بررسی تاثیر امواج فراصوت بر ویژگیهای ساختاری، عملکردی و رئولوژیکی صمغ دانه خرنوب
دوره 19، شماره 2، خرداد و تیر 1402، صفحه 365-381
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.74595.1133
سمیرا فریزاد، هاجر عباسی
چکیده هیدروکلوئیدها یکی از فراوانترین بیوپلیمرهای موجود در طبیعت هستند که در صنعت غذا به عنوان ترکیبات عملگرا به منظور کنترل ساختار، بافت، طعم و افزایش انبارمانی مورد استفاده قرار میگیرند. در این مطالعه، تاثیر اعمال امواج فراصوت در دما (25-75 درجه سانتیگراد) و زمانهای (0-90 دقیقه) بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی، رئولوژی و عملکردی صمغ دانه خرنوب ازجمله تغییرات pH، حلالیت، حداقل غلظت ژلشوندگی، ویسکوزیته و ویژگیهای امولسیون کنندگی (ظرفیت امولسیون کنندگی، پایداری امولسیون و ابعاد ذرات امولسیون) مورد بررسی قرار گرفت. از نرمافزار دیزاین اکسپرت و طرح مرکب مرکزی جهت ارزیابی تاثیر متغیرها و مدلسازی آنها استفاده شد. تغییرات میکروسکوپی، رئولوژیکی و طیفسنجی مادون قرمز نمونههای بهینه بررسی و با نمونه شاهد مقایسه گردید. نتایج نشان داد که با افزایش زمان اعمال امواج فراصوت، pH، و ویسکوزیته هیدروکلوئید کاهش و حلالیت و حداقل غلظت ژلشوندگی آن افزایش مییابد. درحالیکه، با افزایش دما، pH، حداقل غلظت ژلشوندگی و ویسکوزیته هیدروکلوئید افزایش و حلالیت آن کاهش مییابد. بر این اساس دو شرایط متفاوت دمایی و زمانی برای تیمار کردن هیدروکلوئید موردنظر با استفاده از امواج فراصوت پیشنهاد گردید که در حالت اول معیار انتخاب، دستیابی به بهترین شرایط حلالیت و ویژگیهای امولسیون کنندگی این هیدروکلوئید و در حالت دوم، ملاک انتخاب شرایط، بهبود حلالیت و خصوصیات امولسیونکنندگی هیدروکلوئید همگام با حفظ ویسکوزیته محلول هیدوکلوئید موردنظر بود. در بهینه اول (دما 40 درجه سانتیگراد و زمان 9/48 دقیقه)، حلالیت و خصوصیات امولسیونکنندگی و در نمونه بهینه دوم (دما 67/66 درجه سانتیگراد و زمان 15 دقیقه) با حفظ حداقل غلظت ژل شوندگی، حلالیت هیدروکلوئید افزایش مییابد. نتایج این پژوهش نشان داد که امکان تغییر و اصلاح ویژگیهای کیفی هیدروکلوئید با استفاده از امواج اولتراسونیک و با توجه به فاکتورهای موردنظر وجود دارد و شرایط انجام فرایند بسته به کاربرد موردنظر از آن هیدروکلوئید میتواند متفاوت درنظر گرفته شود.
مطالعه خصوصیات عملکردی و رفتار بیاتی نشاسته طبیعی گندم در حضور صمغ دانه شاهی و ساکارز
دوره 19، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1402، صفحه 1-15
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.69660.1029
شکوفه تازیکی، سید محمد علی رضوی
چکیده در این پژوهش، اثر سطوح جایگزینی صمغ دانه شاهی (0، 5، 10 و 15%) و ساکارز (0، 5 و 10%) بر خصوصیات عملکردی (قدرت تورم و حلالیت) سوسپانسیون نشاسته و همچنین ساختمان، کنتیک بیاتی و آباندازی ژل نشاسته گندم پس از نگهداری به مدت صفر، 1، 7 و 14 روز در دمای oC 4 مورد مطالعه قرار گرفتند. قدرت تورم نشاسته گندم با افزایش غلظت جایگزینی صمغ و قند به ترتیب افزایش و کاهش یافت. نمونههای مخلوط سه جزئی نشاسته-صمغ-قند دارای قدرت تورم بالاتری در مقایسه با نمونه نشاسته و مخلوط نشاسته-قند داشتند. میزان حلالیت نشاسته با افزایش غلظت صمغ و قند افزایش یافت و نمونههای مخلوط دارای مقادیر حلالیت بالاتری نسبت به هر یک به صورت مجزا بودند. تصاویر میکروسکوپی نشان دادند که حضور صمغ منجر به ایجاد ساختمان متراکمتر با اندازه حفرات کوچکتر ژل نشاسته شد، درحالی که حضور قند ساختمانی گسستهتر با اندازه حفرات بزرگتری را ایجاد کرد. پس از نگهداری نمونههای ژل به مدت 14 روز در دمای oC 4 مشاهده شد که افزودن صمغ تأثیر بسزایی در کاهش سرعت بیات شدن و میزان آباندازی نشاسته به ترتیب از (s-1) 101/0 به 52/0 و از 50% به 23% داشت. قند نیز منجر به کاهش سرعت بیات شدن ژل نشاسته تا (s-1) 096/0 شد، اما میزان آباندازی آن را تا 57% افزایش داد. نمونههای ژل مخلوط به خصوص در غلظت 15% جایگزینی صمغ دارای سرعت بیاتشدن (s-1) 057/0 و میزان آباندازی 45% بودند.
بررسی تاثیر پودر پالپ گلابی خاردار (Opuntia stricta) بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی برگرهای آنالوگ خام و پخته تولیدی
دوره 19، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1402، صفحه 31-41
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.71095.1066
پریسا شهیری طبرستانی، محبوبه کشیری، یحیی مقصودلو، هدی شهیری طبرستانی، محمد قربانی
چکیده تقاضای محصولات گوشتی آنالوگ سلامت بخش با قابلیت ایجاد ظاهر، بافت، عطر، طعم و احساس دهان مشابه گوشت با توجه به نگرانیهای زیستمحیطی و مسائل مربوط به حقوق حیوانات با افزایش چشمگیری همراه بوده است. هدف از پژوهش حاضر استفاده از پودر پالپ گلابی خاردار (5/0، 5/1 و 5/2 درصد) در تولید برگر گیاهی بر پایه پروتئین آنالوگ و ارزیابی ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و حسی محصولات خام و پخته بود. نتایج نشان داد با افزایش درصد پودر پالپ گلابی خاردار ظرفیت نگهداری آب برگرهای خام آنالوگ افزایش یافت. همچنین شاخصهای قرمزی و زردی برگر خام تولیدی با افزایش درصد پودر پالپ گلابی خاردار بهترتیب افزایش و کاهش معنیداری یافت. کمترین و بیشترین افت پخت بهترتیب مربوط به برگر آنالوگ دارای 5/2 درصد پودر پالپ و برگر شاهد بود. قابلیت ارتجاع برگرهای آنالوگی پخته تولیدی با افزایش درصد پودر پالپ به طور معنیداری کاهش یافت (05/0> p). با افزایش درصد پودر پالپ، تغییرات معنیداری در درصد آبداری و چروکیدگی برگر پخته شده مشاهده شد. با توجه به بررسیهای تکنولوژیکی، ارزیابی حسی و تمایل مصرفکننده، افزودن 5/1 درصد پودر پالپ گلابی خاردار در تولید برگر آنالوگ توصیه میگردد.
تاثیر پوشش خوراکی کیتوزان بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و فعالیت آنزیمی میوه انگور رقم فخری در شرایط سردخانه
دوره 19، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1402، صفحه 95-106
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.75449.1150
معصومه شکری، مصطفی رحمتی جنیدآباد، مختار حیدری، موسی رسولی، احمد زارع
چکیده استفاده از پوششهای خوراکی طبیعی برای افزایش عمر پس از برداشت محصولاتی همانند میوهها، امروزه بسیار متداول شده است. کیتوزان با قابلیت کنترل میکروارگانیسمهای بیماریزا و کاهش سرعت تبخیر و تعرق آب از بافت گیاه، به عنوان یک ماده غیرسمی طبیعی و یک پوشش خوراکی طبیعی شناخته شده است. این پژوهش، با هدف بررسی اثر تیمار کیتوزان (صفر، 25/0، 5/0 و 1 درصد) و زمان انبارمانی (صفر، 20، 40 و 60 روز) بر حفظ کیفیت و عمر انبارمانی میوه انگور رقم فخری، بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام شد. شاخصهای مورد ارزیابی شامل درصد کاهش وزن، درصد آلودگی، درصد ریزش حبه، میزان قهوهای شدن حبه، اسیدآسکوربیک، اسیدیته قابل تیتراسیون، فنل کل، میزان فعالیت آنزیمهای فنیلآلانینآمونیالیاز، پلیفنلاکسیداز و پراکسیداز بود. نتایج نشان داد که غلظت 1 درصد کیتوزان بهخوبی توانست آلودگی، ریزش حبه، کاهش اسیدیته قابل تیتراسیون و کاهش اسیدآسکوربیک را کنترل نماید و بیشترین میزان فعالیت آنزیم پلیفنلاکسیداز در غلظت 1 درصد کیتوزان مشاهده گردید و غلظت 5/0 درصد کیتوزان نیز سبب جلوگیری از کاهش وزن و قهوهای شدن حبهها نسبت به سایر غلظتها و نمونه شاهد گردید و بیشترین میزان فنل کل و بالاترین میزان فعالیت آنزیم فنیلآلانینآمونیالیاز و پراکسیداز نیز مربوط به غلظت 5/0 درصد کیتوزان بود، این در حالی است که بین دو غلظت 5/0 و 1 درصد کیتوزان در بیشتر صفات تفاوت معنیداری در سطح 5 درصد مشاهده نشد.
افزودن ترکیبات احیا کننده، ویتامین C و اسید سیتریک حین مشروط نمودن گندم و اثر آنها بر ویژگیهای کیفی خمیر حاصل از آرد آن
دوره 19، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1402، صفحه 107-127
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.75547.1151
محیا حسین زاده، محمدیار حسینی، محمد شاهدی، مهدی کدیور
چکیده در بین آردهای غلات، فقط آرد گندم میتواند یک خمیر ویسکوالاستیک سه بعدی تشکیل دهد. از مواد افزودنی معمولاً در صنعت پخت و پز برای بهبود کیفیت محصولات نانوایی استفاده میشود. از جمله این مواد، اکسیدکننده و احیاکننده میباشند. در این پژوهش، ابتدا روی گندم روشن یکسری آزمونهای فیزیکی انجام شد، مقداری از گندم آسیاب و روی آرد حاصل آزمونهای شیمیایی انجام شد، سپس 13 نمونه 240 گرمی از گندم توزین، یک نمونه فقط با 30 میلیلیتر آب مقطر مشروط و سایر 12 نمونه با 3 سطح از 4 نوع افزودنی مشروط شدند و 24 ساعت بعد، آسیاب شدند و آزمایشاتی روی نمونهها انجام شد. بررسی نتایج نشان میدهد که درصد گلوتن از 2/27 با افزودن ویتامین C به 3/30، با سیستئین به 8/25، با سیستئین + ویتامین C به 5/24 و با اسید سیتریک به 3/29 رسید، میزان گلوتن بالاتر به معنای تقویت خمیر است. میزان پیوند SS از 25/12 با افزودن ویتامین C به 44/13، با سیستئین به 74/8، با سیستئین + ویتامین C به 87/12 و با اسید سیتریک به 12/12 رسید که تغییر معنیداری نداشت. میزان گلوتاتیون از 9/0، با افزودن ویتامین C به 71/0، با سیستئین به 02/1، با سیستئین + ویتامین C به 75/0، با اسید سیتریک به 93/0 رسید و نسبتا بی تاثیر بود. نتایج مورد انتظار آزمون ظرفیت نگهداری حلال بدین صورت است که افزودن سیستئین باعث تضعیف خمیر، افزودن ویتامین C و سیستئین + ویتامین C باعث تقویت خمیر، افزودن اسید سیتریک در ابتدا باعث تقویت خمیر و افزایش سطح آن باعث تضعیف خمیر میگردد. نتایج بدست آمده از مقایسه نمونههای مشروط شده با افزودنیها، با نمونه مشروط شده با آب مقطر در برخی سطوح با نتایج مورد انتظار مطابقت داشت و در برخی موارد چنین نبود.
بهینهسازی فرمولاسیون دسر غیر لبنی بر پایه شیر بادام حاوی صمغ کتیرا و شیرین کننده استویا
دوره 19، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1402، صفحه 125-143
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.69932.1157
فریبا حدیدی، علی گنجلو، محمد هادی فکور
چکیده پژوهش حاضر بهمنظور بررسی و بهینهسازی فرمولاسیون دسر غیر لبنی بر پایه شیر بادام حاوی صمغ کتیرا و استویا صورت پذیرفت. بدین منظور تاثیر افزودن صمغ کتیرا در سطوح 4/0-1 درصد و جایگزینی ساکارز با استویا در سطوح 25-75 درصد بر ویژگیهایی نظیر سفتی بافت، ویسکوزیته، پارامترهای رنگسنجی شامل میزان روشنایی، قرمزی- سبزی (a*)، زردی- آبی (b*)، مواد جامد محلول و آباندازی مورد ارزیابی قرار گرفت. طراحی آزمایشات بر اساس روش شناسی سطح- پاسخ و طرح مرکب مرکزی انجام پذیرفت. نتایج بهدست آمده نشان داد که با افزایش درصد صمغ کتیرا در فرمولاسیون سفتی بافت، ویسکوزیته، a* و مواد جامد محلول بهطور معنیداری (05/0p<) افزایش یافت در حالیکه روشنایی، b* و آباندازی بهطور معنیداری (05/0p<) کاهش یافتند. بهعلاوه، افزایش جایگزینی ساکارز با استویا بهطور معنیداری (05/0p<) سبب کاهش سفتی بافت، ویسکوزیته، مواد جامد محلول و افزایش روشنایی و آباندازی گردید. این در حالی است که افزایش درصد جایگزینی ساکارز با استویا تاثیر معنیداری بر تغییرات a* و b* نداشت. بهینهسازی فرمولاسیون دسر غیرلبنی بر پایه شیر بادام با استفاده از تکنیک عددی انجام شد. فرمول بهینه شامل 1 درصد صمغ کتیرا و 45 درصد جایگزینی ساکارز با استویا بهدست آمد. تحت این شرایط سفتی بافت 08/0 نیوتن، ویسکوزیته20/1 پاسکال.ثانیه ، روشنایی77/82، قرمزی- سبزی 95/0، زردی-آبی60/5، مواد جامد محلول 29/8 درجه بریکس و آباندازی 88/11 درصد پیشبینی شد. نتایج ارزیابی حسی نشان داد افزودن صمغ کتیرا و جایگزینی استویا در سطوح بهینه سبب افزایش امتیاز پذیرش کلی نسبت به نمونه کنترل میشود. لذا میتوان نتیجه گرفت که علاوه بر قابل اطمینان بودن روش شناسی سطح-پاسخ برای انتخاب شرایط بهینه فرمولاسیون میتوان از صمغ کتیرا و استویا برای تولید یک فراورده غیر لبنی جدید بر پایه شیر بادام با کالری کاهش یافته و مشتری پسند استفاده نمود.
تولید و ارزیابی نانولیپوزومهای حامل عصاره هندوانه کوهی
دوره 19، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1402، صفحه 169-180
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.76151.1162
معصومه سلامتیان، یونس زاهدی دیزج یکان، رضوان شاددل
چکیده عصاره هندوانه کوهی سرشار از ترکیبات فنولی است که استفاده از آن بدلیل ناپایداری ترکیبات مذکور در شرایط محیطی و همچنین طعم تلخ یا گس آنها در مواد غذایی محدود شده است. روشهای ریزپوشانی مانند استفاده از نانولیپوزومها یکی از سادهترین راهکارهای موجود است. در این پژوهش پس از استخراج عصاره هندوانه کوهی به کمک امواج اولتراسوند و تعیین میزان ترکیبات فنولی آن (328/6 میلیگرم معادل اسید گالیک در گرم وزن خشک)، نانولیپوزومهای حاوی عصاره هندوانه کوهی در نسبتهای وزنی 60-0، 50-10، 40-20 و 30-30 لستین- کلسترول تهیه شدند. سپس آزمونهای تعیین اندازه ذرات و پتانسیل زتا جهت تعیین خصوصیات آنها انجام شد. پس از تعیین کارایی ریزپوشانی، آزمون طیفسنجی مادون قرمز (FTIR) جهت بررسی واکنشهای احتمالی عصاره هندوانه کوهی و فسفولیپید انجام گردید. شکل و اندازه نانولیپوزومهای با نسبت وزنی 60-0 لستین- کلسترول بارگذاری شده با عصاره هندوانه کوهی توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی نشر میدانی (FESEM) مشاهده گردید. پایداری نمونهها از طریق محاسبه میزان رهایش ترکیبات فنولی محصور شده در نانولیپوزومها در دمای محیط و در یک دوره 60 روزه مورد بررسی قرار گرفت. میانگین اندازه ذرات و توزیع اندازه ذرات برای نسبتهای مختلف به ترتیب در محدوده 25/164 -05/95 نانومتر و 51/0 -32/0 به دست آمد. میزان پتانسیل زتا نیز در محدوده 40/60- تا 55/68- قرار گرفت. ترکیبات فنولی پس از 60 روز در نانولیپوزومهای با نسبت وزنی 60-0 لستین- کلسترول 45/72% و در نانولیپوزومهای با نسبت وزنی 50-10 لستین- کلسترول 87/73% پایداری داشتند. نتایج نشان داد که مشکل ناپایداری ترکیبات فنولی که منجر به کاربرد محدود تجاری آنها میشود با ریزپوشانی قابل برطرف شدن است.
بهینهیابی فرآورده شکلاتی تلخ بدون شکر سازگار با رژیم کتوژنیک و بررسی خصوصیات فیزیکوشیمیایی، بافتی، حرارتی و حسی آن
دوره 18، شماره 6، بهمن و اسفند 1401، صفحه 99-112
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.74665.1135
امینه عوامی، مصطفی مظاهری طهرانی، محبت محبی، فاطمه پورحاجی
چکیده یکی از چالشهای طراحی رژیم کتوژنیک، حفظ مقدار کالری عمده هر وعده از چربی و همچنین حفظ مقدار پروتئین مناسب جهت حس سیری میباشد. این تحقیق جهت امکانسنجی تولید شکلات بدون شکر و با مقدار چربی و پروتئین بالا در مقدار ثابت فیبر سویا و پودر استویا برای افراد ملزم به رژیم کتوژنیک صورت گرفت. پودر کاکائو توسط جایگزین کره کاکائو و سدیم کازئینات هر کدام در سطوح (صفر، 5 و 10 درصد) جایگزین شد. نتایج نشان داد که جایگزینی پودر کاکائو بهطور معنیداری (05/0 p<) موجب افزایش رطوبت، فعالیت آبی، مقدار چربی و پروتئین کل شد اما مقدار خاکستر و کربوهیدرات کاهش یافت. همچنین افزایش مقدار جایگزین کره کاکائو و سدیم کازئینات بهطور معنیداری (05/0 p<) موجب شد تا همزمان سختی و دمای ذوب نمونههای شکلات کاهش یابد. نتایج آزمون هدونیک نشان داد که نمونههای با چربی و پروتئین بیشتر، امتیاز بالاتری را کسب کردند. همچنین تجزیه به روش مولفههای اصلی نشان داد که دو مولفه اصلی اول 81 درصد کل واریانس دادههای حسی را تشکیل میدهند. در نهایت، با توجه به نتایج آزمونهای حسی و دستگاهی، بهترین ترکیب شکلات انتخاب شد. این ترکیب حاوی 35 درصد جایگزین کره کاکائو و 5 درصد سدیم کازئینات بود. مقدار قند کل و کالری نمونه بهینه بهترتیب 17/2 درصد و 41/547 کیلوکالری به ازای 100 گرم بود. مقدار اندیس پراکسید 1 روز پس از تولید 5/0 میلیاکیوالان در کیلوگرم بود که پس از 60 روز این مقدار به 13/1 میلیاکیوالان در کیلوگرم افزایش یافت. مصرف 100 گرم نمونه بهینه میتواند 27 درصد کالری روزانه یک فرد بزرگسال را تامین کند. این نتایج نشان داد که فرمولاسیون بهینه، حداقل شرایط رژیم کتوژنیک را داراست و میتواند یک میان وعده مناسب برای افراد ملزم به این رژیم باشد.
سینبیوتیکها بهعنوان جایگزین بالقوه محرک رشد برای بهبود پایداری میکروبی و اکسیدشوندگی گوشت بلدرچین ژاپنی
دوره 18، شماره 6، بهمن و اسفند 1401، صفحه 127-139
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2023.77120.1191
بهزاد ناصحی، مجید نوش کام، میترا قدسی، احمد طاطار
چکیده استفاده از آنتیبیوتیکها در پرورش دام بهویژه طیور منجر به افزایش مقاومت آنتیبیوتیکی و اختلالات انسانی میشود. بنابراین، پژوهشگران به دنبال یک جایگزین خوب برای بهبود تعادل میکروبی روده، عملکرد رشد و کیفیت گوشت دام هستند. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر جیرههای حاوی سطوح مختلف (صفر، 90 و 100 درصد) پروبیوتیک فرماکتو (F)، پریبیوتیک پریمالاک (P) و مخلوط آنها بر ویژگیهای شیمیایی، میکروبی و حسی بلدرچین ژاپنی انجام شد. گوشت نمونه F100 بالاترین امتیاز رنگ و بو را نشان داد. در حالی که ویژگی آبداری به سطح پریبیوتیک وابستهتر بود F100P100 و F90P90 بهترتیب بالاترین امتیاز را در طعم گوشت و پذیرش کلی کسب کردند. کمترین تعداد میکروارگانیسم و کلیفرم کل درF90P100، طی مدت نگهداری مشاهده شد. بهطور کلی افزودن سینبیوتیکها به جیره بلدرچین ژاپنی علاوه بر کنترل اکسیداسیون در یخچال منجر به بهبود کیفیت گوشت و کاهش آلودگی میکروبی شد.
روشهای دم کردن مایکروویو و سنتی چای سیاه ایرانی: ترکیبات زیست فعال، فعالیت آنتیاکسیدانی و فلزات سنگین
دوره 18، شماره 6، بهمن و اسفند 1401، صفحه 141-151
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2023.78904.1208
رضا فرهمندفر، سحر ابوطالب زاده، حنانه منیری، مسعود کیخوائی
چکیده چای سیاه که از برگ درختچه Camellia sinensis بهدست میآید، نوشیدنی محبوبی است که قرنهاست در سراسر جهان مصرف میشود. در این تحقیق، نمونهای از چای سیاه ایرانی به دو روش مایکروویو و دمآوری سنتی تهیه شد و عصاره های حاصل از آن با استفاده از آزمونهای دی فنیل پیکریل هیدرازیل (DPPH) و احیاء کنندگی آهن/ قدرت آنتیاکسیدانی (FRAP) و محتویات فنولیک و فلاونوئید و همچنین میزان فلزات سنگین (HMs) (مس، نیکل، کروم، کادمیوم و سرب)، مورد ارزیابی قرار گرفت. مشاهده شد که بین فعالیت آنتیاکسیدانی با محتوای فنلی و فلاونوئیدی آنها رابطه مستقیم وجود دارد. بیشترین و کمترین فعالیت آنتیاکسیدانی برای نمونههای دمآوری شده توسط مایکروویو بهترتیب در نسبت توان 360 وات- زمان 5/2 دقیقه و توان 900 وات- زمان 5/7 دقیقه گزارش شد لذا با افزایش توان و زمان دم کردن، فعالیت آنتیاکسیدانی کاهش یافت. دم کردن چای به روش مایکروویو و سنتی باعث کاهش قابل توجهی در میزان فلزات سنگین که کمتر از حد مجاز طبق استانداردهای ملی ایران بود، گردید. این نتایج اهمیت زمان قرار گرفتن در معرض اشعه و قدرت تشعشع را هنگام تهیه چای با مایکروویو نشان میدهد.
محاسبه عددی کشندگی باکتری در شیر بطری شده تحت تیمار پلاسمای سرد
دوره 18، شماره 6، بهمن و اسفند 1401، صفحه 153-165
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2023.81316.1238
آزاده رنجبر ندامانی
چکیده در سالهای اخیر، پلاسمای سرد یکی از جایگزینهای مورد انتظار برای تیمارهای پس از برداشت محصولات هستند. در این مطالعه، یک سیستم تخلیه سطحی برای جستجوی زمان نابودی باسیلوس سرئوس، باسیوس کوآگولانس، باسیلوس اسئاروترموفیلوس و کلستریدیوم بوتولینیوم در شیر بطری شده استفاده شد. شبیهسازی توسط نرمافزار COMSOL ورژن a5/3 برای یک هندسه دو بعدی اجرا شد. دادههای آزمایشی جمعآوری شده در نرمافزار شبیهسازی شدند. فاکتور k حاصل از دادههای غیرفعالسازی میکروارگانیسم برای تأیید دادههای شبیهسازی استفاده شد. نتایج نشان دادند تولید گونههای فعال اکسیژن طی تیمار پلاسمای سرد، با افزایش زمان افزایش مییابد و در کل ظرف پخش میشود. غلظت این گونهها در ابتدای تولید یعنی در لحظه خروج از پروب پلاسما، بالا بوده و در انتها که سطح آزاد شیر را ترک میکنند، کاهش مییابد. با افزایش دمای اولیه نمونه شیر از 50 به 80 درجه سانتیگراد، میتوان تغییرات بارزی در مقدار ازون مشاهده کرد. اما تغییرات ولتاژ در این دو دما اثر بارزی بر غلظت ازون نداشت. همچنین بلافاصله با آغاز تیمار پلاسما، تولید پلاسما نیز آغاز شده و میزان غلظت گونههای فعال در آن لحظه بیشترین مقدار است. نشان داده شده است که در بین چهار باکتری مورد مطالعه، باسیلوس استئاروترموفیلوس بیشترین مقاومت را در برابر پلاسمای سرد داشته و باکتریهای دیگر بعد از آن قرار میگیرند. در نهایت میتوان نتیجه گرفت که تیمار پلاسما در عمق بطری، این امکان را ایجاد میکند که محدودیت کاربرد سطحی تیمار پلاسمای سرد رفع شود.
ساخت فیلم نشاندهنده تازگی پنیر موزارلا با جاسازی عصاره هویج بنفش در شبکه ژلاتین و صمغ ایرانی
دوره 18، شماره 6، بهمن و اسفند 1401، صفحه 167-180
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2023.81216.1237
محمد صادق عرب، حنان لشکری، مهرداد نیاکوثری، محمد هادی اسکندری
چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از فیلم کامپوزیتی حساس به pH مبتنی بر ژلاتین و صمغ ایرانی همراه با عصاره هویج بنفش (PCE) بر تازگی پنیر موزارلا انجام شد. در این راستا، رنگ، pH و تعداد مخمر و کپک نمونه شاهد و نمونه بستهبندی شده با فیلم کامپوزیتی حساس به pH در مدت 60 روز مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاضر نشان داد که pH در نمونههای پنیر بستهبندی شده با و بدون PCE (شاهد) در طول نگهداری کاهش معنیداری داشت، اما این کاهش در نمونه شاهد بیشتر بود (05/0> p) علاوه بر این، استفاده از فیلم کامپوزیت بر روی رنگ پنیر در طول نگهداری تأثیر میگذارد. مشاهده شد که مقادیر L* و a* پنیر بستهبندی شده با فیلم کامپوزیت بهطور قابل توجه بالاتر از نمونه شاهد بود، اما مقادیر b* بهطور قابل توجه کمتر از نمونه شاهد بود. علاوه بر این، در پنیر بستهبندی شده توسط کامپوزیت فیلم حاوی هویج بنفش نسبت به شاهد، رشد میکروبی ناچیزی (مخمرها و کپک) مشاهده شد. همچنین در طول نگهداری pH فیلم کامپوزیت حاوی عصاره بهطور قابل توجهی از 33/6 به 85/4 کاهش یافت (05/0> p) که منجر به تغییر رنگ از بنفش به صورتی شد. پس از 40 روز، رنگ به صورتی تغییر کرد که نشاندهنده پایان نگهداری پنیر است. بنابراین نتیجهگیری شد که فیلم حساس به pH در عین حال که یک روش موثر برای بهبود ماندگاری پنیر موزارلا است میتواند نشان دهنده تازگی آن نیز باشد.
تاثیر استفاده از خشککن خوابیده همزندار با سیستم کنترل رطوبت بر فرایند خشککردن شلتوک و فاکتورهای تبدیل
دوره 18، شماره 5، آذر و دی 1401، صفحه 648-656
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.71130.1068
عاصفه لطیفی، محمد علی کیه بادرودی نژاد، محمدرضا علیزاده
چکیده غیریکنواختی در خشک کردن شلتوک با استفاده از خشککن بستر خوابیده متداول درکارخانههای شالیکوبی یکی از عوامل مؤثر بر افزایش درصد شکستگی برنج و ضایعات در مرحله تبدیل محسوب میشود. بهمنظور بهینهسازی فرایند خشک کردن، یک دستگاه خشککن بسترخوابیده مجهز به همزن و سیستم کنترل خودکار رطوبت شلتوک در مقیاس آزمایشگاهی طراحی و ساخته شد و کارایی آن مورد ارزیابی قرار گرفت. متغیرهای آزمایش، نوع خشککن در دو سطح (مجهز به همزن و سیستم کنترل رطوبت (خشککن هوشمند) و بدون همزن (رایج)) و نوع شلتوک در چهار سطح (طارم هاشمی، گوهر، طارم محلی و شیرودی) بودند. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد، زمان خشک کردن شلتوک از رطوبت 2/14 درصد به رطوبت 5/8 درصد در خشککن رایج بهطور میانگین 1/43 ساعت و با خشککن هوشمند 2/14 ساعت به طول انجامید. میانگین نرخ خشک کردن برای چهار رقم در خشککن خوابیده 135/0 و در خشککن هوشمند 412/0 درصد بر ساعت بوده است. اثر رقم بر راندمان تبدیل و راندمان برنج سالم (01/0p<) و اثر نوع خشککن بر راندمان برنج سالم (05/0p<) معنیدار بود. بیشترین راندمان تبدیل و راندمان برنج سالم در رقم هاشمی (بهترتیب 2/69 و 7/87 درصد) و کمترین آن در رقم شیرودی (بهترتیب 2/62 و 8/57 درصد) بهدست آمد. راندمان برنج سالم در خشککن رایج بهطور میانگین 9/67 درصد و در خشککن هوشمند 2/73 درصد تعیین شد. نوع خشککن تاثیر معناداری بر سفیدی رنگ ارقام نداشت. از بین چهار رقم فقط طارم هاشمی سفیدی رنگ بیشتری در خشککن هوشمند نشان داد.
انکپسولاسیون عصاره آبی ریشه گیاه باباآدم (Arctium lappa) و اثر آن بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی و عملگرایی نوشیدنی سینبیوتیک برپایه آب پرتقال- هویج
دوره 18، شماره 5، آذر و دی 1401، صفحه 657-679
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.73234.1107
فرزانه اسمعیلی، مهناز هاشمی روان، محمدرضا اسحاقی، حسن گندمی
چکیده هدف از این تحقیق ریزپوشانی عصاره آبی ریشه گیاه باباآدم و استفاده از آن در نوشیدنی پروبیوتیک بر پایه آب پرتقال- هویج بود. برای این منظور ابتدا عصاره ریشه بابا آدم با دو روش میکروکپسولاسیون و نانوکپسولاسیون و با استفاده از دو ترکیب مالتودکسترین و صمغ عربی بهعنوان پوشش دیواره، ریزپوشانی گردید. سپس عصاره ریزپوشانی شده (در سطوح 5/0 و 1 درصد) به همراه عصاره آزاد در فرمولاسیون نوشیدنی پروبیوتیک آب پرتقال- هویج استفاده و اثر آن بر زندهمانی باکتریهای پروبیوتیک و همچنین ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و حسی محصول نهایی طی دوره نگهداری 30 روزه در دمای یخچال (°C 5/0± 4) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مرحله ریزپوشانی نشان داد که نانوکپسولها دارای راندمان و محتوای فنلی بالاتری نسبت به میکروکپسولها بودند (05/0>p)، بطوریکه بالاترین راندمان (75/92%) و سطح ترکیبات فنلی (mgGAE/g 385/0) و کوچکترین اندازه ذرات کپسول (22/0± 33/14 میکرومتر) در نانوکپسولهای تهیهشده با صمغ عربی مشاهده شد. تصاویر SEM نیز حاکی از این بود کپسولهای تولیدی از لحاظ ریزساختار، دارای سطوح شیشهای و زاویهدار بوده و شکل منظمی ندارند. با افزودن فرمهای مختلف عصاره ریشه باباآدم به فرمولاسیون نوشیدنی پروبیوتیک آب پرتقال- هویج حاوی CFU/ml 108 باکتری لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس، مشاهد شد که پارامترهای کیفی از جمله عدد فرمالین، کدورت، ویسکوزیته، فعالیت آنتیاکسیدانی و بقاء باکتریهای پروبیوتیک در نوشیدنیها نسبت به نمونه کنترل افزایش یافت (05/0>p). طی دوره نگهداری در یخچال میزان کدورت، اسیدیته و IC50 در همه تیمارها بهویژه در نمونه کنترل افزایش یافت در حالیکه سایرشاخصها از جمله قابلیت زندهمانی باکتریهای پروبیوتیک روند کاهشی نشان داد. افزودن فرمهای مختلف عصاره ریشه باباآدم، تأثیر نامطلوبی بر طعم و بوی نمونهها نداشت بهطوری که کلیه تیمارها قابل پذیرش بودند. بنابراین، بر اساس نتایج این مطالعه میتوان بیان کرد که عصاره ریشه باباآدم، بهویژه در قالب نانوکپسول، میتواند برای افزایش ماندگاری پروبیوتیکها و افزایش فعالیت آنتیاکسیدانی غذاهای عملگرا طی فرایند تولید و نگهداری مورد استفاده قرار گیرد.
استخراج آنزیمی پلیساکارید سولفاته از پوست ماهی قزلآلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) و بررسی شیمیایی، خواص ضداکسیدانی و کارکردی آن
دوره 18، شماره 5، آذر و دی 1401، صفحه 725-738
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.72999.1102
شهاب نقدی، مسعود رضائی، مهدی عبدالهی، مهدی طبرسا
چکیده در مطالعه حاضر پلیساکارید سولفاته از پوست ماهی قزلآلا توسط آنزیم پپسین استخراج شد و آنالیزهای FTIR، کربوهیدرات، سولفات، یورونیک اسید و پروتئین آن انجام شد. نتایج آنالیز شیمیایی پلیساکاریدهای استخراج شده نشان داد که بازده استخراج 02/0 ±23/3% بود، همچنین درصد کربوهیدارت و پروتئین نمونه بهدست آمده 56/2 ±03/57، 43/0 ±78/7 بود. همچنین مقدار سولفات و یورونیک اسید بهترتیب 77/0 ±54/6 و 43/0 ±86/3 بود. نتایج طیفسنجی مادون قرمز نشان داد یک پیک پهن در ناحیه 3350 تا cm-1 3450 مربوط به گروه –OH و باند خمشی سولفات S=O در ناحیه cm-1 1245 ظهور پیدا کرد. یک روند افزایشی و معنیدار در غلظتهای مختلف مورد استفاده برای تست DPPH مشاهده شد (p<0.05) که بالاترین قدرت خنثیکنندگی (85/38%) در غلظت 2 میلیگرم/ میلیلیتر مشاهده شد. بالاترین درصد شلاتهکنندگی رادیکال ABTS در غلظت 4 میلیگرم بر میلیلیتر آب مقطر با درصد (70/71%) مشاهده شد (p<0.05). نتایج شلاتهکنندگی یونهای فروزین پلیساکارید استخراج شده نشان داد که بالاترین درصد شلاتهکنندگی 43/98% بود (p<0.05). ظرفیت کفکنندگی، خواص پایداری کف و ظرفیت امولیسیونکنندگی نمونه مورد مطالعه حاکی از یک روند افزایشی با افزایش غلظت نمونه بود (p<0.05) و غلظت 10% پلیساکارید سولفاته استفاده شده بالاترین درصد کفکنندگی (22/72%) و پایداری کف (22/62%) را از خود نشان داده است (p<0.05). خاصیت امولیسیونکنندگی پلیساکارید سولفاته استخراج شده در برابر روغن سویا در تمامی غلظتهای استفاده شده بیشتر از روغن آفتابگردان بود (p<0.05) و بالاترین مقدار این خاصیت مربوط به غلظت 10% با عدد 57/86% و 59/92% بهترتیب در برابر روغن آفتابگردان و روغن سویا بود (p<0.05).
اثرات عصاره دانه چیا بر ویژگیهای شیمیایی و حسی کره حاصل از خامه شیرین طی نگهداری در یخچال
دوره 18، شماره 5، آذر و دی 1401، صفحه 751-763
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.74270.1124
زهرا صدری صائین، محمدرضا خانی، وجیهه فدائی نوغانی
چکیده کره بهعنوان یک نوع فرآورده لبنی، از خامه شیرین یا خامه ترش تهیه میشود که میتواند به دلیل تغییرات اکسیداتیو دچار فساد شود. این تحقیق با هدف بررسی اثرات آنتیاکسیدانی عصاره دانه چیا در کره حاصل از خامه شیرین جهت بهبود ویژگیهای شیمیایی (اسیدیته، عدد اسیدی، عدد پراکسید و اسید تیوباربیتوریک) و حسی (رنگ، بو، طعم، بافت و پذیرش کلی) آن طی دو ماه نگهداری در یخچال انجام گردید. ابتدا عصاره الکلی دانه چیا تهیه و میزان پلیفنول کل و فعالیت آنتیاکسیدانی آن ارزیابی گردید و سپس با درصدهای مختلف (05/0، 1/0، 25/0 و 5/0) به کره افزوده شد و اثرات آن بر ویژگیهای کره ارزیابی شد. نتایج مقدار پلیفنول کل حدود 79/111 ±78/1108 میلیگرم اسید گالیک بر 100 گرم عصاره و قدرت مهارکنندگی عصاره دانه چیا در محدوده غلظت 20- 4 درصد، 47/0 ±17/35 تا 95/2 ±92/64 درصد بهدست آمد. نتایج نشان داد با افزایش میزان عصاره دانه چیا در کره، میزان اسیدیته و عدد اسیدی بهطور معنیداری نسبت به نمونه شاهد افزایش و عدد پراکسید و اسید تیوباربیتوریک کاهش یافت (05/0>p). همچنین تمامی این شاخصهای شیمیایی با افزایش مدت زمان نگهداری بهطور معنیداری افزایش یافتند (05/0p<). تمامی نمونهها از نظر ویژگیهای حسی (به استثنای بو) در طول 60 روز نگهداری با نمونه شاهد تفاوت معنیداری داشتند (05/0p<)، بهطوری که تیمارها از امتیازات رنگ و طعم بهتری نسبت به شاهد برخوردار بودند. بهطور کلی غلظت 5/0 درصد عصاره چیا باعث به تعویق انداختن فساد اکسیداتیو گردید اما از نظر ارزیابی حسی، تیمار حاوی 25/0 درصد عصاره چیا بهعنوان تیمار برتر انتخاب و معرفی میگردد.
بررسی ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی فیلم زیست تخریبپذیر جاوشیر حاوی رزین و نانوذرات جاوشیر
دوره 18، شماره 4، مهر و آبان 1401، صفحه 453-466
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.72273.1089
نرگس عکافیان، هاجر شکرچی زاده
چکیده بهمنظور بهبود خواص فیلم تهیه شده از جاوشیر از نانو ذرات صمغ جاوشیر و همچنین رزین جاوشیر استفاده شد. نانوذرات روی فیلم جاوشیر (4 درصد صمغ و 5/2 درصد گلیسرول) طی زمانهای 30 و 60 دقیقه پاشش شدند. بهمنظور افزایش آبگریزی فیلمها از رزین جاوشیر استفاده شد که به صورت یک لایه روی سطح فیلمها پوشش داده شد. ضخامت فیلمها پس از خشک شدن افزایش یافت که میتواند به دلیل فشار بخار آب به هنگام خروج از فیلم در زمان تبخیر شدن باشد. نتایج حلالیت نشان داد که کلیه فیلمها حلالیت بسیار بالایی دارند که به دلیل ماهیت آبدوست جاوشیر است. البته افزودن نانوذرات و پوششدهی با رزین سبب کاهش حلالیت در آب فیلمها شد. نفوذپذیری به بخار آب فیلم نانو60 نسبت به فیلم شاهد افزایش یافته بود که میتوان آن را به افزایش سطح فیلمها در اثر افزودن نانوذرات نسبت داد. این در حالی است که پوششدهی سطح با رزین بهطور معنیداری نفوذپذیری به بخار آب فیلم را کاهش داد. آزمون بافتسنجی نشان داد که فیلم نانو30+ رزین دارای 72/2 ±54/6 درصد کشیدگی تا نقطه پارگی و1/47 ± 9/302 استحکام کششی بود. فیلم نانو 30+ رزین بیشترین استحکام کششی و کمترین درصد کشیدگی را داشت. نتایج زاویه تماس نشان داد که با افزودن نانوذرات و پوششدهی با رزین زاویه تماس و در نتیجه آبگریزی افزایش یافته است. تصاویر SEM نیز نشان داد که افزودن نانوذرات و پوششدهی با رزین سبب کاهش زبری فیلم شده است. در نهایت میتوان گفت که افزودن نانوذرات جاوشیر بهخوبی توانست استحکام کششی فیلم جاوشیر را افزایش دهد و پوششدهی سطح فیلم با رزین برای کاهش ویژگیهای آب دوستی و نفوذپذیری به بخار آب فیلم جاوشیر بسیار موثر بود.
استفاده از ضایعات پوست پسته و آرد دانه خربزه در غنیسازی سس مایونز کمچرب عملگرا و ارزیابی خواص رئولوژیکی آن
دوره 18، شماره 4، مهر و آبان 1401، صفحه 498-513
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.68966.1022
فائزه قورچ بیگی، علیرضا رحمن، فاطمه حسینمردی
چکیده در این تحقیق نیز بهمنظور استفاده بهینه از ضایعات محصولات کشاورزی و همچنین تهیه و فرمولاسیون سس رژیمی و فراسودمند از ضایعات کشاورزی، پوست سبز پسته و دانه خربزه به صورت آرد با اندازه ذرات 100 میکرومتر استفاده گردید. در این تحقیق، پودر پوست پسته در غلظتهای صفر، 1/0، 5/0، 75/0 و آرد دانه خربزه با غلظتهای 6، 12، 18، 24، 30 و 36 درصد تهیه و فرموله شدند. تیمارهای سس مایونز در بازههای زمانی تولید (صفر)، 30، 60، و 90 روز نگهداری مورد آزمایشهای pH، درصد رطوبت، پروتئین، خاکستر، شاخصهای رنگسنجی (روشنایی، قرمزی، زردی)، ویسکوزیته، جمعیت میکروبی کل، آزمون پایداری و اندازه ذرات ارزیابی شد. ارزیابی حسی برای مؤلفههای (رنگ ظاهری، طعم، بافت، مالشپذیری، قوام، پذیرش کلی) انجام شد. نشان داد که با افزایش میزان پودر پوست پسته و آرد دانه خربزه میزان پروتئین، رطوبت، pH، خاکستر، ویسکوزیته و اندازه ذرات افزایش یافت و همچنین در مقادیر بالای 1/0 درصد پوست پسته و 6 درصد آرد دانه خربزه، جمعیت میکروبی کل و آزمون پایداری تیمارهای سس مایونز کاهش معنیداری داشت (05/0 ≥p). همچنین با افزایش زمان نگهداری نیز درصد رطوبت و پایداری سس مایونز و اندازه ذرات افزایش یافت (05/0 ≥p). کلیه امتیازات حسی تیمارهای سس مایونز در طی مدت زمان نگهداری کاهش یافت و نهایتاً تیمار T1 با 1/0 درصد جایگزینی پودر پوست سبز پسته و 6 درصد آرد دانه خربزه بهعنوان تیمار بهینه و تیمار T6 با 75/0 درصد جایگزینی پودر پوست سبز پسته و 36 درصد آرد دانه خربزه بهعنوان بدترین انتخاب شد
یافتن فاکتورهای موثر فرآیند پلاسما بر فعالیت مخمراز طریق شبیهسازی و روش سطح پاسخ
دوره 18، شماره 3، مرداد و شهریور 1401، صفحه 15-29
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.75558.1152
آزاده رنجبر ندامانی
چکیده در این مطالعه، یک مدل ریاضیاتی برای غیرفعال کردن مخمر از طریق تیمار پلاسما مورد بررسی قرار گرفت. از طرح غربالگری تشخیصی برای جستجوی فاکتورهایی که در غیرفعال کردن با پلاسما موثر هستند، استفاده شد. چهار فاکتور ولتاژ (20- 30 کیلوولت) (A)، قطر ظرف (40- 60 میلیمتر) (B)، درجه حرارت فرآیند (20- 40 درجه سانتیگراد ) (C) و نوع محیط پلاسما (هوا یا آب) در این مطالعه بررسی شدند. سپس تیمارها با نرمافزار COMSOL شبیهسازی شدند. پاسخهای ضریب سنتیک واکنش، غلظت ازون و زمان غیرفعال شدن نهایی توسط طرح غربالگری فاکتورها در نرمافزار دیزاین اکسپرت تحلیل شدند تا پارامترهای موثر مدل ریاضیاتی و شرایط بهینه تعیین شوند. نتایج نشان دادند که تیمار با پلاسما در محیط آبی میتواند اثر قویتری نسبت به هوا داشته باشد. همچنین در تیمار با پلاسما، نوع محیط اثر بارزی بر هر سه پاسخ داشت، در حالیکه درجه حرارت تنها بر زمان فرآیند موثر بود. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که با بررسی و انتخاب مناسب محیط، میتوان از تکنولوژی پلاسما برای غیرفعالسازی میکروارگانیسمها در مواد غذایی استفاده کرد.
بهینهسازی فرآیند تولید سس هوادهی شده کمچرب به روش سطح پاسخ و ارزیابی ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و حسی آن
دوره 18، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1401، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.86882
سیده فریناز صارم نژاد نمینی، محبت محبی، آرش کوچکی
چکیده در این مطالعه روش جدید آمادهسازی امولسیونهای هوا در روغن (کفهای روغنی) بهمنظور جایگزینی قطرههای چربی با حبابهای هوا ارائه شده، اثر غلظت سورفکتانت، سرعت و زمان هوادهی بر میزان تولید و پایداری کفها بررسی شد. شرایط بهینه تولید (هوادهی مخلوط 10 درصد وزنی سورفکتانت با سرعت 3400 دور در دقیقه به مدت 15 دقیقه) با روش سطح پاسخ تعیین و کفها برای تولید سس هوادهی شده آماده شدند. لینولئیک اسید بهعنوان محرک مزه چربی (صفر و 3 میلی مولار) به سسها اضافه و ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و حسی آنها با سسهای تجاری مقایسه شد. اسیدیته و pH نمونهها در محدوده استاندارد قرار داشتند. بیشترین میزان pH مربوط به سس تجاری پرچرب بود (0001/0p<). سس تجاری بدون چربی با کمترین میزان pH، اختلاف معنیداری با بقیه نداشت (05/0p>). بین pH سسهای هوادهی شده (شاهد و حاوی لینولئیک اسید) اختلافی مشاهده نشد. اگرچه با گذشت زمان pH این سسها کمی کاهش یافت، اما این تغییر معنیدار نبود (05/0p>). اعداد پراکسید و مقادیر مالون دی آلدهید نمونههای هوادهی شده و تجاری کمچرب در مدت هفت روز اختلافی با یکدیگر نداشتند (05/0p>). بهطورکلی، روند اکسیداسیون سس پرچرب بسیار سریعتر از سایر نمونهها بود. ظاهر، طعم و ویژگیهای بافتی و پذیرش کلی محصولات هوادهی شده و نمونههای تجاری ارزیابی شد. پذیرش کلی سس هوادهی شده شاهد با سس حاوی لینولئیک اسید اختلاف قابل توجهی داشت (001/0p <)، اما پذیرش کلی نمونه حاوی لینولئیک اسید با سسهای تجاری کمچرب و پرچرب معنیدار نبود (05/0p>). بر اساس این نتایج جایگزینی حبابهای هوا و نیز افزودن محرک مزه چربی در چارچوب برنامههای کاهش چربی، میتواند تغییرات حسی موثر بر پذیرش مصرفکنندگان را به حداقل برساند.
تولید مافین با روغن کاهش یافته با استفاده از اولئوژل کمپلکس محلول پروتئین سفیده تخم مرغ و صمغ زانتان به روش قالب گیری کف
دوره 18، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1401، صفحه 40-50
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.67365.1000
رضا جابری، احمد پدرام نیا، سارا ناجی طبسی، امیرحسین الهامی راد، مسعود شفافی
چکیده روغن ها و چربی ها بهمنظور بهبود مواد مغذی و خصوصیات کیفی بهطور گسترده در فرمولاسیون مواد غذایی مورد استفاده قرار می گیرند. درسال های اخیر، آگاهی مصرف کننده ها از رابطه بین رژیم غذایی و سلامتی افزایش یافته است که باعث افزایش نگرانی از نظر میزان اسیدهای چرب اشباع در محصولات غذایی شده است. بنابراین در این تحقیق استفاده از چربی جامد با محتوای اسیدهای چرب غیراشباع با استفاده از اولئوژل جهت تولید مافین با روغن کاهش یافته مورد بررسی قرارگرفت. ابتدا به روش غیرمستقیم قالب گیری کف با استفاده از کمپلکس پروتئین سفیده تخم مرغ و صمغ زانتان سیستم اولئوژل روغن کنجد تولید شد. سپس اولئوژل جهت تولید کیک مافین با روغن کاهش یافته در سه سطح 10، 30 و 50 درصد استفاده شد. در این مطالعه ویژگی های بافتی، رنگ، تخلخل، فعالیت آبی، رطوبت و حجم مخصوص نمونه های مافین مورد بررسی قرارگرفت. مافین با 10 درصد روغن کاهش یافته بیشترین حجم و دانسیته را داشت و از ویژگی های بافتی مشابه نمونه شاهد برخوردار بود. با کاهش میزان چربی به 50 درصد مقدار اولیه حجم مافین کاهش و سفتی بافت افزایش یافت که این افزایش معنی دار بود (05/0p<). نتایج ارزیابی حسی نشان داد که نمونه 10درصد روغن کاهش یافته از بالاترین مقبولیت نزد مصرف کننده برخوردار است. با توجه به نتایج این پژوهش می توان بیان داشت با استفاده از سیستم اولئوژل ضمن مهار مشکلات ناشی از چربی می توان محصولات رژیمی فاقد کلسترول با خواص حسی و کیفی بهبودیافته و بهعنوان یک غذای عملگرا تولید نمود.
اصلاح کامپوزیت نشاسته-اسید اولئیک با استفاده از روش اصلاح نوری تشدیدیافته به کمک نانو دیاکسید تیتانیوم: بررسی خصوصیات کاربردی در بستهبندی مواد غذایی
دوره 18، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1401، صفحه 113-127
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.40178.0
رحمت اله پورعطا، حمید جهانگیر اصفهانی، ایمان شهابی قهفرخی
چکیده در میان پلیمرهای زیستتخریبپذیر، استفاده از نشاسته به علت قیمت ارزان و دسترسی آسان از اهمیت بهسزایی برخوردار است، اما به علت مقاومت کم و آبدوستی زیاد در این بیوپلیمر، هنوز استفاده از آن در صنعت بستهبندی عملیاتی نشده است. هدف از این پژوهش، اصلاح ویژگیهای آبدوستی و مکانیکی فیلم نشاسته با استفاده همزمان از اسید اولئیک، نانو دیاکسید تیتانیوم (TiO2) و پرتو فرابنفش (UV-C) بود. در این پژوهش، محلولِ نشاسته- اسیداولئیک- TiO2 تهیه؛ و بهمنظور بهبود خصوصیات کاربردی آن، این محلول در بازههای زمانی (صفر، 30، 60 و 90 دقیقه) توسط پرتوUV-C اصلاح گردید، سپس فیلم آن به روش قالبگیری محلول تهیه شد. جهت بررسی خصوصیات کاربردی فیلم در بستهبندی مواد غذایی ضخامت، مقاومت مکانیکی، زاویه تماس، نفوذپذیری نسبت به بخارآب، جذب رطوبت، محتوای رطوبت و حلالیت فیلمها مورد بررسی قرار گرفتند. آزمونها در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا، و نتایج آن به روش دانکن مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان دادند، که با افزودن اسید اولئیک و TiO2 به محلول نشاسته، زاویه تماس بهطور قابلملاحظهای از 26/72 به 34/90 درجه افزایش و نفوذپذیری نسبت به بخارآب و جذب رطوبت فیلمهای نشاستهای کاهش مییابد. در مطالعه خواص مکانیکی نیز مشاهده شد که با افزودن اسید اولئیک و TiO2، مقاومت کششی و الاستیسیته کاهش و کششپذیری و انرژی کششی تا لحظه پاره شدن افزایش یافته است. با اعمال پرتودهی در بازه زمانی کوتاهمدت (30 دقیقه)، تمامی پارامترهای مربوط به خواص مکانیکی افزایش، و حلالیت به آب و جذب رطوبت فیلمهای نشاستهای کاهش یافتند. بهنظر میرسید، استفاده همزمان از UV-C و TiO2 باعث بهبود اثر پرتو UV-C جهت ایجاد اتصالات عرضی در ماتریس بیوپلیمر به صورت نشاسته- نشاسته و نشاسته- اسید اولئیک شود؛ با این حال، استفاده از TiO2 باعث تشدید اثر پرتوی UV-C و تسریع تغییرات آن در بازه زمانی کوتاهتری (30 دقیقه) شد. بهطور کلی بهمنظور بهبود خاصیت آبگریزی وخواص مکانیکی فیلم نشاسته، استفاده از اسید اولئیک و TiO2 بهصورت توأم بهترین نتایج این پژوهش را در برداشته است. از این رو یک گام رو به جلو برای استفاده صنعتی از نشاسته در بستهبندی مواد غذایی به حساب میآید.
مقایسه کارایی آسکوربیکاسید و آلفاتوکوفرول در ترکیب با پروتئین آب پنیر جهت افزایش پایداری اکسایشی میگوی وانامی (Litopenaeus vannamei)
دوره 18، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1401، صفحه 140-150
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.67977.1003
سهیل ریحانی پول، سکینه یگانه
چکیده هدف از مطالعه حاضر مقایسه کارایی آسکوربیک اسید و آلفاتوکوفرول در ترکیب با پروتئین آبپنیر جهت افزایش پایداری اکسایشی میگوی ذخیره شده در دمای یخچال است. به همین منظور نمونههای بافت میگو در قالب چهار تیمار شامل تیمار 1 (شاهد)، 2 (بافت میگو با پوشش پروتئین آبپنیر)، 3 (بافت میگو با پوشش پروتئین آبپنیر و آسکوربیک اسید) و 4 (بافت میگو با پوشش پروتئین آبپنیر و آلفاتوکوفرول) در دمای یخچال به مدت 9 روز ذخیره شدند. بهمنظور بررسی شدت اکسایش و همچنین پایداری تیمارها در برابر فساد اکسیدایتو، شاخصهای پراکسید، اسیدهای چرب آزاد، آنیسیدین و تیوباربیتوریک اسید تیمارها در روزهای صفر، 3، 6 و 9 اندازهگیری شد. نتایج نشان داد پروتئین آبپنیر به تنهایی (تیمار 2) بهعنوان پوشش میگو میتواند تا حدی روند اکسیداسیون چربیهای میگو را نسبت به شاهد کنترل کند. اما وقتی پروتئین آبپنیر با آسکوربیک اسید (تیمار 3) و آلفاتوکوفرول (تیمار 4) غنی شد، قدرت پوششها در برابر فساد اکسیداتیو بهصورت معنیداری افزایش یافت (05/0p<). مطابق یافتهها، در طول دوره نگهداری کمترین میزان عدد پراکسید، اسیدهای چرب آزاد، اندیس آنیسیدین و تیوباربیتوریک اسید مربوط به تیمار 3 بود (05/0p<). مقایسه پروفیل اسیدهای چرب میگوی تازه و پروفیل اسیدهای چرب تیمارها در روز نهم نشان داد که پوشش پروتئین آبپنیر حاوی آسکوربیک اسید (تیمار 3) بیشترین نقش حفاظتی را از ساختار اسیدهای چرب داشته است. بنابر نتایج تحقیق حاضر میتوان ادعا کرد که پوشش پروتئین آبپنیر- آسکوربیک اسید نسبت به پوشش پروتئین آبپنیر- آلفاتوکوفرول از کارائی بیشتری جهت افزایش پایداری اکسایشی میگو برخوردار است.
تولید سوهان پولکی رژیمی برای بیماران سلیاکی و دیابتی با جایگزینی شکر با استویا-ایزومالت و جایگزینی کامل آرد گندم با آرد برنج- ذرت
دوره 18، شماره 1، فروردین و اردیبهشت 1401، صفحه 165-177
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.78691
نرگس بابایی، محمد گلی
چکیده مصرف زیاد سوهان بهدلیل کالری بالا منجر به بروز مشکلاتی نظیر چاقی و دیابت میشود. سلیاک یک اختلال خودایمنی بوده که بیمار در معرض عدم تحمل دائمی به گلوتن است و تنها درمان مؤثر، استفاده از رژیم غذایی بدون گلوتن است. هدف از انجام این تحقیق، تولید سوهان رژیمی کمکالری (جایگزینی شکر با استویا- ایزومالت) فاقد گلوتن (جایگزینی کامل آرد گندم با آرد برنج و ذرت) بود. تأثیر جایگزینی شکر با استویا-ایزومالت (صفر، 25، 50، 75، 100%)، نسبت آرد برنج به ذرت (صفر، 25/0، 50/0، 75/0، 1) و دمای پخت (160، 165، 170، 175، 180درجه سانتیگراد) بر دانسیته، سختی بافت و تغییرات رنگ نمونههای سوهان رژیمی مورد ارزیابی قرار گرفت. مدلسازی و بهینهسازی به روش آماری سطح پاسخ و طرح مرکب مرکزی و 6 نقطه مرکزی و دو تکرار در سایر نقاط با استفاده از نرمافزار دیزاین اکسپرت صورت گرفت. نتایج نشان داد افزایش درصد جایگزینی شکر با استویا- ایزومالت موجب کاهش دانسیته گردید. دانسیته تحت تاثیر فاکتور نسبت آرد برنج به آرد ذرت و دمای پخت قرار نگرفت. در نسبتهای پایین و بالای آرد برنج به ذرت فرمولاسیون، با افزایش جایگزینی شکر با استویا- ایزومالت و یا افزایش دمای پخت، سختی بهترتیب افزایش و کاهش یافت. درصد جایگزینی استویا با شکر و نسبت آرد برنج به ذرت اثر معنیداری بر تغییرات رنگ نداشت، و با افزایش دمای پخت تغییرات رنگ افزایش یافت. د در مجموع با توجه به نوع آرد مصرفی غالب در فرمولاسیون دو فرمول بهینه نهایی شامل سوهان کم کالری با فرمول شماره یک شامل: 24 درصد جایگزینی شکر با استویا-ایزومالت، 99/0 نسبت آرد برنج به ذرت و دمای 166 درجه سانتیگراد (با میزان دانسیته 37/1 گرم بر سانتیمتر مکعب، سختی 85/1 نیوتن و تغییرات رنگ نسبت به شاهد 66/3) و فرمول شماره دو شامل: 24 درصد جایگزینی شکر با استویا- ایزومالت، 02/0 نسبت آرد برنج به ذرت و دمای 180 درجه سانتیگراد (با میزان دانسیته 23/1 گرم بر سانتیمتر مکعب، سختی 07/2 نیوتن و تغییرات رنگ نسبت به شاهد 16/10) بهعنوان بهترین تیمارها معرفی گردید.
بررسی تأثیر شرایط برشتهکردن و بستهبندی بر ویژگیهای فیزیکو شیمیایی مغز بادام کوهی رقم Amygdalus scoparia L طی دوره نگهداری
دوره 17، شماره 5، آذر و دی 1400، صفحه 673-689
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i5.85962
مریم السادات ناظمی، سارا انصاری
چکیده بادام کوهی (Amygdalus scoparia L.) و بهویژه نوع برشته آن یکی از دانههای آجیلی حساس به اکسیداسیون است که استفاده از بستهبندی مناسب موجب حفاظت این دانه آجیلی از اکسیژن، افزایش زمان ماندگاری و کیفیت آن میگردد. در این تحقیق تأثیر درجه برشتهکردن (برشتگی روشن در 50 درجه سلسیوس/60 دقیقه، برشتگی متوسط در 100 درجه سلسیوس/45 دقیقه و برشتگی تیره در 200 درجه سلسیوس/30 دقیقه) و همچنین وجود/عدموجود گاز ازت در دو نوع بستهبندی پلیاتیلن و OPP-CPP (پلیپروپیلن خطیشده/پلیپروپیلن) در طول دو ماه نگهداری در 37 درجه سلسیوس موردبررسی قرار گرفت. تأثیر تیمارهای مورداشاره بر فاکتورهای محتوای رطوبت و چربی، سفتی بافت، میزان اندیس پراکسید، تریان مزدوج، ترکیب اسید چرب و ویژگیهای حسی مغز بادام کوهی در قالب طرح کاملاً تصادفی فاکتوریل بررسی شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرات مستقل شرایط برشتهکردن، بستهبندی و زمان نگهداری و برهمکنش شرایط برشتهکردن و زمان نگهداری بر پارامترهای مورداشاره در سطح 1% معنیدار بود. بهعلاوه برشتهکردن در دمای بالاتر موجب کاهش معنیداری میزان رطوبت و سفتی بافت و افزایش معنیدار میزان چربی، پروتئین، فیبر، اندیس پراکسید و K268 روغن گردید. هرچند افزایش پروتئین و K268 برای نمونههای برشتهشده در دماهای 100 و 50 و افزایش فیبر برای نمونههای برشتهشده در دماهای 100 و 200 معنیدار نبود. بررسی روند تغییرات اسیدهای چرب نیز نشان داد که با برشتهکردن در دمای بالاتر تنها میزان پالمتیک اسید بهطور معنیداری افزایش و میزان استئاریک اسید کاهش معنیداری یافت. همچنین با افزایش مدتزمان نگهداری میزان فیبر، چربی و پروتئین در ماه اول بهطور قابلملاحظهای افزایش و پس از آن بهسرعت کاهش یافت؛ این در حالی است که اندیس پراکسید و K268 در طول دو ماه نگهداری افزایش معنیداری و رطوبت و سفتی بافت کاهش معنیداری نشان داد. در هر دمای برشتهکردن بستهبندیهای حاوی گاز ازت اندیس پراکسید و K268 کمتری داشتند که در این رابطه و همچنین حفظ رطوبت، چربی، پروتئین، فیبر و بافت بادام کوهی برشتهشده بستههای OPP-CPP عملکرد بهتری داشتند. در انتهای دوره نگهداری نمونه برشتهشده در 200 درجه سلسیوس و بستهبندیشده با پلی اتیلن/اتمسفر معمولی با اندیس پراکسید (meq o2/kg oil) 6/24 و K268 92/1 ناپایدارترین و نمونه برشتهشده در 50 درجه سلسیوس و بستهبندیشده با OPP-CPP/ گاز ازت با اندس پراکسید (meq o2/kg oil) 3/5 و K268 57/1 پایدارترین نمونه در برابر اکسیداسیون بودند. بنابر نتایج آنالیز حسی نیز بیشترین امتیاز پذیرش کلی مربوط به نمونههای برشتهشده در دمای 100 درجه برای 45 دقیقه بود.
