اثر پریبیوتیکها بر تولید ترکیبات ضدمیکروبی از لاکتوباسیلوسها علیه پروتئوس میرابیلیس (سویه ATCC 7002 و سویه PTCC 1076)
دوره 11، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1394، صفحه 41-47
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v11i1.45434
لیلا گودرزی، روحا کسری کرمانشاهی
چکیده لاکتوباسیلوسها، گروهی از باکتریهای گرم مثبت، بدون اسپور، کروی یا میلهای شکل و کاتالاز منفی هستند که دارای اثرات سودمندی برای میزبان خود میباشند. پریبیوتیکها نیز مواد غذایی غیرقابلتجزیه و هضمی میباشند که با تقویت انتخابی در رشد و فعالیت تعدادی از باکتریهای رودهای به میزبان اثرات مفیدی را میرساند. این مطالعه با هدف بررسی اثر افزودن پریبیوتیکها به محیطکشت در تولید ترکیبات ضدمیکروبی از لاکتوباسیلوسها علیه پروتئوس میرابیلیس انجام پذیرفته است. در این بررسی خاصیت ضدمیکروبی مایع رویی کشت پروبیوتیکها (لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس (ATCC 4356)، لاکتوباسیلوس پلانتاروم (ATCC 8014)، لاکتوباسیلوس فرمنتم (PTCC 1638)، لاکتوباسیلوس کازئی (PTCC 1608) و لاکتوباسیلوس رامنوسوس (PTCC 1637)) در محیط MRS براث در حضور و عدم حضور پریبیوتیکهای رافینوز، لاکتولوز، ترهالوز، اینولین و ریبوفلاوین برعلیه پروتئوس میرابیلیس (سویه ATCC 7002 و سویه PTCC 1076) بهکمک روش انتشار در آگار توسط چاهک (Well Diffusion Agar) انجام شد. نتایج نشان داد که در محیطکشت تجاری MRS براث در حضور پریبیوتیک ها، لاکتوباسیلوسها برعلیه پروتئوس میرابیلیس هاله عدم رشد بیشتری را در مقایسه با محیط تجاری بدون هرگونه ماده افزایندهای داشتهاند (05/0p
برهمکنش خاصیت ضدمیکروبی عصاره هیدروالکلی ریحان Ocimum basilicum))، مریم گلی (Salvia officinalis) و دارچین در دوغ
دوره 16، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1399، صفحه 43-56
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v16i1.80162
هاجر شهسوار، مرضیه بلندی، هما بقایی
چکیده عصاره های گیاهی دارای خاصیت ضدمیکروبی بوده و میتوانند بهعنوان یک طعمدهنده، جایگزین نگهدارنده های شیمیایی در مواد غذایی شوند. در این پژوهش اثرهم افزایی خاصیت ضدمیکروبی ترکیب عصاره های هیدروالکلی سه گیاه ریحان، دارچین و مریم گلی بر روی سویه های غذایی اشریشیاکلای، استافیلوکوکوس اورئوس و مخمر ساکارومایسس سرویزیه در محیط دوغ در طی 4 هفته نگهداری در دمای محیط بررسی شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، حداقل غلظت مهارکنندگی عصاره های مورد آزمایش بهصورت تکی بین 60/1 تا 5/12 میلی گرم بر میلی لیتر و حداقل غلظت ممانعت کنندگی ترکیب هر سه عصاره بین 4/0 تا 12/3 میلی گرم بر میلی لیتر بود. همچنین ترکیب هر سه عصاره ریحان، دارچین و مریم گلی بر علیه هر سه باکتری اثر هم افزایی داشت و در تمام حالات ترکیب عصاره ها اثرات رقابت کنندگی مشاهده نشد. ترکیب هر یک از عصاره های فوقالذکر با غلظت 62/0 میلی گرم بر میلی لیتر با یکدیگر، بهصورت معنی داری منجر به کاهش جمعیت میکروبی به ویژه باکتری های گرم مثبت شد (05/0p<). همچنین پذیرش کلی دوغ حاوی ترکیب هر سه عصاره مورد بررسی قابل قبول ارزیابی شد و حدود 90 درصد شرکتکنندگان حاضر به مصرف آن بودند. بنابراین کاربرد همزمان این عصارهها میتواند در کنترل مؤثر بیماریزاهای مواد غذایی بهعنوان یک روش مکمل مورد استفاده قرار گیرد.
مدلسازی و بررسی تغییرات فیزیکوشیمیایی ماهی تونا تحتتأثیر روش انجمادزدایی اهمی غوطهوری
دوره 17، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1400، صفحه 43-53
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i1.82740
شهناز فتاحی، نفیسه زمیندار
چکیده انجمادزدایی در مبحث صنایع غذایی همواره چالشی بزرگ بوده است، زیرا روشهای سنتی باعث کاهش کیفیت ماده غذایی میشوند. انجمادزدایی اهمی یک روش حرارتی جایگزین، سریع و همگن است. در این پژوهش، انجمادزدایی ماهی تونا با روش اهمی بهصورت غوطهوری در آبنمک با سه غلظت مختلف (3/0 ،4/0 و 5/0 درصد وزنی/حجمی سدیم کلرید) در شیب ولتاژ 143/7 ولت بر سانتیمتر و فرکانس 50 هرتز انجام شد. نمونهها تا 48 ساعت پس از انجمادزدایی در دمای 4 درجه سانتیگراد نگهداری شدند. تغییرات افت انجمادزدایی، افت پخت، افت کل، ظرفیت نگهداری آب، بافت، متغیرهای رنگی L*، a*، b* و تغییرات رنگ بهصورت مدلهای کینتیکی بررسی شدند. طبق نتایج، در طی زمان نگهداری افت انجمادزدایی، افت پخت، افت کل و ظرفیت نگهداری آب افزایش یافت. تغییرات رنگ (a* و b*) و بافت نیز با افزایش زمان و غلظت آبنمک در سطح احتمال 1% معنیدار شد. میزان تیوباربیتوریک اسید در اثر هیچ یک از متغیرهای مستقل معنیدار نشد. همچنین با افزایش غلظت آب نمک، افت پخت کاهش یافت. میزان نیروی برشی با گذشت زمان و افزایش غلظت آب نمک، کاهش یافت. متغیرهای وابسته با مدلهای کینتیکی مناسب با بالاترین ضریب رگرسیون توصیف شدند. همچنین مدلهای کینتیکی با R2 و RMSE اعتبارسنجی شدند. این نتایج نشاندهنده بهبود خصوصیات فیزیکی محصول و عدم تشدید اکسیداسیون با روش انجمادزدایی اهمی از طریق غوطهوری در آبنمک است.
ریز پوشانی چند لایه لیمونن بر پایه جذب الکترواستاتیک و ارزیابی رهایش آن تحت شرایط شبیهسازیشده دهان
دوره 19، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1402، صفحه 43-56
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.72290.1090
محمد خلیلیان موحد، محبت محبی، شارلوت سیندینگ
چکیده در این پژوهش از روش جذب لایهبهلایه پلی الکترولیتهای ایزوله پروتئین سویا و نشاسته اصلاحشده برای تولید میکروکپسول محتوی لیمونن استفاده شد. ویژگیهای مورفولوژیکی و ساختاری میکروکپسولهای تولیدی بررسی گردید. میزان رهایش لیمونن از میکروکپسولهای تولید شده بهصورت دو و شش لایه در شرایط دهان مصنوعی در شرایط تنش برشی مختلف (0، 50 و 100 دور در دقیقه) مورد ارزیابی قرار گرفت. نمایه رهایش لیمونن از میکروکپسولها نشان داد لیمونن در میکروکپسولهای دو لایه با شیب بیشتری نسبت به شش لایه، رهایش یافته و سریعتر به حداکثر رهایش میرسد زیرا با افزایش تعداد لایههای دیواره، رهایش به تأخیر میافتد. نتایج بهدستآمده از رهایش لیمونن از میکروکپسولها نشان داد مدل درجه اول بهترین توصیف را از رهایش داشت و بر اساس معادله کورسمیر-پپاس رهایش لیمونن از میکروکپسولها غالباً از نوع نفوذ بود. همچنین نتایج نشان داد ضریب نفوذ با افزایش تنش برشی، بیشتر شد و ضریب نفوذ در میکروکپسولهای دو لایه نسبت به شش لایه بیشتر بود.
ارزیابی ویژگیهای کمی و کیفی ناگت مرغ بدون گلوتن حاوی آرد کینوا و هیدروکسیپروپیل متیل سلولز (HPMC)
دوره 20، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1403، صفحه 47-62
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.75369.1149
غزال شکاری، الناز میلانی، الهام آذرپژوه
چکیده بیماری سلیاک از شایعترین بیماریهای مرتبط با تغذیه میباشد. ناگت مرغ از غذاهای فوری و آماده مصرف بسیار پرطرفدار است که از اصلیترین ترکیبات پوششدهنده در فرمول آن، آرد گندم است که تقریباً 60 درصد گلوتن دارد. کینوا شبهغلهای فاقد گلوتن است که بهعنوان منبع خوبی از فیبر رژیمی، کاربردهای متنوعی در سیستم فرآوری فرآوردههای گوشتی بهعنوان تثبیتکننده، جایگزین چربی، اجزای ساختاری و غیره دارد. افزودن هیدروکلوئیدها نیز به بهبود خصوصیات رئولوژیکی محصولات فاقد گلوتن کمک میکند. هدف از این تحقیق ارزیابی اثر آرد مخلوط کینوا-ذرت در تهیه خمیرآبه ناگت بهعنوان ترکیبی فاقد گلوتن و جایگزین آرد گندم و همچنین بررسی اثر افزودن هیدروکلویید HPMC بر ویژگی نهایی فرآورده بود. در این پژوهش طرح مرکب مرکزی چرخشپذیر بهمنظور بررسی تأثیر 2 متغیر مستقل شامل نسبتهای مختلف آرد کینوا-ذرت (100-0، 50-50، 0-100 درصد) و سطوح مختلف هیدروکلویید (5/1-1-5/0 درصد) بر ویژگیهای کیفی ناگت استفاده شد. با افزایش درصد جایگزینی کینوا، رطوبت (60/0)، جذب خمیرآبه (138) و میزان قرمزی 5/5 (a*) افزایش، و میزان روغن (11)، سفتی بافت (5/7)، میزان روشنایی 41 (L*)، میزان زردی 20 (b*) کاهش یافت. افزایش HPMC نیز سبب افزایش محتوای رطوبت (59/0)، میزان روشنایی 39/0 (L*) و جذب خمیرآبه (137) و کاهش میزان روغن (10) و سفتی بافت (7) شد. شرایط بهینه تولید ناگت فاقد گلوتن با در نظر گرفتن مقادیر مطلوب جهت تولید فرآوردهای با کیفیت بالا و سالم شامل 90 درصد کینوا و HPMC در سطح حدودا 1 درصد تعیین گردید.
تأثیر پیشتیمارهای بلانچینگ و مایکروویو بر خواص کیفی سرخکرده برشهای کدو مسمایی (L .Cucurbita pepo)
دوره 11، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1394، صفحه 48-55
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v11i1.43950
نینا دلیری، فریبا زینالی، محسن اسمعیلی
چکیده در این پژوهش تأثیر پیشتیمارهای قبل از فرآیند (آنزیمبری)، نوع روغن، دما و زمان فرآیند بر میزان دفع رطوبت، میزان جذب روغن، عدد پراکسید و عدد اسیدی برشهای کدو مسمایی (L .Cucurbita pepo) طی فرآیند سرخ کردن عمیق موردبررسی قرار گرفت. نمونهها قبل از فرآیند سرخشدن با دو روش آمادهسازی؛ آنزیمبری با آب داغ در دمای 97 درجه سانتیگراد بهمدت 5 دقیقه و دستگاه مایکروویو با توان 900 وات و بهمدت 2 دقیقه آماده شدند. فرآیند سرخشدن در دو دمای 130 و 170 درجه سانتیگراد ببهترتیب بهمدت 7 و 4 دقیقه با بهکار بردن دو نوع روغن شامل روغن آفتابگردان معمولی و روغن مخصوص سرخ کردن انجام گرفت. نتایج نشان داد که مقدار رطوبت، میزان جذب روغن، عدد پراکسید و عدد اسیدی بهطور قابلملاحظهای تحتتأثیر متغیرهای دما، آنزیمبری با آب داغ، روش آمادهسازی بهوسیله دستگاه مایکروویو و نوع روغن بود (05/0 p<). نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بهکار بردن دمای بالا در فرآیند سرخ کردن برشهای کدو مسمایی بر کاهش میزان جذب روغن فرآوردههای نهایی تأثیر مثبتی دارد.
ارزیابی ماندگاری گوجهفرنگی پرتودیده در ترکیب با پوشش پلیاتیلن به کمک تکنیک آکوستیک
دوره 14، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1397، صفحه 48-58
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1395i0.58861
حسینعلی تاش شمس آبادی، سیده هدی یوسفیان، آیت محمدرزداری
چکیده در این پژوهش گوجهفرنگی با دزهای 0 (کنترل)، 25/0، 5/0 و 1 کیلوگری پرتودهی و با استفاده از پوشش پلیاتلین بستهبندی شد. آزمایشات در هر 7 روز بر نمونهها صورت گرفت. نتایج نشان داد که با گذشت زمان انبارداری 21 روز، نمونه پرتودهی شده با دز 5/0 کیلوگری و در پوشش پلیاتیلن نسبت به نمونه شاهد و بدون پوشش به مقدار 53/22 و 34/12 درصد بهترتیب دارای جرم و جرم حجمی بیشتر و به میزان 58/26 درصد دارای فرکانس رزونانسی بیشتر است. همچنین این نمونه نسبت به نمونه پرتودهیشده با دز 1 کیلوگری و نمونه شاهد در پوشش پلیاتیلن به میزان 74/37 و 48/26 درصد دارای مدول الاستیسیته بیشتر و 25 و 12/18 درصد نیز دارای سفتی بیشتری است. با استفاده از نرمافزار SPSS، حداکثر نیروی نفوذ در آزمون مخرب رابطه نسبتاً قوی با پارامترهای بدستآمده از آزمون آکوستیک شامل فرکانس رزونانسی، ضریب استحکام، مدول الاستیسیته بهترتیب با ضرایب تبیین به مقدار 893/0، 913/0 و 886/0 داشت. با توجه نتایج، پرتودهی در ترکیب با پوشش پلیایتلن روشی مناسب بهمنظور حفظ بافت گوجه فرنگی است و آکوستیک نیز روشی مناسب و جایگزین برای آزمون نفوذ است.
درجهبندی کیفی انگور پوششدهیشده با امولسیون صمغ فارسی و روغن شاهدانه بر اساس صدمات سطحی با استفاده از تصاویر RGB و دودویی
دوره 18، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1401، صفحه 51-64
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.88305
محسن زندی، علی گنجلو، ماندانا بی مکر، ابوالفضل قرهباغی
چکیده در پژوهش حاضر روش پردازش تصویر جدیدی بر مبنای دو الگوریتم دودویی و RGB با هدف محاسبه میزان صدمات سطحی بهطور خودکار و انجام درجهبندی کیفی ایجاد گردید. ابتدا انگورها با استفاده از فرمولاسیونی از سطوح مختلف صمغ فارسی (صفر، 5/1 و 3 درصد) و روغن شاهدانه (صفر، 075/0 و 15/0 درصد) و 3/0 درصد گلیسرول پوششدهی گردید و در ادامه با اندازهگیری میزان صدمات سطحی انگور در روزهای 1 و 28 بهصورت دستی (با کمک نرمافزار Image j)، ضمن بررسی اثر پوشش در قالب طرح فاکتوریل (طرح پایه کاملاً تصادفی)، عملکرد الگوریتمهای پیشنهادی نیز ارزیابی گردید. در الگوریتم دودویی پس از پیشپردازش تصاویر، تصاویر به تصاویر دودویی تبدیل شدند. در الگوریتم RGB، فرآیند با کمک مقایسه آماری بین مولفههای رنگی صورت پذیرفت. پس از حذف دم انگور و محاسبه مناطق معیوب با کمک گشتاور تصویر (مرتبه صفر و اول)، در نهایت بر اساس درصد مناطق معیوب به 4 درجه کیفی عالی (کمتر از 5 درصد)، درجه 1 (بین 5 تا 20 درصد)، درجه 2 (بین 20 تا 35 درصد) و درجه 3 (بیشتر از 35 درصد) درجهبندی شد. مشخص شد که از کانالهای R، G و B با مقدار سطح آستانه 35/0، 45/0 و 3/0 میتوان برای فرآیند تشخیص صدمات سطحی استفاده نمود. نتایج نشان داد که هر دو الگوریتم دودویی و RGB توانستند فرآیند محاسبه میزان صدمات سطحی را با صحت بالایی (بهترتیب 33/97 و 08/98 درصد) انجام دهند و براساس نتایج ماتریکس درهمریختگی فرآیند درجهبندی نیز با صحت بالاتر از 30/96 درصد انجام گرفت. همچنین مشخص شد که پوششدهی با صمغ فارسی و روغن شاهدانه خصوصاً در سطوح پایین سبب کاهش بروز صدمات سطحی طی دوره نگهداری میگردد.
اثر روشهای استخراج بر میزان ترکیبات فنولیک و خصوصیات ضدمیکروبی عصاره برگ گیاه اناریجه (Pimpinella affinis)
دوره 14، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1397، صفحه 59-68
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1396i0.59302
الهام شکوه صارمی، محمدباقر حبیبی نجفی، محمدحسین حدادخداپرست، معصومه بحرینی
چکیده افزایش تقاضا برای افزودنیهای ایمن منجر به افزایش استفاده از ترکیبات ضدمیکروب طبیعی شده است. از آنجاییکه سبزیجات برگی منبع خوبی از ترکیبات ضدمیکروبی طبیعی هستند، این مطالعه با هدف بررسی فعالیت ضدمیکروبی عصاره گیاه اناریجه ( pimpinella affinis) که با روشهای مختلف ماسراسیون، استفاده از سیال فوق بحرانی و استفاده از اولتراسوند استخراج شده بود، انجام شد. حداقل غلظت ممانعتکنندگی (MIC) و حداقل غلظتکشندگی (MBC) عصارهها با استفاده از روش میکرودایلوشن برای سویههای میکروبی لیستریا مونوسیتوژنز، استافیلوکوکوس اورئوس، سودوموناس آیروژنز و اشریشیاکلیمیکروبی تعیین شد. فراکسیون ترکیبات فنولی با استفاده از دستگاه LC-MS تعیین شد. مقادیر فنول کل عصارهها بین 69/1836-25/1502 (gE100mgGA/) بود. نتایج نشان داد روش استخراج با اولتراسوند بالاترین میزان ترکیبات فنولی را داشت. کمترین و بیشترین مقادیر MIC و MBC بهترتیب به عصارههای استخراج شده با روش اولتراسوند و روش فوق بحرانی تعلق داشت.استافیلوکوکوس اورئوس حساسترین باکتری و اشریشیاکلی و سودوموناس آیروژنز مقاومترین باکتریها بودند. عصاره اناریجه به دلیل دارا بودن ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی از قبیل گالیک اسید، کافئیک اسید، کلروژنیک اسید، کامپفرول و آپیجنین دارای فعالیت ضدمیکروبی است و میتواند بهعنوان یک ترکیب ضدمیکروبی طبیعی مورد استفاده قرار بگیرد.
بررسی اثر زیستتوده ریزجلبک Spirulina platensis” “ بر کینتیک اسیدی شدن و ویژگیهای ریزساختاری ماست
دوره 11، شماره 2، خرداد و تیر 1394، صفحه 152-160
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1394i2.38079
سید امیر توکلی لاهیجانی، فخری شهیدی، مهدی وریدی، محبت محبی
چکیده Spirulina platensis” “ریزجلبک سبز-آبی با محتوای مواد مغذی منحصربهفرد و دارای اثرات تغذیهای و درمانی متعددی میباشد که در غنیسازی فرآوردههای غذایی مختلف بهکار گرفته شده است. در این پژوهش، تأثیر افزودن سطوح مختلف زیستتوده ریزجلبک “Spirulina platensis” (صفر، 5/0، 1 و 2 درصد)، در دو مرحله افزودن (قبل پاستوریزاسیون و همزمان با افزودن باکتریهای آغازگر) بر ویژگیهای ریزساختاری و توسعه اسیدی شدن در بازه زمانی تخمیر ماست بررسی شد. نتایج نشان داد که سطوح مختلف زیستتوده اسپیرولینا تأثیر معنیداری بر پارامترهای کینتیک توسعه اسیدی نمونههای ماست داشت (0.05>p). همچنین اثر متقابل سطوح مختلف زیستتوده و مراحل افزودن نیز بر مدّت زمان رسیدن به بیشینه سرعت اسیدی شدن معنیدار بود (0.05>p). بررسیهای ریزساختاری در حین تخمیر نشاندهنده کاهش سرعت تجمیع ذرّات پروتئینی در غلظت 2 درصد نسبت به نمونه شاهد بود. مطالعه ریزساختاری شبکه ژلی ماست با استفاده از تصاویر بهدست آمده از میکروسکوپ الکترونی روبشی نشاندهنده اثرات مثبت مقادیر 5/0 و 1 درصد زیستتوده اسپیرولینا بر تقویت تراکم شبکه پروتئینی ماست بود.
کاربرد امواج فراصوت بهعنوان پیشتیمار در بهبود عملکرد پودر پروتئین آب پنیر طی خشک کردن پاششی
دوره 22، شماره 2، خرداد و تیر 1405، صفحه 175-192
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.97587.1550
مجید آرام نبی نیا، حجت کاراژیان
چکیده پروتئینهای آبپنیر بهدلیل ارزش تغذیهای بالا و ویژگیهای عملکردی مطلوب، کاربرد گستردهای در صنایع غذایی دارند؛ با این حال، فرآیندهای خشککردن متداول میتوانند منجر به کاهش کیفیت عملکردی این ترکیبات شوند. هدف از این پژوهش، بررسی اثر پیشتیمار غیرحرارتی امواج فراصوت و مقایسه روشهای خشککردن پاششی و انجمادی بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی، ساختاری و عملکردی پودر پروتئین آبپنیر بود. بدین منظور، از روش سطح پاسخ (RSM) جهت بررسی اثر توانهای فراصوت (۱۰۰، ۲۰۰ و ۳۰۰ وات) و زمانهای تیمار (۵، ۱۵ و ۲۵ دقیقه) استفاده شد. بازده تولید پودر، حلالیت در آب، ظرفیت جذب چربی، شاخص فعالیت امولسیونی، ظرفیت کفکنندگی، ویژگیهای ریزساختاری (SEM)، ساختار کریستالی (XRD)، طیفسنجی FTIR، پتانسیل زتا و اندازه ذرات مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اعمال پیشتیمار فراصوت تأثیر معنیداری بر بهبود ویژگیهای عملکردی دارد. بر اساس بهینهسازی مدلهای ریاضی، شرایط بهینه در توان 273.47 وات و زمان 24.88 دقیقه تعیین گردید. در این شرایط، بازده تولید پودر به 71.42 درصد و حلالیت در آب به 98.11 درصد رسید که بهترتیب نشاندهنده افزایش 54.28 و 17.89 درصد نسبت به نمونه شاهد (بدون تیمار) بود. همچنین در نقطه بهینه، ظرفیت جذب چربی 129.8 درصد و مطلوبیت نهایی مدل 0.956 برآورد شد. نتایج نشان داد که زمان تیمار نقش برجستهتری نسبت به توان در بهبود ویژگیها دارد. تحلیلهای ساختاری ( FTIRو XRD) و تصاویر SEM بیانگر اصلاح ریزساختار، کاهش تجمعات پروتئینی و ایجاد ذرات یکنواختتر در نمونههای تیمارشده با امواج فراصوت بودند. همچنین، کاهش اندازه ذرات و افزایش قدر مطلق پتانسیل زتا در نمونه بهینه، پایداری کلوئیدی بالاتری را نشان داد. بهطور کلی، نتایج این پژوهش نشان میدهد که ترکیب پیشتیمار امواج فراصوت و خشککن پاششی، روشی کارآمد، کمهزینه و سازگار با محیطزیست برای بهبود کیفیت و عملکرد پودر پروتئین آبپنیر بوده و قابلیت کاربرد صنعتی بالایی دارد.
تعیین ترکیبات شیمیایی، ویژگیهای ضداکسایشی و فعالیت ضدمیکروبی اسانس دانه گشنیز بر تعدادی از میکروارگانیسمهای بیماریزا
دوره 16، شماره 2، خرداد و تیر 1399، صفحه 221-233
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v16i2.82025
مرضیه امیدی میرزائی، محمد حجتی، بهروز علیزاده بهبهانی، محمد نوشاد
چکیده در طب سنتی ایران از دانههای گشنیز بهطور گسترده بهمنظور درمان بیماری استفاده میشود. هدف از این پژوهش، شناسایی ترکیبات شیمیایی، قدرت آنتیاکسیدانی و بررسی فعالیت ضدمیکروبی اسانس دانه گشنیز بود. ترکیبات شیمیایی اسانس دانه گشنیز با دستگاه کروماتوگرافی گازی متصل به طیفسنجی جرمی شناسایی شد. فنول کل و قدرت آنتیاکسیدانی بهترتیب با روشهای فولین سیوکالتو، رادیکالهایABTS و DPPH اندازهگیری گردید. قدرت آنتیاکسیدانی اسانس با آنتیاکسیدان سنتزی BHAدر غلظت 100 میکروگرم بر میلیلیتر مقایسه شد. فعالیت ضدمیکروبی اسانس دانه گشنیز با روشهای انتشار در آگار به کمک دیسک (کربی- بوئر)، حداقل غلظت مهارکنندگی و حداقل غلظت کشندگی برای باکتریهای باسیلوس سرئوس، سالمونلا تیفی، اشرشیا کلی و سودوموناس آئروژینوزا تعیین گردید. براساس نتایج آنالیزهای شیمیایی، اسانس دانه گشنیز غنی از مونوترپنهای اکسیژندار (94/89%) بود. ترکیب عمده اسانس دانه گشنیز لینالول (75/76%) بود. بیشترین درصد مهار رادیکال آزاد برای DPPH، 75/53% و برای ABTS، 60/66% در غلظت ppm 900 مشاهده شد. مقدار فنول کل موجود در اسانس mg GAE/g 02/0± 04/38 بود. نتایج نشان داد که بیشترین و کمترین قطر هاله عدم رشد بهترتیب مربوط به باکتری باسیلوس سرئوس (30/30 میلیمتر) و سالمونلا تیفی (15/23میلیمتر) بود. حداقل غلظت مهارکنندگی اسانس دانه گشنیز برای باکتریهای باسیلوس سرئوس، اشرشیا کلی، سودوموناس ائروژینوز و سالمونلا تیفی بهترتیب برابر با 2، 4، 4 و4 میلیگرم بر میلیلیتر بود. بهطورکلی نتایج نشان داد که اسانس دانه گشنیز داری فعالیت آنتیاکسیدانی کمتر از آنتیاکسیدان سنتزی BHA بود.
استفاده از فیبر بدست آمده از تفاله مالت جو به عنوان جایگزین چربی در تولید سس مایونز کم چرب
دوره 19، شماره 2، خرداد و تیر 1402، صفحه 247-258
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.72465.1096
امیر منصوری یاراحمدی، پیمان رجایی، سارا موحد
چکیده در این پژوهش اثر جایگزینی درصدهای مختلف فیبر استخراج شده از تفاله مالت جو با چربی در سطوح (5، 10، 15 و 20 درصد)، بر خواص فیزیکوشیمیایی (چربی، فیبر، خاکستر، ویسکوزیته و رنگسنجی (L*, a*, b*) و خواص حسی (طعم، بو، رنگ، بافت و پذیرشکلی) مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از تحلیل واریانس در سطح احتمال 5 درصد تعیین شد. مقایسه میانگین دادهها براساس آزمون دانکن و با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 21 انجام شد. نتایج ارزیابی خصوصیات مختلف سس مایونز کم چرب نشان داد که افزایش درصد فیبر مالت جو باعث کاهش میزان چربی، روشنایی و زردی در تیمارهای سس مایونز کم چرب شد (P<0/05). همچنین افزودن فیبر باعث افزایش میزان ویسکوزیته، فیبر، خاکستر و قرمزی در تیمارهای سس مایونز شد (P<0/05). همچنین میزان پروتئین در تیمارها افزایش یافت که این افزایش از لحاظ آماری معنیدار بود (P<0/05). نتایج حاصل از ارزیابی حسی نمونههای سس مایونز نشان داد که با افزودن میزان فیبر استخراج شده از تفاله مالت جو به سس مایونز میزان امتیاز طعم، بافت، رنگ و پذیرشکلی کاهش یافت که این کاهش از لحاظ آماری معنیدار بود (P<0/05). در حالی که امتیاز بو معنیدار نبود (P>0/05). بهطوریکه تیمار حاوی 20 % فیبر مالت جو کمترین امتیاز حسی (طعم، بو، بافت، رنگ، پذیرش کلی) و تیمار حاوی 5 و 10 درصد فیبر مالت جو بیشترین امتیاز حسی (طعم، بو، بافت، رنگ، پذیرش کلی) را از ارزیابان دریافت کردند. با توجه به نتایج کلیه آزمونهای انجام شده، تیمار 3 (حاوی 10 درصد فیبر مالت جو) به عنوان بهترین تیمار در تحقیق حاضر معرفی گردید.
تعیین ساختار، ترکیبات و ویژگیهای شیمیایی، فعالیت ضداکسایشی و اثر سیتوتوکسیک اسانس زردچوبه
دوره 17، شماره 2، خرداد و تیر 1400، صفحه 261-271
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2020.39272
بهاره مجدی، محمدامین مهرنیا، حسن برزگر، بهروز علیزاده بهبهانی
چکیده هدف از این پژوهش شناسایی ترکیبات، ساختار و تشخیص کیفی نوع پیوندها، فعالیت ضداکسایشی، تعیین فنول و فلاونوئید کل و اثر سیتوتوکسیک اسانس زردچوبه بود. اسانس زردچوبه با دستگاه کلونجر و با روش تقطیر آبی استخراج شد. ترکیبات شیمیایی اسانس زردچوبه با دستگاه کروماتوگرافی گازی متصل به طیفسنج جرمی شناسایی شد. برای تعیین گروههای عاملی ترکیبات شیمیایی و شناسایی کیفی اسانس زردچوبه از آنالیز طیفسنجی تغییرشکل فروسرخ فوریه در محدوده طول موج cm-1 4000-500 استفاده شد. پتانسیل آنتیاکسیدانی اسانس زردچوبه با مهار رادیکالهای آزاد (DPPH و ABTS) و رنگبری بتاکاروتن لینولئیک اسید تعیین گردید. مقدار فنول کل و فلاونوئید با روشهای رنگسنجی اندازهگیری شد. از روش MTT جهت تعیین اثر سیتوتوکسیک غلظتهای مختلف اسانس زردچوبه بر رده سلولی سرطان روده بزرگ (HT29) استفاده شد. 18 ترکیب شناسایی شده در اسانس زردچوبه 91/97 درصد ترکیبات را تشکیل دادند. Turmerone با 40% بیشترین ترکیب شناسایی شده در اسانس زردچوبه بود. محدوده عدد موجی cm-1 3600-3400 (بهویژه عدد موجی cm-1 3516) و پیکهای cm-1 2930، 1621، 1515 و 1447 بهترتیب مربوط به ارتعاشات کششی پیوندهای O-H، C-H، C=O و C=C حلقه آروماتیک و گروههای آروماتیک کورکومینوئیدها است. پتانسیل آنتیاکسیدانی اسانس زردچوبه بهروشهای DPPH، ABTS و رنگبری بتاکاروتن لینولئیک اسید بهترتیب 15/25، 90/93 و 76/72 درصد بود. فنول کل و فلاونوئید کل اسانس زردچوبه بهترتیب mg GAE/g 91/38 و mg QE/g 9/87 بود. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت اسانس زردچوبه از mg/mL 125/3 به 200 میزان زندهمانی سلول HT29 بهترتیب از 76/66 به 88/9 درصد تغییر پیدا کرد.
استفاده از مواد شفافکننده در تصفیه شربت خام چغندری
دوره 15، شماره 2، خرداد و تیر 1398، صفحه 267-279
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v15i2.72013
ادریس آرژه، میرخلیل پیروزی فرد، سجاد پیرسا
چکیده شربت خام بهعنوان یک محصول حد واسط در فرآوری چغندرقند حاوی ناخالصیهای مختلفی (مانند پروتئین، ساپونین، ترکیبات رنگی، ترکیبات فنلی، پکتین و....) است که بایستی جداسازی یا به یک سطح قابل قبول کاهش داده شوند تا شربت برای مراحل بعد آمادهسازی گردد. در این پژوهش از چهار ماده مختلف شفافکننده (بنتونیت، سیلیکا سل، ژلاتین و زغال فعال) برای حذف ناخالصی شربت خام چغندر استفاده گردید. از مقایسه بنتونیت با سیلیکا سل بهعنوان دو ترکیب با بار سطحی منفی مشخص شد که توانایی بنتونیت در حذف ناخالصیهای عامل فلوک (پروتئین، ساپونین و ترکیبات فنولی) و بهبود شاخصهای تصفیهای (خاکستر و درجه خلوص) به مراتب بالاتر از سیلیکا سل است. بهطوری که تیمار بنتونیتی توانست میزان پروتئین، ترکیبات فنولی و ساپونینها در شربت را بهترتیب 68، 61 و 40 درصد کاهش دهد. ترکیب ژلاتین و زغال فعال بهعنوان شفافکنندههای مکمل با بنتونیت و سیلیکا سل هم موجب بهبود پارامترهای مورد اندازگیری شد. بهطور کلی تیمار بنتونیت- زغال فعال بهترین نتیجه را در بر داشت و بهترتیب موجب کاهش 73، 87 و 85 درصدی در میزان پروتئین، ترکیبات فنولی و ساپونینها شد. در این پژوهش همچنین تیمارهای پیشنهاد شده با تیمار متداول (آهک-دیاکسید کربن) مورد مقایسه قرار گرفتند و مشخص شد که این تیمارها توانایی بهتری جهت حذف حداکثری ناخالصیها دارند.
فعالیت ضدباکتریایی و آنالیز فیزیکوشیمیایی چند نوع عسل با منشاء گیاهی مختلف در استان گلستان
دوره 14، شماره 2، خرداد و تیر 1397، صفحه 273-282
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v0i0.60915
سمانه هیزمی شیره جینی، هادی کوهساری، سیده زهرا سیدالنگی
چکیده عسل بهعنوان یک ماده غذایی مهم با منشاء طبیعی، پتانسیل بالایی برای فعالیت ضدمیکروبی دارد. منشاء گیاهی عسل در ویژگیهای بیولوژیکی آن بسیار موثر میباشد. لذا این تحقیق بهمنظور بررسی فعالیت ضدباکتریایی و آنالیز فیزیکوشیمیایی چهار نوع عسل شامل آویشن، زول، پونه و شوید جمعآوری شده از کندوهای زنبور عسل در استان گلستان انجام شد. ارزیابی فعالیت ضدباکتریایی علیه چهار باکتری شامل استافیلوکوکوس اورئوس، اشریشیا کلی، باسیلوس سرئوس و شیگلا دیسانتری بر اساس انتشار در آگار و با روش چاهک انجام شد. کمترین غلظت مهارکنندگی و کمترین غلظت باکتریکشی نمونههای عسل به وسیله روش ماکرودایلوشن تعیین شد. همچنین ویژگیهای فیزیکوشیمیایی شامل رطوبت، pH، اسیدیته، محتوای خاکستر و قندهای احیاءکننده برای نمونههای عسل، مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج حاکی از بیشترین فعالیت ضدباکتریایی برای عسل زول بهترتیب با قطر هاله عدم رشد 5/15، 14و 11 میلیمتر علیه شیگلا دیسانتری، استافیلوکوکوس اورئوس ، باسیلوس سرئوس و اشریشیا کلی در غلظت 50 درصد حجمی/ حجمی می باشد. سطوح MIC وMBC بهدست آمده برای عسلهای مورد آزمون در محدوده 50 -25/6 درصد حجمی/ حجمی بوده و عسل پونه کمترین فعالیت ضدباکتریایی را نشان داد. بهطور کلی نتایج این تحقیق دلالت بر این دارد که فعالیت ضدباکتریایی نمونههای عسل با توجه به منشاء گل عسل متغیر است.
بررسی شرایط تولید و خشککردن شیر موز به روش کف پوشی با مایکرویو و بررسی خصوصیات پودر
دوره 14، شماره 2، خرداد و تیر 1397، صفحه 283-296
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v0i0.60551
فاطمه پورحاجی، فریده طباطبایی یزدی، سید علی مرتضوی، محبت محبی، مصطفی مظاهری طهرانی
چکیده نوشیدنیهای میوهای بخشی از رژیم غذایی انسان را در بسیاری از مناطق جهان تشکیل میدهند. در این میان شیرموز طرفداران زیادی را به خود اختصاص داده است. استفاده از تکنولوژیهای نوین نظیر استفاده از روش کفپوشی و خشک کردن با مایکرویو برای کاهش میزان صدمات خشک کردن استفاده میشود. از این رو در پژوهش حاضر، شرایط بهینهیابی تولید کف شیر موز به روش رویه سطح پاسخ بر مبنای سه متغیر سرعت گاز نیتروژن (2 -2/0 لیتر بر دقیقه)، میزان صمغ گزانتان (25/0 -15/0 درصد) و نسبت شیر به موز (1-6 و 1-3) بررسی گردید. همچنین تأثیر سه ولتاژ متفاوت دستگاه مایکرویو (360، 660 و 900 ولت) و دو ضخامت 3 و 5 میلیمتر بر روی نمونه بهینه ارزیابی شد. براساس نتایج مشخص گردید نمونه تحت تأثیر گاز نیتروژن با سرعت 2/0 لیتر بر دقیقه، 22/0 درصد صمغ گزانتان و 3 درصد موز دارای کمترین دانسیته و بیشترین پایداری بود. از این رو تیمار فوق بهعنوان نمونه بهینه انتخاب گردید و با انرژی مایکروویو خشک شد. نتایج این بخش به وضوح نشان داد نمونه خشک شده با ضخامت 3 میلیمتر تحت ولتاژ 900 ولت دارای بالاترین میزان روشنایی L* و بالاترین دمای گذار شیشهای و کمترین میزان رطوبت بود.
تأثیر آنزیم ترانسگلوتامیناز بر پروتئولیز و خواص رئولوژیکی ماست بدونچربی
دوره 11، شماره 4، مهر و آبان 1394، صفحه 325-336
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1394i11.38083
ساینا مویدزاده، اصغر خسروشاهی، شهین زمردی
چکیده در این تحقیق، تأثیر غلظت آنزیم ترانسگلوتامیناز میکروبی، میزان کازئینات سدیم و زمان نگهداری بر پروتئولیز، خواص رئولوژیکی و ظرفیت نگهداری آب در ماست همزده بدونچربی با استفاده از روش سطح پاسخ موردبررسی قرار گرفت. غلظت آنزیم در محدوده 2-0 واحد در گرم پروتئین شیر، میزان کازئینات سدیم در دامنه 27/1-0 درصد و زمان نگهداری بین 19-1 روز بود. نتایج تجزیه آماری دادهها نشان داد که با افزایش غلظت آنزیم ویسکوزیته و ظرفیت نگهداری آب در نمونهها بهطور معنیداری افزایش و میزان پروتئولیز در آنها کاهش یافت (p≤0.05). با افزودن کازئینات سدیم نیز ویسکوزیته، ظرفیت نگهداری آب نمونهها افزایش پیدا کرد. همچنین در طی نگهداری، ظرفیت نگهداری آب کاهش و میزان پروتئولیز افزایش معنیداری نشان داد (p≤0.05). در شرایط بهینه، غلظت آنزیم 42/1 واحد در گرم پروتئین شیر، میزان کازئینات سدیم 47/0 درصد و زمان نگهداری 15 روز تعیین گردید. مقدار مطلوبیت کلی برابر 83/0 بود. در شرایط مزبور درصد ظرفیت نگهداری آب، ویسکوزیته و پروتئولیز بهترتیب 51/27 درصد، 5220 سانتی پوآز و میزان جذب آن در طول موج 340 نانومتر بهعنوان شاخص پروتئولیز 349/0 بود.
بررسی و بهینهیابی خشک کردن تمشک و انرژی مصرفی آن در روش خشک کردن ترکیبی بسترسیال-مایکروویو با کمک روش سطح پاسخ
دوره 10، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 327-336
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v10i4.43724
قاسم یوسفی، زهرا امام جمعه
چکیده در این مطالعه، اثر پنج فاکتور شامل توان مایکروویو، دمای هوا، سرعت جریان هوا، زمان شروع مایکروویودهی و مقدار ماده بر روی زمان و انرژی لازم برای خشک کردن تمشک سیاه تا محتوای رطوبت 50 درصد بر مبنای خشک در یک خشککن ترکیبی بستر سیال-مایکروویو موردبررسی قرار گرفت. طرح آزمایشی شامل استفاده از روش آماری سطح پاسخ و طرح مرکب مرکزی بود. برای هر پاسخ از آنالیز رگرسیون خطی-چندگانه استفاده گردید و مدلهای چندجملهای درجه دوم بهدست آمد. تجزیه و تحلیل واریانس (ANOVA) برای بررسی کفایت و دقت برازش مدل انجام شد. با مدل تجربی بهدست آمده ارتباط بین متغیرها و پاسخهای موردمطالعه توسط روش سطح پاسخ تشخیص داده شد. ضرایب همبستگی مدلهای رگرسیون برای زمان خشک کردن و انرژی مصرفی بهترتیب 964/0 و 970/0 بود. شرایط بهینه خشک کردن شامل: توان مایکروویو 600 وات، دمای هوا C° 85، سرعت جریان هوا 15 متر بر ثانیه، زمان شروع مایکروویودهی از لحظهای که محتوای رطوبتی 344 درصد کاهش بافته و مقدار ماده 73 گرم تعیین گردید که تحت این شرایط زمان و انرژی مصرفی بهترتیب 66/52 دقیقه و 2/65 کیلوژول توسط مدل پیشبینی شد. نتایج نشان داد که زمان و انرژی مصرفی با افزایش دما، توان و مدت مایکروویودهی و کاهش سرعت جریان هوا کاهش مییابد. در این رابطه نمودار سینتیک خشک شدن نمونهها تحت شرایط ذکرشده رسم گردید که نشان داد با افزایش دما از 55 به C° 85 زمان خشککردن 76% مییابد و مایکروویو این زمان را 30 تا 80% کاهش میدهد.
مطالعه خواص فیزیکوشیمیایی فیلم نانوکامپوزیت فعال آنتیاکسیدانی برپایه پلی لاکتیک اسید
دوره 10، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 337-348
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v10i4.43725
هادی الماسی، بابک قنبرزاده، جلال دهقان نیا، علی اکبر انتظامی، اصغر خسروشاهی
چکیده نانوفیبر سلولزی اصلاحشده با اسید چرب (MCNF) و آنتیاکسیدان ترت بوتیل هیدروکینون (TBHQ) به فیلم پلیلاکتیک اسید (PLA) اضافه شدند و تأثیر آنها بر ریزساختار، ویژگیهای حرارتی، مکانیکی و بازدارندگی فیلم PLA موردبررسی قرار گرفت. ریزساختار سطح شکست فیلمها توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی نشر میدانی (FE-SEM) موردمطالعه قرار گرفت. نتایج آزمون پراش اشعه ایکس (XRD) نشان داد که بلورینگی فیلمهای نانوکامپوزیت حاوی MCNF بیشتر از فیلم خالص PLA و فیلمهای فعال حاوی TBHQ بود. نتایج گرماسنجی پویشی افتراقی نشان داد که با افزودن هر دو ترکیب، دمای انتقال شیشهای و دمای ذوب فیلم ها تغییر میکند. افزودن 3% TBHQ باعث کاهش معنیدار (05/0˂p) در استحکام کششی فیلم PLA از 52/10 به MPa 03/6 شد درصورتیکه، استحکام مکانیکی فیلم با افزودن MCNF بهبود یافت. نفوذپذیری نسبت به بخار آب و اکسیژن نیز با افزودن TBHQ و MCNF بهترتیب افزایش و کاهش یافت.
تأثیر زانتان بر خواص فیزیکی و بافتی نان باگت حاوی کنجالۀ ارده
دوره 11، شماره 4، مهر و آبان 1394، صفحه 337-350
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v1394i11.50578
حبیب جهاندیده، مسعود تقی زاده، محمدحسین حدادخداپرست، آرش کوچکی
چکیده کنجاله ارده نقش تغذیهای مناسبی از نظر پروتئین با کیفیت بالا و مواد معدنی نظیر کلسیم و فسفر ایفا میکند. جایگزینی بخشی از آرد گندم با کنجالۀ ارده اثرات نامطلوبی بر خواص فیزیکی و بافتی نان دارد. در مطالعۀ حاضر، اثرات صمغ زانتان (0، 25/0 و %5/0) بر خواص فیزیکی نان باگت دارای کنجالۀ ارده (0، 37/4، 45/9 و %53/14) شامل حجم مخصوص، تخلخل، رنگ مغز و پوسته نان و خواص بافتی شامل سختی، صمغیت و پیوستگی بررسی شد. آزمونهای فوق با آرایش فاکتوریل و در قالب طرح تصادفی کامل انجام شد. خواص بافتی پس از 3، 24 و 48 ساعت نگهداری تعیین شد. نتایج نشان داد کنجالۀ ارده در غلظت بالاتر از %37/4 باعث کاهش معنیدار تخلخل، افزایش معنیدار سختی و صمغیت، کاهش معنیدار حجم مخصوص درسطح %53/14 میشود (01/0>P). با افزایش کنجالۀ ارده، مؤلفۀ L* مغز و پوسته کاهش و مؤلفههای a* و b* مغز افزایش معنیدار نشان داد. %25/0 صمغ زانتان تخلخل را افزایش داد ولی %5/0 صمغ باعث افت معنیدار تخلخل و حجم مخصوص در مقایسه با شاهد شد (01/0>P). با افزایش صمغ زانتان، افزایش مؤلفۀ L* مغز و پوسته و کاهش معنیدار مؤلفه b* مغز مشاهده شد. افزایش معنیدار سختی و صمغیت با افزایش صمغ زانتان از %25/0 و افزایش زمان نگهداری مشاهده شد (01/0>P). افزایش کنجالۀ ارده، صمغ زانتان و زمان نگهداری کاهش معنیدار پیوستگی را نشان داد (01/0>P). با افزودن %25/0 صمغ زانتان اثرات نامطلوب کنجاله ارده بر خواص فیزیکی، بافتی نان باگت تا حدودی جبران شد.
ارزیابی ویژگیهای میکروبی، شیمیایی و حسی گوشت گوسفندی پوششدهیشده با موسیلاژ فرنجمشک در ترکیب با اسانس زنیان جهت افزایش عمرانبارمانی در دمای یخچال
دوره 16، شماره 4، مهر و آبان 1399، صفحه 383-394
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v16i4.82449
بهروز علیزاده بهبهانی، فخری شهیدی
چکیده در این پژوهش، موسیلاژ از دانههای کامل فرنجمشک با استفاده از آب گرم استخراج شد. پوشش ضدمیکروبی موسیلاژ دانه فرنجمشک همراه با غلظتهای صفر، 1، 5/1 و 2 درصد اسانس زنیان تولید شد. آزمونهای میکروبی (شمارش کلی، شمارش باکتریهای سرمادوست، شمارش کلی قارچها (کپک و مخمر)، اشرشیا کلی و استافیلوکوکوس اورئوس)، برخی از آزمونهای شیمیایی (عدد پراکسید و pH) و ارزیابی حسی (رنگ، بو و پذیرش کلی) برای نمونههای گوشت گوسفندی نگهداریشده در دمای یخچال (4 درجه سانتیگراد) در روزهای صفر، 3، 6 و 9 انجام پذیرفت. براساس آزمونهای میکروبیولوژی زمان ماندگاری نمونه پوششدادهشده با موسیلاژ فرنجمشک (فاقد اسانس) و نمونههای پوششدهیشده حاوی غلظتهای 1، 5/1 و 2 درصد اسانس زنیان نسبت به نمونه کنترل (فاقد پوشش و اسانس) بهترتیب 3، 6، 6 و 6 روز افزایش یافت. نتایج نشان داد که pH نمونههای گوشت گوسفندی پوششدادهشده با موسیلاژ فرنجمشک و نمونههای حاوی اسانس زنیان نسبت به نمونه کنترل در طول دوره نگهداری (9 روز) کمتر بود. نتایج نشان داد که میزان عدد پراکسید در نمونه کنترل از 4/0 تا 7/9 میلیاکیوالان پراکسید در طی 9 روز نگهداری در دمای یخچال افزایش یافت. بهطورکلی پوشش خوراکی ضدمیکروبی موسیلاژ دانه فرنجمشک حاوی اسانس زنیان بهخوبی توانست عمر انبارمانی گوشت گوسفندی را در دمای یخچال افزایش دهد.
تأثیر فناوری پخت اکستروژن بر ویژگیهای کیفی کوکی فاقد گلوتن حاوی آرد کامل نخود، برنج شکسته و صمغ زانتان
دوره 20، شماره 4، مهر و آبان 1403، صفحه 395-407
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2023.81819.1247
زهرا دهقان، الناز میلانی، ندا هاشمی
چکیده بیماریهای گوارشی در بین جوامع انسانی بخصوص در کشورهای در حال توسعه از اهمیت فراوانی برخوردار هستند. یکی از این بیماریها، بیماری سلیاک حاصل تداخل گلوتن موجود در مواد غذایی، سیستم ایمنی بدن، ژنتیک و عوامل محیطی میباشد. از این رو ارائه راهکار برای تولید فرآوردههای فاقد گلوتن و همچنین بهبود کیفیت آنها ضروری است. افزایش دانش تغذیهای افراد جامعه موجب شده است توسعه و تولید فرآوردههای غذایی سلامتیبخش برای اقشار خاص، روند رو به رشدی داشته باشد. فرآوردههای پخت نظیر کوکی بهدلیل ویژگیهای بافتی، طعم و رنگهای جذاب از مقبولیت زیادی در بین اقشار جامعه برخوردارند. از این رو غنیسازی آنها مورد توجه میباشد. اغلب فرآوردههای نانوایی فاقد گلوتن بهصورت تجاری بر پایه نشاسته خالص و یا ترکیب نشاسته ذرت با آردهای فاقد گلوتن تهیه میگردند که با ایجاد خشکی و حالت شنی در فرآورده همراه است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر افزودن سطوح مختلف 0، 20 و 40 درصد آردهای اکسترود شده و اکسترود نشده نخود-صمغ زانتان بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی، بافتی، رنگ، تخلخل و حسی با استفاده از طرح کاملاً تصادفی فاکتوریل بود. نتایج نشان داد؛ فرآیند پخت اکستروژن پتانسیل بالایی برای بهبود کیفیت کوکی داشت؛ بهنحویکه افزودن آرد نخود اکسترود شده سبب افزایش تخلخل نمونههای کوکی گردید. همچنین افزایش سهم آرد نخود اکسترود شده تا 40 درصد بهطور مستقل موجب کاهش سختی بافت وکاهش پارامتر روشنایی کوکی و افزایش رطوبت طی دوره ماندگاری شد. همچنین نتایج آزمون حسی نیز بیانگر تأثیر مطلوب افزودن آرد نخود اکسترود شده تا 20 درصد بود. کاربرد آرد نخود بهعنوان منبع مغذی در فرمولاسیون کوکی سبب افزایش ارزش غذایی و بهبود تنوع این قبیل فرآوردهها میگردد.
تشخیص اختصاصی آفلاتوکسین G1 بر مبنای رنگسنجی آپتاسنسور بهوسیله سوسپانسیون نانو ذرات طلا شده
دوره 15، شماره 4، مهر و آبان 1398، صفحه 433-439
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v15i4.70900
آرزو هاشم نیا، وحید حکیم زاده
چکیده آفلاتوکسینها سموم قارچی طبیعی هستند که از گونههای قارچ آسپرژیلوس مانند آسپرژیلوس فلاووس و آسپرژیلوس پارازیتیکوس نشات میگیرند. این سموم اگر از راه مواد خوراکی وارد بدن شوند میتوانند سرطانزا باشند. روشهای تشخیصی متفاوتی برای آفلاتوکسین وجود دارد که زمانبر و پرهزینه میباشد. روش آپتاسنسورهای رنگسنجی بهوسیله نانو ذرات طلای سوسپانسیون شده در آب، روشی سریع و اختصاصی میباشد که با استفاده از یک ملکول شناساگر با درجه انتخابی بالا انجام میشود. در این پژوهش آپتامری با توالی GTTGGGCACGTGTTGTCTCTCTGTGTCTCGTGCCCTTCGCTAGGCCCACA برای تشخیص چهار آفلاتوکیسن B1، B2، G1 و G2 استفاده شد. نتایج نشان داد که این آپتامر بهطور اختصاصی توانایی تشخیص آفلاتوکیسن G1 را داشت به نحوی که هنگام اضافه شدن آفلاتوکسین G1 به محلول حاوی آپتامر و نانوذرات طلا ، آپتامر دچار تغییر ساختار شده و از نانو ذرات طلا جدا میشود و جذب آفلاتوکسین میگردد. پس از جدا شدن آپتامر، نانوذرات ناپایدار شده بلافاصله تجمع و رسوب داده که منجر به تغییر رنگ از قرمز به بنفش میگردند. اما در مورد سایر آفلاتوکسین های مورد بررسی چنین تغییر رنگی مشاهده نشد که نشاندهنده آن است که این آپتامر در برابر آنها به تغییر ساختار حساس نیست و اختصاصی عمل نمیکند.
ارزیابی ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و ریزساختار فرآورده بافت داده شده کینوآ
دوره 19، شماره 4، مهر و آبان 1402، صفحه 451-462
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.74911.1139
الهام قیامی، آرش کوچکی، الناز میلانی
چکیده آرد کینوآ منبعی سرشار از اسیدآمینههای ضروری، فیبر غذایی، ویتامینهای گروه ب، آلفاتوکروفرول و املاحی نظیر آهن و مس بوده و جایگزین مناسبی برای توسعه فرآوردههای بدون گلوتن و بر پایه برنج میباشد. بدین منظور اصلاح برخی ویژگیهای آرد کینوآ با فرایندهای مختلف میتواند در جهت بهبود کیفیت و توسعه این قبیل فرآوردهها مؤثر باشد. این پژوهش با هدف تأثیر شرایط فرایند اکستروژن شامل رطوبت اولیه خوراک (16 و 24 درصد) و دمای پخت (130، 150 و 170 درجه سانتیگراد) بر ویژگیهای رطوبت، دانسیته توده، شاخص جذب آب، پارامترهای رنگ، سفتی بافت، و ریزساختار فرآورده بافت داده شده کینوا، مورد بررسی قرار گرفت. مطابق نتایج، افزایش همزمان رطوبت خوراک و دمای فرایند منجر به کاهش معنیدار رطوبت نهایی فراورده بافت داده شده کینوآ شد (p<0.05). نمونه فرایند شده در دمای 150 درجه سانتیگراد با رطوبت ورودی 16 درصد دارای کمترین میزان دانسیته بود. شاخص جذب آب کلیه نمونههای اکسترودشده بیشتر از نمونه شاهد بود و این پدیده با افزایش رطوبت اولیه خوراک و دمای پخت، بطرز معنیداری تشدید شد (p<0.05). فرآیند اکستروژن با کاهش معنیدار پارامتر L* و افزایش پارامترهای a* و b* همراه بود (p<0.05). در حالیکه افزایش دمای فرآیند منجر به افزایش تغییرات پارامترهای رنگ شد. افزایش رطوبت خوراک ورودی سبب افزایش سفتی بافت فراورده گردید اما همزمان با افزایش دمای پخت؛ سفتی بافت کاهش یافت چنانکه کمترین میزان سفتی 59/8 نیوتن گزارش شد. تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی تجمعات بزرگتر گرانولهای نشاسته در نمونههای اکسترودشده در مقایسه با نمونه شاهد را نشان دادندکه با افزایش رطوبت خوراک ورودی، ظاهری یکنواختتر و صافتر به خود گرفتند. در مجموع میتوان دریافت کاربرد اکستروژن به عنوان فناوری پیش پخت، روشی مطلوب برای بهبود ویژگیهای عملکردی و تکنولوژیکی آرد کینوآ و توسعه فرآوردههای بدون گلوتن میباشد.
