بررسی امکان تولید شیرینی مسقطی رژیمی حاوی قارچ گانودرما لوسیدیوم با جایگزینی شکر و نشاسته گندم با سوکرالوز-ایزومالت و نشاسته سیبزمینی توسط روش سطح پاسخ
دوره 17، شماره 5، آذر و دی 1400، صفحه 701-716
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.38054
مرتضی حیدریان، محمد گلی
چکیده طی سالهای اخیر تقاضا برای محصولات غذایی رژیمی و درعینحال با ارزش غذایی بالا افزایش چشمگیری داشته است. شیرینی مسقطی یکی از شیرینیهای سنتی ایران است که بهدلیل میزان ساکارز و کالری بالا، مصرف آن برای افراد مبتلا به چاقی و دیابت محدودیت دارد. در این تحقیق به بررسی اثر جایگزینی شکر با سوکرالوز-ایزومالت، جایگزینی نشاسته گندم با نشاسته سیبزمینی و غلظت قارچ گانودرما لوسیدیوم بهعنوان یک ترکیب عملگر بر روی خصوصیات فیزیکوشیمیایی و بافتی شیرینی مسقطی پرداخته شده است. بهمنظور بهینهیابی شرایط تولید مسقطی رژیمی غنیسازیشده از روش سطح پاسخ در دو سطح اطمینان 95 و 99 درصد و طرح مرکب مرکزی در 5 سطح جایگزینی شکر با سوکرالوز-ایزومالت (صفر، 25، 50، 75 و 100%)، جایگزینی نشاسته گندم با نشاسته سیبزمینی (صفر، 25، 50، 75 و 100%) و قارچ گانودرما لوسیدیوم (صفر، 25/0، 50/0، 75/0 و 1%) استفاده شد. نتایج حاصل از ویژگیهای کیفی محصول منتخب (رطوبت، پروتئین، قند کل، ویتامین D، دانسیته، ویژگیهای بافتی) و خصوصیات حسی آن در طول دوره نگهداری (45 روز) ارزیابی و با نمونه شاهد در سطح اطمینان 95 درصد مقایسه گردید. نتایج نشان داد، افزایش درصد جایگزینی نشاسته گندم با نشاسته سیبزمینی موجب افزایش دانسیته و سفتی بافت گردید. افزایش دانسیته، سفتی و چسبندگی نیز در مقادیر بالاتر جایگزینی شکر با سوکرالوز-ایزومالت مشاهده شد. ارتجاعیت در مقادیر بالاتر جایگزینی شکر با سوکرالوز-ایزومالت و نشاسته گندم با نشاسته سیبزمینی و همچنین غلظتهای بالاتر گانودرما لوسیدیوم کاهش یافت. شرایط بهینه تولید مسقطی رژیمی غنیشده، شامل 62% جایگزینی شکر با سوکرالوز-ایزومالت، 40% جایگزینی نشاسته گندم با نشاسته سیبزمینی و %46/0 گانودرما لوسیدیوم و 52% جایگزینی شکر با سوکرالوز-ایزومالت، 36% جایگزینی نشاسته گندم با نشاسته سیبزمینی و %53/0 گانودرما لوسیدیوم معرفی گردید. مقایسه بین نمونههای بهینه و شاهد نشان داد که میزان پروتئین و ویتامین D نمونههای رژیمی تولیدی بالاتر از نمونه شاهد بود و محتوی قند کل آنها نسبت به نمونه شاهد کاهش محسوسی داشت (05/0P<). همچنین، نمونههای بهینه ازنظر ویژگیهای حسی اختلاف معنیداری با نمونه شاهد نداشت (05/0P>).
تأثیر پوشش خوراکی بر پایه کیتوزان و پروتئین آبپنیر حاوی نانوکامپوزیتهای زیستی و اسانس آویشن شیرازی بر ماندگاری پنیر فتای فراپالایش
دوره 17، شماره 5، آذر و دی 1400، صفحه 729-745
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i5.88681
مریم گوهرگانی، حنان لشکری، علیرضا شیرازی نژاد
چکیده در طی سالهای اخیر تمایل به استفاده از فیلمها و پوششهای خوراکی ضدمیکروبی افزایش یافته است که این امر باعث افزایش کیفیت، ایمنی و زمان ماندگاری مواد غذایی گردیده است. در این پژوهش از پوشش ایزوله پروتئین آبپنیر و کیتوزان به نسبت 30:70، حاوی نانوکامپوزیتهای زیستی دیاکسید تیتانیوم (TiO2، 1 و 2%) و اسانس آویشن شیرازی (1%) جهت افزایش ماندگاری پنیر فتای فراپالایش استفاده شد. نمونههای پنیر تحت آزمونهای مختلف میکروبی، فیزیکوشیمیایی و حسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که نانوذرات TiO2 و اسانس آویشن شیرازی موجب کاهش قابلتوجه شمارش کلی باکتریها، اسید لاکتیک باکتریها و کلیفرمها با افزایش دوره نگهداری شدند. همچنین تعداد کپک و مخمر در نمونه شاهد نسبت به سایر تیمارها با گذشت زمان افزایش یافت. درحالیکه تیمارهای حاوی اسانس در طی ذخیرهسازی فاقد کپک و مخمر بودند. ارزیابی فیزیکوشیمیایی نشان داد که درصد رطوبت، چربی، pH، در تمامی پنیرهای پوششدادهشده کاهش، اسیدیته و سفتی بافت افزایش یافت. ارزیابی حسی پنیرهای فتای فراپالایش نشان داد که عطر، طعم و مقبولیت کلی پنیرهای پوششدادهشده در مقایسه با پنیر داخل آبنمک بهبود پیدا کرده است، درحالیکه در پنیرهای پوششدادهشده حاوی اسانس بهدلیل اثر منفی اسانس آویشن شیرازی بر خواص ارگانولپتیکی پنیر، مقبولیت کلی بهطور قابلتوجهی کمتر شد. جهت ارزیابی اثرات مهارکنندگی تیمارهای مختلف پوشش کامپوزیتی بر جمعیت لیستریا مونوسیتوژنزهای تلقیحی در پنیر فراپالایش، از آنها فیلم تهیه شد و قدرت بازدارندگی فیلمهای کامپوزیتی بررسی گردید. نتایج نشان داد که فیلمهای کامپوزیتی بهویژه فیلمهای حاوی اسانس بهطور محسوسی جمعیت لیستریا مونوسیتوژنز را با افزایش دوره نگهداری کاهش دادند. درنتیجه، فیلمهای کامپوزیتی حاوی نانوذرات و اسانس آویشن میتوانند در سیستمهای بستهبندی مواد غذایی بهویژه برای پنیر فتای فراپالایش بهکار گرفته شوند.
بررسی تأثیر پوشش نانوامولسیون اسانس زرین گیاه در محلول کیتوزان بر ویژگیهای کیفی گندم جوانهزده با استفاده از روش سطح پاسخ (RSM)
دوره 17، شماره 5، آذر و دی 1400، صفحه 785-802
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.39183
نسیم نجفی، هاجر عباسی
چکیده بذرهای جوانهزده بهدلیل فعالیت آبی بالا و حساسیت فراوان بهعوامل قارچی عمر انباری بسیار کوتاهی دارد. لذا، استفاده از روشهای ایمن برای کنترل فساد و حفظ کیفیت جوانههای خوراکی در زمان نگهداری، امری ضروری است. کاربرد موفقیتآمیز کیتوزان و اسانسها و عصارههای گیاهی در فرمولاسیون پوششهای خوراکی از یک طرف و اثبات افزایش خاصیت ضدقارچی در اثر کاهش اندازه ذرات کیتوزان از طرف دیگر، موجب شد تا در پژوهش حاضر، کارایی نوعی پوشش خوراکی نانوامولسیونی حاوی کیتوزان و اسانس زرین گیاه با هدف حفظ کیفیت، تأخیر در فساد و افزایش زمان نگهداری گندم جوانهزده بررسی شود. زرین گیاه یا بادرنجبویه دنایی (Dracocephalum kotschyi L.) گیاهی چندساله از خانواده Lamiaceae است که اسانس آن حاوی ترکیبات بیولوژیک فعال ارزشمند مانند فلاونوئیدها، رزمارینیک اسید و گلیکوزیدهای مونوترپن میباشد. در این تحقیق، برای بهینهیابی شرایط پوششدهی از روش سطح پاسخ و طرح مرکب مرکزی در 5 سطح اسانس (صفر، 50، 150، 250 و ppm 300)، کیتوزان (صفر، 13/0، 38/0، 63/0 و 75/0%) و زمان غوطهوری (10، 25، 55، 85 و 120 ثانیه) استفاده شد. در شرایط بهینه، نتایج حاصل از ویژگیهای کیفی محصول منتخب (pH، افت وزن، فنول کل، ظرفیت آنتیاکسیدانی، اسید آسکوربیک، سفتی بافت) و خصوصیات حسی آن (طعم، عطر و بو، رنگ، بافت، پذیرش کلی) ارزیابی و با نمونه شاهد مقایسه گردید. نتایج نشان داد، افزایش همزمان کیتوزان و زمان غوطهوری موجب حفظ بهتر ترکیبات فنولیک محصول گردید. افزایش اسانس تا حدود ppm 150 و کیتوزان تا محدوده 38/0% موجب افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی محصول گردید. اثرات متقابل این متغیرهای نیز در همین محدوده حفظ سطوح بالاتری از محتوی اسید آسکوربیک گندم جوانهزده را بههمراه داشت. اثر متقابل اسانس و کیتوزان و همچنین اثر متقابل کیتوزان و زمان غوطهوری در مقادیر بالا موجب حفظ بهتر بافت تیمارها شد. پوشش حاوی 25/0% کیتوزان وppm 18/84 اسانس زرین گیاه بههمراه s25 غوطهوری، بهعنوان بهترین تیمار جهت حفظ ویژگیهای کیفی گندم جوانهزده معرفی گردید. بررسی و مقایسه ویژگیهای نمونه بهینه پوششدهیشده و شاهد طی زمان نگهداری گندم جوانهزده نشان داد که علاوهبر تأثیر مثبت نانوامولسیون حاوی کیتوزان و اسانس زرین گیاه در کاهش افت وزن و حفظ بهتر محتوی اسید آسکوربیک، پلیفنول کل، ظرفیت آنتیاکسیدانی و سفتی بافت، این پوشش هیچگونه تأثیر نامطلوبی بر ویژگیهای حسی ندارد.
بررسی شرایط تولید پاستیل با استفاده از ژلاتین استخراجشده از ماهی کیلیکا و بررسی خواص فیزیکوشیمیایی، رئولوژیکی و حسی آن در مقایسه با ژلاتین تجاری (گاوی)
دوره 17، شماره 5، آذر و دی 1400، صفحه 831-847
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.86414
الهام مبینی، لیلا ناطقی، محمدرضا اسحاقی
چکیده ژلاتین یکی از مهمترین بیوپلیمرها است که کاربرد گستردهای در صنایع غذایی، دارویی، آرایشی، عکاسی و صنعتی دارد. تقاضای زیاد برای غذای حلال، نیاز به تهیه ژلاتین در صنایع غذایی را افزایش داده است. لذا هدف از این پژوهش استخراج ژلاتین از ماهی کلیکا و جایگزینی با غلظتهای (25، 50، 75 و 100 درصد) در فرمولاسیون پاستیل و مقایسه خواص فیزیکوشیمیایی، رئولوژیکی و حسی پاستیل حاوی ژلاتین ماهی با پاستیل حاصل نمونه تجاری (گاوی) بود. مطابق با نتایج دمای تشکیل ژل، دمای ذوب شدن ژل و زمان ذوب شدن ژل ژلاتین ماهی کمتر از ژلاتین تجاری بود اما زمان تشکیل ژل در ژلاتین ماهی بیشتر از ژلاتین تجاری بود. همچنین بازده استخراج ژلاتین از ماهی کیلکا 204/9 درصد بود. اثر درصدهای مختلف ژلاتین استخراجشده ماهی بر شاخصهای pH، رطوبت، بریکس، فعالیت آبی، شاخصهای رنگی (L*، a* وb*)، خواص بافتی (چسبندگی، پیوستگی، صمغیت و قابلیت جویدن) و شاخصهای ارزیابی حسی (مزه، عطر و بو، رنگ، بافت و پذیرش کلی) معنیدار بود (05/0≥p ). نتایج نشان داد با افزایش جایگزینی درصدهای مختلف ژلاتین ماهی شاخصهای pH، بریکس، L*، تمامی شاخصهای بافت سنجی و ارزیابی حسی کاهش و مقدار رطوبت، فعالیت آبی و شاخصهای رنگی a* وb* افزایش یافت. تیمار حاوی 50 درصد ژلاتین ماهی+ 50 درصد ژلاتین تجاری بهدلیل نزدیک بودن به نمونه شاهد ازنظر خواص فیزیکوشیمیایی، رئولوژیکی و ارزیابی حسی بهعنوان تیمار برتر انتخاب شد. استفاده از درصدهای مختلف جایگزینی ژلاتین استخراجشده از ماهی کیلکا اثر نامطلوبی بر خواص فیزیکوشیمیایی و رئولوژیکی پاستیل نداشت و تنها شاخصهای ارزیابی حسی بهدلیل وجود طعم و بوی ماهی کیلکا باعث کاهش امتیازات ارزیابی حسی شد. بنابراین میتوان با طعمدار کردن پاستیلهای تولیدی ویژگیهای ضعیف ارزیابی حسی پاستیل تولیدهشده از ژلاتین ماهی را پوشش داده و از آن در تولید صنعتی ژلاتین استفاده کرد.
بررسی اثر ترکیبی پودر کاهو(sativa Lactuca) و رازیانه(Foeniculum vulgare) بهعنوان منبع طبیعی نیترت بر ویژگیهای سوسیس بستهبندیشده تحتخلأ
دوره 17، شماره 5، آذر و دی 1400، صفحه 889-903
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.86477
زهرا یوسفی مجیر، علیرضا رحمن، مریم اوتادی
چکیده با توجه به مخاطرات مصرف نگهدارندههای سنتزی مثل نیتریت و املاح آن در فرآرودههای گوشتی تلاشهایی برای کاهش این ماده در این محصولات انجام شده است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی جایگزینی بخشی از نیتریت در فرمولاسیون سوسیس 55 درصد بر اساس فرمول متداول یک واحد تولیدی انجام شد. برای این منظور، نمونهها با ppm 120 نیتریت و ترکیبی از پودر کاهو و رازیانه در قالب چهار تیمار شامل: T1 (ppm 90 نیتریت +ppm 30 پودر کاهو و رازیانه)، T2 (ppm 60 نیتریت +ppm 60 پودر کاهو و رازیانه)، T3 (ppm 30 نیتریت +ppm 90 پودر کاهو و رازیانه) و T4 (ppm 120 پودر کاهو و رازیانه) و نمونه شاهد با ppm 120 نیتریت (بدون پودر کاهو و رازیانه) تولید شدند. ویژگیهای فیزیکوشیمایی، میکروبی و حسی نمونههای تولیدی طی 30 روز نگهداری در دمای یخچالی بررسی شد. نتایج نشان داد که کمترین میزان pH (27/5) در تیمار T1 در روز 30 مشاهده شد (p<0.05). کمترین میزان رطوبت (52/56 درصد) و خاکستر (43/2 درصد) مربوط به تیمار شاهد در روز 30 بود (p<0.05). اعمال سطوح 30، 60، 90 و ppm 120 پودر کاهو و رازیانه در تیمارها بهترتیب کاهش 17، 18، 16 و 24 درصد را در محتوی نیترات نمونهها را نشان داد (p<0.05). بیشترین و کمترین میزان عدد پراکسید بهترتیب با مقادیرmeq O2/Kg 15/1 مربوط به نمونه شاهد در روز 30 و meq O2/Kg 3/0 مربوط به نمونه T4 در روز اول بود. در مورد شاخص تیوباربیتوریک اسید نیز بهترتیب بیشترین و کمترین میزان مربوط به نمونه شاهد با مقدار mg Malone Aldehyde /Kg 24 در روز 20 و mg Malone Aldehyde /Kg 76/15 مربوط به نمونه T4 در روز 30 بود (p<0.05). میزان رشد باکتریها در تیمارهای حاوی پودر کاهو و رازیانه و نیتریت کمتر بود ولی بهطورکلی روند افزایشی در میزان بار میکروبی در تمامی تیمارها طی 30 روز نگهداری مشاهده شد (p<0.05)، درحالیکه در طی 30 روز کلستریدیوم پرفرینجنس، کلیفرم، کپک و مخمر رشد نکرد (P>0.05). در ارزیابی رنگسنجی تیمارها، کمترین اندیس قرمزی (a*) در تیمار T4 مشاهده شد. بیشترین و کمترین اندیس زردی (b*) بهترتیب مربوط به تیمار T1 و T4 و متغییرهای موردبررسی تأثیری بر پارامتر درخشندگی (L*) نشان ندادند. نتایج ارزیابی حسی عدمتأثیر افزودن پودر کاهو و رازیانه بهمیزان ppm 60 پودر بر طعم و بوی تیمارها و کاهش امتیاز عطر و بو در تیمارها را با افزایش پودر کاهو و رازیانه نشان داد. نتایج این پژوهش امکان جایگزینی موفق بخشی از نیتریت (حداقل ppm 60) را با پودر ترکیبی کاهو و رازیانه را نشان داد.
اثر پودر پنیر و امواج فراصوت بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و حسی کیک روغنی بدون گلوتن
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 423-435
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i4.86707
بهاره صحرائیان، فاطمه پورحاجی، بهروز علیزاده بهبهانی
چکیده
در این تحقیق از پودر پنیر در چهار سطح صفر، 3، 6 و 9 درصد و امواج فراصوت با شدت صفر، 30 و 70 درصد جهت بهبود کیفیت کیک روغنی بر پایه مخلوطی از آردهای بدون گلوتن برنج (70 درصد)، کینوآ جوانهزده (15 درصد) و سیبزمینی (15 درصد) استفاده شد و رطوبت، حجم مخصوص، سفتی بافت، رنگ پوسته و بافت درونی، ویژگیهای حسی (فرم و شکل، خصوصیات سطح بالایی و پائینی، پوکی و تخلخل، سفتی و نرمی بافت، عطر و مزه و پذیرش کلی)، تخلخل و ریزساختار نمونههای تولیدی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد، افزایش پودر پنیر و شدت امواج فراصوت سبب افزایش کیک از 9/17 درصد (نمونه شاهد) به 1/25 درصد (نمونه 9 درصد پودر پنیر-شدت صوت 70 درصد) شد. این در حالی بود که نمونه حاوی 6 درصد پودر پنیر و تحتتأثیر امواج فراصوت با شدت 30 درصد از حجم مخصوص (4/4 سانتیمتر مکعب بر گرم) و تخلخل (1/31 درصد) بیشتر و سفتی بافت کمتری (بهترتیب 4/3 و 3/5 نیتوتن در بازه زمانی 2 ساعت و یک هفته پس از پخت) در مقایسه با سایر نمونهها برخوردار بود. همچنین نتایج نشان داد، افزایش پودر پنیر تا 6 درصد سبب افزایش مؤلفه L* (از 9/44 به 5/53) و تا سطح 9 درصد سبب افزایش مؤلفه a* (از 6/2 به 4/8) پوسته کیکهای بدون گلوتن تولیدی شد. از سوی دیگر نتایج حاکی از آن بود که افزایش درصد شدت امواج فراصوت منجر به افزایش مؤلفه رنگی L* (از 3/60 به 9/77) و کاهش مؤلفه رنگی b* (3/17 به 9/7) بافت درونی کیکهای بدون گلوتن شد. یافتههای بهدستآمده از ارزیابی حسی و امتیاز پذیرش کلی نیز حاکی از برتری نمونههای حاوی 3 و 6 درصد پودر پنیر تحتتأثیر امواج فراصوت با شدت 30 درصد بهترتیب با امتیاز 2/4 و 4/4 بود. همچنین بررسی تصاویر میکروسکوپ الکترونی و تصاویر دودویی نمونههای برتر (ریزساختار- میکروساختار) گواه انسجام و پیوستگی ساختار درونی و شبه شبکه موجود در کیکهای بدون گلوتن حاوی پودر پنیر در مقایسه با شاهد بود.
بهینهیابی برهمکنش پروتئین آبپنیر-صمغ دانه شاهی بهروش سطح پاسخ و بررسی خواص کفزایی نمونه بهینه
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 437-449
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i4.86853
زهرا خلوصی، مصطفی مظاهری طهرانی، سید محمد علی رضوی
چکیده در این پژوهش، ابتدا شرایط تشکیل کمپلکس کواسروات صمغ دانه شاهی-کنسانتره پروتئین آبپنیر موردمطالعه قرار گرفت. pH و نسبت پروتئین به پلیساکارید بهینه بهترتیب 2/4 و 5 بهدست آمد. بدین منظور pH و نسبت کنسانتره پروتئین آبپنیر به صمغ دانه شاهی بهترتیب در دامنههای 2-7 و 1:5 تا 5:1 (وزنی/ وزنی) بهعنوان متغیر مستقل برای بهدست آوردن بالاترین عملکرد کمپلکس کواسروات (با آزمونهای کدورتسنجی و مقدار رسوب) بهعنوان متغیرهای پاسخ با استفاده از روش سطح پاسخ (RSM) و بر مبنای طرح مرکب مرکزی (CCD) بهینه شدند. در ادامه تحقیق، خواص کفزایی نمونه بهینه موردارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد خواص کفزایی نمونه بهینه افزایش معنیداری را در مقایسه با پروتئین شاهد خالص بهدلیل حضور صمغ دانه شاهی و تأثیر بر تشکیل فیلم ویسکوالاستیک و ویسکوزیته فاز توده نشان داد.
تولید دونات فاقد شکر با جایگزینی توسط شیرینکنندههای رژیمی استویا، اریتریتول و مالتودکسترین
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 451-472
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i4.87575
حسن صباغی
چکیده دونات بهواسطه ویژگیهای ارگانولپتیک مناسب از پرمصرفترین محصولات غذایی در سراسر جهان محسوب میشود. امروزه با گسترش دیابت و تغییر سبک زندگی، مصرفکنندگان توجه زیادی به استفاده از مواد غذایی فاقد شکر و محصولات رژیمی نشان میدهند. بنابراین، در این پژوهش امکانسنجی تولید دونات فاقد شکر بهعنوان یک محصول رژیمی با استفاده از جایگزینکنندههای استویا، اریتریتول و مالتودکسترین مطالعه شد. برای این منظور، ابتدا مخلوط شیرینکننده فاقد کالری (استویا، اریتریتول و مالتودکسترین) طراحی شد. این مخلوط به جای شکر با نسبت صفر (شاهد)، 50 (کم شکر) و 100 درصد (فاقد شکر) در فرمولاسیون دونات و آیسینگ افزوده شد. بررسی خصوصیات کیفی شامل محتوی رطوبت، جذب روغن، دانسیته، رنگ و نسبت تخلخل و ارزیابی حسی برای دوناتها انجام گرفت. همچنین، خصوصیات کیفی ماندگاری دونات شامل ارزیابی نرمی بافت، عدم جذب آیسینگ و عدم رشد کپک طی 14 روز بررسی گردید. تجزیه و تحلیلهای آماری در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد (05/0>p). نتایج نشان داد که جایگزینی 100 درصد شکر در دونات از نظر حفظ خصوصیات کیفی موفقیتآمیز بود. خواص کیفی دونات با 50 درصد جایگزینی (محصول کم شکر) مطلوب نبود. دونات فاقد شکر خواص کیفی (دانسیته، تخلخل، رنگ و ماندگاری) مناسبی در مقایسه با شاهد داشت. جذب روغن دونات فاقد شکر با نمونه شاهد اختلاف معنیدار نداشت و ارزیابی حسی آن نیز بسیار مطلوب بود. بنابراین از مخلوط شیرینکنندههای فاقد کالری و کم کالری در این پژوهش میتوان در تهیه دونات فاقد شکر بهره گرفت.
تأثیر پوشش ژل آلوئهورا و کنسانتره پروتئین آبپنیر بر خصوصیات فیزیکو شیمیایی فیله مرغ سرخشده
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 501-515
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i4.87283
خدیجه سادات طباطبایی، محمد فاضل
چکیده با رشد آگاهی مصرفکنندگان تقاضا برای محصولات غذایی با بافت، طعم و مزه یکسان اما با کالری و محتوای چربی پایینتر افزایش یافته است. از این جهت استفاده از روشهایی برای کاهش جذب روغن ضمن حفظ ویژگیهای مطلوب امری ضروری بهنظر میرسد. در این پژوهش پوششهای هیدروکلوئیدی شامل ژل آلوئهورا در سه سطح 5/1 ، 3 و 5/4 درصد (w/v) و کنسانتره پروتئین آبپنیر (WPC) در سه سطح 5/2 ، 5 و 5/7 درصد (w/v) برای پوششدهی مرغ طی فرآیند سرخکردن عمیق در روغن آفتابگردان در دمای 140 درجه سانتیگراد در سه زمان 6، 8 و 10 دقیقه مورداستفاده قرار گرفت. خصوصیات فیزیکوشیمیایی مورداندازهگیری در نمونههای سرخشده شامل درصد جذب پوشش، افت وزن، محتوای رطوبت، جذب روغن، آزمون بافتسنجی و میزان تغییر رنگ بود. نتایج نشان داد نمونههای پوششدهی شده به دلیل افزایش ویسکوزیته محلول پوششی، جذب محلول پوششی و در نتیجه جذب پودر سوخاری را نسبت به نمونه بدون پوشش افزایش دادند. پوششدهی با مواد هیدروکلوئیدی براساس خاصیت سدکنندگی مانع از خروج رطوبت شد و بهدنبال آن افت وزن کاهش و با توجه به ارتباط معکوس میان محتوای آب و روغن میزان جذب روغن کاهش یافت. از بین پوششهای موردمطالعه بیشترین میزان حفظ رطوبت و کمترین میزان جذب روغن مربوط به نمونه پوششدهیشده با 5/4 درصد آلوئهورا و 5/7 درصد WPC بود. با افزایش غلظت آلوئهورا سفتی نمونهها کاهش یافت. ولی با افزایش غلظت WPC میزان سفتی نمونهها افزایش یافت. افزایش زمان سرخ کردن سبب کاهش رطوبت و افزایش جذب روغن، افت وزن و سفتی نمونهها شد. پوششدهی سبب کاهش میزان روشنایی و قرمزی (a*) و افزایش زردی (b*) و اندیس قهوهای شدن شد و با افزایش زمان رنگ محصول تیرهتر شد که با واکنش مایلارد همبستگی داشت. درمجموع میتوان نتیجهگیری کرد که پوششدهی با ژل آلوئهورا و WPC بر بهبود خصوصیات فیزیکوشیمیایی گوشت مرغ سرخشده مؤثر است.
بررسی تأثیر هیدروکلویید کنجاک بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و بافتی سوریمی تولیدشده از دو ماهی سارم (Scomberoides commersonnianus) و حسون (Saurida tumbil)
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 517-532
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i5.87488
درنوش جعفرپور، پریسا عطایی
چکیده در این پژوهش از اندازههای کوچک دو ماهی سارم و حسون که کمتر مورداستقبال مصرفکنندگان قرار میگیرد جهت تولید سوریمی استفاده شد و تأثیر هیدروکلوئید کنجاک بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی محصول تولیدشده از این دو نوع ماهی موردمقایسه قرار گرفت. بدین منظور، مقادیر مختلف صمغ کنجاک در غلظتهای 25/0، 50/0 و 75/0 درصد به نمونههای سوریمی و ژل سوریمی ماهی حسون و سارم افزوده شد و با نمونه شاهد (سوریمی بدون کنجاک) مقایسه گردید. سوریمی و ژل تولیدی از نظر ترکیبات شیمیایی، ظرفیت نگهداری آب و فاکتورهای رنگی موردارزیابی قرار گرفتند و بررسی ویژگیهای بافتی و ارزیابی حسی در مورد ژلهای تولیدی هر دو نوع ماهی انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که با افزودن صمغ کنجاک به نمونههای سوریمی و ژل تولیدی هر دو ماهی، رطوبت و ظرفیت نگهداری آب نمونهها در مقایسه با نمونه شاهد افزایش یافته درحالیکه فاکتور روشنایی (L*) بهطور معنیداری کاهش یافت (05/0p<). با افزایش غلظت صمغ کنجاک در ژل سوریمی هر دو ماهی، پارامترهای مربوط به بافت (سفتی، انسجام، چسبندگی، فنریت و قابلیت جویدن)، نیروی شکست و عمق نفوذ بهطور معنیداری نسبت به نمونه شاهد افزایش یافت. همچنین نتایج نشان دادند ژل سوریمی حاصل از ماهی حسون از سفتی، انسجام و استحکام بالاتری نسبت به ماهی سارم برخوردار بود. ارزیابیهای حسی نیز نشان داد که افراد ارزیاب در مورد ژل سوریمی حاصل از ماهی حسون بیشترین امتیاز را به تیمار 5/0% و در مورد ماهی سارم به تیمار 75/0% کنجاک اختصاص دادند. براساس یافتههای پژوهش حاضر مشخص شد که ژل سوریمی حاصل از ماهی سارم از کیفیت پایینتری نسبت به ماهی حسون برخوردار بوده اما با افزودن کنجاک میتوان خصوصیات آنرا بهبود بخشید.
بررسی ویژگیهای فیزیکی دانه ماشک گل خوشهای (Vicia Villosa) و بررسی اثر چربیگیری و تغییرات pH بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و عملکردی آرد حاصل از آن
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 543-557
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.86705
بهداد شکرالهی یانچشمه، محمدعلی حصاری نژاد، زهرا زمانی، نگین یوسفی، آنا عبدالشاهی، اشکان جبلی
چکیده نظر به اهمیت روز افزون نیاز به منابع پروتئینی جدید و کمبود منابع پروتئینی حیوانی، استفاده از منابع گیاهی مورد توجه است. هدف از این مطالعه معرفی پتانسیلهای دانه ماشک گل خوشهای بهعنوان یک منبع بومی و جدید پروتئینی بود. در این راستا ویژگیهای فیزیکی دانه و ترکیب شیمیایی و پارامترهای رنگ آرد ماشک گلخوشه ای قبل و بعد از چربیگیری تعیین شد و تاثیر تغییر pH و چربیگیری بر ویژگیهای عملکردی آرد حاصل مورد بررسی قرار گرفت. متوسط طول، عرض و ارتفاع دانهها بهترتیب 4/5، 37/5 و 38/5 میلیمتر و میانگین حسابی و هندسی قطر، ضریب کرویت و سطح بهترتیب 383/5، 383/5 میلیمتر، 997/0 و 987/90 میلیمتر مربع بهدست آمد. میانگین دانسیته حقیقی، دانسیته توده و درصد تخلخل بهترتیب 3/1286 کیلوگرم بر متر مکعب، 8/788 کیلوگرم بر متر مکعب و 67/38 درصد بود. آرد ماشک گل خوشهای کامل و چربیگیری شده بهترتیب دارای 3/28و 2/31 درصد پروتئین و همچنین 2/8 و 92/1درصد چربی بود. آرد چربیگیری شده *L بیشتر، a*وb* کمتری نسبت به آرد کامل داشت. اندیس حلالیت، ظرفیت جذب آب و همچنین روغن آرد ماشک گل خوشهای کامل و بدون چربی بهترتیب 91/5 و 24/7، 95/132و69/193 و همچنین 07/85 و51/119درصد بهدست آمد. حداقل غلظت ژلدهندگی، آرد چربیگیری شده کمتر از آرد کامل گزارش شد. چربیگیری آرد ماشک گل خوشهای نیز موجب افزایش معنیدار (p <0.05) ظرفیت امولسیونکنندگی و پایداری امولسیون و همچنین ظرفیت کفکنندگی و پایداری کف شد. نتایج نشان داد تغییرات pH بر میزان حلالیت، ظرفیت کفکنندگی و پایداری کف و ظرفیت امولسیونکنندگی و پایداری امولسیون آرد ماشک گل خوشهای بهطور معنیداری (p <0.05) بود و با تغییر pH میتوان مقادیر متفاوتی برای این ویژگیهای عملکردی بهدست آورد. با دور شدن از pH ایزوالکتریک ویژگیهای عملکردی بهبود یافتند.
تاثیر غنیسازی با پودر پروتئین ماهی کپور نقرهای (Hypophthalmichthys molitrix) بر پروفایل اسید آمینه، ترکیبات شیمیایی و خصوصیات حسی بیسکویت
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 559-568
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i5.87661
الهام امین پور دافچاهی، اسحق زکی پور رحیم آبادی، هانیه رستمزاد، انسیه نجات پیرسرایی
چکیده هدف این پژوهش بررسی کیفیت تغذیهای و خصوصیات حسی بیسکوئیت غنی شده با پودر پرتئین ماهی کپور نقرهای (H. molitrix) میباشد. تیمارهای تحقیق شامل: بیسکوئیت تولید شده از 100 درصد آرد گندم (100:0 نسبت آرد گندم به پودر پروتئینی ماهی) بهعنوان تیمار شاهد، بیسکوئیت حاوی 5/2 درصد پودر پروتئینی ماهی (5/5:2/97) با عنوان تیمار 1 و بیسکوئیت حاوی 0/5 درصد پودر پروتئینی ماهی (0/0:5/95) با عنوان تیمار 2، بودند. برای تهیه پودر پروتئین ماهی از پروسه چرخ کردن، مخلوط کردن با آب، حرارت دادن همراه با همزدن مداوم، سانتریفوژ کردن و خشک کردن انجمادی استفاده گردید. بررسی پروفایل اسید آمینه، محتوای پراکسید، TBA، ترکیبات شیمیایی و ارزیابی حسی بیسکوئیت طی 3 ماه نگهداری در دمای اتاق ارزیابی شد. در نتایج آنالیز پروفایل اسید آمینه پودر پروتئین ماهی و بیسکوئیت، 17 نوع اسیدآمینه شناسایی گردید. مجموع کل محتوای اسید آمینه موجود در پودر پروتئین ماهی 19/975 میلیگرم در یک گرم نمونه و مقدار کل اسیدهای آمینه ضروری و غیرضروری در تیمار شاهد 51/36 میلیگرم در یک گرم بود که با افزودن پودر پروتئین ماهی به بیسکوئیت جهت غنیسازی در سطح 5/2 و 5 درصد این مقدار بهترتیب به 91/50 و 37/67 میلیگرم در یک گرم نمونه افزایش یافت. ارزیابی شاخصهای حسی نمونههای بیسکوئیت اختلاف معنیداری را بین تیمار شاهد و تیمارهای غنیسازی شده با پودر پروتئین ماهی نشان نداد.
ارزیابی تاثیر استفاده توأم از تخمیر کنترل شده جو دوسر و پودر عناب بر بافت و فعالیت آنتیاکسیدانی نان گندم حجیم تولیدی
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 569-581
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i5.87042
فهیمه حاجی نیا، علیرضا صادقی، علیرضا صادقی ماهونک، مرتضی خمیری، یحیی مقصودلو، علی مویدی
چکیده در سالهای اخیر، اهمیت غنیسازی نان گندم با بسترههای تخمیری و منابع گیاهی، بیشتر مشخص گردیده است. در این پژوهش، تأثیر استفاده توأم از جو دوسر تخمیر شده و پودر عناب بر بافت و فعالیت آنتیاکسیدانی نان گندم تولیدیمورد بررسی قرار گرفت.بر این اساس، سفتی بافت، تخلخل، حجم مخصوص، پذیرش کلی و فعالیت آنتیاکسیدانی در نانهای گندم حاوی جو دوسر تخمیر شده، پودر عناب و مخلوط آنها در مقایسه با نمونه شاهد ارزیابی شد. میزان تخلخل در تمام نانهای تولیدی به شکل معنیداری (05/0p <) بیشتر از نمونه شاهد بود. با افزودن جو دوسر تخمیر شده و پودر عناب، تغییری در میزان پذیرش کلی نانهای تولیدی مشاهده نگردید و نمونههای تولیدی از این نظر تفاوت معنیداری نداشتند. نان حاوی مخلوط جو دوسر تخمیر شده+ پودر عناب دارای بیشترین میزان سفتی بافت و کمترین مقدار حجم مخصوص بود. قابلیت مهار رادیکال آزاد DPPH نیز در تمام نمونهها به شکل معنیداری از نمونه شاهد بیشتر بود و نان گندم حاوی جو دوسر تخمیر شده+ پودر عناب با 52/90 درصد بالاترین میزان قابلیت بازدارندگی را بهخود اختصاص داد. بر اساس نتایج بهدست آمده، استفاده از فرمولاسیون بهینه حاوی جو دوسر تخمیر شده و پودر عناب جهت تولید نانهای غنی شده میتواند نتایج مطلوبی را به همراه داشته باشد.
بررسی ویژگیهای کیفی، بافتی و حسی پنیر سفید ایرانی کمچرب حاوی مخلوط صمغ دانه ریحان با زانتان و گوار
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 583-593
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i4.87437
محمدعلی حصاری نژاد، عاطفه عارفخانی، علی رافع، فاطمه جاویدی، علیرضا صادقیان
چکیده بهعلت روند روبهرشد تقاضا برای ترکیبات طبیعی و با سازگاری زیستی، کاربرد هیدروکلوئیدها در صنایع غذایی درحال افزایش است. ویژگیهای فیزیکوشیمیایی هیدروکلوئیدها بهشدت به وزن مولکولی و ساختار شیمیایی آن وابسته است. اثر استفاده از مخلوط هیدروکلوئیدهای صمغ دانه ریحان با زانتان و گوار بر ویژگیهای کیفی، بافتی و حسی پنیر سفید ایرانی کمچرب موردبررسی قرار گرفت. در این پژوهش آزمایشگاهی نمونههای پنیر سفید ایرانی با غلظتهای متفاوت مخلوط هیدروکلوئید (صفر، 25/0، 50/0 و 75/0 گرم به ازای هر کیلوگرم شیر) در سه تکرار تهیه گردید تا اثر آن بر ویژگیهای بافتی و کیفی فراورده بررسی شود. آزمونهای موردبررسی شامل رطوبت، چربی، پروتئین، pH، ارزیابی حسی و ویژگیهای بافتی بود. نتایج نشان داد که افزایش غلظت مخلوط حاوی صمغ گوار در تمام نمونهها تأثیر نامطلوبی بر ویژگیهای کیفی گذاشت، بهطوریکه توسط ارزیابان حسی نامطلوب معرفی شد. ضمن اینکه از لحاظ بافتی نیز بسیار نرم بود و بافت جامد خود را تا حدی از دست داد. نمونههای حاوی صمغ زانتان دارای ویژگیهای بافتی مناسب بودند. نتایج ارزیابی ویژگیهای کیفی، بافتی و حسی نشان داد با استفاده از 075/0 درصد مخلوط صمغ دانه ریحان-زانتان در فرمولاسیون پنیر سفید ایرانی میتوان پنیری با خواص حسی مطلوب و قابل پذیرش برای مصرفکنندگان تولید نمود.
تأثیر آرد بلوط و پودر کدو حلوایی بر برخی ویژگیهای تغذیهای، بیاتی و حسی کیک شکلاتی بدون گلوتن
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 621-630
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.39413.0
سمیه دمیرچی، مانیا صالحی فر
چکیده ﺑﯿﻤﺎری ﺳﻠﯿﺎک ﻣﻨﺘﺴﺐ ﺑﻪ درﯾﺎﻓﺖ ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ ﮔﻠﻮﺗﻦ از ﻏﻼت اﺻﻠﯽ ﺑﻪوﯾﮋه ﮔﻨﺪم، ﯾﮑﯽ از راﯾﺞﺗﺮﯾﻦ ﺣﺴﺎﺳﯿﺖﻫﺎی ﻏﺬاﯾﯽ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﮔﺮدد .ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻌﺎﻟﺠﻪ ﻣﺆﺛﺮ اﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎران، رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﺑﺪون ﮔﻠﻮﺗﻦ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. هدف از این مطالعه ارزیابی امکان تولید کیک شکلاتی بدون گلوتن حاوی آرد بلوط (30 و 40%)، پودر کدو حلوایی (5، 10 و 15%) همراه با آرد برنج (100% بهعنوان نمونه شاهد، 45، 50، 55، 60 و 65% همراه با آرد بلوط و کدو حلوایی) بود. در این مطالعه تأثیر استفاده از آرد بلوط و پودر کدو تنبل بر خواص تغذیهای کیک (فیبر، بتاکاروتن)، رطوبت، فعالیت آبی، بیاتی، حجم مخصوص، سفتی و خصوصیات حسی آن موردآزمون قرار گرفت. افزایش سطوح بهکارگیری آرد بلوط و پودر کدو تنبل در فرمولاسیون کیک شکلاتی فاقد گلوتن بهطور مستقیم فعالیت آبی، محتوی فیبر رژیمی و محتوی بتاکاروتن کیکهای شکلاتی را افزایش داد. همچنین مشخص شد که با افزایش درصد آرد بلوط و پودر کدو تنبل میزان بیاتی در محصول کاهش یافت. بر مبنای نتایج بهدستآمده از ارزیابی حسی، همه خصوصیات حسی (بافت، طعم، بو و شکل ظاهری و پذیرش کلی) بهطور معنیداری (p<0.05) تحتتأثیر استفاده از سطوح مختلف آرد بلوط و پودر کدو تنبل قرار گرفت. طبق بررسی و ارزیابیهای صورتگرفته از نظر فیزیکوشیمیایی و حسی تیمار T2 با (30% آرد بلوط، 10% پودر کدو تنبل و 60% آرد برنج ) بهعنوان تیمار منتخب پیشنهاد گردید.
فعالیت آنتیاکسیدانی اولئورزین لیکوپن و کلروفیل و پایداری فنولی عصاره زرشک در فرمولاسیون کیک فنجانی
دوره 17، شماره 3، مرداد و شهریور 1400، صفحه 39-52
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2020.39667.0
آزاده رنجبر ندامانی
چکیده کاربرد عناصر رنگی در فرمولاسیون مواد غذایی نقش کلیدی در سلامت عمومی بازی میکند. کاربرد رنگدانههای طبیعی در سلامت بشر مفید است. بیشتر رنگدانههای طبیعی نقشهای اضافی مانند آنتیاکسیدانی و ضدمیکروبی نیز دارند. رنگدانههای طبیعی در مواد غذایی و بهویژه در فرمولاسیون کیک، یک ظاهر جذاب برای جلب کودکان ایجاد میکند. در این مطالعه، اثر سه رنگدانه لیکوپن، کلروفیل و عصاره زرشک کوهی در کیک فنجانی بررسی شد. مقادیر صفر، 5/0، 1، 5/1، و 2% استفاده شدند. رطوبت، افزایش حجم، تخلخل، پارامترهای رنگی، فنول کل، اثرات آنتیاکسیدانی رنگدانهها، و ویژگیهای حسی ارزیابی شدند. نتایج نشان دادند تمام رنگهای طبیعی حجم کیک، تخلخل و پایداری اکسیداتیو را افزایش دادند. همچنین باعث کاهش رطوبت و اکسیداسون لیپیدی نمونهها شدند. پارامترهای قرمز، سبز و آبی کیکها بهویژه در نمونه حاوی عصاره زرشک بعد از پخت کاهش یافتتد. ارزیابی حسی نشان داد رنگ، طعم و بوی کیکهای حاوی لیکوپن و کلروفیل بیشترین امتیاز را بهدست آوردند. کیکهای حاوی عصاره زرشک کمترین امتیاز را در رنگ، مزه و بو داشتند اما بافت و تخلخل با سایر نمونهها برابر بودند. درنهایت میتوان نتیجه گرفت که لیکوپن اولئورزین پذیرش بارزی در ارزیابی حسی، اثرات آنتیاکسیدانی، و ویژگیهای فیزیکی کیک از خود نشان داد. نتایج میتوانند برای محققین و صنایع غذایی مفید باشند. زیرا اولئورزین لیکوپن یک فعالیت آنتیاکسیدانی بارز بعد از 3 هفته نگهداری کیکها از خود نشان داد. همچنین فنل کل عصاره زرشک بعد از سه هفته پایداری مطلوبی را دارا بود. بهویژه اینکه آزمونگرهای حسی عکس العمل بارزی نسبت به کیک رنگی از خود نشان داده و آنها را برای مصرف جذاب میدانستند.
بهینهسازی فرمول بستنی وانیلی با کمک جایگزینی آرد کینوا با شیر خشک بدون چربی بهروش سطح پاسخ
دوره 17، شماره 2، خرداد و تیر 1400، صفحه 273-285
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2020.39270
دلارام حامی، محمد گلی
چکیده کینوا بهعنوان یک ترکیب عملگرا، از نظر محتوی پروتئین، اسیدهای آمینه ضروری مانند لیزین و متیونین، اسیدهای چرب ضروری و اسیدهای چرب غیراشباع، مواد معدنی مانند آهن، کلسیم، روی، مس، فیبر رژیمی و ویتامینها و مواد آنتیاکسیدانی از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد. در پژوهش حاضر از آرد کینوا با سطح جایگزینی با شیر خشک بدون چربی (صفر تا صد درصد)، روغن هیدروژنه گیاهی (5/4 تا 5/8 درصد) و صمغ پانیسول (25/0 تا 65/0 درصد) جهت دستیابی به فرمول بهینه تولید بستنی وانیلی استفاده گردید. بهینهسازی فرمولاسیون براساس پارامترهای تغییرات حجم، سرعت ذوب و خواص بافتی (سفتی و چسبندگی) توسط روش سطح پاسخ در قالب طرح مرکب مرکزی با 6 نقطه مرکزی و دو تکرار (2=α) در سایر نقاط صورت گرفت. نتایج نشان داد که برای روند تغییرات تغییرات حجم، مدل خطی پیشنهاد شد و اثر مستقل جایگزینی آرد کینوا، اثر متقابل جایگزینی آرد کینوا و سطوح مختلف صمغ پانیسول، اثر مجذور جایگزینی آرد کینوا، اثر مجذور سطوح مختلف روغن هیدروژنه گیاهی و اثر مجذور سطوح مختلف صمغ بر فاکتور تغییرات حجم معنیدار بود(05/0>P). جایگزینی آرد کینوا در فرمولاسیون بستنی، تأثیر قابلتوجهی بر میزان تغییرات حجم، سرعت ذوب و سفتی بافت داشت. فرمول بهینه پیشنهادی برای سطوح جایگزینی آرد کینوا با شیر خشک بدون چربی بهترتیب 25 و 53 درصد، روغن هیدروژنه گیاهی 5/8 و 2/8 درصد و صمغ پانیسول 39/0 و 48/0 درصد بود.
تهیه فیلم کامپوزیت زیستتخریبپذیر کربوکسیمتیل سلولز-صمغ عربی و ارزیابی خصوصیات فیزیکی، مکانیکی و حرارتی آن
دوره 17، شماره 2، خرداد و تیر 1400، صفحه 287-297
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2020.39271
امیر رضائی، مسعود رضائی، مهدی آل بو فتیله
چکیده در این پژوهش اثر ترکیب دو پلیمر کربوکسیمتیل سلولز و صمغ عربی بهمنظور بهبود خواص فیزیکی و مکانیکی فیلمهای زیستتخریبپذیر موردمطالعه قرار گرفت. بدین منظور ابتدا فیلمهای کربوکسیمتیل سلولز و صمغ عربی بهصورت جداگانه تهیه و در ادامه این دو پلیمر به نسبتهای مختلف (75:25، 50:50 و 25:75) با یکدیگر ترکیب شده و خصوصیات فیزیکی، مکانیکی و حرارتی آنها ارزیابی گردید. میزان نفوذپذیری به بخار آب در فیلمهای ترکیبی دو پلیمر با افزایش سطح صمغ عربی بهطور معنیداری کاهش یافت (05/0>p) و کمترین میزان عبور بخار آب در تیمار 75:25 (کربوکسیمتیل سلولز: صمغ عربی) 2567/2 (g pas-1 m-1 s-1) مشاهده شد. میزان آبگریزی فیلمها با اضافه کردن صمغ عربی به ماتریس فیلم کربوکسیمتیل سلولز بهطور معنیداری از 33/41 درجه به 10/61 درجه افزایش یافت (05/0>p). مقاومت کششی فیلمهای تولیدشده با افزایش سطح صمغ عربی از 10/51 مگاپاسکال به 16/3 مگاپاسکال کاهش یافت. میزان عبور نور از فیلمهای تولیدشده با افزایش نسبت صمغ عربی کاهش نشان داد (05/0>p). بیشترین و کمترین میزان دمای انتقال ذوب بهترتیب در تیمارهای کربوکسیمتیل سلولز (29/265 درجه سانتیگراد) و صمغ عربی (9/241 درجه سانتیگراد) مشاهده شد. بهطورکلی، از نتایج حاضر دریافت میشود که تهیه فیلمهای ترکیبی از کربوکسیمتیل سلولز و صمغ عربی باعث بهبود برخی از ویژگیهای فیلمهای تولیدشده ازقبیل خواص فیزیکی، حرارتی و میزان عبور نور گردید.
بهینهسازی خواص مکانیکی و نوری نانوکامپوزیتهای بر پایه پلیوینیل الکل بهمنظور بستهبندی مواد غذایی
دوره 17، شماره 2، خرداد و تیر 1400، صفحه 299-313
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2020.39268
مریم زمانیان، حسن صدرنیا، مهدی خجسته پور، فرشته حسینی، جولز تیبالت
چکیده در این پژوهش، برای بهبود ویژگیهای فیلمهای بر پایه پلیوینیل الکل (PVA) از دو نوع نانوذره دیاکسید تیتانیوم (TiO2) (۱و۲ درصد وزنی) و مونت موریلونیت (MMT) (۲و ۴ درصد وزنی) بهصورت توأم استفاده گردید و سپس تأثیر این دو نانوذره بر خواص مکانیکی (مدول یانگ و مقاومت کششی)، ویژگیهای رنگ (تفاوت رنگسنجی کل و ضریب سفیدی) و میزان عبور نور در فیلمها توسط روش سطح پاسخ (RSM) موردبررسی قرار گرفت. جهت تعیین مشخصات فیلمها از تکنیکهای مختلفی نظیر پراش اشعه ایکس و میکروسکوپ الکترونی روبشی استفاده شد. الگوهای پراش X نشان دادند که نانوذرات بهخوبی در ماتریس پلیمر پخش شدهاند و ریزساختار فیلمهای PVA/TiO2 و PVA/MMT از نوع لایهلایه میباشد. همچنین میکروگرافهای SEM توزیع خوبی از نانوذرات را در غلظت کم نشان دادند، درحالیکه در غلظتهای بالا تجمع نانوذرات مشاهده شد. در این پژوهش اثر خطی نانوذرات MMT و اثر متقابل TiO2 و MMT بر مقاومت کششی معنیدار بود (۰۵/۰>P)، درحالیکه اثر خطی، درجه دوم و اثر متقابل هر دو نانوذره بر مدول یانگ معنیدار بود (۰۱/۰>P) و در حالت کلی مقادیر بهینه TiO2 و MMT بهترتیب ۱% و ۴% برای خواص مکانیکی بهدست آمد. همچنین وجود هردو نانوذره در ماتریس پلیمر بر میزان عبور نور از فیلم و ΔE مؤثر و معنیدار بود (۰۱/۰>P). با بررسی سفیدی فیلمها فیلم نانوکامپوزیتی با ترکیب ۲% از TiO2 و ۴% از MMT از نظر ظاهری سفیدتر از سایر نمونهها و در حقیقت کدرتر گزارش شد. با بررسی نتایج مختلف آزمایشگاهی و تحلیل آنها با روش سطح پاسخ نمونه بهینه از نظر خواص مکانیکی و فیزیکی نمونهای با TiO2 ۵/۰% و MMT ۴% پیشنهاد شد.
افزایش ماندگاری قارچ تکمهای با اسانس خوشاریزه و بستهبندی نانوکامپوزیت پلی اتیلن-رس
دوره 17، شماره 2، خرداد و تیر 1400، صفحه 315-328
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i1.83935
سیف اله حمزه کلکناری، حجت اله بداقی، زیبا قسیمی حق
چکیده در این پژوهش، ویژگیهای کمی و کیفی قارچ تکمهای در دمای 4 درجه سانتیگراد طی 35 روز نگهداری در بستهبندیهای پلیاتیلن و نانوکامپوزیت پلیاتیلن-رس 5 درصد در ترکیب با اسانس خوشاریزه در سه غلظت 0، 50 و 100 میکرولیتر در لیتر بررسی شد. ارزیابی صفاتی ازقبیل کاهش وزن، سفتی بافت، نشت الکترولیت و محتوی مالون دیآلدیید، فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی، جمعیت میکروبی، شاخص قهوهای شدن، درصد باز شدن کلاهکها و بازارپسندی کلی قارچهای تکمهای در بستهبندیها نشان داد که افزودن نانوذرات رس در بستر پلیاتیلن اثر معنیداری بر افزایش دوره نگهداری نسبت به بستهبندی پلیاتیلن داشت. از طرف دیگر استفاده از اسانس خوشاریزه در هر دو غلظت 50 و 100 میکرولیتر در لیتر اثرات بهبوددهنده در حفظ ویژگیهای قارچها در دوره نگهداری در هر دو نوع بستهبندی نشان داد، بااینوجود، غلظت 100 میکرولیتر در لیتر اسانس خوشاریزه تأثیر بیشتری داشت. در کل، بستهبندی قارچهای تکمهای در نانو کامپوزیت پلیاتیلن-رس 5 درصد و استفاده از پوشش خوراکی اسانس خوشاریزه با غلظت 100 میکرولیتر در لیتر برای افزایش دوره نگهداری این محصول همراه با حفظ کیفیت پس از برداشت و بازارپسندی پیشنهاد میگردد.
بررسی اثر پیشفرآوری فراصوت و آنزیم آلفا-آمیلاز بر تولید نشاسته متخلخل از نشاستههای گندم و ذرت و بررسی میزان توانایی جذب یون آهن
دوره 17، شماره 2، خرداد و تیر 1400، صفحه 329-338
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2020.39269
سمیه قندهاری علویجه، مهران اعلمی، یحیی مقصودلو، علیرضا صادقی ماهونک
چکیده نشاستههای متخلخل به گروهی از نشاستههای فرآوریشده اطلاق میشوند که بهعنوان یک جاذب پرقدرت، ترکیبات حساس به نور، حرارت و اکسیداسیون را در خود جای میدهند و علاوهبر نقش حامل بهعنوان محافظ نیز محسوب میشوند. تولید نشاستههای متخلخل امروزه با بهکارگیری فناوریهای نوین مانند امواج فراصوت و آنزیمها روبهگسترش است. در این پژوهش نشاسته گندم و ذرت با توان 350 وات بهمدت 10 دقیقه طی فرآیند فراصوت قرارگرفتند. مراحل افزودن آنزیم آلفا-آمیلاز (آنزیم باکتریایی از باسیلوس سوبتیلیس) در غلظت 1/0 درصد بهصورت قبل، همزمان و پس از اعمال عملیات فراصوت صورت گرفت. به نشاستههای گندم و ذرت متخلخل تولیدشده یون آهن (آمونیوم سولفات آهن (II)) در غلظتهای ppm 40، 60 و 80 افزوده شد. نشاستههای متخلخل پس از تولید، بهوسیله میکروسکوپ الکترونی مشاهده و توانایی آنها در جذب آب و روغن موردبررسی قرار گرفت. سپس میزان یون آهن جذبشده و نوع پیوندهای شکلگرفته بین نشاستهها و یون آهن بهترتیب توسط دستگاه پلاسمای جفتشده القایی (ICP) و طیفسنج مادون قرمز (FTIR) تعیین شدند. در کلیه مراحل نشاسته ذرت و گندم با یکدیگر مقایسه شدند. تصاویر SEM نشان دادند که نشاستههای گندم و ذرت که ابتدا تحت عملیات فراصوت و سپس آنزیم قرار گرفتند (گروه اول) دارای شکل منظمتری از تخلخلها هستند. همچنین قابلیت جذب آب و روغن در نشاستههای گروه اول تفاوت معناداری با نشاستههای گروه دوم (عملیات همزمان فراصوت و آنزیم) و سوم (ابتدا عملیات آنزیمزنی و سپس فراصوت) ندارند. مقادیر موردآزمون در نشاسته ذرت در کلیه مراحل بالاتر از نشاسته گندم بود. جذب یون آهن در نشاستههای متخلخل نسبت به نشاستههای معمولی افزایش یافته و با افزایش غلظت یون آهن، میزان جذب آن توسط نشاستهها افزایش یافت. همچنین این نشاستهها قادر به تشکیل پیوندهای آهن-اکسیژن بودند و در طول موج cm-1 575 پیکهای متفاوتی با نمونههای شاهد مشاهده شد.
تهیه سامانه امولسیون ژل سرد با استفاده از پیکرینگ های کمپلکس ایزوله پروتئین سویا-صمغ دانه ریحان بهعنوان جایگزین چربی در خامه
دوره 17، شماره 2، خرداد و تیر 1400، صفحه 365-378
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2020.39273
سیما ناجی طبسی، الهام مهدیان، اکرم آریان فر، سارا ناجی طبسی
چکیده مصرف زیاد چربی خطر ابتلا به بیماریهای مختلفی را افزایش می دهد، اما بهدلیل نقش چندگانه چربی در فرآوردههای غذایی، حذف یا کاهش آن منجر به ایجاد خصوصیات کیفی نامطلوب میگردد. بنابراین، در این تحقیق استفاده از ساختار امولسیونژل سرد پایدارشده با استفاده از پیکرینگ های ایزوله پروتئین سویا (ISP) و کمپلکس ایزوله پروتئین سویا-صمغ دانه ریحان (ISP-BSG) بهعنوان جایگزین چربی موردمطالعه قرارگرفت. ذرات پیکرینگ ISP-BSG بهترتیب با نسبتهای مختلف جرمی ISP:BSG، 0:1، 1:1، 1:2 و 1:3 تهیه و بهترتیب 1S:0B ،1S:1B ،2S:1B و 3S:1B نامگذاری شدند. بررسی ویژگی های امولسیون ژل نشان داد که پوشش دهی سطح قطرات امولسیون توسط نانوذرات جامد S:B یک پوسته سفت و سخت را تشکیل میدهد. با افزودن کلسیم کلرید به امولسیون، شبکههای امولسیون ژل از قطرات روغن تجمعیافته تشکیل شدند که این ساختار در نمونههای 1S:0B و 2S:1B قابلمشاهدهتر بود. همچنین، نوع و ساختار پیکرینگ بهکاررفته بر مقدار حفظ روغن در امولسیون ژل اثرگذار بود. حضور BSG در نسبت مناسب (2S:1B) با ISP باعث ایجاد امولسیون ژل باثباتتر با استحکام مکانیکی (سختی و قوام) بالاتری شد. با توجه به پایداری و خصوصیات بافتی از بین نمونههای امولسیون ژل، دو فرمول 1S:0B و 2S:1B برای تولید خامه با چربی کاهشیافته (5، 10 و 15%) استفاده شد. استفاده از درصدهای بیشتر از 5 درصد جایگزینی با افزایش آباندازی خامه همراه بود (05/0p <)، اما نوع امولسیون ژل بر میزان آباندازی تأثیر معنیداری نداشت. بیشترین میزان پذیرش کلی با جایگزینی امولسیون ژل 2S:1B با کاهش 5% چربی حاصل شد (05/0p>).
بهینهسازی شرایط تولید ژله با استفاده از پکتین استخراجشده از پوست سیبزمینی و بررسی خواص بافتی، فیزیکوشیمیایی و حسی آن در مقایسه با پکتینهای تجاری
دوره 17، شماره 2، خرداد و تیر 1400، صفحه 393-408
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2020.39274
علی کاشانی، مریم حسنی، لیلا ناطقی، محمد جواد اسدالله زاده، پروین کاشانی
چکیده پکتین مخلوط پیچیدهای از پلیساکاریدها است که بهفراوانی در صنعت غذا بهعنوان ژلکننده، ثباتدهنده و امولسیفایر مورداستفاده قرار میگیرد. پوست سیبزمینی منبع غنی از پکتین با درجه استفریفیکاسیون پایین است که عموماً بهعنوان ضایعات دور ریخته میشود. برای تشکیل ژل توسط پکتینهای با درجه استری کم، غلظت پکتین، کلرور کلسیم و میزان pH بسیار مؤثر است. لذا هدف از این پژوهش بهینهسازی خواص بافتی ژله حاوی غلظتهای مختلف پکتین (5/0 و 1 درصد)، کلرور کلسیم (15، 30 و 45) و ) pH5/2 و 4) و مقایسه خواص فیزیکوشیمیایی، بافتی و حسی ژله تولیدشده در شرایط بهینه با ژله حاصل از پکتین تجاری مرکبات و سیب بود. مطابق با نتایج شرایط بهینه برای تولید ژله با استفاده از پکتین استخراجشده از پوست سیبزمینی با هدف دستیابی به بالاترین میزان سختی ژل (0959/30 نیوتن) و نیروی لازم برای شکستن ژل (3431/27 نیوتن) بهصورت همزمان با 33/94 درصد مطلوبیت در شرایط pH برابر با 4، میزان کلرور کلسیم 2286/35 میلیگرم/گرم پکتین و غلظت پکتین 1 درصد مشاهده گردید. شرایط بهینه تولید ژله حاوی پکتین پوست سیبزمینی برای ژلههای تجاری حاوی پکتین مرکبات و سیب اعمال گردید و خواص فیزیکوشیمیایی، بافتی و حسی ژلهها با یکدیگر مقایسه گردید. نتایج نشان داد اختلاف معنیداری بین خواص فیزیکوشیمیایی، بافتی و اورگانولپتیکی ژلههای تهیهشده با پکتین پوست سیبزمینی با ژلههای تجاری مرکبات و سیب مشاهده نگردید. نتایج تحقیق حاضر نشان داد با استفاده از بهینهسازی شرایط تولید میتوان از پکتین پوست سیبزمینی در فرمولاسیون ژله استفاه نمود و ژلهای با خواص کیفی مطلوب و قابل مقایسه با پکتینهای تجاری متداول تولید نمود.
