با همکاری انجمن علوم و صنایع غذایی ایران
دوره و شماره: مقالات آماده انتشار
مقاله پژوهشی شیمی مواد غذایی

آکریل‌آمید در قهوه اسپرسو: تعیین غلظت و ارزیابی خطر دریافت آن در نوجوانان و بزرگسالان

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0).

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.98206.1560

شیما تقوی، مرضیه معین فرد، رضا فرهوش

چکیده قهوه با میانگین مصرف سالانه حدود ۵۰۰ میلیارد فنجان، یکی از محبوب‌ترین نوشیدنی‌ها در جهان است. فرآیند برشته‌کاری دانه‌های قهوه ضمن ایجاد ویژگی‌های حسی مطلوب، منجر به تشکیل آکریل‌آمید به‌عنوان یک ترکیب احتمالاً سرطان‌زا می‌شود. با توجه به افزایش مصرف قهوه در جامعه ایرانی، در این پژوهش محتوای آکریل‌آمید در ۳۵ نمونه قهوه اسپرسو شامل ۲۶ نمونه تهیه‌شده در کافی‌شاپ‌ها (ES-C) و ۹ نمونه تهیه‌شده با استفاده از اسپرسوساز خانگی (ES-H) اندازه‌گیری شد و سپس ارزیابی خطر دریافت آن در دو گروه سنی نوجوانان و بزرگسالان انجام گرفت. نتایج بیانگر حضور آکریل‌‌آمید در همه نمونه‌ها بود، با این حال، مقدار آن در ES-C (9.16–2.15 میکروگرم بر 100 میلی‌لیتر) بیشتر از ES-H (4.00–0.93 میکروگرم بر 100 میلی‌لیتر) گزارش شد. میانگین دریافت روزانه آکریل­آمید در مجموع 35 نمونه اسپرسو توسط نوجوانان و بزرگسالان به‌ترتیب 0.004 و 0.007 میکروگرم برکیلوگرم وزن بدن در روز، بدست آمد. حاشیه مواجه با خطر، در همه نمونه‌ها و برای هر دو گروه سنی، بیشتر از 10000 بود. بنابراین خطر قرار گرفتن در معرض آکریل‌آمید از طریق مصرف اسپرسو در جمعیت مورد مطالعه نگران‌کننده نبوده و با اولویت پایین برای مدیریت خطر شناخته می‌شود. خطر افزایش سرطان در نوجوانان و بزرگسالان به‌ترتیب 5-10× 0.244 و 5-10× 0.221 برآورد شد که هر دو از سطح اعلام‌شده توسط آژانس حفاظت از محیط‌زیست (5-10) کمتر بودند. خطرغیرسرطان‌زایی در نوجوانان، 0.0019 و در بزرگسالان، 0.0026 به‌دست آمد که به مراتب کمتر از 1 بود. در مجموع، نتایج نشان داد که دریافت آکریل‌آمید از طریق مصرف قهوه اسپرسو به‌تنهایی تهدید جدی برای سلامت جامعه هدف محسوب نمی‌شود و میزان مواجهه در بزرگسالان اندکی بیشتر از نوجوانان است. با این حال، مصرف اسپرسو می‌تواند دریافت کلی آکریل‌آمید را افزایش دهد. بنابراین بررسی همزمان دریافت آن از منابع غذایی مختلف و ارزیابی اثرات تجمعی آن بر سلامت جامعه ضروری است.

مقاله پژوهشی فناوری مواد غذایی

تأثیر میزان چربی خامه و کنسانتره پروتئین شیر بر تشکیل و پایداری بافت سرشیر صنعتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0).

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.98607.1572

مصطفی مظاهری طهرانی، صدف عبدالله زاده، شکوفه تازیکی شمس آبادی

چکیده تولید صنعتی سرشیر با وجود مقبولیت بالا با محدودیت‌هایی همراه است. کنسانتره پروتئین شیر به‌دلیل خواص عملکردی مطلوب، می‌تواند در بهبود ویژگی‌های کیفی این محصول مؤثر باشد. بنابراین، در این پژوهش اثر افزودن خامه با سطوح مختلف چربی (50، 60 و 70%) و کنسانتره پروتئین شیر (0، 1 و 2%) بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی، بافتی، حسی، راندمان تولید و زمان نگهداری نمونه‌های سرشیر جهت بهینه‌سازی فرمولاسیون و امکان تولید صنعتی آن مورد بررسی قرار گرفتند. افزودن کنسانتره پروتئین شیر به‌طور معنی‌داری موجب افزایش ماده خشک، کاهش نسبی چربی، افزایش pH و کاهش اسیدیته شد. نمونه حاوی 70% چربی خامه و 2% کنسانتره پروتئین شیر بیشترین ماده خشک و راندمان تولید را داشت. ویژگی­های بافتی و ساختاری سرشیر تا حدود زیادی تحت تأثیر مقادیر بالای پروتئین قرار داشت. ارزیابی خصوصیات بافتی نشان داد که در سطح 50% چربی، افزایش پروتئین از 0 به 2% موجب افزایش پارامتر­های سختی از 61.00 به 73.5 گرم)، چسبندگی از 25.50 به 31.00 گرم در ثانیه و قوام از 5.00 به 6.90 گرم در ثانیه گردید. افزایش سطوح چربی از 50 به 70% باعث کاهش این پارامترها شد اما در سطوح بالای پروتئین این کاهش کمتر اتفاق می­افتد. زمان نگهداری محصول با افزایش چربی خامه و کنسانتره پروتئین کاهش معنی‌داری یافت (از 16 روز در نمونه 50% چربی-0% پروتئین به 7 روز در نمونه 70% چربی-2% پروتئین). ارزیابی حسی نشان داد که نمونه حاوی 50% چربی خامه و 2% کنسانتره پروتئین از بالاترین امتیاز در پارامترهای طعم خامه‌ای، قوام، نرمی و لطافت و پذیرش کلی برخوردار بود. استفاده از کنسانتره پروتئین شیر در فرمولاسیون سرشیر می‌تواند خواص تغذیه‌ای، بافتی و حسی محصول را بهبود بخشد. فرمولاسیون بهینه با 50% چربی خامه و 2% کنسانتره پروتئین شیر دارای بهترین ویژگی‌های بافتی و حسی بود که می‌تواند برای تولید صنعتی سرشیر با کیفیت مطلوب پیشنهاد شود.

مقاله پژوهشی شیمی مواد غذایی

بهینه‌سازی هیدرولیز آنزیمی پروتئین هسته زیتون با روش سطح پاسخ و ارزیابی پایداری آن

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0).

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.99163.1589

منا رنجبر، علیرضا صادقی ماهونک، محمد قربانی

چکیده هسته زیتون به‌عنوان یک محصول جانبی صنعت روغن‌گیری، منبعی غنی از پروتئین با پتانسیل تولید پپتیدهای زیست‌فعال است. در این پژوهش، هیدرولیز آنزیمی پروتئین استخراج‌شده از هسته زیتون (رقم زر زیتون) با استفاده از دو آنزیم آلکالاز و تریپسین، با هدف بهینه‌سازی شرایط فرآیند (زمان و نسبت آنزیم به سوبسترا) با روش سطح پاسخ (Central Composite Design) انجام شد. فعالیت آنتی‌اکسیدانی هیدرولیزات‌ها با سه آزمون مهار رادیکال DPPH، قدرت احیاکنندگی آهن و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل (TAC، روش فسفومولیبدات) ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که هر دو متغیر تأثیر معنی‌داری بر پاسخ‌ها داشته و الگوی پاسخ به‌صورت درجه دوم با وجود یک ناحیه بهینه مرکزی بود. هیدرولیزات حاصل از آلکالاز در تمامی شرایط، فعالیت آنتی‌اکسیدانی بالاتری نسبت به تریپسین نشان داد. طبق نتایج مقادیر بهینه برای آنزیم آلکالاز زمان 150 دقیقه و نسبت آنزیم به سوبسترا 2% و برای آنزیم تریپسین زمان 139 دقیقه و نسبت آنزیم به سوبسترا 2% می‌­باشد. همچنین پایداری هیدرولیزات بهینه در برابر pH (۳ تا ۸)، حرارت (۹۵ درجه سانتی‌گراد تا ۷۵ دقیقه)، نگهداری در یخچال (۴ درجه، ۱۵ روز)، چرخه‌های انجماد-ذوب (۱۵ روز) و دمای محیط (۲۵ درجه، ۷ روز) بررسی شد. فعالیت آنتی‌اکسیدانی در تمامی شرایط به‌طور وابسته به زمان کاهش یافت، اما هیدرولیز آلکالاز پایداری بهتری نشان داد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که هیدرولیز کنترل‌شده با آلکالاز در شرایط بهینه، روشی کارآمد برای تولید پپتیدهای آنتی‌اکسیدان پایدار از هسته زیتون با قابلیت کاربرد در صنایع غذایی و دارویی است.

مقاله کوتاه فناوری مواد غذایی

بررسی اثر سیستئین و بسته‌بندی اتمسفر اصلاح‌شده در حفظ کیفیت و زمان نگهداری ریحان سبز

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 21 تیر 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.97200.1542

ناهید نوروزی جاجرم، ناصر صداقت، مسعود تقی زاده

چکیده ریحان یک سبزی حاوی مواد مغذی حیاتی از قبیل کربوهیدرات‌ها، فیبر، املاح و ویتامین ها بوده و عمر پس از برداشت بسیار کوتاهی دارد. اثرات کیفی منفی نظیر کاهش وزن، تخریب کلروفیل، پوسیدگی برگ‌ها، قهوه‌ای شدن، افت ویژگی‌های حسی در طول نگهداری منجر به افزایش ضایعات و کاهش زمان نگهداری این محصول می‌شود که این امر خود نشان‌دهنده‌ی نیاز آن به روش‌های مناسب برای حفظ خصوصیات کیفی ریحان در زمان نگهداری است. در این مطالعه، اثر سیستئین و بسته‌بندی اتمسفر اصلاح‌شده در حفظ خصوصیات فیزیکوشیمیایی و افزایش زمان نگهداری ریحان سبز مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق سبزی ریحان با سیستئین در سه سطح (غلظت صفر، 0.1، 0.5 درصد)، نوع بسته‌بندی (بسته‌بندی با هوای معمولی و بسته‌بندی اتمسفر اصلاح‌شده غیرفعال) و زمان نگهداری (صفر، 5، 9، 12 روز) در بسته‌های سه لایه پلی‌اتیلن/پلی آمید/پلی‌اتیلن آماده و نمونه‌های تولیدی در دمای ˚C4 نگهداری شدند. بر روی کلیه نمونه‌ها آزمون‌های تعیین غلظت گازهای اکسیژن و دی‌اکسید کربن درون بسته، pH، درصد کاهش وزن، پارامترهای رنگی (a*,b*,L*)، میزان قهوه‌ای شدن و خصوصیات حسی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که استفاده از بسته‌بندی‌های با اتمسفر اصلاح‌شده غیرفعال اثر معنی‌داری در کاهش مقدار گاز اکسیژن و دی‌اکسید،کربن همراه با کاهش نرخ تنفس و افزایش زمان نگهداری برگ‌های ریحان داشت. نمونه‌های با بسته‌بندی هوای معمولی بیشترین افت وزن (3.07 درصد) و بسته‌بندی اتمسفر اصلاح‌شده کمترین افت وزن (88/1 درصد) را نشان دادند. افزایش غلظت سیستئین به 1/0 % در سبزی ریحان منجر به کاهش افت وزن به 1.67 % و شاخص قهوه‌ای شدن به 0.25 و ایجاد اختلاف معنی‌دار نسبت به نمونه‌ی شاهد (به‌ترتیب 3.29 و 0.26 درصد ) شد. استفاده از غلظت 0.1 درصد سیستئین در هر دو نوع بسته‌بندی توانست خصوصیات حسی نمونه‌های ریحان را بهتر حفظ کند (0.05 > P). نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده توأم از سیستئین و بسته‌بندی اتمسفر اصلاح‌شده باعث حفظ کیفیت نمونه‌های ریحان بسته‌بندی‌شده و افزایش زمان نگهداری تا 12 روز شده‌است.

مقاله مروری فناوری مواد غذایی

مروری بر مواد اولیه خوراکی قابل‌استفاده در دستگاه‌های چاپگر سه‌بعدی غذایی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0).

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.97516.1546

حنان لشکری، شیدا اسمعیل‌زاده

چکیده چاپ سه‌بعدی یک فناوری نوین در صنعت غذاست که در دسته روش‌های ساخت افزایشی قرار می‌گیرد. این فناوری با استفاده از طراحی دیجیتال و بهره‌گیری از مواد اولیه خوراکی (جوهرهای خوراکی)، ساختارهای پیچیده‌ای ایجاد می‌کند که تولید آن‌ها با قالب‌ها و روش‌های معمول ممکن نیست. چاپگرهای سه‌بعدی روش‌های عملیاتی متفاوتی دارند که از میان آن‌ها، چاپگرهای مبتنی بر اکستروژن، تف‌جوشی انتخابی با لیزر، تزریق چسب و جوهرافشان، کاربرد بیشتری در صنعت غذا دارند. ماهیت و ترکیبات تشکیل‌دهنده مواد اولیه، معیاری اساسی برای سنجش توانایی ذاتی «قابلیت چاپ» و تعیین کیفیت نهایی سازه‌های خوراکی محسوب می‌شود؛ در این میان، کربوهیدرات‌ها، لیپیدها، پروتئین‌ها و فیبرها نقش پررنگ‌تری بر قابلیت چاپ دارند. مواد اولیه برای چاپ به سه دسته تقسیم می‌شوند: مواد قابل‌چاپ، مواد غیرقابل‌چاپ و مواد جایگزین. مواد قابل‌چاپ، مانند: شکلات، پنیر، خامه قنادی و هیدروژل‌ها، به تنهایی قابلیت چاپ دارند و در هنگام فرآیند، به پیش‌پردازش کمتری نیاز دارند. دسته دوم موادی هستند که به خودی‌خود قابل‌چاپ نیستند و برای تبدیل شدن به فرم قابل‌چاپ، به پیش‌پردازش‌های خاصی (مانند اضافه‌کردن افزودنی‌های غذایی یا ترکیب با مواد قابل‌چاپ) نیاز دارند. دسته سوم، مواد جایگزین هستند که شامل منابع غذایی غیرمعمول مانند حشرات، جلبک‌ها، قارچ‌ها، دانه‌های لوپین و ضایعات کارخانه‌های فرآوری مواد غذایی می‌شوند. این مطالعه مروری است بر قابلیت چاپ مواد اولیه، نقش ترکیبات در این فرآیند و طبقه‌بندی مواد اولیه مصرفی در چاپ سه‌بعدی.

مقاله مروری فناوری مواد غذایی

مروری جامع بر کاربرد مواد تغییر فاز در بسته‌بندی مواد غذایی: تأثیر آن‌ها بر کارایی زنجیره سرد، و حفظ کیفیت محصول

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0).

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.99112.1586

حنانه یزدانبخش، سودابه اله مرادی، محمد هادی مرادیان، مریم عزیزی لعل آبادی

چکیده کنترل دما در طول زنجیره تأمین مواد غذایی نقش کلیدی در حفظ کیفیت، ایمنی و افزایش ماندگاری محصولات دارد. استفاده از مواد تغییر فاز (PCMs) به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین در بسته‌بندی هوشمند، امکان تنظیم خودکار دما از طریق جذب و رهایش گرمای نهان را فراهم کرده و موجب کاهش نوسانات حرارتی، کاهش وابستگی به سیستم‌های سرمایشی فعال و بهبود پایداری حرارتی محصولات می‌شود. این بررسی از طریق جستجوی گسترده در متون علمی موجود در پایگاه‌های داده اصلی، از جمله Scopus، Web of Science، PubMed، ScienceDirect وGoogle Scholar انجام شد. مطالعات مربوط به استفاده از مواد تغییر فاز دهنده (PCM) در بسته‌بندی مواد غذایی و کاربردهای زنجیره سرد با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط شناسایی شدند. انتشارات بازیابی شده بر اساس ارتباط آنها با ویژگی‌های PCM، روش‌های ترکیب، عملکرد حرارتی و نقش آنها در حفظ کیفیت مواد غذایی در طول نگهداری و حمل و نقل، بررسی و انتخاب شدند. سپس مطالعات انتخاب شده به‌صورت انتقادی ارزیابی و ترکیب شدند تا مروری جامع بر دانش فعلی، پیشرفت‌های اخیر و جهت‌گیری‌های تحقیقاتی آینده در این زمینه ارائه دهند. نتایج مطالعات نشان می‌دهد که پژوهش‌های اخیر عمدتاً بر توسعه PCMsهای زیست‌سازگار و زیست‌تخریب‌پذیر، افزایش هدایت حرارتی از طریق افزودن نانومواد، و بهبود پایداری فیزیکی با استفاده از فناوری‌های کپسوله‌سازی و تثبیت شکل متمرکز بوده‌اند. در این میان، پیشرفت در روش‌های ریزکپسوله‌سازی و نانوکپسوله‌سازی، استفاده از پوسته‌های پلیمری و زیست‌پلیمری، و توسعه کامپوزیت‌های پایدار، موجب کاهش نشت PCM، افزایش پایداری حرارتی و مکانیکی، بهبود راندمان ذخیره‌سازی گرما و افزایش دوام عملکرد در چرخه‌های مکرر ذوب و انجماد شده است. با وجود پیشرفت‌های قابل توجه، چالش‌هایی نظیر هزینه بالای تولید، احتمال نشت ماده در هنگام ذوب، محدودیت هدایت حرارتی برخی PCMs و انتخاب محدوده دمایی مناسب، همچنان از مهم‌ترین موانع کاربرد صنعتی این فناوری به شمار می‌روند. در مجموع، این مطالعه ضمن ارائه تصویری جامع از وضعیت کنونی پژوهش‌ها، نشان می‌دهد که توسعه مواد تغییر فاز پایدار، زیست‌سازگار و مقرون‌به‌صرفه می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای عملکرد بسته‌بندی‌های هوشمند، افزایش ایمنی مواد غذایی، بهبود کارایی زنجیره سرد و کاهش اثرات زیست‌محیطی صنعت بسته‌بندی ایفا کند.

مقاله پژوهشی انگلیسی مهندسی مواد غذایی

تأثیر روش‌های غیرحرارتی بر قابلیت چاپ و خواص عملکردی جوهر غذایی مبتنی بر پروتئین کینوا

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 اردیبهشت 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.97432.1545

مژده صراف، سارا ناجی طبسی، بهروز قرآنی، بهاره عمادزاده، عمرسعید توکر

چکیده در دهه گذشته، صنعت غذا شاهد تمرکز فزاینده‌ای بر روی طرح‌های متنوع و کاربردی بوده است. بر همین اساس، این تحقیق با هدف استفاده از تولید افزایشی برای ایجاد ساختارهای ژل از منظری جدید انجام شده است. در این مطالعه، پروتئین کینوا (QP)، چه بدون تیمار (B) و چه تحت تیمار با پلاسمای سرد (CP) یا میدان‌های الکتریکی پالس (PEF)، در دو غلظت (9 و 12 درصد وزنی/وزنی)، با پلی‌ساکاریدها (آلژینات و آگار) ترکیب شد تا ژل‌ها تهیه شوند. سپس قابلیت چاپ و خواص فیزیکوشیمیایی (فعالیت آبی، ماده خشک، ظرفیت نگهداری آب و آنالیز رنگ)، خواص بافتی و رئولوژیکی ژل‌ها مورد بررسی قرار گرفت. ارزیابی خصوصیات بافتی نشان داد که بالاترین میزان سختی مربوط به نمونه‌های 12 درصد B (g 530.27)، 12 درصد CP (g 416.52) و 9 درصد PEF (g 334.82) می‌باشد. با این حال، در بررسی نتایج فرکانس متغیر، نمونه 9 و 12 درصد CP کمترین مدول ذخیره را در بین سایر ژل‌ها نشان داد. نتایج چاپ سه‌بعدی ژل‌ها، قابلیت چاپ و پایداری بالا در طول ۲۴ ساعت در دمای محیط را نشان داد. علاوه بر این، جداسازی فازی در معرض تنش شدید در هیچ یک از تیمارها رخ نداد. بنابراین، بهینه‌سازی ژل‌های پروتئین کینوا برای فرآیند چاپ سه‌بعدی نیاز به هماهنگی پارامترهای پردازش با ترکیب فرمولاسیون دارد. این امر می‌تواند طراحی های غذایی نوین همراه با ارتقای بافت و پایداری را توسعه داده و با تمرکز صنعت غذا بر راه حل‌های نوآورانه و عملی همسو باشد.

مقاله پژوهشی انگلیسی شیمی مواد غذایی

مهار قهوه‌ای شدن آنزیمی در آب انبه با استفاده از عصاره‌های پوست بادمجان غنی از آنتی‌اکسیدان: مطالعه سینتیکی و نگهداری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.97581.1549

May G. Ameen Aldabbagh، Oday H. Ali AL-Jammaas، Rana T. Ibrahim Altaee، Omar Y. Al-abbasy

چکیده Enzymatic browning processes negatively impact many food products, such as fresh juices, particularly their sensory properties and nutritional value, ultimately leading consumers to reject the affected products. Natural antioxidants have been used to reduce this phenomenon, preserving these products and preventing their quality deterioration. This research investigates the antioxidant and enzyme inhibitory activities of eggplant peel ethanolic (EEPE) and aqueous (AEPE) extracts, as well as their capacity for scavenging DPPH radicals and inhibition of browning enzymes in mango juice (MJ) during cold storage. EEPE had greater DPPH radical scavenging capacity (0.66 mg/g) than AEPE (0.52 mg/g), although both extracts were weaker than vitamin C (0.73 mg/g). Enzymatic browning assays revealed that EEPE suppressed PPO and POD activities in mango juice (MJ), contributing to decreased browning intensity and better preservation of phenolic content after 15 days at 4°C, more than AEPE. Purified mango pulp PPO was of approximately 54 kDa molecular weight and was effectively extracted using ammonium sulfate precipitation, dialysis, and CM-Cellulose ion exchange chromatography with a purification fold value of 15.07. Kinetic studies revealed that EEPE acted like a competitive inhibitor of PPO, while AEPE exhibited non-competitive inhibition. This response reflects the potential of eggplant peel, agricultural waste, as a natural substance for food preservation due to its antioxidant and anti-browning activities.

مقاله پژوهشی انگلیسی زیست فناوری مواد غذایی

ارزش‌آفرینی از لجن لبنی به‌عنوان بستری کم‌هزینه برای افزایش تولید زیست‌توده و اگزوپلی‌ساکارید توسط انتروکوکوس دورانس K48

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.98652.1575

نازنین طاهری نسب، محمد رضا عدالتیان دوم، مرضیه معین فرد، لیلا روزبه نصیرایی

چکیده پساب صنایع لبنی، به‌ویژه لجن لبنی غنی از مواد آلی، یک منبع امیدبخش و پایدار برای کاربردهای بیوتکنولوژیک به شمار می‌رود. این پژوهش، پتانسیل لجن لبنی را به عنوان یک محیط کشت مقرون به صرفه برای تولید همزمان زیست توده و اگزوپلی ساکاریدها (EPS) توسط سویه‌های منتخب انتروکوکوس ارزیابی کرد. ابتدا پارامترهای فیزیکوشیمیایی لجن لبنی مشخص شد که ترکیبی از 70/32٪ چربی، 32/29٪ پروتئین، 56/9٪ خاکستر و 17/30٪ کربوهیدرات (که پس از فرایند خشک کردن به 50/28٪ تنظیم شد) را نشان داد. پنج سویه از طریق یک رویکرد کمی وابسته به کشت غربالگری شدند تا رشد و تولید EPS آنها ارزیابی شود. در میان جدایه‌های آزمایش شده، انتروکوکوس دورانس K48 بالاترین پتانسیل تولید را نشان داد و برای مطالعه بیشتر انتخاب شد. از روش سطح پاسخ (RSM) برای بهینه سازی غلظت اجزای کلیدی محیط کشت: لجن لبنی، ساکارز و عصاره مخمر استفاده شد. تحت شرایط بهینه (۱۵٪ لجن لبنی، ۵٪ ساکارز و 5/2٪ عصاره مخمر)، حداکثر بازده زیست توده برابر با ۸۴۴۰ میلی‌گرم بر لیتر و بازده EPS برابر با 2/394 میلی‌گرم بر لیتر به دست آمد. این یافته‌ها نشان می‌دهند که لجن لبنی می‌تواند به‌عنوان بستری مناسب و پایدار برای کشت انتروکوکوس مورد استفاده قرار گیرد و ضمن فراهم کردن امکان تولید کارآمد زیست‌توده و EPS، به ارزش‌آفرینی از پسماندهای حاصل از فرآوری صنایع لبنی نیز کمک کند.

مقاله پژوهشی انگلیسی شیمی مواد غذایی

Isolation, purification and characterization of proteins and peptides from calabash (Crescentia cujete L.) fruit flesh with antihypertensive and lipid-lowering properties

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.98929.1580

Jeric Villanueva، Andres Godwin Sajise، Mary Ann Torio، Antonio Laurena، Veronica Migo

چکیده Calabash (Crescentia cujete L.) fruit has increasingly been studied in recent years for its significant contribution to human health and nutrition. The reported bioactivities are linked to the presence of phytochemicals such as polyphenols, but little is known about the role of their proteins. This represents a significant gap, as fruits are generally overlooked as sources of proteins compared to legumes and other proteinaceous products, despite their potential functional and therapeutic applications. This study aimed to isolate, purify, and characterize proteins and peptides from calabash fruits, and evaluate their potential antihypertensive and lipid-lowering activities. Proteins were extracted, purified, and characterized through a combination of biochemical techniques such as sodium phosphate buffer extraction, ammonium sulfate precipitation, gel-filtration chromatography, and in vitro biological assays namely pancreatic lipase inhibition, cholesterol micellar solubility inhibition, and angiotensin-converting enzyme (ACE) inhibition assays. Crude protein isolate (CPI) had a protein concentration of 688 µg/mL with observed protein bands at 12.1 kDa to 46.7 kDa. After simulated gastrointestinal digestion, CPI showed average inhibition activities of 76.5% for ACE, 22.3% for pancreatic lipase, and 84.0% for cholesterol micellar solubility, while the 2-h digest of the purified protein fraction showed 73.4%, 44.9%, and 82.2% inhibition, respectively. Proteins and peptides exhibited strong bioactivity, with inhibition responses across all assays approaching those of the assay controls under the tested condition. This is the first study to demonstrate the bioactive potential of proteins and peptides extracted from C. cujete fruit, providing promising insights into their possible functional properties associated with the preventive management of obesity, cholesterol levels, and hypertension. Further peptide fractionation and sequence identification are needed to confirm the most active components.

مقاله پژوهشی انگلیسی فناوری مواد غذایی

تأثیر پودر جودوسر جوانه‌زده به عنوان جایگزین آرد برنج بر ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی، بافتی و حسی کیک اسفنجی بدون گلوتن

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.98858.1582

علاء حسین علاوى علاوى، فخرالدین صالحی، امیر دارایی گرمه‌خانی

چکیده این مطالعه تأثیر جایگزینی آرد برنج با پودر جودوسر جوانه‌زده را در سطوح مختلف (۰ تا ۱۰۰ درصد) بر ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی، بافتی و حسی کیک برنجی بدون گلوتن ارزیابی کرد. آنالیز رئولوژیکی، رفتار سودوپلاستیک را نشان داد؛ به طوری که با افزایش سرعت برشی، ویسکوزیته ظاهری کاهش یافت، در حالی که مقادیر بالاتر پودر جودوسر جوانه‌زده منجر به افزایش ویسکوزیته خمیر شد. افزودن پودر جودوسر جوانه‌زده منجر به کاهش شاخص روشنایی در خمیر و کیک شد که کمترین میزان روشنایی در نمونه ۱۰۰ درصد جودوسر ثبت گردید. شاخص زردی خمیر با افزایش جایگزینی به‌طور معنی‌داری افزایش یافت، در حالی که شاخص قرمزی روند ثابتی نشان نداد. جایگزینی با جودوسر به‌طور معنی‌داری وزن کیک را افزایش و افت پخت را کاهش داد. با این حال، تأثیر آماری معنی‌داری بر حجم یا دانسیته کیک نداشت. کیک‌های تهیه‌شده با سطوح بالاتر پودر جودوسر جوانه‌زده، مقدار رطوبت (از ۱۷/۹۳ به ۲۱/۷۶ درصد) و خاکستر (از ۱/۰۸ به ۲/۰۸ درصد) بیشتری نشان دادند که بازتاب‌دهنده غنای تغذیه‌ای آرد جوانه‌زده است. بیشترین اسیدیته (83/0 درصد) و کمترین pH (73/6) در نمونه تهیه‌شده با ۱۰۰ درصد پودر جودوسر جوانه‌زده ثبت شد. با افزایش سطح جایگزینی پودر جودوسر جوانه‌زده، محتوای فنل کل و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کیک‌ها نیز به تناسب افزایش یافت. محتوای پروتئین کیک‌های نهایی نیز به‌طور متناسب افزایش یافت (تا ۴/۴۹ درصد در نمونه ۱۰۰ درصد جودوسر)، در حالی که محتوای چربی در تمامی فرمولاسیون‌ها نسبتاً ثابت باقی ماند. افزایش سطوح جایگزینی باعث افزایش سختی پوسته کیک شد (از ۰/۰۴ نیوتن به ۰/۵۵ نیوتن)، در حالی که نتایج تحلیل پروفیل بافت (TPA) تغییر معنی‌داری را در سفتی یا انسجام مغز کیک نشان نداد. ارزیابی حسی نشان داد که جایگزینی تا ۷۵ درصد بدون تأثیر منفی بر عطر، طعم، بافت یا پذیرش کلی قابل‌قبول است، اگرچه سطوح بالاتر جایگزینی، تأثیر منفی بر رنگ پوسته و مغز کیک داشت.

مقاله پژوهشی فناوری مواد غذایی

بررسی تاثیر اسید تارتاریک و عصاره پوست سبز گردو بر فیلم کامپوزیتی پلی اتیلن با دانسیته پایین/نشاسته گرمانرم با رویکرد بررسی فنی ظروف گیاهی تولید داخل

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.98218.1561

نرجس جنتی ها، ناصر صداقت

چکیده عصاره پوست سبز گردو به روش هیدروالکلی انجام شد. نتایج نشان داد که فعالیت آنتی‌اکسیدانی و میزان فنل کل عصاره به ترتیب 25 میکروگرم بر میلی‌لیتر و 175 میلی‌گرم بر گرم بود. مقدار حداقل غلظت مهار کنندگی و حداقل غلظت باکتری کشی در محدوده 10 تا 32 و 20 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر و قطر هاله عدم رشد با مقدار 2 تا 7 میلی‌متر تعیین شد. سپس فیلم‌های پلی‌اتیلن با دانسیته پایین/نشاسته گرمانرم حاوی عصاره (1، 2، 3 و 4 درصد وزنی) تهیه شدند. نتایج نشان داد که فیلم‌های حاوی عصاره 4 درصد وزنی (33/8 میلی‌متر) بالاترین هاله عدم رشد را نشان داد. برای بررسی خواص مورفولوژی، مکانیکی و زیست‌تخریب‌پذیری از عصاره 4 درصد وزنی و اسید تارتاریک (5/1 و 3 درصد وزنی) در فیلم‌های پلی‌اتیلن با دانسیته پایین/ نشاسته گرمانرم توسط تکنیک اکستروژن / پرس استفاده شد. بررسی‌ها نشان داد که خواص مکانیکی و مورفولوژیکی فیلم‌های کامپوزیتی با افزودن اسید تارتاریک و عصاره بهبود یافت. سپس بر روی این نمونه‌ها و نمونه ظرف گیاهی تهیه‌شده از یک واحد تولیدی داخلی با برند A با ادعای تجزیه‌پذیری، آزمون زیست‌تخریب‌پذیری (طی 2 ماه) انجام گردید. ظرف گیاهی بر پایه نشاسته ساخته شده بود. در نمونه پلی‌اتیلن با دانسیته پایین / نشاسته گرمانرم درصد زیست‌تخریب‌پذیری 01/0 ± 98/10 به دست آمد. با افزودن اسید تارتاریک از 5/1 به 3 درصد وزنی مقدار درصد زیست‌تخریب‌پذیری از 03/0 ± 09/18 به 04/0 ± 24/25 به‌طور معنی‌داری افزایش یافت. حضور نشاسته گرمانرم یا نشاسته گرمانرم-اسید تارتاریک-عصاره در پلیمر، منجربه تسریع درکاهش وزن مولکولی شد. از طرفی نمونه ظرف گیاهی تولید داخل (برند A) دارای کمترین مقدار تخریب و قابلیت زیست‌تخریب‌پذیری (01/0 ± 14/5) در مقایسه با سایر نمونه‌ها بود. بنابراین فیلم حاوی اسید تارتاریک 3 درصد وزنی و فیلم حاوی اسید تارتاریک/عصاره دارای خواص مورفولوژیکی، مکانیکی و زیست تخریب پذیری بهبود یافته تری بودند.

مقاله پژوهشی زیست فناوری مواد غذایی

خصوصیات عملکردی اگزوپلی‌ساکاریدLactobacillus rhamnosus و تاثیر آن بر ویژگی‌های سوریمی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2026.98980.1583

مهسا کاظمی، لاله رومیانی، مهرنوش تدینی

چکیده اگزوپلی‌ساکارید میکروبی (EPS) در حال حاضر به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد، فعالیت بیولوژیکی و ایمنی، به عنوان یک بیوپلیمر بالقوه توسعه یافته‌اند. به همین منظور، اگزوپلی‌ساکاریدی از گروه باکتری اسیدلاکتیک (LAB)Lacticaseibacillus rhamnosus ، از ماهی شیربت، جدا شد. پس از لیوفیلیزاسیون، فعالیت و خصوصیات عملکردی در شرایط آزمایشگاه، ویژگی‌های عملکردی شامل فعالیت‌های آنتی‌اکسیدانی و ضدبیوفیلم، فعالیت جذب کلسترول، انعقادکنندگی و امولسیون در غلظت‌های مختلف مشخص گردید. EPS تا حدی خالص‌سازی شده با تکنیک‌های FTIR، NMR و SEM مشخص شد و خواص فیزیکوشیمیایی، بیولوژیکی و رئولوژیکی آن بررسی شد. سپس EPS در سوریمی کپور نقره‌ای به عنوان مدل غذایی بکار رفت. فعالیت‌های آنتی‌اکسیدانی قوی EPS از نتایج به‌دست‌آمده در رادیکال هیدروکسیل، DPPH، ABTS، رادیکال آنیون‌سوپراکسید تأیید شد و همچنین EPS فعالیت ضددیابت (بالای 60 درصد) از خود نشان داد. کاربرد EPS در ژل سوریمی کپور نقره‌ای نشان داد که ریزساختار ژل محتوی اگزوپلی‌ساکارید باکتری شبکه‌ای همگن بوجود آورد که عمدتاً به دلیل برهمکنش‌های آبگریز و پیوندهای دی‌سولفیدی در ژل‌ مبتنی بر سوریمی بود. این مطالعه اثربخشی اگزوپلی‌ساکارید را در بهبود بافت و عملکرد و همچنین گسترش کاربرد محصولات سوریمی نشان داد.