ارزیابی خصوصیات حسی و بافتی مغز بادامزمینی برشته شده با روش رگرسیون حداقل مربعات جزئی
دوره 13، شماره 4، مهر و آبان 1396، صفحه 540-552
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.55793
هادی باقری، مهدی کاشانی نژاد، مهران اعلمی، امان محمد ضیایی فر
چکیده برشته کردن یکی از متداولترین اشکال فرآوری مغزها بوده و هدف آن افزایش پذیرش کلی فرآورده است. در این پژوهش اثر دمای هوای داغ (140، 160 و 180 درجه سانتیگراد) و زمان (10، 20 و 30 دقیقه) برشته کردن در سرعث ثابت جریان هوای داغ (1 متر بر ثانیه) بر خصوصیات بافتی (نیروی شکست، سفتی، مدول الاستیسیته ظاهری، و انرژی فشاری) و حسی (رنگ، بافت، طعم و مزه، بوی برشتهشدگی، پذیرش کلی و پذیرش نهایی) مغز بادام زمینی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد با افزایش دما و زمان فرایند برشته کردن خصوصیات بافتی همچون نیروی شکست ( N19/75 -92/45)، سفتی (N 74/81 -90/48)، مدول الاستیسیته ظاهری ( N/s508/ 7-466/5) و انرژی فشاری (N.s 0/469 -1/199) کاهش وخصوصیات حسی همچون طعم و مزه و بوی برشتهشدگی بهبود مییابد. همچنین نتایج بررسی خصوصیات حسی نشان داد که مغز بادامزمینی برشته شده دارای پذیرش مناسبتری از نظر رنگ (50/4)، بافت (15/4)، طعم و مزه (89/3)، بوی برشتهشدگی (05/4)، پذیرش کلی (65/4) پذیرش نهایی (97/3) در دما و زمان برشته کردن 160 درجه سانتیگراد به مدت 30 دقیقه میباشد. نتایج ضریب اهمیت (ضریب استاندارد شده) بدست آمده در آزمون رگرسیون PLSدرمورد متغیرهای نیروی شکست، سفتی، مدول الاستیسیته و انرژی فشاری نشان داد که بهجزء پارامتر بوی برشتهشدگی، در سایر پارامترهای حسی، مدول ظاهری الاستیسیته دستگاهی بالاترین ضریب اهمیت را در مدل رگرسیون PLS برای پیشگویی تک تک صفات حسی برخوردار بود. نتایج آزمون PLS نشان داد که روش دستگاهی اندازهگیری بافت به خوبی میتواند صفات حسی مغز برشته شده بادامزمینی را پیشبینی کند، در نتیجه اندازهگیری مدول الاستیسیه ظاهری مغز بادامزمینی با روش دستگاهی میتواند جایگزین بخشی از آزمون حسی بهمنظور ارزیابی کیفیت محصول گردد.
ارزیابی خصوصیات ریزکپسولهای چند لایه حاوی دی استیل بر پایه جذب الکترواستاتیک فیبریلهای ایزوله پروتئین سویا و پکتین
دوره 13، شماره 4، مهر و آبان 1396، صفحه 553-565
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.55558
الهام انصاری فر، فخری شهیدی، محبت محبی، آرش کوچکی، نوید رمضانیان
چکیده در این پژوهش ریزکپسولهای جدید با جذب لایه به لایه پلیالکترولیتهایی از فیبریلهای ایزوله پروتئین سویا و پکتین با درجه متوکسیل بالا آماده شد. ویژگیهای ظاهری فیبریلها با AFM وTEM، خصوصیات ریزکپسولها، اندازه و یکنواختی، زتا پتانسیل، مورفولوژی و کینتیک رهایش دی استیل بررسی شد. نتایج نشان دادند که فیبریلهای ایزوله پروتئین سویا، ضخامتی بین 1 تا 10 نانومتر دارند و ساختارشان بسیار منشعب است. تصاویر SEM نشان دادند که ریزکپسولها کروی بوده و با افزایش تعداد لایههای دیواره، ضخامت آن افزایش یافته که منجر به بهبود استحکام کپسول شده است. با افزایش تعداد لایهها شیب پروفایل رهایش دی استیل کاهش یافت و حداکثر زمان رهایش دی استیل بهعنوان تابعی از تعداد لایهها بهطور یکنواخت افزایش یافت که میتوان این گونه استنباط کرد که با افزودن تعداد لایههای دیواره ریزکپسول، رهایش ماده ریزپوشانی شده را میتوان به تاخیر انداخت. نتایج بهدست آمده نشان میدهد که مدل کینتیکی ریگر-پپاس از نظر ریاضی بهترین توصیف را برای رهایش دی استیل از ریزکپسولها فراهم آورد، بهگونهای که ضریب همبستگی حاصل در تمامی برازشها با این مدل بالای 94/0 بود. این روش تولید ریزکپسولها، بسیار آسان و بهراحتی قابلیت تولید در مقیاس صنعتی دارد.
فعالیت آنتیاکسیدانی اسیدهای وانیلیک و سیرینجیک در روغن ماهی کیلکا و امولسیون روغن در آب آن
دوره 12، شماره 5، آذر و دی 1395، صفحه 588-595
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v12i5.41187
نجمه ملااحمدی بهراسمان، رضا فرهوش، سعید جانی، علی شریف
چکیده پایداری اکسایشی روغن ماهی کیلکا در حضور دو مشتق اسید فنلی (وانیلیک و سیرینجیک) مورد بررسی قرارگرفت. آلفا- توکوفرول بهعنوان شاهد مثبت در نظرگرفته شد. دو خصوصیت مهارکنندگی رادیکال آزاد دیپیپیاچ و قطبیت نسبی آنتیاکسیدانهای مذکور اندازهگیری شد. روغن به روش کروماتوگرافی جذبی تخلیص و 200 پیپیام از آنتیاکسیدانهای موردمطالعه به آن اضافه شد و شرایط رژیم سینتیکی در دمای 55 درجه سانتیگراد برقرار گردید. در طول زمان گرمخانهگذاری در فواصل زمانی معیّن از روغن نمونهبرداری و عدد پراکسید اندازه گیری شد. روند اکسایش امولسیون 10درصد نیز در همان دما بررسی شد. نتایج نشان داد اسید سیرینجیک با وجود قطبیت نسبی بالا و نیز قدرت مهارکنندگی بالایی که داشت، عملکرد آن در روغن تحت برهمکنشهای درون مولکولی کاهش یافت و از فرضیه معروف "تناقض قطبی" تبعیت ننمود. کارایی آنتیکسیدانی اسید سیرینجیک در امولسیون نسبت به روغن افزایش قابلتوجهی نشان داد و مشابه آلفا- توکوفرول بود. قدرت مهارکنندگی رادیکال و فعالیت آنتیاکسیدانی اسید وانیلیک مشابه هم بود. بهطورکلی امولسیفایر و عملیات تهیه امولسیون نسبت به آنتی اکسیدان، نقش پررنگتری در پایداری اکسایشی روغن امولسیونشده داشتند.
بررسی اثر ضدمخمری سویههای لاکتوباسیلوس پلانتاروم جدا شده از مراحل مختلف تولید پنیر لیقوان بر مخمر رودوتورولا موسیلوجینوسا بهعنوان شاخص فساد آبمیوه
دوره 12، شماره 5، آذر و دی 1395، صفحه 596-608
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v12i5.37025
ندا نیری، محمد رضا عدالتیان دوم، محمدباقر حبیبی نجفی، معصومه بحرینی
چکیده هدف این تحقیق، بررسی اثر ضدمخمری سویههای لاکتوباسیلوس پلانتاروم جداشده از مراحل مختلف تولید پنیر لیقوان بر روی مخمر رودوتورولا موسیلوجینوسا واریته موسیلوجینوسا PTCC 5257)) بهعنوان عامل فساد مخمری آبمیوه و بررسی تأثیر فاکتورهای تکنولوژیکی مانند تأثیر دما، pH و بررسی تأثیر آنزیم پروتیئناز K بر خواص ضدمخمری سویههای مزبور است. بدینمنظور از 19 سویه،که 3 سویه از شیر خام و 8 سویه از دلمه و 8 سویه از پنیر تازه لیقوان، استفاده شد. طیف فعالیت ضدمخمری، سویهها توسط روش نقطهگذاری و روش نفوذ در چاهک تعیین شد، و بهدنبال آن تعیین تأثیر فاکتورهای تکنولوژیکی یا فیزیکوشیمیایی مختلف از جمله درجه حرارتهای (80 درجه سانتیگراد به مدت 1 ساعت، 100 درجه سانتیگراد به مدت 10 و 30 دقیقه، 121 درجه سانتیگراد بهمدت 15 دقیقه (شرایط اتوکلاو)، pHهای 2 تا 7 و اثر آنزیم پروتئیناز K. نتایج حاصل نشان داد که سویه C28 دارای بالاترین خاصیت ضدمخمری در هر دو روش نقطهگذاری و نفوذ در چاهک بوده است، و با افزایش pH اثر ضدمخمری کاهش مییابد. در بررسی اثر دما، در شرایط اتوکلاو هیچگونه هاله شفافی مشاهده نشد. تمامی جدایههای موردبررسی درحضور آنزیم پروتئیناز K خاصیت ضدمخمری خود را از دست دادند. درنهایت، میتوان اینطور فرض کرد که سویههای ایزولهشده از مراحل مختلف تولید پنیر لیقوان یا عصاره فاقد سلول آنها، بهعنوان نگهدارنده زیستی در سیستمهای غذای بخصوص در سیستمهای غذایی اسیدی مانند آبمیوه، بکار روند.
بهینهسازی راندمان تولید پودر رب گوجهفرنگی با استفاده از خشککن پاششی و ارزیابی ویژگیهای کیفی آن
دوره 13، شماره 5، آذر و دی 1396، صفحه 647-662
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.52414
عادل دزیانی، امان محمد ضیایی فر، سید مهدی جعفری، محمد قربانی، علیرضا صادقی ماهونک
چکیده حساسیت بالای آبمیوهها و سبزیجات به حرارت منجربه توسعه روش خشک کردن پاششی جهت خشک کردن این دسته از محصولات گردیده است. تحقیق حاضر بهمنظور بررسی و ارزیابی اثر دمای هوای ورودی خشککن (150،120و C°180) و غلظت کمک خشککن یا حامل مالتودکسترین و ایزوله پروتئین آبپنیر با نسبت 4 به 1 (25 ، 5/37 و 50 درصد وزنی/ وزنی) بر خصوصیات کیفی و کمی پودر رب گوجهفرنگی شامل مقدار رطوبت، دانسیته تودهای، حلالیت، شکل و ساختار پودر و همچنین مقدار لیکوپن آن و راندمان تولید پودر انجام شده است. جهت انتخاب شرایط بهینه تولید پودر از روش سطح پاسخ استفاده شد. نتایج نشان داد که با افزایش دمای هوای ورودی خشککن، راندمان (غیرمعنیدار) و حلالیت (معنیدار) پودر افزایشیافته، درحالیکه، مقدار رطوبت (معنیدار)، دانسیته توده (غیرمعنیدار) و مقدار لیکوپن پودر (معنیدار) کاهش مییابد. همچنین با افزایش غلظت حامل راندمان تولید، حلالیت و مقدار لیکوپن پودر افزایش یافت درحالیکه مقدار رطوبت و دانسیته توده پودر کاهش نشان داد. شرایط بهینه بهمنظور دستیابی به بیشترین راندمان تولید، حلالیت، مقدار لیکوپن پودر و کمترین مقدار رطوبت، دانسیته توده، در دمای C°150 و غلظت حامل 50 درصد (وزنی/ وزنی)، حاصل شد.
استفاده از خواص مکانیکی خمیر در پیشگویی رئولوژی خمیر، جنبههای کیفی، حسی، ماندگاری و ریزساختار نان: بررسی با روشهای چند متغیره متقارن و نامتقارن
دوره 13، شماره 5، آذر و دی 1396، صفحه 663-679
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.53614
امیر پورفرزاد، مهدی کریمی، زهرا احمدیان، سودیه هجری ظریفی، سیامک غیبی
چکیده خواص مکانیکی خمیر نقش مهمی در صنایع پخت ایفا میکنند و در مواردی از قبیل تثبیت افزودنیها و مطالعه تاثیر آنها بر سایر خواص خمیر و نان میتوانند مورد توجه واقع شوند. در این پژوهش، از روشهای چندمتغیره متقارن (تعیین ضرایب همبستگی و آنالیز مولفههای اصلی) و نامتقارن (سطح پاسخ و رگرسیون حداقل مربعات جزئی) بهمنظور مطالعه تاثیر اجزاء ژل بهبوددهنده بر خواص مکانیکی خمیر نان بربری، ارتباط خواص مکانیکی خمیر با سایر خواص خمیر و نان و نیز بهینهسازی فرمول ژل استفاده گردید. نمونههای ژل بهبوددهنده، محتوی 0 تا g100/g 5/0 سدیم استئاروئیل لاکتیلات، داتم و پروپیلن گلیکول بودند. نتایج نشان داد که با توجه به تغییر مقدار و نوع اجزاء فرمولاسیون ژل، دامنه وسیعی از تغییرات در خواص مکانیکی خمیر ایجاد میشود و از اختلاط g100/g 5/0 سدیم استئاروئیل لاکتیلات، g100/g 5/0 داتم و g100/g 5/0 پروپیلن گلیکول بهترین حالت حاصل میگردد. ضرایب همبستگی بین خواص مکانیکی خمیر با خصوصیات فارینوگرافی خمیر، کیفیت، جنبههای حسی، پردازش تصویر و ماندگاری نان بررسی گردید. همچنین آنالیز مولفههای اصلی ثابت نمود که قادر به استخراج اطلاعات مناسبی است و میتواند بهعنوان یک روش آسان برای تحلیل و تفسیر خواص مکانیکی خمیر و ارتباط آنها با سایر خواص خمیر و نان مورد استفاده قرار گیرد. مدلهای رگرسیونی حداقل مربعات جزئی نیز برای تعیین ارتباط بین خصوصیات مکانیکی خمیر با خصوصیات فارینوگرافی خمیر، خصوصیات کیفی، حسی، پردازش تصویر و ماندگاری نان بهکار برده شد. نتایج حاصل از آنالیزهای آماری نشان داد که خصوصیات مکانیکی خمیر، قادر به پیشگویی حداقل 50% از خصوصیات خمیر و نان هستند.
تولید و بررسی خصوصیات کیک اسفنجی تولید شده با شیره انگور
دوره 13، شماره 2، خرداد و تیر 1396، صفحه 415-425
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.43529
بهاره شهیدی، مریم کلانتری، ساره بوستانی
چکیده شیره انگور منبع شیرینکننده طبیعی است که از تغلیظ آبمیوه به حدود غلظت 70درصد مواد جامد محلول بدست میآید. در این مطالعه چهار سطح متفاوت شیره انگور (0، 20، 40، 60٪جایگزینی شکر با شیره انگور) در فرمولاسیون کیک بهعنوان جایگزین طبیعی شکر مورد استفاده قرار گرفت وخصوصیات قوام و وزن مخصوص خمیر و رطوبت، حجم، بافت، رنگ و ویژگیهای حسی کیکها بررسی شدند. قوام خمیر و وزن مخصوص خمیر با افزایش سطح شیره انگور، افزایش یافت. میزان رطوبت کیکها با افزودن شیره انگور بیشتر شد. جایگزینی شکر با شیره انگور در فرمولاسیون کیکها موجب افت حجم کیکها گردید. نتایج آنالیز بافت نشان داد کیکهای حاوی شیره انگور در مقایسه با نمونه شاهد نرمتر شدند. با افزودن شیره انگور ارزش L در نمونههای کیک کاهش یافت و ارزش a بیشتر شد (کیکها تیرهتر شدند). نمونه کیک با 40٪ شیره انگور جایگزین شده با شکر، بالاترین امتیاز را توسط پانلیستها در فاکتورهای احساس دهانی، مرطوب بودن و پذیرش کلی کسب نمود.
بررسی اثر ضدمیکروبی عصاره آویشن شیرازی و تیمول بر ماندگاری قارچ خوراکی دکمه ای (Agaricus bisporus)
دوره 13، شماره 4، مهر و آبان 1396، صفحه 566-574
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.47068
مینو رستگار، سیداسماعیل رضوی، پونه ابراهیمی
چکیده پوشش خوراکی حاوی عصاره آویشن شیرازی (Zataria multiflora) بهعنوان عامل جلوگیریکننده از فساد میکروبی و افزایش ماندگاری قارچ خوراکی دکمهای (Agaricus bisporus) مورد مطالعه قرار گرفت. با استفاده از دستگاه GC Mass ترکیبهای موجود در آویشن شیرازی شناسایی و مقدار تیمول بهعنوان ترکیب ضدمیکروبی با استفاده از دستگاه HPLC اندازهگیری شد. همچنین شناسایی بار میکروبی در سطح کلاهک قارچ و اثر عصاره آویشن و تیمول با غلظتهای 70و 105 میلیگرم بر لیتر در محیط کشت غذایی بر روی باکتری و کپک بررسی گردید. بدین منظور کلاهک رسیده قارچ دکمهای با کربوکسی متیلسلولز 1 درصد بههمراه عصاره آویشن شیرازی با سه غلظت 5/82، 125و 5/187 میلیگرم در لیتر پوشش داده و در دمای 8 درجه سلسیوس بهمدت دو هفته نگهداری شدند و بار میکروبی در روز اول، هفتم و چهاردهم مورد بررسی گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد، باکتری Psudomonas sp. و کپک Aspergillus sp. در مراحل مختلف نگهداری در سطح کلاهک نمونه شاهد رشد میکنند. همچنین درسطح محیط غذایی و کلاهک پوشش داده شده با افزایش غلظت آویشن و تیمول از تراکم باکتری و کپک کاسته شد. بهطوریکه در غلظت 5/187 میلیگرم بر لیتر عصاره آویشن و 105 میلیگرم بر لیتر تیمول برای جلوگیری از رشد کپک و غلظت 125 میلیگرم بر لیتر عصاره آویشن و 70 میلیگرم بر لیتر تیمول برای جلوگیری از رشد باکتری مناسب میباشد.
تاثیر صمغ هیدروکسی پروپیل متیل سلولز بر خواص کیفی نان باگت بدون گلوتن بر پایه مخلوط مساوی آرد ذرت و آرد سیبزمینی
دوره 13، شماره 4، مهر و آبان 1396، صفحه 575-583
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.50478
سارا موحد، الهام کاکایی، حسین احمدی چناربن
چکیده مصرف گلوتن در برخی افراد از جمله بیماران سلیاکی، باعث آسیب جدی به مخاط روده کوچک شده که نتیجه آن کاهش جذب مواد مغذی، کاهش وزن، نفخ شکم و افسردگی میباشد. طبق تحقیقات انجام شده، استفاده از رژیم غذایی بدون گلوتن، مهمترین روش درمان سلیاک محسوب میگردد. در این راستا در پژوهش حاضر، بهبود خواص کیفی نان باگت تولید شده از آرد ذرت و آرد سیبزمینی، با افزودن صمغ هیدروکسی پروپیل متیل سلولز در چهار سطح (25/0 ، 5/0 ، 75/0 و 1 درصد وزنی- وزنی بر پایه آرد) مورد نظر بود. با توجه به نتایج، تیمار حاوی 1 درصد صمغ، از بیشترین و تیمار شاهد (فاقد صمغ مذکور) از کمترین مقدار رطوبت و فیبر برخوردار بودند. ضمن آنکه از لحاظ درصد پروتئین و خاکستر تفاوت معنیداری بین تیمارها مشاهده نشد. همچنین با افزایش صمغ، میزان بازدهی خمیر و حجم نان در تیمارها نسبت به شاهد افزایش اما بازدهی نان کاهش یافت. با توجه به نتایج حاصل از ارزیابی ویژگیهای حسی نمونههای نان باگت بدون گلوتن، تیمارهای حاوی 1 درصد صمغHPMC از بهترین امتیاز برخوردار بودند. همچنین با توجه به نتایج آزمون بیاتی به روش حسی و دستگاهی، در فواصل زمانی 24، 48 و 72 ساعت پس از پخت، تیمار حاوی 1 درصد صمغHPMC دارای کمترین و شاهد دارای بالاترین میزان بیاتی بودند.
بررسی ویژگیهای کلوئیدی نانو لیپوزومهای حاوی بتاکاروتن تولیدشده به روش حرارتی
دوره 12، شماره 5، آذر و دی 1395، صفحه 609-619
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v12i5.41745
بابک قنبرزاده، صحرا بشیری، حامد همیشه کار، جلال دهقان نیا
چکیده ریزپوشانی مواد غذا-دارو در حامل های لیپیدی، از جمله لیپوزوم ها، منجر به افزایش قابلیت زیستفراهمی مواد فعال، رهایش کنترلشده و دقیق آنها، حفظ پایداری آنها در برابر شرایط مختلف محیطی و حلالیت مواد فعال آبگریز در محیط آبی میشود. از جمله ترکیبات مغذی آبگریز با خاصیت آنتیاکسیدانی و پروویتامینی مفید، بتاکاروتن میباشد که خاصیت آبگریزی این ماده و نیز حساسیت بالا در شرایط مختلف محیطی کاربرد آن را برای غنیسازی مواد غذایی محدود کرده است. هدف از انجام این پژوهش تولید و بررسی نانولیپوزومهای حامل بتاکاروتن به روش گرمایی اصلاحیافته (مظفری اصلاحشده) و بررسی ویژگیهای مهم کاربردی آن بود. اندازه ذرات نانولیپوزومهای حامل بتاکاروتن در غلظتهای مختلف لستین، کوچکتر از 500 نانومتر بهدست آمد و برای غلظتهای بهینه لستین، 84-64 نانومتر تعیین شد. استفاده از فیتواسترول (گامااوریزانول)، جهت حفظ پایداری غشای سیستمهای لیپوزومی، موجب کاهش اندازه ذرات در غلظتهای مختلف لستین گردید. بهطور مثال در غلظت 200 میلیگرم لستین اندازه ذرات از 88 نانومتر به 64 نانومتر کاهش یافت. همچنین گامااوریزانولِ مورداستفاده در لیپوزوم، روی کارایی ریزپوشانیِ بتاکاروتن مؤثر نبود و در هر دو سیستم کارایی حدود 89 درصد محاسبه شد. پایداری لیپوزومهای بدون گاما اوریزانول و حاوی آن، بر اساس پتانسیل زتا که معیاری برای دافعه الکترواستاتیک و پایداری است، مناسب بهدست آمد.
تولید و بررسی خصوصیات فیزیکی و مکانیکی فیلم ایزوله پروتئین سویا -کتیرا
دوره 12، شماره 5، آذر و دی 1395، صفحه 620-629
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v12i5.42629
حمیده سپردار، ابراهیم رحیمی، ایمان شهابی قهفرخی، بهزاد آقابراری
چکیده بهدلیل آلودگیهای زیستمحیطی ناشی از مواد بستهبندی پلاستیکی و زیستتخریبناپذیر تحقیقات زیادی برای تولید بستهبندیهای زیستتخریبپذیر انجام شده است. فیلم تهیهشده از ایزوله پروتئین سویا (SPI) یک پلیمر زیستتخریبپذیر است که دارای ارزش تغذیهای بسیار بالایی است که اخیراً بهعنوان یک ماده بستهبندی زیستسازگار موردتوجه قرار گرفته است. ازسوی دیگر کتیرا (TG) بهعنوان یک صمغ گیاهی با خصوصیات مکانیکی خوب مطرح است. در این تحقیق اثر افزودن کتیرا بهعنوان بهبوددهنده خصوصیات کاربردی بیوپلیمر در سه سطح 1/0، 3/0، 5/0 (W/W) استفاده شد و تأثیر آن بر روی خصوصیات مکانیکی، حلالیت در آب، محتوای رطوبت، جذب آب، نفوذپذیری نسبت به بخار آب و رنگ فیلم ایزوله پروتئین سویا موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که با افزایش کتیرا و کاهش میزان ایزوله پروتئین سویا مقاومت کششی و میزان رطوبت فیلم افزایش ولی ازدیاد طول تا نقطه شکست، حلالیت در آب فیلم، میزان جذب آب و نفوذپذیری نسبت به بخار آب فیلم کاهش یافت. در پارامترهای L، a و اندیس سفیدی بیشترین مقدار مربوط به نمونه کتیرا: ایزوله پروتئین سویا (5/0: 5/4 ) و در پارامترb ، تغییر رنگ واندیس زردی بیشترین مقدار مربوط به نمونه کتیرا: ایزوله پروتئین سویا (1/0: 9/4) بود.
بررسی اثرتعداد لایهها و غلظتهای مختف پوششهای خوراکی کربوکسیمتیلسلولز و کاراگینان بر کارایی فرایند خشک کردن اسمزی سیب زرد لبنانی
دوره 13، شماره 5، آذر و دی 1396، صفحه 680-690
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.45890
سیده الهام ساداتی گل افشانی، سید مهدی جعفری، مهدی کاشانی نژاد، شهرام بیرقی طوسی، محمد گنجه
چکیده در طی فرایند آبگیری اسمز، مواد جامد محلول توسط بافت ماده غذایی جذب شده و اثرات نامطلوبی بر خروج آب، خصوصیات تغذیهای و حسی میگذارد. لذا برای بهبود فرایند اسمز از پوششهای خوراکی استفاده میشود. بهترین شاخص برای ارزیابی یک پوشش، کارایی فرایند (نسبت خروج آب به جذب مواد جامد) است. در این پژوهش از دو پوشش کربوکسیمتیلسلولز و کاراگینان در سه غلظت 5/0، 1 و 5/1 درصد، بهصورت یکلایه و دو لایه، جهت پوششدهی قطعات مکعبی سیب زرد لبنانی و محلول اسمزی ساکارز با غلظت 30، 45 و 60 % استفاده شد. نتایج نشان داد که نمونه یک بار پوشش داده شده با کاراگینان 1% و تیمار شده در ساکارز 60 % و نمونههای یک و دو لایه پوشش داده شده با کربوکسیمتیلسلولز 5/0% بیشترین میزان کارایی فرایند را داشتهاند و بهعنوان تیمارهای برگزیده بهدست آمدند. این نمونهها میزان جذب مواد جامد را کاهش داده و تاثیر قابل توجهی بر روی خروج آب نگذاشتهاند. همچنین نتایج بیانگر این موضوع است که با افزایش غلظت محلول اسمزی ساکارز از 30 به 60% میزان حذف آب و جذب مواد جامد افزایش مییابد.
بررسی ضریب نفوذ مؤثر قندهای احیاءکننده و سینتیک تغییرات بافت خلال سیبزمینی طی آنزیمبری در آب داغ
دوره 13، شماره 5، آذر و دی 1396، صفحه 691-703
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.55744
حامد بیکی، ناصر همدمی، جلال پورتقی
چکیده ضریب نفوذ مؤثر قندهای احیاءکننده با و بدون در نظر گرفتن اثر تولید آنها و همچنین سینتیک تغییرات بافت طی آنزیمبری خلال سیبزمینی در آب داغ در محدوده دمایی 50 تا Cº90 مورد مطالعه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SAS و در قالب طرحهای فاکتوریل و کاملا تصادفی انجام شد. مقایسه میانگین دادهها به روش حداقل تفاوت معنیداری (LSD) و آزمون اثر متقابل تیمارها به روش LS means در سطح اطمینان 95% صورت گرفت. نتایج بررسیها نشان داد که افزایش دمای آنزیمبری بهطور معنیدار (05/0>P) سبب افزایش ضریب نفوذ مؤثر قندهای احیاء میشود. در نظر گرفتن اثر تولید قندهای احیاء سبب افزایش معنیدار (05/0>P) ضریب نفوذ مؤثر آنها گردید که بیشترین مقدار (63/30%) این افزایش در دمای 50 درجه سانتیگراد مشاهده شد. جهت مدلسازی انتقال جرم (قند احیاء) طی آنزیمبری، یک مدل عددی سه بعدی با ضریب نفوذ مؤثر ثابت بر اساس حل قانون دوم فیک در نرمافزار MATLAB توسعه داده شد. مدل عددی ارائه شده انطباق بالایی با دادههای آزمایشگاهی نشان داد. افزایش دما و زمان آنزیمبری از سوی دیگر بهطور معنیدار (05/0>P) سبب کاهش سفتی بافت خلالهای سیبزمینی شد. برای توصیف تغییرات سفتی بافت طی آنزیمبری، مدلهای سینتیکی متفاوتی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل سینتیکی درجه اول با اثر محدودکنندگی محصول، بیشترین انطباق را با دادههای آزمایشگاهی مربوط به کاهش سفتی بافت خلال داراست.
ارزیابی خواص فیزیکی و ضدمیکروبی فیلم خوراکی کیتوزان حاوی اسانس صمغ بنه
دوره 13، شماره 4، مهر و آبان 1396، صفحه 584-593
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.50541
وحید علی زاده، حسن برزگر، بهزاد ناصحی، وحید سماواتی
چکیده استفاده از فیلمهای ضدمیکروب روشی موثر برای کنترل عوامل بیماریزا و بهبود کیفیت مواد غذایی است. در این تحقیق، فیلمهای خوراکی کیتوزان حاوی اسانس صمغ بنه واریته کردیکا در غلظتهای 0، 5/0، 1 و 2 درصد (حجمی/ حجمی)، تولید شده و خواص فیزیکی، مکانیکی و ضدمیکروبی آنها مورد بررسی قرار گرفت. در غلظت 2 درصد اسانس فیلمهای کیتوزان، کمترین میزان استحکامکششی (23/13 مگاپاسکال) و حلالیت در آب (15/16 درصد) و بیشترین میزان نفوذپذیری نسبت به بخار آب ( g/m.s.Pa10-10×73/1)، تغییرات کلی رنگ (75/26) و کرنش تا نقطه پاره شدن (37/59 درصد) را نشان دادند. اثر مهارکنندگی فیلمها بر روی باکتریهای گرم مثبت بیش از باکتریهای گرم منفی بود. در میان باکتریهای مورد مطالعه، استافیلوکوکوس اورئوس و سالمونلا تیفیموریوم به ترتیب حساسترین و مقاومترین میکروارگانیسمها در برابر اسانس صمغ بنه بودند. همچنین تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی موید نتایج بهدست آمده در این تحقیق بودند. نتایج این پژوهش نشان داد که اسانس صمغ بنه بهعنوان یک ماده ضدمیکروب طبیعی، پتانسیل بالایی برای تولید فیلمهای ضدمیکروب دارد.
بهینه سازی شرایط استخراج پکتین به کمک امواج اولتراسونیک از تفاله شاه توت (Morus nigra L.)
دوره 13، شماره 4، مهر و آبان 1396، صفحه 594-610
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.50466
وحید مسیبی، فریده طباطبایی یزدی، زهرا امام جمعه
چکیده در این پژوهش تکنیک استخراج بهکمک امواج اولتراسوند (UAE) بهمنظور جداسازی پکتین از تفاله شاهتوت بهکار گرفته شد و از روش سطح پاسخ بهمنظور بهینهسازی شرایط استخراج استفاده شد. آزمایشها در قالب طرح مرکب مرکزی با 3 متغیر مستقل هر یک در 3 سطح شامل نقاط فاکتوریل، محوری و مرکزی پایهریزی شدند. متغیرهای مستقل فرآیند شامل زمان استخراج (60-20 دقیقه)، شدت صوت (%100-40) و نسبت حلال به نمونه (1:30-1:15 میلیلیتر بر گرم) بودند که تاثیر آنها بر روی راندمان استخراج، درجه استری شدن و محتوای گالاکتورونیک اسید پکتین مورد ارزیابی قرار گرفت. براساس نتایج بدست آمده، راندمان پکتین بهصورت خطی تحت تاثیر شرایط استخراج قرار گرفت و با افزایش هر سه پارامتر مورد بررسی بهصورت معنیداری افزایش پیدا کرد (0001/0>P). شرایط بهینه استخراج که با روش بهینهسازی عددی تعیین شد عبارت بودند از: مدت زمان 04/51 دقیقه، شدت اولتراسوند 100 درصد و نسبت حلال به نمونه 1:30 گرم بر میلیلیتر. تحت شرایط بهینه مقادیر راندمان، درجه استری شدن و محتوای گالاکتورونیک اسید پکتین به ترتیب 39/7%، 11/56% و 46/25% پیشبینی شد که با آزمایشات تاییدی انجام شده اختلاف معنیداری بین مقادیر بدست آمده و مقادیر پیشبینی شده توسط مدل مشاهده نشد. پکتین تفاله شاهتوت در آزمایش رئولوژیک رفتار ویسکوالاستیک و رقیقشوندگی با برش از خود نشان داد و همچنین وزن مولکولی متوسط آن که براساس ویسکوزیته ذاتی تعیین شد، kDa 03/50 بدست آمد.
تاثیر روشهای مختلف پخت بر تغییرات اسیدهای چرب آزاد، تیوباربیتوریک اسید، فلزات سنگین (نیکل، کروم، کبالت، کادمیوم، سرب) و خواص حسی ماهی آمور (Ctenopharyngodonidella)
دوره 12، شماره 5، آذر و دی 1395، صفحه 630-638
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v12i5.43025
آی ناز خدانظری، سارا گل گلی پور، کمال غانمی
چکیده این پژوهش با هدف تأثیرروشهای پخت (بخارپز، آبپز، مایکروویو، سرخ کردن تابهای، سرخ کردن عمیق) بر تغییرات اسیدهای چرب آزاد، تیوباربیتوریک اسید، فلزات سنگین (کبالت، سرب، کادمیوم، کروم، نیکل) و خواص حسی ماهی آمور (Ctenopharyngodonidella) انجام شد. پخت ماهی آمور طبق تکنیکهای معمول مصرفکننده تهیه شد: آبپز، بخارپز، سرخکردن تابهای (بدون افزودن روغن)، سرخکردن عمیق (در روغن زیتون) و مایکروویو. روشهای پخت بخارپز و سرخکردن عمیق منجر به افزایش تیوباربیتوریک اسید شد، درحالیکه در روشهای پخت آبپز و سرخ کردن تابهای میزان تیوباربیتوریک اسید تغییری نداشتند. میزان اسیدهای چرب آزاد فیلهها با روشهای مختلف پخت بهطور معنیداری کاهش یافت. نیکل در روشهای پخت آبپز، سرخکردن تابهای و سرخکردن عمیق شناسایی نشد. محتوی کروم در نمونههای پختهشده در مقایسه با سایر روشهای پخت تفاوت معنیداری نداشت.
ریزپوشانی روغن نعناع (Menthaspicata) با استفاد از نشاسته اصلاحشده
دوره 12، شماره 5، آذر و دی 1395، صفحه 639-651
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v12i5.52033
ستاره حسین زاده، آرام بستان، محمدحسین حدادخداپرست، محبت محبی
چکیده روغن برگ گیاه نعناع یکی از انواع طعمدهندههای طبیعی و غیرمحلول در آب بوده که بهعلت دارا بودن ویژگیهای آروماتیک خاص از اهمیت ویژهای در صنایع غذایی برخوردار است. در این پژوهش ریزپوشانی روغن نعناع با هدف سهولت در مصرف، افزایش حلالیت و محافظت در برابر عوامل محیطی، به روش خشککردن پاششی موردبررسی قرار گرفت. به این منظور امولسیونی شامل 5/2% روغن نعناع و نشاسته اصلاحشده بهعنوان ماده دیواره به نسبت 10%، 20% و 30% آماده، سپس در خشککن پاششی با دمای 10±180 درجه سانتیگراد خشک شد. ویژگیهای امولسیون اولیه از جمله اندازه ذرات، ساختار، پایداری و ویژگیهای ریزکپسولها از جمله اندازه ذرات، توزیع اندازه ذره، رطوبت، حلالیت، ساختار، راندمان درونپوشانی و نیمه عمر موردبررسی قرار گرفت. اندازه ذرات امولسیون بین 8/1 تا 3/3 میکرومتر بود و غلظت ماده دیواره تأثیر معنیداری بر اندازه ذرات داشت. تأثیر غلظت ماده دیواره بر پایداری امولسیون نیز معنیدار بود و با افزایش غلظت، پایداری در برابر خامهای شدن افزایش یافت. اندازه کپسولهای حاوی روغن نعناع بین 2/1 تا 5/2 میکرومتر بود. راندمان درونپوشانی با افزایش غلظت دیواره بهشکل معنیداری افزایش پیدا کرد. افزایش غلظت ماده دیواره و کاهش دما به شکل معنیداری سبب افزایش نیمه عمر ریزکپسولها شد. کلیه ریزکپسولها در آب به خوبی حل شده، محلولی شفاف ایجاد نمودند.
بررسی سینتیک انتقال جرم و مدل سازی ریاضی فرایند آبگیری اسمزی مکعبهای هویج در محلولهای شربت گلوکز و نمک
دوره 13، شماره 5، آذر و دی 1396، صفحه 704-719
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.56206
مینا کارگزاری، مرتضی جمشید عینی
چکیده این مطالعه با هدف بررسی سینتیک انتقال جرم فرایند آبگیری اسمزی مکعبهای هویج با در نظر گرفتن شاخصهای جذب مواد جامد (SG) و از دست دادن رطوبت (WL) انجام گرفت. این ارزیابی در محلولهای اسمزی متشکل از شربت گلوکز در سه سطح غلظت (30، 40 و 50 درصد وزنی/وزنی) و نمک در سه سطح غلظت (5، 10 و 15 درصد وزنی/وزنی) و سه سطح دمای محلول اسمزی (30، 40 و C°50) و به مدت 240 دقیقه انجام شد. دادههای تجربی به دست آمده از انجام آزمایشها با مدلهای نیمهتجربی مختلف شامل مدلهای Magee، Peleg و Page برازش شدند. پارامترهای آماری ضریب تبیین (R2)، مربع کای () و ریشهی میانگین مربعات خطا (RMSE) به منظور تعیین مناسبترین مدل مورد استفاده قرار گرفتند. در میان مدلهای برازش یافته، مدل Peleg به خوبی دادههای آزمایشی مربوط به SG (81/0=R2، 006/0= و 027/0= RMSE)؛ و مدل Page به شکل رضایتبخشی دادههای آزمایشی مربوط به WL را توصیف نمودند (97/0=R2، 003/0= و 005/0= RMSE). منحنیهای مربوط به دادههای آزمایشی و همچنین منحنیهای مربوط به دادههای پیشبینی شده توسط مدلهای Magee، Peleg و Page، رسم شدند. مشاهده شد که مدلهای ارائه شده توسط Peleg و Page نسبت به مدل Magee قابلیت بهتری در پیشبینی سینتیکهای فرایند آبگیری اسمزی و مقادیر SG و WL تعادلی داشتند.
اثر پوشش های سلوفان و کیتوزان بر ویژگی های کیفی و انبارمانی فلفل دلمه ای رقم "کالیفرنیا واندر"
دوره 13، شماره 5، آذر و دی 1396، صفحه 720-729
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.56561
میثم محمدی، مهدی صیدی، اورنگ خادمی
چکیده نرم شدن و پلاسیدگی سریع، تغییر رنگ، تغییرات در محتوای متابولیتهای میوه، ضایعات بالا و کاهش بازارپسندی به دلیل آلودگیهای قارچی از جمله مشکلات پس از برداشت فلفل دلمهای در انبار میباشند. امروزه برای کاستن ضایعات و حفظ کیفیت محصول علاوه بر کاهش دمای انبار، توجه به موادی مانند نوع پوشش در بستهبندی ضروری میباشد. بنابراین در راستای کاهش ضایعات پس از برداشت فلفل دلمهای در پژوهش حاضر اثر پوششهای سلوفان و کیتوزان بر خواص کیفی و بیوشیمیایی فلفل دلمهای رقم"کالیفرنیا واندر" طی مدت 14 و 28 روز انبارمانی در دمای 10 درجه سانتیگراد مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد با افزایش طول دوره انبارمانی کیفیت میوهها کاهش یافت ولی تیمارها باعث جلوگیری از کاهش وزن، حفظ سفتی، مواد جامد محلول، اسید قابل تیتراسیون، نسبت قند به اسید، اسید آسکوربیک، ظرفیت آنتیاکسیدانی، فنل کل و فعالیت آنزیمهای کاتالاز و پراکسیداز نسبت به شاهد شدند. همچنین در بیشتر موارد بین تیمارها اختلاف معنیداری مشاهده نگردید، ولی میوهها در تیمار سلوفان دارای آلودگی قارچی بیشتر (27/6 درصد) و میزان بازارپسندی (88/3 درصد)، محتوای کاتالاز (U.g-1 81/21) و پراکسیداز (U.g-1 167/0) کمتری نسبت به سایر تیمارها بودند هرچند در مقایسه با شاهد فاقد اختلاف معنیداری بودند. بهطور کلی در بیشتر موارد استفاده توأم سلوفان و کیتوزان بهتر از سایر تیمارها خواص کیفی و بیوشیمیایی فلفل دلمهای را حفظ نمود. لذا استفاده از این تیمار در فرایند پس از برداشت فلفل دلمهای توصیه میگردد.
ارزیابی خصوصیات کاربردی فیلمهای زیستنانوکامپوزیتی نشاسته حاوی مونت موریلونیت و تیتانیومدیاکسید
دوره 13، شماره 4، مهر و آبان 1396، صفحه 611-626
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.52110
سید امیر اولیایی، بابک قنبرزاده، علی اکبر مویدی، پریسا پورثانی، سیده فاطمه موسوی بایگی، محمد رضا بخش امین
چکیده در این پژوهش برای بهبود ویژگیهای کاربردی فیلمهای بر پایه نشاسته سیبزمینی نرمشده (PS) از نانوذرات سدیم مونتموریلونیت (MMT) در دو غلظت 3 و 5 درصد و تیتانیومدیاکسید (TiO2) در سه سطح 5/0، 1 و 2 درصد (وزنی/ وزنی نشاسته) بهصورت توأم استفاده شد و ویژگیهای ساختاری و فیزیکی آنها مورد مطالعه قرار گرفت. آزمون پراش پرتو X، تغییر نحوه پخش لایههای MMT از ورقهای کامل در فیلم دوجزئی 5MMT-PS به ورقهای بینلایهای در فیلمهای سهجزئی 5MMT-TiO2-PS را تأیید نمود. نتایج آزمون مکانیکی نشان داد که افزایش غلظت TiO2 در فیلمهای PS-3%MMT باعث کاهش کششپذیری و افزایش استحکام کششی شده است، اما در فیلمهای PS-5%MMT، هر دو ویژگی مکانیکی فیلم کاهش یافته است. با افزودن MMT و TiO2 مقدار انحلالپذیری در آب و جذب رطوبت بهطور معنیداری کاهش یافته است. همچنین نفوذپذیری نسبت به بخار آب کاهش معنیداری را از g/m.h.Pa7-10×84/5 در فیلم دوجزئی PS-3%MMT به g/m.h.Pa7-10×04/3 در فیلم سهجزئی 3MMT-2TiO2-PS نشان داد. نتایج آزمون زاویه تماس قطره آب، یافتههای آزمونهای جذب رطوبت، حلالیت در آب و نفوذپذیری نسبت به بخار آب را تأیید نمود و نشان داد که افزودن TiO2 سبب افزایش آبگریزی سطحی فیلمهای نشاستهای حاوی نانورس شده است بهطوریکه با افزودن 2 درصد تیتانیومدیاکسید به فیلم PS-3%MMT و PS-5%MMT زاویه تماس قطره آب پس از 60 ثانیه به ترتیب 4 و 15 درجه افزایش یافت. نتایج این تحقیق حاکی از آن بود که خواص عملکردی فیلم های نشاسته را می توان با افزودن توأم نانوذرات MMT و TiO2 بهبود بخشید.
بررسی اثر فرایند فراصوت دمایی بر خصوصیات کیفی عصاره زرشک بیدانه (Berberis vulgaris)
دوره 13، شماره 4، مهر و آبان 1396، صفحه 627-636
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.51912
محمد فرهادی چیتگر، مهران اعلمی، الناز میلانی، یحیی مقصودلو
چکیده زرشک بیدانه (B. vulgaris) یکی از محصولات تجاری مهم کشور محسوب میشود که به شکلهای مختلف بهویژه عصاره مورد فرآوری و مصرف قرار میگیرد. در این مطالعه اثر فرایند فراصوت دمایی بهعنوان یکی از تکنولوژیهای نوظهور در دو شدت 32/18 و 62/27 وات بر سانتیمترمربع در دمای 45 درجه سانتیگراد و بهمدت 5 و10 دقیقه بر خصوصیات کیفی عصاره زرشک بیدانه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که این فرایند در تمام تیمارها باعث غیرفعالسازی کامل میکروارگانیسمها شده است. میزان کاهش شمارش کلی میکروارگانیسمها و شمارش کپک و مخمر پس از فرایند به ترتیب 10/0 ±68/3 و 48/0 ±34/3 سیکل لگاریتمی محاسبه شد. فرایند فراصوت دمایی به ویژه در شدت پایین (32/18 وات بر سانتیمترمربع) اثر ناچیزی بر میزان آنتوسیانین کل و رنگ عصاره زرشک داشت، ضمن این که افزایش معناداری (05/0p
تشخیص آسیبهای سطحی ناشی از صدمات مکانیکی میوه انبه رقم کلک سرخ با استفاده از تکنیک پردازش تصاویر رنگی
دوره 12، شماره 5، آذر و دی 1395، صفحه 652-662
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v12i5.51714
محمودرضا گلزاریان، منصوره شمیلی، امید دوستی ایرانی، پیمان آذر کیش
چکیده سیستم بینایی ماشین یکی از ابزارهای قدرتمند بهمنظور خودکار کردن روشهای درجهبندی محصولات کشاورزی است. در این تحقیق با استفاده از پردازش تصاویر رنگی تهیهشده از میوه انبه به تشخیص خرابیهای ظاهری ناشی از صدمات مکانیکی پرداختهشده است. برای این منظور از میان ۸۰ عدد انبه با بازرسی چشمی تعداد ۶۰ نمونه انبه که بر روی آنها لکههای سیاهرنگ ناشی از آسیبهای مکانیکی در حین برداشت و جابجایی به وجود آمده بود، تشخیص داده شدند و از هر میوه در شرایط نوردهی یکسان تصویربرداری شد. با استخراج ویژگیهای رنگی در سه مدل رنگی RGB، HSI و L*a*b* و مقایسه آماری دادهها مشخص شد که ویژگیهای رنگی G و 0.16G/0.5R در محیط رنگی RGB بهترتیب با دقت ۹۰% و ۶/۹۱% و ویژگیهای رنگی a* و 0.16L*-a* از فضای رنگی L*a*b* بهترتیب با دقت ۳۳/۹۳% و ۱۰۰% قادر به تشخیص بافت آسیبدیده میباشند. درصد مساحت استخراجشده از هر نمونه بهعنوان معیاری برای درجهبندی میوه انبه مورداستفاده قرار گرفت. با استفاده از روش خوشهبندی K میانگین نمونهها به دو دسته تقسیمبندی شدند و نقطه برش بین این دو دسته با استفاده از منحنی راک برابر با ۱۱/۳ بدست آمد. مساحت منحنی راک برابر با ۱ بدست آمد که نشاندهنده قدرت تفکیک بالای خوشهبندی است.
تأثیر غلظتهای مختلف گلیسرول بر ویژگیهای فیلم ترکیبی بر پایه پلی وینیل الکل- صمغ قدومه شیرازی
دوره 12، شماره 5، آذر و دی 1395، صفحه 663-677
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v12i5.53473
لیلا منجذب مرودشتی، مسعود یاورمنش، آرش کوچکی
چکیده فیلم زیستتخریبپذیر ترکیبی با استفاده از پلیوینیل الکل- صمغ قدومه شیرازی با نسبت 60 به 40 با افزودن شش غلظت مختلف گلیسرول (%70-20) به روش قالبگیری ساخته شد. ویژگیهای فیلم شامل ضخامت، دانسیته، میزان رطوبت، جذب رطوبت، حلالیت در آب، زاویه تماس قطره آب، رنگ، نرخ عبور بخار آب و خواص مکانیکی آنها مورداندازهگیری قرار گرفت. درضمن از آزمونهای طیفسنج مادونقرمز و میکروسکوپ الکترونی نیز برای بررسی برهمکنشهای شیمیایی و ویژگیهای ریزساختار فیلمها استفاده شد. افزایش غلظت گلیسرول بهطور معنیداری (05/0 >P) باعث افزایش ضخامت، میزان رطوبت، جذب رطوبت، حلالیت در آب، دانسیته، شفافیت، کاهش زاویه تماس، نفوذپذیری به بخار آب و کدورت گردید. افزایش غلظت گلیسرول بر پارامترهای رنگ نیز اثر گذاشت، بهطوریکه میزان روشنایی و زردی فیلم را بهترتیب از 90 به 4/94 و از 5/0 به 3/1 افزایش و میزان قرمزی را از 9/0 به 5/0 کاهش داد. بهطورکلی فاکتورهای رنگی شامل اندیس سفیدی، اندیس زردی و میزان اشباعیت رنگ افزایش و اختلاف رنگ نمونهها با پلیت سفید کاهش یافت. آزمون مکانیکی فیلمها نشان داد که مقاومت کششی از 6/64 به 2/13 و مدول یانگ نیز از 892 به 85/156 مگاپاسکال کاهش و درصد کشیدگی از 1/2 به 47/15 درصد افزایش یافت. افزایش غلظت گلیسرول، نفوذپذیری به بخار آب را تا بیش از 7/4 برابر افزایش داد. با افزایش غلظت گلیسرول تغییر اندکی در ساختار فیلمها مشاهده شد. فیلمها با نسبت بالاتر گلیسرول تصاویر ریزساختار با سطوح یکنواخت و بدون منفذی را نشان دادند.
پیشبینی تغییرات برخی از ویژگیهای کیفی آب توت سیاه (Morus alba Var nigra L.) طی مراحل مختلف رسیدگی بر اساس آنالیز فرکتال و بینایی ماشین
دوره 13، شماره 5، آذر و دی 1396، صفحه 730-743
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.57415
مریم سلطانی کاظمی، سامان آبدانان مهدی زاده، مختار حیدری، سید مجتبی فارغ
چکیده در این پژوهش بهمنظور ارزیابی کیفیت آب توت سیاه طی مراحل مختلف رسیدگی، پارامترهای فرکتالی استخراج شده توسط آنالیز فرکتال و پارامترهای بیوشیمیایی (TSS، ویتامین ث، اسیدیته، فنول، آنتوسیانین، مواد ایجاد کننده رنگ قهوهای و (pHبهترتیب بهعنوان ویژگیهای غیرمخرب و مخرب مورد استفاده قرار گرفتند؛ سپس از شبکه عصبی مصنوعی (ANN) و نزدیکترین همسایه (k-NN) بهمنظور توسعه مدل پیشگو و طبقهبندی دادهها استفاده گردید. از میان پنچ ویژگی استخراج شده از آنالیز فرکتال؛ Y و S که بهترتیب مربوط به بیشیه فرکتال و مساحت منحنی فرکتال میباشند، بهعنوان موثرترین ویژگی در فرآیند آموزش شبکه عصبی و طبقهبند k-NN مورد استفاده قرار گرفتند. الگوریتم طبقهبند k-NN تغییرات رنگ در هر چهار مرحله رسیدگی را با دقت 08/97 طبقهبندی نمود. همچنین شبکه عصبی آنتوسیانین را با مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) 141/0، ضریب همبستگی 99/0، مواد ایجادکننده رنگ قهوهای را با 0016/0= RMSE، ضریب همبستگی 97/0، فنول را با 879/1590=RMSE، ضریب همبستگی 8057/0، TSSرا با 0040/0=RMSE، ضریب همبستگی 907/0، اسیدیته را با 50/3=RMSE، ضریب همبستگی 986/0، ویتامین ث را با 285/0=RMSE، ضریب همبستگی 878/0 و pH را با 00017/0=RMSE و ضریب همبستگی 99/0 پیشبینی نمود. بنابراین، نتایج این بررسی نشان داد که شبکه عصبی مصنوعی و طبقهبند k-NN با آنالیز فرکتال میتواند بهعنوان یک روش مناسب در ارزیابی برخط پارامترهای کیفی آب توت سیاه طی مراحل رسیدگی مورد استفاده قرار گیرد.
بهینهسازی شرایط تشکیل کونژوگههای حاصل از پروتئینهای شیر با بخش محلول صمغهای بومی ایرانی (صمغ فارسی و کتیرا)
دوره 13، شماره 5، آذر و دی 1396، صفحه 744-758
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.55259
فاطمه آذری کیا، سلیمان عباسی
چکیده واکنش میلارد یک روش شناخته شده جهت ایجاد اتصال کوالانسی بین پروتئینها و بسیارقندیها میباشد که بهمنظور بهبود ویژگیهای عملکردی پروتئینها استفاده میشود. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر بهینهسازی تولید کونژوگههای پروتئینهای شیر–بخش محلول صمغهای بومی با استفاده از روش سطح پاسخ و کاربرد آنها بهمنظور افزایش پایداری امولسیونهای آب در روغن بود. برای تولید کونژوگههای پروتئین– بسیارقندی، حرارتدهی به روش خشک (دمای 60 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 79 درصد) انجام شد و تاثیر همزمان نسبت پروتئین:بسیارقندی و زمان حرارتدهی بر متغییرهای وابسته (میزان جایگزینی آمین آزاد و تغییر رنگ) بررسی گردید. بهعلاوه، جهت بررسی امکان بهبود پایداری امولسیونها با استفاده از کونژوگههای حاصل، روغن آفتابگردان (4 درصد وزنی/ وزنی) به محلول کونژوگه پروتئین– بسیارقندی (4/0 درصد وزنی/ وزنی) افزوده شده و همگنسازی توسط امواج فراصوت انجام شد. طبق نتایج بهدست آمده، شرایط بهینه از لحاظ زمان حرارتدهی و نسبت پروتئین: بسیارقندی در روش میلارد خشک بهترتیب برای ایزوله پروتئینهای سرمی–بخش محلول صمغ فارسی 8 روز و 59:1/1، برای کازئینات سدیم–بخش محلول صمغ فارسی 7 ساعت و 2:1، برای ایزوله پروتئینهای سرمی–بخش محلول صمغ کتیرا 64/13 روز و 3:1 و برای کازئینات سدیم–بخش محلول صمغ کتیرا 82/7 ساعت و 3:1 بود. نتایج این تحقیق نشان دادند که صمغ فارسی در مقایسه با صمغ کتیرا توانایی بیشتری در ایجاد اتصال کوالانسی با پروتئینهای شیر داشت. همچنین، اتصال پروتئین به بخش محلول صمغهای بومی نه تنها منجر به پایداری کامل امولسیونها نشد، بلکه سبب کاهش کارایی پروتئینها در پایداری امولسیونها شد.
