شناسایی ترکیبات شیمیایی، پتانسیل آنتیاکسیدانی و فعالیت ضدقارچی اسانس آویشن دنایی (Thymus daenensis) بر قارچهای مولد فساد میوه سیب
دوره 17، شماره 5، آذر و دی 1400، صفحه 691-700
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.87595
مصطفی رحمتی جنیدآباد، بهروز علیزاده بهبهانی
چکیده سمیت قارچکشهای سنتزی و مقاومت پاتوژنهای قارچی به این عوامل نگهدارنده سبب افزایش تقاضا برای جایگزینهای طبیعی مانند اسانسهای گیاهی شده است. در این پژوهش، اسانس آویشن دنایی با کمک روش تقطیر با آب استخراج گردید و ترکیبات تشکیلدهنده آن توسط دستگاه کروماتوگرافی گازی متصل به طیفسنج جرمی شناسایی و تعیین مقدار شدند. اسانس آویشن دنایی غنی از تیمول (88/69 درصد)، گاما-ترپینن (49/8 درصد)، پارا-سیمن (20/8 درصد) و کارواکرول (55/3 درصد) بود. علاوهبراین، محتوای فنول و فلاوونوئید کل اسانس بهترتیب mg GAE/g 45/91 و mg QE/g 28/46 بهدست آمد که نقش مهمی در فعالیت آنتیاکسیدانی آن ایفا کردند؛ بهطوریکه فعالیت مهار رادیکال آزاد DPPH (IC50 معادل 30/29 میلیگرم در میلیلیتر)، رادیکال آزاد ABTS (IC50 معادل 68/22 میلیگرم در میلیلیتر)، جلوگیری از زوال رنگ بتا-کاروتن (22/62 درصد) و احیاء کردن آهن فریک (μM QE/g 10/30) اسانس آویشن دنایی قابلتوجه بود. فعالیت ضدقارچی اسانس آویشن دنایی در برابر قارچهای مولد فساد میوه سیب (پنیسیلیوم اکسپانسوم، بوتریتیس سینهرا و آلترناریا آلترناتا) بررسی گردید و پنیسیلیوم اکسپانسوم حساسترین گونه قارچی نسبت به اسانس بود و غلظتهای کمتری از اسانس جهت جلوگیری از رشد یا از بین بردن این گونه موردنیاز بود. مطابق نتایج، اسانس آویشن دنایی را میتوان بهعنوان عامل ضدقارچ طبیعی و جایگزین قارچکشهای شیمیایی جهت جلوگیری از رشد قارچهای پاتوژن روی سیب یا سایر محصولات غذایی و افزایش عمر انبارمانی آنها استفاده نمود.
اثر تخمیر بهوسیله دو باکتریلاکتوباسیلوس روتری و لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوسبر فعالیت آنتیاکسیدانی عصاره کینوا
دوره 17، شماره 5، آذر و دی 1400، صفحه 747-759
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i5.88370
رعنا طهماسبی، مهتا میرزایی، محمدرضا خانی
چکیده فعالیت پروتئولیتیک باکتریهای تخمیرکننده میتواند منجر به تولید پپتیدهای زیستفعال با فعالیتهای آنتیاکسیدانی، ضدفشارخون، ضددیابت و غیره گردد. در این پژوهش اثر تخمیر بهوسیله دو باکتری لاکتوباسیلوس روتری و لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و ترکیب دو باکتری بر فعالیت آنتیاکسیدانی عصاره کینوا در زمانهای مختلف تخمیر بررسی گردید .فرآیند تخمیر با تلقیح میکروارگانیسمهای لاکتوباسیلوس روتری و لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بهصورت جداگانه و ترکیبی به عصاره آبی کینوا آغاز و در زمانهای صفر، 24، 48 و 72، ساعت نمونهبرداری انجام شد. سپس فاکتورهایی ازقبیل pH، اسیدیته، میزان پروتئین محلول، میزان هیدرولیز، میزان ترکیبات فنولی و فعالیت آنتیاکسیدانی نمونهها با روش مهار رادیکالهای DPPH و ABTS موردبررسی قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس توان اسیدسازی بیشتری در مقایسه با لاکتوباسیلوس روتری دارد. بهطوریکه میزان اسیدیته در نمونه تخمیرشده توسط لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بعد از 72 ساعت از 27/0 به 13/1 درصد رسید، درحالیکه این مقدار در نمونه تخمیرشده توسط لاکتوباسیلوس روتری 80/0 درصد اندازهگیری شد. درجه هیدرولیز در نمونههای تخمیرشده توسط تمام گونهها افزایش یافت و بیشترین افزایش مربوط به نمونه تخمیرشده توسط باکتری لاکتوباسیلوس روتری بود، بهطوریکه میزان گروههای آمین آزاد از 28/20 به 14/58 میکرومول لوسین/میلیگرم پروتئین در طی 72 ساعت تخمیر رسید. میزان فعالیت آنتیاکسیدانی براساس مهار رادیکالهای DPPH وABTS در تمامی نمونههای تخمیری افزایش یافت. بیشترین میزان فعالیت آنتیاکسیدانی بهترتیب در نمونههای تخمیرشده توسط لاکتو باسیلوس روتری، ترکیب دو باکتری لاکتوباسیلوس روتری و لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس (با نسبت 50:50) و لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس مشاهده شد. میزان ترکیبات فنولی در تمامی نمونههای تخمیرشده افزایش یافت، اما بیشترین افزایش مربوط به نمونه تخمیرشده توسط لاکتوباسیلوس روتری بود که بعد از 72 ساعت فرآیند تخمیر از 73/0 به 21/16 میلیگرم اسیدگالیک/میلیلیتر رسید. درنهایت نتایج این تحقیق نشان دادند که تخمیر عصاره کینوا باعث بهبود خواص آنتیاکسیدانی آن میشود و محصول تولیدی دارای پتانسیل کاربرد بهعنوان نوشیدنی تخمیری میباشد.
بررسی ویژگیهای ضدباکتریایی، آنتیاکسیدانی و پایداری اکسایشی روغن حاوی اسانس بذر گشنیز
دوره 17، شماره 5، آذر و دی 1400، صفحه 863-873
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.88361
نگین غظنفری، سید علی مرتضوی، فریده طباطبایی یزدی، مرتضی محمدی
چکیده با توجه به مقاومت گونههای میکروبی به آنتیبیوتیکهای رایج و عوارض ناخواسته آنتیاکسیدانهای سنتزی، تلاش برای معرفی ترکیبات طبیعی دارای فعالیت ضدمیکروبی و آنتیاکسیدانی رو به افزایش است. در این پژوهش آزمایشگاهی فعالیت آنتیاکسیدانی و اثر ضدمیکروبی اسانس بذر گشنیز موردبررسی قرار گرفت. میزان ترکیبات فنولی کل اسانس با استفاده از معرف فولین سیوکالتو اندازهگیری شد. فعالیت آنتیاکسیدانی اسانس با آزمون رادیکالگیرندگی بررسی و با آنتیاکسیدان سنتزی بوتیل هیدروکسی تولوئن مقایسه شد و پایداری اکسایشی آن با اندازهگیری اندیس پراکسید طی هشت روز نگهداری در دمای ۶۰ درجه سانتیگراد بررسی گردید. پایداری حرارتی روغن سویای حاوی اسانس بذر گشنیز بهکمک دستگاه رنسیمت در دمای 110 درجه سانتیگراد و جریان هوای 10 لیتر بر ساعت اندازهگیری شد. اثر ضدمیکروبی اسانس بذر گشنیز علیه دو باکتری استافیلوکوکوس اورئوس و سودوموناس آئروژینوزا نیز موردبررسی قرار گرفت. ترکیبات شیمیایی اسانس با کمک کروماتوگرافی گازی-طیفسنج جرمی شناسایی شد. نتایج نشان داد میزان ترکیبات فنول کل معادل ۱۶۱/۰ میلیگرم اسید گالیک بر ۱۰۰ گرم ماده خشک، میزان فعالیت آنتیاکسیدانی برحسب IC50 برای اسانس ۹۸۱/۳۰ میلیگرم بر میلیلیتر و همچنین پایداری حرارتی روغن سویا تیمارشده به اسانس بذر گشنیز ۱۷/۵ ساعت بود. بررسی نتایج آزمونهای میکروبی نشان داد باکتری استافیلوکوکوس اورئوس (گرم مثبت) حساسیت بیشتری نسبت به اسانس بذر گشنیز در مقایسه با باکتری سودوموناس آئروژینوزا (گرم منفی) داشت. تعداد ۵۰ ترکیب در اسانس بذر گشنیز شناسایی شد که بیشترین ترکیب تشکیلدهنده آن لینالول (۴۹ درصد) بود و پس از آن ترپینولن ( ۷ درصد) و آلفا پینن (۸/۶ درصد) قرار داشتند.
بررسی تأثیر کارواکرول بر ویژگیهای ویژگی فیزیکی، مکانیکی و میکروبی هیدروژل زیستی بر پایه آرد فیلتر حاصل از فرایند آسیابانی گندم
دوره 17، شماره 5، آذر و دی 1400، صفحه 875-887
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.85240
مریم پیروموسوی، محبوبه کشیری، یحیی مقصودلو، مرتضی خمیری، مهران اعلمی
چکیده هیدروژلها شبکه سهبعدی زنجیره پلیمری با توانایی جذب زیاد آب هستند که جهت کاهش استفاده از منابع فسیلی موردتوجه قرار گرفته است. آرد فیلتر گندم محصولی اجتنابناپذیر از طبقهبندی آرد تحت سیستم پنوماتیک در صنعت مدرن آسیابانی گندم میباشد. از عیوب فیلمهای هیدروژلی در صنایع بستهبندی میتوان به شکنندگی، نفوذپذیری بالا نسبت به آب و مقاومت کم در برابر آب اشاره کرد. از این حیث هدف این پژوهش بررسی اثر غلظت کارواکرول (5 و 10 درصد نسبت به وزن پلیمر) بر ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی، ممانعتکنندگی، زاویه تماس سطحی و ضدمیکروبی فیلم هیدروژلی بر پایه آرد فیلتر بود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد با افزایش غلظت کارواکرول در محلول فیلمسازی، ضخامت و مقاومت به کشش افزایش و رطوبت، حلالیت در آب و کششپذیری فیلمهای هیدروژلی کاهش یافت. منافد ریز متعددی در سطح فیلمهای حاوی کارواکرول با استفاده از تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی موردتأیید قرار گرفت. بیشترین نفوذپذیری نسبت به بخار آب 10-10× 1/32 گرم مترثانیه پاسکال) و کمترین حلالیت در آب (63/0±01/37 درصد) در فیلم هیدروژلی حاوی 10 درصد کارواکرول مشاهده شد. ارزیابی فعالیت ضدمیکروبی بخارهای کارواکرول فیلم هیدروژلی در محیط جامد نشان داد که اثربخشی بخار این ترکیب علیه آسپرژیلوس نایجر (بازدارندگی کامل رشد) در مقایسه با اشرشیاکلای و لیستریامونوسایتوژنز بیشتر بود. اندیس کاهش لگاریتمی کارواکرول در غلظت 5 درصد در فیلم هیدروژلی بر پایه آرد فیلتر گندم علیه اشرشیاکلای و لیستریامونوسایتوژنز بهترتیب 16/1 و 34/1 لگاریتمی بود. بیشترین کاهش اندیس لگاریتمی فیلم فعال هیدروژلی در غلظت 10 درصد کارواکرول علیه لیستریامونوسایتوژنز 71/2 مشاهده شد.
مقایسه ویژگیهای تکنولوژیکی جدایه های حاصل از ماست سنتی خراسان با آغازگر تجاری در تولید ماست
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 485-500
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i4.86655
فاطمه برمک، محمدباقر حبیبی نجفی، رضا حاجی محمدی فریمانی، محمد رضا عدالتیان دوم
چکیده یکی از مهمترین موارد در تولید ماست انتخاب آغازگر مناسب میباشد. جدایههای بومی هرکشوری جزء ذخایر ژنتیکی آن کشور محسوب میشوند که نقش عمدهای در تولید و ایجاد خواص ارگانولپتیکی محصولات تخمیری ایفا میکنند. بنابراین مطالعه در زمینه کاربرد صنعتی جدایههای بومی ضروری بهنظر میرسد. هدف از این پژوهش تعیین خصوصیات رئولوژیکی، حسی و فیزیکوشیمیایی ماست تولیدشده توسط آغازگرهای بومی جداشده از نمونههای ماست سنتی منطقه خراسان و مقایسه آنها با ماست تولیدشده توسط آغازگر تجاری بود که با استفاده از 6 سویه استرپتوکوکوس سالواریوس زیرگونه ترموفیلوس استفاده از 6 سویه و 3 سویه لاکتوباسیلوس دلبروکی زیرگونه بولگاریکوس 18 نمونه ماست حاصل از شیر گاو در قالب آزمون فاکتوریل بهصورت طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار تولید شد و نمونههای تولیدی از نظر خصوصیات فیزیکوشیمیایی، رئولوژیکی و حسی موردآنالیز قرار گرفتند، سپس با ماست تولیدشده توسط آغازگر تجاری مقایسه شدند و با توجه به نتایج حاصله (اسیدیته، pH، درصد آباندازی، زمان تخمیر، ویژگیهای بافتی و ویژگیهای حسی)، به انتخاب نمونههای ماست برتر در مقایسه با سایر نمونهها و ماست تجاری اقدام شد و درنهایت با توجه به رفتار پروتئولیتیک سویههای لاکتوباسیلوس دلبروکی زیرگونه بولگاریکوس و سرعت تولید اسید توسط سویههای استرپتوکوکوس ترموفیلوس و همچنین تولید گاما آمینوبوتیریک اسید توسط سویههای مذکور، 5 نمونه ماست تولیدشده با استفاده از ترکیب آغازگرهای بومی با کدهای S1b1 ، S2b2S5b1، ،S6b2 ،S4b2 انتخاب شدند که ترکیبهای نامبرده جهت تولید ماست فراسودمند در صنعت پیشنهاد گردید.
بررسی خواص ضدمیکروبی و قابلیت زندهمانی Lactobacillus plantarum LZ95 در شرایط اسیدی و صفراوی
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 533-541
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i4.85831
الهه عیسوند حیدری، حسین جوینده، محمد حجتی، بهروز علیزاده بهبهانی، محمد نوشاد
چکیده پروبیوتیکها، مکملهای غذایی و میکروارگانیسمهای زندهای هستند که در صورت مصرف، اثرات مفیدی بر سلامتی میزبان ایجاد میکنند. از جمله اثرات سلامتبخش آنها میتوان به متعادل کردن میکروفلور روده، پیشگیری از سرطان و اسهال، کاهش کلسترول و فشارخون، اصلاح عدم تحمل لاکتوز، بهبود سیستم ایمنی، کاهش نشانههای آلرژیک، مهار میکروارگانیسمهای بیماریزا و غیره اشاره نمود. هدف از این پژوهش، بررسی قابلیت زندهمانی لاکتوباسیلوس پلانتاروم LZ95 نسبت به اسید (pHهای 5/2، 5/3 و 5)، توانایی رشد آن در غلظتهای مختلف نمکهای صفراوی (2/0، 5/0، 8/0، 2/1 و 3 درصد)، مقاومت آن نسبت به آنتیبیوتیکهای کلرامفنیکل، تتراسایکلین، پنیسیلین و جنتامایسین و بررسی فعالیت ضدمیکروبی آن در برابر لیستریا اینوکوا، استافیلوکوکوس اورئوس، سودوموناس آئروژینوزا و اشرشیا کلی به روش لکهگذاری بود. نتایج نشان داد که باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم در pHهای 5/3 و 5 بهترتیب 35/85 و 69/97 درصد قابلیت زندهمانی داشت. نتایج نشان داد که باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم در تمامی غلظتهای نمک صفراوی مورد آزمایش (2/0، 5/0، 1/0، 2/1 و 3 درصد) قادر به رشد بود. لاکتوباسیلوس پلانتاروم نسبت به آنتیبیوتیکهای رایج درمانی حساس بود. هاله عدم رشد میکروبی در برابر باکتریهای استافیلوکوکوس اورئوس، اشرشیا کلی، سودوموناس ائروژینوزا و لیستریا اینوکوا بهترتیب30/11، 7، 70/10 و 90/8 میلیمتر بود. با توجه به قابلیت زندهمانی مناسب سویه لاکتوباسیلوس پلانتاروم در شرایط اسیدی و صفراوی و همچنین فعالیت ضدمیکروبی آن علیه باکتریهای بیماریزای غذازاد، پیشنهاد میشود بعد از انجام تستهای تاییدی بیشتر از این سویه بهعنوان مکمل پروبیوتیکی در کشتهای تخمیری و یا بهعنوان کشت همراه در فرایند تولید محصولات غذایی تخمیری استفاده گردد.
تجزیه و تحلیل متاژنومیکس جمعیت میکروبی در یک پنیر محلی ایرانی
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 631-645
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v16i6.87933
نفیسه دعوتی، سحر بهرامی
چکیده در این مطالعه، یک پنیر محلی از شیر گاو براساس دستورالعمل محلی تهیه گردید. جمعیت میکروبی پنیر و توانایی عملکردی آن برای رسیدگی توسط توالییابی کامل متاژنوم بررسی گردید. پنیر سنتی بهوسیله کشت آغازگر مزوفیلیک تولید شد. پنیر در دمای °C 10 بهمدت 3 ماه دوره رسیدگی خود را طی کرد. نمونهها از سطح پنیر جمعآوری گردید. بعد از خالصسازی کلنیها، جدایههای گرم مثبت و کاتالاز منفی از لحاظ فنوتیپی در سطح جنس توسط تستهای فیزیولوژی شامل قابلیت تولید گاز، رشد در pHهای مختلف (6/9 و 4/4)، تحمل نمک (5/6 و 18 درصد) و دماهای مختلف (10 و 45 درجه سانتیگراد) شناسایی شدند. نتایج شناسایی فنوتیپی نشان داد که اکثر سویههای باکتریهای اسید لاکتیک متعلق به Streptococcus, Lactococcus و Lactobacillus بودند. همچنین نتایج آنالیز متاژنومیکس نشان داد که جنسهای متعددی شاملStreptococcus, Lactococcus, Lactobacillus, Acinetobacter, Enterococcus Glutamicibacter, و Weissella در پنیر وجود دارند. Streptococcus thermophilus, Lactococcus lactis و Lactobacillus helveticus بهعنوان گونههای غالب شناسایی شدند. باکتریهای بیماریزا نظیر Enterobacter, Listeria و Staphylococcus نیز بهمقدار جزئی یافت شدند و بنابراین تقریباً نگرانی برای مصرفکنندگان و سلامت انسان وجود ندارد. میکروبیوم این پنیر، توانایی عملکردی برای سنتز رنج وسیعی از ترکیبات بو و مرتبط با توسعه طعم در این محصول را نشان داد که با متابولیسم و بیوسنتز متان، اسیدهای آمینه شاخهدار (ایزولوسین، والین، لوسین)، اسیدهای آمینه آروماتیک (تیروزین، تریپتوفان و فنیلآلانین)، سایر اسیدهای آمینه (ال-لیزین، بتا-آلانین)، اسیدهای چرب (آراشیدونات، پالمیتات، استئارات) و مونوساکاریدها در ارتباط بود. آنزیمهای مرتبط با بیوسنتز و متابولیسم اسیدهای آمینه درطی رسیدگی این پنیر یافت شدند. این آنزیمها شامل 4-hydroxy-tetrahydrodipicolinate reductase, 2-isopropylmalate synthase, 3-dehydroquinate dehydratase, 3-hydroxyisobutyryl-CoA hydrolase, 5-carboxymethyl-2-hydroxymuconate delta-isomerase, 3-hydroxyacyl-CoA dehydrogenase. بودند. براساس نتایج KAAS (سرور حاشیهنویسی اتوماتیک KEGG)، پروتئینهای درگیر در مسیرهای متابولیکی جامعه میکروبی روی سطح پنیر سنتی شامل موارد زیر بودند: Cytochrome P450 Photosynthesis Proteins, Peptidases & Inhibitors, Glycosyltransferases, Lipopolysaccharide Biosynthesis Proteins, Peptidoglycan Biosynthesis and Degradation Proteins, Lipid Biosynthesis Proteins, Protein Kinases, Polyketide Biosynthesis Proteins
Prenyltransferases, Protein Phosphatases & Associated Proteins, and Amino Acid Related Enzymes.. پنیر تحتمطالعه بهعنوان یک غذای عملگر، فواید سلامتی برای مصرفکنندگان بهواسطه حضور باکتریهای پروبیوتیک و ژنهای مرتبط با بیوسنتز ترکیبات با ارزش شامل آنتیبیوتیکها، داروها و آنتیاکسیدانها را نشان داد.
ارزیابی ویژگیهای پروبیوتیکی و ضدقارچی باکتری اسید لاکتیک غالب جداشده از خمیرترش کینوا
دوره 17، شماره 4، مهر و آبان 1400، صفحه 647-657
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.83240
الهام روحی، علیرضا صادقی، سید مهدی جعفری، محمد عبدالحسینی، الهام اسدپور
چکیده < p dir="RTL">مطالعه ویژگیهای پروبیوتیکی و ضدقارچی باکتریهای اسید لاکتیک جداشده از بسترههای تخمیری که فلور میکروبی آنها کمتر موردمطالعه قرار گرفته است جهت دستیابی به کشتهای میکروبی پروبیوتیک و محافظتکننده از اهمیت بهسزایی در صنایع تخمیری برخوردار است. در پژوهش حاضر، باکتری اسید لاکتیک غالب پس از تکرار فرایند مایهگیری از خمیرترش کینوا، جداسازی و سپس با توالییابی محصولات PCR حاصل از تکثیر توالی هدف مشخص از ژن 16S rDNA آن شناسایی شد. در ادامه، قابلیتهای پروبیوتیکی جدایه لاکتیکی، شامل مقاومت به اسید و صفرا، اثر ضدباکتریایی، ویژگیهای خود و دگر اتصالی، حساسیت آنتیبیوتیکی و همولیز خون موردبررسی قرار گرفت. علاوهبراین، اثر بازدارنده جدایه لاکتیکی بر رشد Aspergillus niger نیز بهروش کشت دو لایه بررسی شد. توالییابی محصولات PCR منجر به شناسایی Enterococcus hirae بهعنوان جدایه لاکتیکی غالب خمیرترش کینوا گردید. همچنین این جدایه لاکتیکی پس از تیمار متوالی اسید و صفرا از زندهمانی مناسبی برخوردار بود. علاوهبراین، جدایه لاکتیکی بر Bacillus cereus نسبت به سایر عوامل باکتریایی غذازاد اثر بازدارنده بیشتری داشت و تأثیر بازدارندگی روماند خام جدایه لاکتیکی بر عوامل بیماریزا به شکل معنیداری (05/0P<) از تأثیر روماند خنثیشده آن بیشتر بود. E. hirae دارای قابلیت خوداتصالی معادل 71/54 درصد، فاقد قابلیت همولیز و دارای الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی مناسبی بود. اثر ضدقارچی این جدایه لاکتیکی بر روی A. niger نیز موردتأیید قرار گرفت. با توجه به نتایج این پژوهش، جدایه لاکتیکی غالب خمیرترش کینوا از قابلیت مناسبی برای استفاده بهعنوان کشت پروبیوتیک، محافظتکننده و یا همراه در صنایع تخمیری برخوردار بود.
ارزیابی پتانسیل آنتیاکسیدانی و فعالیت ضدمیکروبی عصاره مچه (Lepidium draba) در شرایط برونتنی
دوره 17، شماره 3، مرداد و شهریور 1400، صفحه 17-24
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v18i1.86954
سحر روشنک، بهروز علیزاده بهبهانی، فخری شهیدی، فریده طباطبایی یزدی، علیرضا وسیعی، ندا هاشمی
چکیده استفاده از محصولات طبیعی مانند گیاهان دارویی، فرصتهای نامحدودی برای معرفی مواد افزودنی جدید فراهم کرده است. از مچه برای تهیه سوپ، سالاد و غذاهای تازه استفاده میشود. این مطالعه با هدف سنجش فعالیت ضدمیکروبی و آنتیاکسیدانی گیاه مچه انجام شد. اثر ضدمیکروبی عصاره مچه در برابر باسیلوس سوبتیلیس، سودوموناس آئروژینوزا، استافیلوکوکوس اورئوس و آسپرژیلوس نایجر موردآزمایش قرار گرفت. نتایج نشان داد که حداقل غلظت مهارکنندگی عصاره مچه برای آسپرژیلوس نایجر، سودوموناس ائروژینوزا، باسیلوس سوبتلیس و استافیلوکوکوس اورئوس بهترتیب 128، 128، 128 و 128 میلیگرم بر میلیلیتر بود. حداقل غلظت کشندگی عصاره نیز بهترتیب برای سویههای مذکور 256، 256، 256 و 256 میلیگرم بر میلیلیتر بود. مقادیر بهدست آمده برای فلاونوئید کل و محتوای فنلی کل بهترتیب 13/22 (میکروگرم بر میلیلیتر)، 88/18 (میلیگرم در میلیلیتر) بود. فعالیت آنتیاکسیدانی برحسب IC50 21/168 میکرولیتر در میلیلیتر بود. نتایج این مطالعه در مورد فعالیتهای بیولوژیکی عصاره مچه احتمال استفاده از عصاره آبی برگ مچه را بهعنوان منبع جدیدی از مواد ضدمیکروبی و آنتیاکسیدان طبیعی مواد غذایی و صنایع دارویی ارائه میدهد.
ارزیابی میزان کلروفیل، فعالیت ضداکسایشی و اثر ضدمیکروبی عصاره برگ قاصدک
دوره 17، شماره 3، مرداد و شهریور 1400، صفحه 63-72
https://doi.org/10.22067/ifstrj.v17i1.82421
سحر روشنک، بهروز علیزاده بهبهانی، فخری شهیدی، فریده طباطبایی یزدی، علیرضا وسیعی، ندا نوروزی
چکیده در این پژوهش محتوای کلروفیل، محتوای فلاونوئیدی کل، محتوای فنل کل و فعالیت ضداکسایشی عصاره آبی قاصدک موردبررسی قرار گرفت. همچنین، تأثیر عصاره آبی خبررسانک بهدست آمده بهروش خیساندن، بر برخی میکروارگانیسمهای عامل فساد و مسمومیت ناشی از مواد غذایی آزمایش شد. فعالیت ضدمیکروبی عصاره برگ قاصدک با استفاده از روشهای انتشار دیسک و چاهک، حداقل غلظت بازدارندگی و حداقل غلظت کشندگی موردبررسی قرار گرفت. مقادیر بهدست آمده برای TFC ،TPC، کلروفیل a و b بهترتیب 82/22 (میکروگرم بر میلیلیتر)، 89/116 (میلیگرم بر میلیلیتر)، 81/0 (میلیگرم بر لیتر) و 063/0 (میلیگرم در لیتر) بود. فعالیت بهداماندازی رادیکالهای آزاد، برحسب IC50 برابر با 81/68 میکروگرم بر میلیلیتر بود. نتایج نشان داد که MIC عصاره برگ قاصدک برAspergillus niger ،Salmonella typhimurium ، Bacillus subtilis وStaphylococcus epidermidis بهترتیب 512، 256، 256 و 64 میلیگرم بر میلیلیتر بود. MBCعصاره برگ قاصدک بر Aspergillus niger ،Salmonella typhimurium ، Bacillus subtilis و Staphylococcus epidermidis بهترتیب بیش از 512، 256، 256 و 128 میلیگرم بر میلیلیتر بهدست آمد. نتایج نشان داد که قطر هاله بازدارندگی در روش چاهک آگار بیشتر از روش دیسک دیفیوژن بوده و سویهها در غلظت بالاتر قطر هاله بازدارندگی بیشتری نشان دادند. بهطورکلی میتوان اظهار داشت که عصاره آبی گیاه قاصدک روی باکتریهای گرم مثبت فعالیت ضدمیکروبی بیشتری نسبت به باکتریهای گرم منفی داشت، درحالیکه اثر بازدارندگی چشمگیری بر کپکها نداشت. براساس یافتههای این پژوهش، عصاره آبی قاصدک میتواند بهعنوان یک ماده طبیعی برای جلوگیری از رشد میکروارگانیسمهای عامل فساد مواد غذایی و بهویژه عامل مسمومیت غذایی و با هدف کاهش خطر ابتلا به بیماریهای گوارشی، مورداستفاده قرار گیرد.
ارزیابی ویژگیهای پروبیوتیکی و ضدباکتریایی SL163-4 Lactobacillus fermentum
دوره 17، شماره 2، خرداد و تیر 1400، صفحه 233-242
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2020.39266
سارا مومن زاده، حسین جوینده، بهروز علیزاده بهبهانی، حسن برزگر
چکیده پروبیوتیکها میکروارگانیسمهایی غیربیماریزایی هستند که از طریق تعادل میکروبی (نسبت باکتریهای مفید و بیماریزا) در روده انسان میتوانند باعث سلامتی و ایمنی گردند. این مطالعه با هدف بررسی پتانسیل پروبیوتیکی سویه Lactobacillus fermentum جداشده از غذای تخمیری انجام شد. در این پژوهش، ویژگیهای پروبیوتیکی Lactobacillus fermentum شامل: مقاومت به اسید (pH 5/2 ،5/3 و 5)، مقاومت به صفرا (2/0، 5/0، 8/0، 2/1 و 3 درصد)، فعالیت ضدمیکروبی (بهروش نقطهگذاری بر باکتریهای Listeria innocua، Staphylococcus aureus و Pseudomonas aeruginosa) و مقاومت نسبت به آنتیبیوتیکهای رایج درمانی (کلرامفنیکل، تتراسایکلین، پنیسیلین و جنتامایسین) بررسی شد. نتایج نشان داد که سویه Lactobacillus fermentum در 5/2=pH توانایی رشد را ندارد اما در 5/3=pH و 5/5=pH بهترتیب 92 و 99 درصد زندهمانی مشاهده شد. Lactobacillus fermentum توانست در تمامی غلظتهای نمکهای صفراوی رشد کند؛ هرچند با افزایش درصد غلظت نمک صفراوی، رشد باکتری کاهش یافت. میانگین قطر هاله عدم رشد برای
Listeria innocua ،Staphylococcus aureus و Pseudomonas aeruginosa بهترتیب 60/12، 20 و 10/11 میلیمتر تعیین شد. Lactobacillus fermentum نسبت به آنتیبیوتیکهای کلرامفنیکل، تتراسایکلین، پنیسیلین حساس و نسبت به جنتامایسین نیمهحساس بود (مقایسه با جداول CLSI). با توجه به نتایج پژوهش حاضر، Lactobacillus fermentum دارای قابلیت پروبیوتیکی قابلقبولی بود و میتوان از آن بهعنوان یک باکتری پروبیوتیک در محصولات غذایی بهره برد.
تعیین ساختار، ترکیبات و ویژگیهای شیمیایی، فعالیت ضداکسایشی و اثر سیتوتوکسیک اسانس زردچوبه
دوره 17، شماره 2، خرداد و تیر 1400، صفحه 261-271
https://doi.org/10.22067/ifstrj.2020.39272
بهاره مجدی، محمدامین مهرنیا، حسن برزگر، بهروز علیزاده بهبهانی
چکیده هدف از این پژوهش شناسایی ترکیبات، ساختار و تشخیص کیفی نوع پیوندها، فعالیت ضداکسایشی، تعیین فنول و فلاونوئید کل و اثر سیتوتوکسیک اسانس زردچوبه بود. اسانس زردچوبه با دستگاه کلونجر و با روش تقطیر آبی استخراج شد. ترکیبات شیمیایی اسانس زردچوبه با دستگاه کروماتوگرافی گازی متصل به طیفسنج جرمی شناسایی شد. برای تعیین گروههای عاملی ترکیبات شیمیایی و شناسایی کیفی اسانس زردچوبه از آنالیز طیفسنجی تغییرشکل فروسرخ فوریه در محدوده طول موج cm-1 4000-500 استفاده شد. پتانسیل آنتیاکسیدانی اسانس زردچوبه با مهار رادیکالهای آزاد (DPPH و ABTS) و رنگبری بتاکاروتن لینولئیک اسید تعیین گردید. مقدار فنول کل و فلاونوئید با روشهای رنگسنجی اندازهگیری شد. از روش MTT جهت تعیین اثر سیتوتوکسیک غلظتهای مختلف اسانس زردچوبه بر رده سلولی سرطان روده بزرگ (HT29) استفاده شد. 18 ترکیب شناسایی شده در اسانس زردچوبه 91/97 درصد ترکیبات را تشکیل دادند. Turmerone با 40% بیشترین ترکیب شناسایی شده در اسانس زردچوبه بود. محدوده عدد موجی cm-1 3600-3400 (بهویژه عدد موجی cm-1 3516) و پیکهای cm-1 2930، 1621، 1515 و 1447 بهترتیب مربوط به ارتعاشات کششی پیوندهای O-H، C-H، C=O و C=C حلقه آروماتیک و گروههای آروماتیک کورکومینوئیدها است. پتانسیل آنتیاکسیدانی اسانس زردچوبه بهروشهای DPPH، ABTS و رنگبری بتاکاروتن لینولئیک اسید بهترتیب 15/25، 90/93 و 76/72 درصد بود. فنول کل و فلاونوئید کل اسانس زردچوبه بهترتیب mg GAE/g 91/38 و mg QE/g 9/87 بود. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت اسانس زردچوبه از mg/mL 125/3 به 200 میزان زندهمانی سلول HT29 بهترتیب از 76/66 به 88/9 درصد تغییر پیدا کرد.
