاره مچه (Lepidium draba) در شرایط برونتنی
دوره 17، شماره 3، مرداد و شهریور 1400، صفحه 17-24
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.86954
سحر روشنک، بهروز علیزاده بهبهانی، فخری شهیدی، فریده طباطبایی یزدی، علیرضا وسیعی، ندا هاشمی
چکیده استفاده از محصولات طبیعی مانند گیاهان دارویی، فرصتهای نامحدودی برای معرفی مواد افزودنی جدید فراهم کرده است. از مچه برای تهیه سوپ، سالاد و غذاهای تازه استفاده میشود. این مطالعه با هدف سنجش فعالیت ضدمیکروبی و آنتیاکسیدانی گیاه مچه انجام شد. اثر ضدمیکروبی عصاره مچه در برابر باسیلوس سوبتیلیس، سودوموناس آئروژینوزا، استافیلوکوکوس اورئوس و آسپرژیلوس نایجر موردآزمایش قرار گرفت. نتایج نشان داد که حداقل غلظت مهارکنندگی عصاره مچه برای آسپرژیلوس نایجر، سودوموناس ائروژینوزا، باسیلوس سوبتلیس و استافیلوکوکوس اورئوس بهترتیب 128، 128، 128 و 128 میلیگرم بر میلیلیتر بود. حداقل غلظت کشندگی عصاره نیز بهترتیب برای سویههای مذکور 256، 256، 256 و 256 میلیگرم بر میلیلیتر بود. مقادیر بهدست آمده برای فلاونوئید کل و محتوای فنلی کل بهترتیب 13/22 (میکروگرم بر میلیلیتر)، 88/18 (میلیگرم در میلیلیتر) بود. فعالیت آنتیاکسیدانی برحسب IC50 21/168 میکرولیتر در میلیلیتر بود. نتایج این مطالعه در مورد فعالیتهای بیولوژیکی عصاره مچه احتمال استفاده از عصاره آبی برگ مچه را بهعنوان منبع جدیدی از مواد ضدمیکروبی و آنتیاکسیدان طبیعی مواد غذایی و صنایع دارویی ارائه میدهد.
کاربرد طیفسنجی FT-IR با مدلهای طبقهبندی و رگرسیون مختلف برای تشخیص و کمیسازی هیدروسولفیت سدیم در آرد گندم ایران
دوره 20، شماره 3، مرداد و شهریور 1403، صفحه 17-31
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2024.86585.1312
امیر کاظمی، اصغر محمودی، مصطفی خجستهنژند، سید حسین فتاحی
چکیده آرد گندم یکی از مهمترین و استراتژیکترین منابع غذایی بهویژه در کشورهای در حال توسعه است. افزودن هیدروسولفیت سدیم به آرد برای بهبود برخی ویژگیهای ظاهری میتواند اثرات خطرناکی بر سلامت مصرفکننده داشته باشد. بنابراین تشخیص این ماده مضر از اهمیت عملی بالایی برخوردار است. در مطالعه حاضر، پتانسیل طیفسنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FT-MIR) در 400-4000 cm-1 برای تشخیص سریع پودر هیدروسولفیت سدیم در آرد گندم مورد بررسی قرار گرفت. پس از گرفتن دادههای طیفی از نمونهها، ابتدا از برخی روشهای پیشپردازش برای تصحیح اثرات مضر و ناخواسته بر دادههای طیفی استفاده شد و سپس از آنالیز مؤلفههای اصلی (PCA) بهعنوان مدل بدون نظارت و از مدلهای ماشینبردار بدون نظارت و پشتیبانی (SVM) و شبکه عصبی مصنوعی (ANN) بهعنوان مدلهای بانظارت استفاده شد. همچنین از مدل رگرسیون حداقل مربعات جزئی (PLSR) بهعنوان مدل رگرسیونی برای تشخیص و تعیین کمیت تقلب در نمونههای آرد خالص استفاده شد. بهترین نتایج بهترتیب بادقت 86.66 و 86.70 برای مدلهای SVM و ANN با پیشپردازش S-G + D2 + SNV و R2p = 0.99 برای مدل PLSR بود.
کپسولهسازی ویتامینهای E و C با استفاده از کنسانتره پروتئین آبپنیر–کیتوزان از طریق خشککردن پاششی: بهینهسازی، ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و تحلیل نرخ رهایش
دوره 22، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1405، صفحه 17-34
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.96109.1497
پونه مجتهدی، مهدی وریدی، امیرمحمد مرتضویان
چکیده نگرانیهای فزاینده در مورد سلامت انسان، تقاضا برای ترکیبات زیستفعال عملکردی مانند ویتامینهای E و C را افزایش داده است. با این حال، ناپایداری ذاتی و حساسیت آنها به شرایط محیطی، کاربرد مستقیم آنها را در سیستمهای غذایی محدود کرده است. استراتژیهای کپسولهسازی، رویکردی مؤثر برای محافظت از این ویتامینها در برابر تخریب و آزادسازی کنترلشده ارائه میدهند. این مطالعه با هدف توسعه یک سیستم کپسولهسازی پایدار برای ویتامینهای E و C با استفاده از کمپلکس کنسانتره پروتئین آب پنیر-کیتوزان (WPC-CS) از طریق خشک کردن پاششی انجام شد که امکان تحویل همزمان ویتامینهای آبدوست و لیپوفیل را فراهم میکند. روششناسی سطح پاسخ (RSM) برای بهینهسازی فرمولاسیون با هدف به حداکثر رساندن راندمان کپسولهسازی و در عین حال به حداقل رساندن میزان رطوبت و رطوبتپذیری به کار گرفته شد. میکروکپسول بهینه، راندمان کپسولهسازی 93.83٪ و 93.6٪ را برای ویتامینهای E و C بهترتیب با رطوبت کم (3.17٪) و رطوبتپذیری کنترلشده (13.18٪) نشان داد. مطالعات آزادسازی، رفتار وابسته به فاز را نشان دادند: ویتامین C آزادسازی ناچیزی در مایع شبیهسازی شده دهان (0.07٪ پس از 10 دقیقه) نشان داد، اما آزادسازی تجمعی قابل توجهی در مایع شبیهسازی شده معده (85.74٪ پس از 120 دقیقه) داشت. در مقابل، ویتامین E پروفایل آزادسازی آهستهتر و پایدارتری را نشان داد، بهطوریکه 31.45٪ پس از 120 دقیقه در مایع شبیهسازی شده معده آزاد شد و هیچ آزادسازی قابل تشخیصی در شرایط دهان مشاهده نشد. آنالیز میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) نشان داد که میکروکپسولها دارای مورفولوژی عمدتاً کروی با سطح چروکیده هستند که مشخصه ماتریسهای پروتئین-پلیساکارید تشکیل شده در طول خشک کردن سریع است. طیفسنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) کپسوله کردن موفقیتآمیز هر دو ویتامین را از طریق برهمکنشهای بین WPC و CS تأیید کرد. این یافتهها نشان میدهد که کمپلکسهای WPC-CS تولید شده از طریق خشک کردن پاششی، یک سیستم کپسوله کردن همزمان و آزادسازی کنترلشده مؤثر را فراهم میکنند که پایداری ویتامین را افزایش داده و کاربردهای امیدوارکنندهای را در غذاهای کاربردی و فرمولاسیونهای دارویی ارائه میدهند.
ویژگیهای آنتیاکسیدانی عصارههای مختلف اولئوگم رزین کندر (Boswellia serrata)
دوره 13، شماره 3، مرداد و شهریور 1396، صفحه 28-38
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1396i3.61520
عادله محمدی، سعیده عربشاهی دلویی، کیریاکی زینویادو، چاریس گالاناکیس
چکیده ترکیبات فنولی کل و خصوصیات آنتیاکسیدانی عصاره متانولی، اتانولی، استونی و آبی اولئوگم رزین کندر توسط روشهای مختلف مهار رادیکالهای آزاد DPPH، قدرت احیاءکنندگی، ظرفیت آنتیاکسیدانی کل و آزمون رنسیمت موردارزیابی قرار گرفت. عصارههای مختلف فعالیت آنتیاکسیدانی متفاوتی را بروز دادند. عصاره متانولی حاوی بیشترین ترکیبات فنولی بود و ظرفیت آنتیاکسیدانی بالاتری را در تمامی آزمونهای انجامگرفته نشان داد. علاوهبراین، همه عصارهها توانستند پایداری اکسایشی روغن سویا را در آزمون رنسیمت بهبود بخشند. براساس نتایج بهدست آمده، میتوان از اولئوگم رزین کندر بهعنوان منبعی بالقوه از آنتیاکسیدانهای طبیعی استفاده نمود.
تأثیر پوشش خوراکی ترکیبی بر پایه صمغ کتیرا و آلوئهورا بر کیفیت پس از برداشت توتفرنگی طی انبارداری
دوره 13، شماره 3، مرداد و شهریور 1396، صفحه 39-54
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1396i3.62317
آریو امامی فر، سودابه باوایسی
چکیده اثرپوشش ترکیبی بر پایه ژل آلوئهورا و ژل کتیرا بر ویژگیهای میکروبی، فیزیکوشیمیایی و حسی توتفرنگی تازه طی 20 روز انبارداری (دمای یک درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 95 درصد) در مقایسه با نمونه بدون پوشش ارزیابی گردید. پوششها با مخلوط کردن محلول ژل آلوئهورا رقیقشده (بهنسبت 1:3 وزنی حجمی در آب مقطر) و ژل کتیرا (با غلظت 6/0 درصد وزنی حجمی در آب مقطر) در غلظتهای مختلف (25% ژل آلوئهورا + 75% ژل کتیرا، 50% ژل آلوئهورا + 50% ژل کتیرا و 75% ژل آلوئهورا + 25% ژل آلوئهورا + 75% ژل کتیرا) تهیه شدند. پایداری میکروبی (تعداد کپک و مخمر و کل باکتریهای مزوفیل هوازی)، خصوصیات فیزیکوشیمیایی (اسید آسکوربیک، کاهش وزن، سفتی، اسیدیته، مواد جامد محلول، محتوی آنتوسیانین، فنل کل و فعالیت ضد اکسایشی) و ویژگیهای حسی (رنگ، طعم، بو و پذیرش کلی) نمونهها پس از 0، 4، 8، 12، 16 و 20 روز از شروع انبارداری در مقایسه با نمونه بدون پوشش (شاهد) ارزیابی گردید. پوششهای حاوی 50% ژل آلوئهورا + 50% ژل کتیرا در مقایسه با نمونههای بدون پوشش بهصورت معنیداری (05/0 p<) رشد میکروبی، کاهش وزن و تخریب اسید آسکوربیک را در نمونههای توتفرنگی کاهش داده و سفتی بافت، محتوای آنتوسیانین، فنل کل و ظرفیت ضداکسایشی آنها را حفظ کردند. همچنین بیشترین امتیاز ویژگیهای حسی به توتفرنگیهای پوشش داده با 50% ژل آلوئهورا + 50% ژل کتیرا اختصاص یافت. بههرترتیب محلول ترکیبی از دو ژل کتیرا و آلوئهورا بهعنوان یک فرمول پوششی مطلوب، علاوهبر خاصیت ضدمیکروبی زیاد، از توانایی بالایی در افزایش ماندگاری توتفرنگی تازه برخوردار بود.
خشک شدن همرفتی سیر (Allium sativum L.): رویکرد شبکههای عصبی مصنوعی برای مدلسازی فرآیند خشک کردن
دوره 14، شماره 3، مرداد و شهریور 1397، صفحه 52-62
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v14i3.66235
مجید رسولی
چکیده در این مطالعه، شبکه عصبی مصنوعی برای مدلسازی و پیشبینی میزان رطوبت سیر در طی خشک کردن سیر استفاده شد. برای این منظور شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چندلایه تحتعنوان پس انتشار پیشرو بهکار گرفته شد. پارامترهای مهم از جمله دمای هوای خشک کردن (50، 60 و 70 درجه سانتیگراد)، ضخامت ورقهها (2، 3 و 4 میلیمتر) و زمان خشک کردن بهعنوان ورودی و محتوای رطوبت بهعنوان خروجی شبکه در نظر گرفته شد. دادههای آزمایشگاهی بهدست آمده از فرآیند خشک کردن لایه نازک سیر برای آموزش و تست شبکه استفاده شد. توپولوژی بهینه 3-25-5-1 با الگوریتم LM و تابع آستانه TANSIG برای لایهها بود. با این شبکه بهینه، مقدار R2 و خطای نسبی بهترتیب 9923/0 و 67/9 درصد بود. مقدار MC برای سیر را میتوان با استفاده از شبکه عصبی، با میانگین خطای متوسط کمتر و ضریب تبیین بیشتر نسبت به مدل ریاضی ویبل پیشبینی کرد.
بررسی آماری و مدلسازی کیفیت و ویژگیهای حسی نان بدون گلوتن بهعنوان تابعی از مقادیر آرد کینوا، ذرت و گزانتان
دوره 14، شماره 3، مرداد و شهریور 1397، صفحه 65-73
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v14i3.64863
سیمین قاسمی زاده، بهزاد ناصحی، محمد نوشاد
چکیده در این پژوهش اثر افزودن آرد کامل کینوا، ذرت و صمغ زانتان به فرمولاسیون نان بدون گلوتن بر ویژگیهای حسی و کیفی موردبررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که افزودن آرد کینوا و ذرت باعث افزایش معنیدار شاخص L* و کاهش شاخص a* پوسته و مغز نان شد. همچنین افزایش درصد آرد ذرت باعث کاهش شاخص FDL* در نمونهها شد که این امر نشاندهنده کاهش ظاهر ناهمگن سطح نان است. یافتهها نشان داد با افزایش درصد کینوا، میزان انرژی و همبستگی کاهش یافته و همگنی و انتروپی و تباین افزایش مییابد. افزایش میزان تباین و همگنی نشاندهنده بافت نرمتر محصول بوده، از سوی دیگرکاهش انرژی، همبستگی نیز سبب افزایش نرمی در بافت میشود. بهنظر میرسد استفاده از آرد کامل کینوا بهدلیل وجود سبوس و ایجاد شبکه، سبب نرمتر شدن نان نسبت به نمونه شاهد و درنتیجه سبب افزایش تباین، همگنی و آنتروپی و کاهش انرژی و همبستگی نانهای تولیدی گردید. نتایج دادههای حسی نشان میدهد که امتیاز پذیرش کلی تمامی تیمارهای حاوی آرد کینوا نسبت به تیمار نمونه کنترل بیشتر بود که نشاندهنده بالا بودن مقبولیت نمونههای موردآزمایش در بین مصرفکنندگان و ارزیابها بود. نتایج آنالیز همبستگی بهخوبی نشان داد شاخصهای بینایی، همبستگی بالایی (05/0>p) با ویژگیهای حسی نان بدون گلوتن داشتند که بیانکننده توانایی تکنیکهای پردازش تصویر در پیشبینی پذیرش مصرفکننده بود. مقادیر بالای ضریب همبستگی (994/0) و کمMSE (0015/0) گویای کارایی بالای سیستم استنتاج تطبیقی فازی-عصبی (ANFIS) در پیشبینی میزان پذیرش کلی نانهای بدون گلوتن میباشد که میتواند بهعنوان یک ابزار دقیق برای طراحی و توسعه محصولات جدید در صنعت مواد غذایی استفاده شود.
بهینهسازی ویژگیهای بافتی پنیر فتای فراپالایش آنالوگ تولیدشده ازترکیبات لبنی و غیرلبنی
دوره 13، شماره 6، بهمن و اسفند 1396، صفحه 80-91
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1396i0.59349
علی اکبر غلامحسین پور، مصطفی مظاهری طهرانی، سید محمد علی رضوی
چکیده در این پژوهش از مخلوط کنسانتره پروتئینی شیر، کنسانتره پروتئینی آبپنیر، شیر خشک پسچرخ، شیرسویا، مارگارین، کره و آب برای تولید پنیر فتای فراپالایش بازساخته استفاده شد. متغیرها عبارت بودند از: کنسانتره پروتئینی شیردر سه سطح 8، 9 و 10 درصد، کنسانتره پروتئینی آبپنیردر سه سطح صفر، 5/1 و 3 درصد، شیرسویا در سه سطح 5، 10 و 15 درصد و مارگارین در سه سطح صفر، 5 و 10 درصد. نمونهها از نظر ویژگیهای بافتی پس از روز سوم تولید، آنالیز شدند. نتایج در قالب طرح مرکب مرکزی بررسی و بهروش سطح پاسخ مدلسازی و تجزیه و تحلیل شدند. ضریب تبیین مدلهای رگرسیون برازششده برای صفات مختلف بین 59/89 تا 80/97 متغیر بوده و فاکتور عدمبرازش تمامی صفات در سطح اطمینان 95 درصد معنیدار نبود، ازاینرو صحت مدل برای برازش اطلاعات تأیید گردید. با توجه به نتایج، شرایط بهینه بهدست آمده برای تولید پنیری که سختی و پیوستگی مناسبی داشته و از کمترین مقدار چسبندگی برخوردار باشد عبارت بود از: 13/9 درصد کنسانتره پروتئینی شیر، 3 درصد کنسانتره پروتئینی آبپنیر، 15درصد شیرسویا و 65/7 درصد مارگارین.
بهینهسازی فرمولاسیون خامه شیرین کمکالری با استفاده از روش سطح پاسخ
دوره 14، شماره 6، بهمن و اسفند 1397، صفحه 87-100
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v0i0.70033
فرشته حسینی، زینب رفتنی امیری
چکیده در این تحقیق، تأثیر استویا (04/0-0 درصد وزنی) بهعنوان جایگزین ساکارز، کنسانتره پروتئینی شیر (4-0 درصد وزنی) و نشاسته اصلاحشده ذرت مومی (3-0 درصد وزنی) بهعنوان جایگزینهای چربی بر روی خصوصیات فیزیکوشیمیایی و حسی خامه 15 درصد چربی با استفاده از طرح مرکب مرکزی چرخشپذیر بررسی شد. برای بهینهسازی فرمولاسیون خامه کمکالری از روش سطح پاسخ استفاده شد. نتایج نشان داد که افزایش جایگزینی ساکارز با استویا و غلظت کنسانتره پروتئینی شیر موجب افزایش اسیدیته خامه شد، در حالیکه pH کاهش یافت. با افزایش جایگزینی ساکارز با استویا در خامه، سفتی بافت، ویسکوزیته ظاهری و قوام کاهش یافت، در حالیکه افزایش غلظت کنسانتره پروتئینی شیر و نشاسته اصلاحشده منجر به افزایش فاکتورهای ذکر شده گردید. بر اساس بهینهسازی چند پاسخ، سطوح بهینه برای استویا 034/0 درصد، کنسانتره پروتئینی شیر 64/1 درصد و نشاسته اصلاحشده 30/2 درصد تعیین و مقادیر اسیدیته 15/0درصد بر مبنای اسیدلاکتیک، pH 5/6، سفتی بافتN 4/1، ویسکوزیته ظاهری mPa.s 3/28730 و قوام cm/30se 52/0 پیشبینی شدند. ارزش کالری خامه فرموله شده 46/44 درصد کمتر از نمونه شاهد (حاوی 30 درصد چربی و 12 درصد ساکاروز) بود. خامه فرموله شده از نظر پذیرش کلی اختلاف معنی داری با شاهد نداشته و در عین حال امتیاز بالاتری از نظر مزه و حالت خامه ای داشت.
اثر فرآیندهای حمام و پروب فراصوت بر فعالیت آنتیاکسیدانی عصاره فنولی برگهای پونه کوهی (Origanum vulgar L.)
دوره 15، شماره 6، بهمن و اسفند 1398، صفحه 89-101
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v15i6.75657
الهه مقصودلو، رضا اسماعیل زاده کناری
چکیده استخراج به کمک فراصوت به دلیل مزایای بسیار آن در استخراج ترکیبات زیستفعال از نمونههای گیاهی، مورد توجه زیادی قرار گرفته است. کارایی اولتراسوند تحت تاثیر عوامل مختلفی نظیر دمای استخراج، زمان استخراج، شدت امواج و نوع سیستم فراصوت متفاوت است. بنابراین، این مطالعه با هدف بررسی شرایط فرآیند دو نوع سیستم فراصوت(حمام و پروب) برای تعیین بالاترین راندمان استخراج ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی برگ پونه کوهی و بهترین شرایط استخراج انجام شد. اثر ترکیبهای متفاوت متغیرهای اولتراسوند شامل حمام (دما، 60-40 درجه سانتیگراد ؛ زمان، 60-30 دقیقه) و پروب (دما، 60-40 درجه سانتیگراد ؛ زمان، 25-5 دقیقه؛ دامنه اولتراسوند، 40-20 درصد) با استفاده از حلال اتانول- آب (50:50) موردررسی قرار گرفت. سپس فعالیت آنتیاکسیدانی عصارهها توسط مهار رادیکال DPPH و قدرت احیاکنندگی ارزیابی شد. بهترین شرایط برای استخراج ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی با استفاده از سیستم پروب فراصوت در دمای°C50 به مدت 15 دقیقه و دامنه 40% بهدست آمد. حداکثر فنول و فلانوئید بهترتیب معادل9/25 ±32/473 میکروگرم گالیک اسید در میلیگرم عصاره خشک و 24/1 ±46 میکروگرم کوئرستین در میلیگرم عصاره خشک بود. نتایج نشان داد روش فراصوت اثر قابل توجهی بر استخراج ترکیبات زیستفعال از برگهای پونه کوهی دارد، همچنین سیستم پروب کارایی بالاترینسبت به سیستم حمام داشت.
اثر برخی از نمکها در افزایش زمان نگهداری انگور سرخ فخری شاهرود در سردخانه
دوره 16، شماره 6، بهمن و اسفند 1399، صفحه 101-110
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v16i6.84456
سیدحمیدرضا ضیاءالحق
چکیده بهمنظور افزایش زمان ماندگاری انگور سرخ فخری و جلوگیری از کپکزدگی آن در سردخانه، خوشههای انگور در محلولهای نگهدارنده غوطهور شدند. برای این منظور محلولهای متابیسولفیت سدیم، کلرید کلسیم، استات سدیم و کربنات سدیم با غلظتهای مختلف 5/0، 1 و 2 درصد تهیه شد و انگورها پس از قرار گرفتن در سبدهای مناسب، در شرایط دمای حدود 5/0 تا 1 درجهی سانتیگراد و رطوبت نسبی 85 تا 95 درصد در سردخانه بهمدت 6 ماه نگهداری شدند. هر دو ماه یکبار درصد کپکزدگی، مواد جامد محلول، درصد قند، اسیدیته و pH نمونهها بررسی شد. نتایج این پژوهش نشان داد که اثر نوع ماده استفاده شده و زمان نگهداری بر درصد پوسیدگی و مقدار pH و اسیدیتهی تمام نمونهها در سطح 1% معنیدار میباشد. متابیسولفیت سدیم بیشترین اثر بازدارندگی را بر کپکها داشت. همچنین، از میان نمکهای مورداستفاده کلرید کلسیم بیشترین اثر را در حفظ رطوبت نشان داد. بیشترین مقدار pH نیز در نمونههایی بهدست آمد که در محلول کربنات سدیم غوطهور شده بودند. در مورد اثرات متقابل نیز اثر نوع ماده و زمان نگهداری بر میزان پوسیدگی، مقداررطوبت، بریکس، درصد قند و اسیدیته و همچنین نوع ماده و غلظت آن بر میزان پوسیدگی و اسیدیتهی نمونهها معنیدار میباشد. با توجه به نتایج و دادههای حاصل از تجزیه و تحلیل آماری شرایط مناسب برای نگهداری انگور در سردخانه، غوطهوری آنها بهمدت حدود 2 دقیقه در محلول 5/0 درصد متابیسولفیت سدیم قبل از سردخانهگذاری میباشد. با این کار میتوان انگور را بهراحتی تا ٦ ماه نگهداری کرد.
اثرات سوپرناتانت باکتری Lactococcus lactis (L. lactis) subsp. lactis بر ماندگاری فیله قزلآلای رنگینکمان (Oncorhynchus mykiss) بستهبندی شده در خلاء
دوره 19، شماره 6، بهمن و اسفند 1402، صفحه 111-124
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2023.83834.1274
اسد عباس پور انبی، مسعود صیدگر، مسلم نیریز نقدهی
چکیده تحقیق حاضر جهت بررسی اثرات لاکتوباسیلوس لاکتیس زیرگونه لاکتیس بر ماندگاری فیله قزلآلای رنگینکمان بستهبندی شده در خلاء انجام شد. فیلههای ماهی تهیه و به 5 گروه تیمار مختلف شامل کنترل (آب مقطر)، باکتری خالص و 2 تیمار غوطهورشده در مایع رویی 2% و 4% و 106 CFU/g L. lactis زیرگونه لاکتیس طبقهبندی شدند. مقادیر pH، تیوباربیتوریک اسید (TBARS)، نیتروژن فرار کل(TVN) و مقدار پراکسید(PV) فیلهها در روزهای 0، 5، 10 و 15 دوره نگهداری در دمای 4 درجه سانتیگراد بررسی شد. بیان و تخریب پروتئین با استفاده از الکتروفورز ژل سدیم دودسیل سولفات-پلی آکریل آمید (SDS-PAGE) آنالیز شد. ارزیابی ارگانولپتیک بااستفاده از پنج ارزیاب حسی خبره انجام شد. مقادیر TBARS، TVN، pH و PV در طول دوره نگهداری افزایش یافته است (P <0.05). افزایش غلظت مایع رویی باعث کاهش معنیداری در مقادیر TBARS، TVN، pH و PV شد (P <0.05). بیشترین و کمترین مقادیر TBARS، TVN، pH و PV در روز 15 بهترتیب مربوط به گروههای شاهد (04/0±367/3 میلیگرم بر کیلوگرم) و باکتری خالص (02/0±70/0 میلیگرم بر کیلوگرم)، کنترل (40/6±20/87 میلیگرم بر کیلوگرم) وزن بدن) بود. و 4% مایع رویی (61/79±0/40 mgN/100g)، باکتری خالص (04/0±23/6) و 4% مایع رویی (07/0±44/5) و شاهد (01/22±0/12) meq/kg و 4% مایع رویی (06/0±08/3) meq/kgبود. تخریب پروتئین در نمونههای فیله تیمار شده با باکتری خالص و 4 درصد مایع رویی کمتر بود. بالاترین امتیاز بو، طعم، بافت و رنگ به فیلههای تیمار شده با 4 درصد مایع رویی (00/0±00/8)، باکتری خالص (40/0±00/7)، باکتری خالص و 4 درصد مایع رویی (28/0±75/7 و 28/0±75/7) و باکتری خالص (28/0±50/8) بهدست آمد. خیساندن فیلههای O. mykiss روی 4% مایع رویی و 106 CFU/g ازL. lactis Subsp. لاکتیس میتواند عمر مفید فیلههای قزلآلای رنگینکمان را افزایش دهد.
ررسی ترکیبات و خواص کیفی عصاره Paeonia officinalis استخراج شده به روش غوطهوری با اعمال امواج ماوراءصوت و مایکروویو: ارزیابی بالقوه عصاره بهعنوان یک نگهدارنده در دسر پاناکوتا
دوره 20، شماره 6، بهمن و اسفند 1403، صفحه 119-136
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2024.89000.1350
فرناز فلاحپور سیچانی، هاجر عباسی
چکیده نگهدارندهها موادی هستند که میتوانند از تخمیر، اسیدی شدن و سایر فرآیندهایی که موجب فساد غذا میشوند، جلوگیری یا آنها را متوقف کنند. این پژوهش با هدف استخراج عصاره ریشه گیاهPaeonia officinalis با کمک اعمال روش امواج فراصوت (40 کیلوهرتز، 40 درجه سانتیگراد بهمدت 45 دقیقه) و مایکروویو (400 وات، 40 درجه سانتیگراد، 5 دقیقه) در روش غوطهوریی و ارزیابی بازده استخراج، ترکیبات شیمیایی، خواص آنتیاکسیدانی و ضدمیکروبی عصارهها انجام گرفت. در مرحله بعد، بهترین عصاره به میزان 2، 4 و 6 درصد به فرمولاسیون دسر پاناکوتا اضافه شد تا اثرات آن بر ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی، حسی و میکروبی محصول در طول مدت نگهداری بررسی شود. یافتهها نشان میدهند که اعمال روش امواج فراصوت راندمان استخراج عصاره را بهبود میبخشد. این عصاره دارای بالاترین سطوح ترکیبات فنلی (1.18±52.64 میلیگرم اسید گالیک در هر گرم)، خواص آنتیاکسیدانی (0.47±76.33 درصد) و فعالیت ضد میکروبی در برابر Escherichia coli،Staphylococcus aureus وCandida albicans بوده است. افزودن عصاره به پاناکوتا نرخ تولید اسید را در محصول کاهش میدهد و منجر به کاهش جمعیت کل باکتری در مقایسه با نمونه شاهد در پایان دوره نگهداری میشود. دسر حاوی 2 درصد عصاره ویژگیهای حسی (طعم، رنگ، بو، بافت و پذیرش کلی) مشابه نمونه شاهد داشته در حالیکه کیفیت میکروبیولوژیکی آن برای مدت طولانیتری حفظ گردید. عصاره اتانولی ریشه Paeonia officinalis که با اعمال روش امواج فراصوت در روش غوطهوری استخراج شده است، میتواند بهعنوان یک نگهدارنده مؤثر برای دسرهای لبنی معرفی شود.
روششناسی سطح پاسخ- بهینهسازی مبتنی بر استخراج پکتین از پوست یک موز بومی
دوره 22، شماره 3، مرداد و شهریور 1405، صفحه 241-260
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.96779.1526
ایژیلاراسان جی بلاجی، اوما شانکار کی
چکیده مطالعه حاضر با هدف بهینهسازی استخراج پکتین از نمونه غیر AIS (خام) پوست موز آکومیناتا (Yelakki) انجام شد که با استفاده از روش استخراج به کمک اسیدسیتریک و با استفاده از روش سطح پاسخ (RSM) انجام شد. این مطالعه با استفاده از RSM انجام شد تا اثرات فردی، درجه دوم و تعاملی متغیرهای فرآیند (غلظت اسیدسیتریک، زمان استخراج و دما) بر بازده پکتین بهطور سیستماتیک ارزیابی شود. این مطالعه بر اساس یک طرح سه عاملی برای تعیین شرایط بهینه و عوامل آماری معنیدار انجام شد. شرایط بهینه برای استخراج، غلظت 1.5٪، مدت زمان استخراج 90 دقیقه و دمای 61.59 درجه سانتیگراد با مقدار مطلوبیت 0.616 بود. در این شرایط، بازده پکتین 2.025٪ در مقایسه با پوست موز (AIS 8-20٪) بسیار کمتر بود. غلظت، زمان استخراج و دما اثر آماری معنیداری (p < 0.05) بر بازده پکتین نشان دادند. پکتین استخراجشده بهعنوان پکتین با متوکسیل بالا طبقهبندی شد و DE آن 53.49٪ بود که کمی کمتر از مقادیری است که معمولاً برای منابع متعارف گزارش میشود. درجه استری شدن در محدوده قابل قبول برای پکتین HM باقی میماند و حاوی محتوای متوکسیل 4.75٪ و اسید آنهیدرورونیک 50.45٪ است. یافتههای ما نشان میدهد که پوست موز آکومیناتا (Yelakki) بدون AIS بهطور بالقوه بهعنوان یک ماده اولیه کمهزینه برای تولید پکتین در نظر گرفته میشود. مطالعات آینده ممکن است بر افزایش بازده پکتین با استفاده از روشهای استخراج جایگزین و اصلاح بیشتر پارامترهای فرآیند از طریق تکنیکهای بهینهسازی با استفاده از RSM،ANN یا سایر مدلهای آماری تمرکز کنند.
پایش فرآیند آبگیری اسمزی میوه بِه توسط روش ابداعی ترکیب مدولهای شبکه عصبی-منطق فازی (FMNN-FL)
دوره 11، شماره 3، مرداد و شهریور 1394، صفحه 247-259
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1394i11.42617
مهدی ایرانی، مسعود شفافی، حسن ایرانی
چکیده این مقاله روش جدیدی را بر پایه مودولهای شبکه عصبی (MNNs) و سیستم استنتاج فازی جهت مونیتور کردن و کنترل فرآیند غذایی ارائه میدهد. MNN پیشنهادشده متشکل از سه مودول است، هر یک از آنها مشخصههای مختلف تصویر را جهت ورودی استفاده میکنند که شامل: edge detection، wavelet transform و Hough transform هستند. جهت ترکیب خروجیهای مدولهای شبکه عصبی در رابطه با طبقهبندی تصاویر میوه به در طی فرآیند آبگیری اسمزی از سیستم استنتاج فازی sugeno استفاده شد. جهت تست این روش، برای طبقهبندی، پایگاه داده از 108 تصویر میوه به (12 طبقهبندی یا کلاس) تشکیل شد. در آزمایشات صورتگرفته این روش توسعهیافته، طبقهبندی تصاویر را با دقت 6/91% تشخیص داد. در مرحله بعد، مقادیر جذب ماده جامد (SG)، میزان دفع آب (WL) و محتوای رطوبتی (MC) بهعنوان خروجی مودولهای شبکه عصبی در نظر گرفته شدند، در جاییکه زمان فرآیند آبگیری اسمزی و تصویر طبقهبندیشده بهعنوان ورودیهای شبکه عصبی در نظر گرفته شدند. حداقل MRE% (153/18) بههمراه توانایی پیشگویی 89% برای میزان دفع آب (WL) زمانیکه از دو لایه مخفی و در هر لایه 6 نرون استفاده شد، بهدست آمد. کمترین میزان MRE% (3535/35) بههمراه توانایی پیشگویی 93% برای میزان جذب ماده جامد (SG) زمانیکه از از دولایه مخفی بهنحوی که در لایه اول 6 و در لایه دوم 8 نرون استفاده شد، بهدست آمد و درنهایت برای محتوای رطوبتی (MC) حداقل MRE% (4759/7) بههمراه توانایی پیشگویی 96% در استفاده از 6 و 5 نرون بهترتیب در لایه مخفی اول و دوم بهدست آمد. نتایج نشان دادند که این روش بهطور ستونی میتواند در جهت مدلسازی کیفی و مونیتور کردن تغیرات کیفی مواد غذایی در حین فرآیند آبگیری اسمزی مورداستفاده قرار بگیرد.
اثر محصولات پروتئین آبپنیر بر روی ویژگیهای میکروبیولوژیکی سوسیس امولسیون گوشت بوفالو
دوره 11، شماره 3، مرداد و شهریور 1394، صفحه 260-272
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1394i11.44328
عبدالغفور بادپا، صغیر احمد
چکیده ترکیبی از محصولات پروتئین آبپنیر (WPPs) ازجمله کنسانتره، ایزوله و پودر پروتئین آبپنیر در سطوح مختلف (1، 2، 3 و 4 درصد) بر خصوصیات کیفی سوسیس امولسیون (ES) در گوشت بوفالو، موردبررسی قرار گرفت. کیفیت سوسیس امولسیون بهلحاظ ویژگیهای میکروبیولوژیکی مانند تعداد کل (TPC)، میزان مخمر و کپک، تعداد کلیفرم و سالمونلا شیگلا موردبررسی قرار گرفت. ذخیرهسازی یخچالی اثر معنیداری (05/0 p<) بر افزایش تعداد کل، میزان مخمر و کپک و میزان کلیفرم سوسیس امولسیونی ترکیبشده با سطوح مختلف کنسانتره، ایزوله و پودر آبپنیر داشت. در روز بیستوپنجم انبارمانی برای نمونههای آمادهشده با سطوح مختلف (1، 2، 3 و 4 درصد) از کنسانتره، ایزوله و پودر پروتئین آبپنیر بهترتیب میزان کل بین 11/7- log cfu/g 39/7، 74/6- log cfu/g23/7 و 67/6- log cfu/g21/7، میزان مخمر و کپک بهترتیب 34/3- log cfu/g 86/3، 45/3- log cfu/g57/3، 45/3-log cfu/g 57/3 و 58/3- log cfu/g95/3 مشاهده شد. بعد از 25 روز ذخیرهسازی در یخچال (0C) میزان کل، مخمر و کپک تمامی نمونهها در محدوده ایمن (32/3- log cfu/g93/3) گزارش شد. بعد از گذشت 15 روز وجود کلیفرم در نمونهها شناسایی شد که در مخلوط سوسیس امولسیونی با کنسانتره، ایزوله و پودر پروتئین آبپنیر بهترتیب در دامنه 06/2- log cfu/g34/2، 28/2-log cfu/g 15/2، 22/2- log cfu/g08/2 بود. در پایان ذخیرهسازی میزان کلیفرم در دامنه 16/2- log cfu/g54/2، 30/2- log cfu/g 41/2 و 30/2- log cfu/g43/2 گزارش شد. سالمونلا شیگلا در هیچ نمونهای در طی ذخیرهسازی یخچال(0C) در 25 روز مشاهده نشد.
تأثیر برخی ویژگیهای فرایند بر ویژگیهای مکانیکی و بافت تصویر هویج سرخشده
دوره 12، شماره 3، مرداد و شهریور 1395، صفحه 340-349
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v12i3.38117
میلاد فتحی، سید محمد علی رضوی
چکیده در این تحقیق کاربرد آنالیز بافت تصویر بهعنوان یک روش غیرمخرب برای اتوماسیون و پیشگویی برخی ویژگیهای مکانیکی چیپس هویج موردبررسی قرار گرفت. نمونهها در شرایطهای مختلف سرخ شدند و رطوبت، پارامترهای رنگی (L*، a*، b* و DE) و خواص مکانیکی (سختی و مدول ظاهری) تعیین شد. سختی و مدول ظاهری با افزایش دما و زمان سرخ کردن افزایش یافتند. چهار ویژگی بافت تصویر (کنتراست، همبستگی، انرژی و یکنواختی) با استفاده از ماتریس هموقوعی سطح خاکستری محاسبه شد. نتایج نشان داد کنتراست و انرژی سطح خاکستری تصاویر همبستگی بهتری با سختی نمونههای سرخشده حاصل از آزمون فشاری سوراخ کردن داشتند. بهترتیب ضرایب همبستگی 97/0 و 98/0 بین چهار ویژگیهای بافت تصویر و سختی در آزمون فشاری و سوراخ کردن بهدست آمد. نتایج نشان داد که آنالیز بافت تصویر میتواند بهعنوان یک روش غیرمخرب برای تخمین ویژگیهای بافتی هویج استفاده شود.
شفافسازی آبنارنج با استفاده از اولترافیلتراسیون: بهینهسازی شار تراوه و مقاومت گرفتگی با روش سطح پاسخ
دوره 12، شماره 3، مرداد و شهریور 1395، صفحه 350-361
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v12i3.45562
محمدمهدی سیدآبادی، مهدی کاشانی نژاد، علیرضا صادقی ماهونک، یحیی مقصودلو، فخرالدین صالحی
چکیده کدورت آبنارنج بعد از آبگیری بر روی کیفیت، ماندگاری و تغلیظ آبمیوه مؤثر است. بنابراین شفافسازی آبمیوه یک فرآیند مهم در صنعت فرآوری میوه است. هدف از این پژوهش بررسی پارامترهای عملیاتی غشاء شامل فشار (220-120 کیلوپاسکال) و دما (35-25 درجه سانتیگراد) بر شار تراوه و مقاومت هیدرولیک در حین شفافسازی غشایی آبنارنج بود. روش سطح پاسخ برای بهینهسازی پارامترهای عملیاتی استفاده شد. نتایج آزمایشات نشان داد با افزایش دما شار تراوه افزایش یافت، اما مقاومت هیدرولیک کل (RT)، مقاومت پلاریزاسیون تغلیظ (Rcp) و مقاومت لایه ژل (Rg) در این شرایط کاهش یافت. شار تراوه، مقاومت غشاء (Rm)، RT، Rcp و شاخص گرفتگی با افزایش فشار افزایش یافت. شاخص گرفتگی و Rm رفتار متفاوتی را با توجه به تغییرات دما نشان دادند. نتایج بهینهسازی فرآیند نشان داد بهترین شرایط برای به حداکثر رساندن شار تراوه و بهحداقل رساندن شاخص گرفتگی و RT در دمای 35 درجه سانتیگراد و 120 کیلوپاسکال با حداکثر مطلوبیت 761/0 بهدست میآید.
ارزیابی کیفی و ویژگیهای حسی کوکیهای تهیهشده از آرد ارزن دم روباهی و پودر پوست پرتقال
دوره 21، شماره 6، بهمن و اسفند 1404، صفحه 605-622
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2025.94047.1447
جایاسامراج یوگالاکاشمی، ساموئل آدیی
چکیده تقاضای روزافزون برای غذاهای فراسودمند، باعث شده است که مواد طبیعی و غنی از مواد مغذی در محصولات سنتی بهمنظور حمایت از سلامت و تندرستی گنجانده شوند. ارزن دمروباهی، یک غله بدون گلوتن غنی از پروتئین، فیبر و ریزمغذیها، و پودر پوست پرتقال، یک محصول جانبی سرشار از فیبر غذایی و ترکیبات زیستفعال، برای تولید کوکیهایی با خواص فراسودمند استفاده شدند. این پژوهش با هدف تولید و ارزیابی کوکیهای سلامتی بخش تهیه شده از ارزن دمروباهی غنیشده با پودر پوست پرتقال انجام گردید. پنج فرمولاسیون با نسبتهای 49:1، 48:2، 47:3، 46:4، 45:5 از ارزن دمروباهی و پودر پوست پرتقال برای نمونه 1 تا نمونه 5 تولید شد، در حالیکه نمونه کنترل نسبت 50:0 داشت. نمونهها از نظر آنالیز شیمیایی، فعالیت آنتیاکسیدانی، ایمنی میکروبی و خواص حسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند تا سطح بهینه ترکیب با استفاده از روشهای استاندارد تعیین شود. نتایج آنالیز شیمیایی نشان داد که محتوای پروتئین از 11.7٪ تا 7.2٪ برای نمونه 1 تا نمونه 5 متغیر بود، در حالیکه نمونه کنترل 11.9٪ پروتئین داشت. میزان چربی برای نمونه 1 تا 5 از 20.5٪ تا 19.3٪ متغیر بود، در حالیکه در نمونه کنترل 20.7٪ بود. میزان فیبر خام برای نمونه 1 تا 5 از 2.8٪ تا 4.8٪ متغیر بود، در حالیکه برای نمونه کنترل 2.1٪ بود. میزان خاکستر برای نمونه 1 تا 5 از 1.10٪ تا 1.54٪ متغیر بود، در حالیکه در نمونه کنترل 1.04٪ بود. میزان رطوبت برای نمونه 1 تا 5 از 2.61٪ تا 4.25٪ متغیر بود، در حالیکه در نمونه کنترل 2.5٪ بود. از نقطه نظرتغذیهای، افزایش تدریجی فیبر غذایی و فعالیت آنتیاکسیدانی در نمونهها را شاهد بودیم که به بهبود سلامت گوارش و ظرفیت مهار رادیکالهای آزاد کمک میکند. ارزیابی حسی میزان بهینه افزودن پودر پوست پرتقال (2٪) مناسب برای پذیرش کلی حسی نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد که افزودن پودر پوست پرتقال بهطور قابل توجهی ویژگیهای تغذیهای و سلامتی بخشی کوکیها را افزایش میدهد.
