با همکاری انجمن علوم و صنایع غذایی ایران
دوره و شماره: دوره 19، شماره 2 - شماره پیاپی 80، خرداد و تیر 1402، صفحه 195-397 
مقاله پژوهشی فناوری مواد غذایی

بررسی پیش‌تیمارهای اتیل‌اولئات، کلرید‌سدیم و آنزیم‌بری بر خشک شدن تحت خلاء فلفل دلمه‌ای

صفحه 195-216

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.70205.1040

نارملا آصفی، نسیبه علیرضالو، پویا بارمان ویسی، هاله ثریای ظفر

چکیده فلفل دلمه­ای جایگاه بسیار مهمی را در میان صیفی­جات تولیدی در جهان به خود اختصاص داده است. بنابراین به‌کارگیری راهکارهای عملی برای افزایش ماندگاری آنها برای توسعه و بهبود تولید، ضروری به‌ نظر می‌رسد. عدم­پذیرش افزودنی­های شیمیایی و تقاضا برای محصولات طبیعی‌تر، توجه به برخی روش­ها از جمله روش خشک کردن را افزایش داده است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی تأثیر فاکتورهای مختلف به عنوان پیش­تیمار شامل آنزیم­بری با سه روش، آب 0C100 به مدت 3 دقیقه، اتیل­اولئات (با غلظت­های 0، 2 و 4 درصد) به مدت 1 دقیقه، کلرید­سدیم (با غلظت­های 0، 2 و 4 درصد) به مدت 3 دقیقه و عدم انجام آنزیم­بری بر سینتیک خشک شدن، خواص فیزیکی، ترکیبات شیمیایی و مواد مغذی فلفل دلمه­ای سبز، تحت خشک کردن در خلاء در دمای 0C60 و فشار kpa 10 با استفاده از روش سطح­پاسخ است. نتایج نشان داد که کل فرآیند خشک شدن فلفل دلمه­ای در محدوده سرعت نزولی بوده و همچنین اثر پیش­تیمارهای آنزیم­بری در آب 0C100 به مدت 3 دقیقه و غوطه­وری در محلول قلیایی اتیل­اولئات و کلرید­سدیم با غلظت­های 2 و 4 درصد به مدت 1 دقیقه، بطور قابل­توجهی موجب افزایش سرعت خشک شدن شدند. نمونه­های پیش­تیمار شده، میزان کلروفیل، ترکیبات فنولی و ویتامین ث بیشتری را نسبت به نمونه کنترل نشان دادند. در حالیکه فرآیند آنزیم­بری و محلول اتیل­اولئات تأثیر مثبتی بر رنگ نمونه­ها نداشته و موجب تیرگی نمونه­های فلفل خشک شده گردیدند. مطلوب­ترین نمونه از لحاظ حفظ کیفیت شامل بیشترین میزان کلروفیل، ترکیبات فنولی و ویتامین ث، مربوط به نمونه آنزیم­بری شده، تیمار شده با غلظت 4 درصد محلول اتیل­اولئات و کلرید­سدیم بود. بهره­گیری از پیش­تیمارهای اتیل­اولئات و کلرید­سدیم را به عنوان روشی مناسب قبل از عمل خشک کردن با مزایایی از جمله حفظ میزان کلروفیل، ترکیبات فنلی و ویتامین ث با صرفه­جویی در زمان خشک کردن را به اثبات می­رساند.

مقاله پژوهشی فناوری مواد غذایی

اثر پلاسمای غیرحرارتی بر بهبود ویژگی‌های عملکردی نشاسته سورگوم

صفحه 217-229

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.70973.1062

فاطمه شکرالهی، فخری شهیدی، محمد جواد وریدی، آرش کوچکی، فرشاد صحبت زاده

چکیده سورگوم گیاهی مقاوم به خشکی است که با توجه به محتوای بالای نشاسته، منبع مناسبی برای استخراج نشاسته می­باشد. اما ویژگی­های ضعیف عملکردی نشاسته سورگوم، استفاده از آن را محدود می­سازد. استفاده از پلاسمای غیرحرارتی به ­عنوان روشی نوظهور، می­تواند سبب بهبود خواص عملکردی نشاسته از جمله شفافیت، حلالیت و پایداری در برابر انجماد-ذوب شود. از این رو، در این پژوهش، اثر متغیرهای تیمار پلاسما شامل نوع گاز (هوا و آرگون) و زمان تیمار (1، 10 و 20 دقیقه) بر شفافیت، حلالیت (در دماهای 55، 65، 75 و 85 درجه سلسیوس)، تورم (در دماهای 55، 65، 75 و 85 درجه سلسیوس)، پایداری در برابر انجماد-ذوب (در 4 دوره متوالی) و سختی بافت ژل نشاسته سورگوم بررسی شد. نتایج نشان داد که پلاسمای هوا (در مقایسه با پلاسمای آرگون) و همچنین زمان­های بیشتر تیمار (در مقایسه با زمان کم)، سبب بهبود شفافیت، حلالیت و پایداری در برابر انجماد-ذوب (در دوره دوم تا چهارم) شدند. مقدار شفافیت، حلالیت (در 85 درجه سلسیوس)، تورم (در 85 درجه سلسیوس) و پایداری در برابر انجماد-ذوب (در دوره چهارم) در نشاسته شاهد به ترتیب 02/14 درصد، 95/16 درصد، 66/20 گرم/گرم و 85/56 درصد بود که در نمونه هوا-20 دقیقه به 10/56 درصد، 02/70 درصد، 67/15 گرم/گرم و 06/49 درصد و در نمونه آرگون-20 دقیقه به 09/17 درصد،47/33 درصد، 24/23 گرم/گرم و 30/58 درصد رسید. کمترین و بیشترین مقدار سختی بافت به تریب مربوط به نمونه­های هوا-20 دقیقه و آرگون 1-دقیقه بودند. احتمالاً واکنش اصلی در پلاسمای هوا، اکسیداسیون و دپلیمریزاسیون بوده، اما در پلاسمای آرگون در زمان 1 دقیقه، اغلب اتصال عرضی رخ داده و پس از آن با افزایش زمان، اثر اکسیداسیون و دپلیمریزاسیون بر اتصال عرضی غالب گردیده است.

مقاله پژوهشی شیمی مواد غذایی

تهیه نانوذرات لیپوزومی حاوی اسانس کاکوتی و ارزیابی فعالیت ضدمیکروبی آن

صفحه 231-245

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.72160.1085

نگین جعفریان، افشین آخوندزاده بستی، حمیده امتیازی

چکیده درون­پوشانی اسانس­ها درون لیپوزوم­ها روشی نوظهور جهت افزایش فعالیت بیولوژیکی اسانس­ها، حفاظت از آن­ها در برابر عوامل مخرب محیطی و افزایش زیست دسترسی آن­ها است. اسانس­های گیاهی ترکیبات زیست­فعال ناپایدار با کاربرد­های تکنولوژیکی مختلف و با خواص سلامت­بخش متنوع برای مصارف انسانی هستند. در پژوهش حاضر نانولیپوزوم­های با دیواره از جنس فسفاتیدیل کولین سویا و کلسترول و حاوی اسانس کاکوتی با روش هیدراته کردن فیلم لایه نازک لیپیدی تهیه شد. اندازه ذرات نانولیپوزوم­ها و پتانسیل زتا با استفاده از روش پراش نور لیزر بررسی شد. به منظور تعیین حداقل غلظت مهارکننده رشد و حداقل غلظت کشنده اسانس در برابر باکتری­ها، از روش رقت­سازی در لوله آزمایش استفاده شد. همچنین، آزمایش فعالیت آنتی­اکسیدانی با روش مهار رادیکال آزاد  2،2- دی فنیل-1-پیکریل هیدرازیل انجام شد. نتایج بدست آمده در این پژوهش نشان داد که بالاترین راندمان درون­پوشانی اسانس (82/1±41/54 درصد) درون نانولیپوزوم­ها و حامل­های بهینه با استفاده از نسبت 80:20 فسفاتیدیل کولین سویا به کلسترول حاصل شد. پتانسیل زتای اندازه­گیری شده نانولیپوزوم برابر با 3/5- میلی­ولت و میانگین اندازه نانولیپوزوم­ها در دامنه 9/119-7/94 نانومتر با شاخص پراکندگی 2/0 تعیین شد که تأیید کننده یکنواختی توزیع اندازه ذرات و پایداری مطلوب آن­ها در طول زمان است. همچنین تصاویر بدست آمده از میکروسکوپ الکترونی نشانگر توزیع یکنواخت اندازه ذرات بود. رهایش تدریجی اسانس از درون نانولیپوزوم­ها با زمان رابطه مستقیم داشت و پس از گذشت 72 ساعت همچنان درصد بالایی از اسانس به صورت محصور شده در نانولیپوزوم­ها باقی ماند. درون­پوشانی لیپوزومی اسانس کاکوتی ویژگی­های ضد­میکروبی آن­را علیه دو باکتری بیماری­زای استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیاکلی افزایش داد. همچنین بررسی ویژگی­های آنتی­اکسیدانی اسانس آزاد و نانولیپوزوم­ها، نشان­دهنده افزایش ویژگی­های آنتی­اکسیدانی نانولیپوزوم­ها در برابر اسانس آزاد است. نتایج پژوهش حاضر نشان­دهنده بهبود ویژگی­های سلامت­بخش آنتی­اکسیدانی و عملکردی اسانس کاکوتی در برابر باکتری­های بیماری­زای مورد آزمون است.

مقاله پژوهشی فناوری مواد غذایی

استفاده از فیبر بدست آمده از تفاله مالت جو به عنوان جایگزین چربی در تولید سس مایونز کم چرب

صفحه 247-258

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.72465.1096

امیر منصوری یاراحمدی، پیمان رجایی، سارا موحد

چکیده در این پژوهش اثر جایگزینی درصدهای مختلف فیبر استخراج شده از تفاله مالت جو با چربی در سطوح (5، 10، 15 و 20 درصد)، بر خواص فیزیکوشیمیایی (چربی، فیبر، خاکستر، ویسکوزیته و رنگ‌سنجی (L*, a*, b*) و خواص حسی (طعم، بو، رنگ، بافت و پذیرش‌کلی) مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از تحلیل واریانس در سطح احتمال 5 درصد تعیین شد. مقایسه میانگین داده‌ها براساس آزمون دانکن و با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 21 انجام شد. نتایج ارزیابی خصوصیات مختلف سس مایونز کم چرب نشان داد که افزایش درصد فیبر مالت جو باعث کاهش میزان چربی، روشنایی و زردی در تیمارهای سس مایونز کم چرب شد (P<0/05). همچنین افزودن فیبر باعث افزایش میزان ویسکوزیته، فیبر، خاکستر و قرمزی در تیمار‌های سس مایونز شد (P<0/05). همچنین میزان پروتئین در تیمار‌ها افزایش یافت که این افزایش از لحاظ آماری معنی‌دار بود (P<0/05). نتایج حاصل از ارزیابی حسی نمونه‌های سس مایونز نشان داد که با افزودن میزان فیبر استخراج شده از تفاله مالت جو به سس مایونز میزان امتیاز طعم، بافت، رنگ و پذیرش‌کلی کاهش یافت که این کاهش از لحاظ آماری معنی‌دار بود (P<0/05). در حالی که امتیاز بو معنی‌دار نبود (P>0/05). به‌طوری‌که تیمار حاوی 20 % فیبر مالت جو کمترین امتیاز حسی (طعم، بو، بافت، رنگ، پذیرش کلی) و تیمار حاوی 5 و 10 درصد فیبر مالت جو بیشترین امتیاز حسی (طعم، بو، بافت، رنگ، پذیرش کلی) را از ارزیابان دریافت کردند. با توجه به نتایج کلیه آزمون‌های انجام شده، تیمار 3 (حاوی 10 درصد فیبر مالت جو) به عنوان بهترین تیمار در تحقیق حاضر معرفی گردید.

مقاله پژوهشی زیست فناوری مواد غذایی

شناسایی ترکیبات زیست فعال موجود در عصاره جلبک‌های قهوه‏ای سارگاسوم (Sargassum angustifulium) و پادینا (Padina distromatic) و بررسی اثرات ضد میکروبی، آنتی ‏اکسیدانی و خواص آنزیمی آن‌ها

صفحه 259-277

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2021.73113.1104

خدیجه شیرانی بیدابادی، شیلا صفائیان، رضوان موسوی ندوشن، ناهید رحیمی فرد

چکیده جلبک­های دریایی جز منابع غنی گیاهی محسوب می­شوند که در طب سنتی کاربردهای گوناگونی دارند. هدف از این مطالعه عصاره گیری دو گونه جلبک پادینا و سارگاسوم به دو روش ماسیراسیون و اولتراسوند به همراه آنالیز ترکیبات آن­ها و بررسی اثر آنتی اکسیدانی، ضد میکروبی و خواص آنزیمی عصاره­ها بوده است. نتایج حاکی از آن است که بازده عصاره­گیری جلبک سارگاسوم به روش ماسیراسیون از باقی عصاره‏ها بالاتر بوده است (09/3 g/100g) و عصاره اولتراسوندی این جلبک خواص آنتی‏اکسیدانی و ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی بالاتری داشته است. مهار آنزیم استیل کولین استراز و میزان فعالیت آنزیم نیتریک اکساید در عصاره اولتراسوندی پادینا در بالاترین مقدار بود.. به طور کلی در همه عصاره­ها باکتری‏های Escherichia coli و  Listeria innocuaاز بقیه میکروارگانیسم‏ها مقاوم تر بودند و نتایج آزمون میکروبی نشان داد عصاره اولتراسوند پادینا از باقی عصاره‏ها به طور معناداری خاصیت ضد میکروبی بیشتری داشته است. با توجه به نتایج به دست آمده روش اولتراسوند روش مناسبی جهت عصاره‏گیری می­باشد و همچنین از این عصاره می­توان به عنوان ترکیب آنتی‏اکسیدان، ضد میکروب، ضد آلزایمر و کاهش‏دهنده نیترات در افزودنی‏های غذایی استفاده کرد.

مقاله پژوهشی فناوری مواد غذایی

بررسی تاثیر دمای برشته کردن و زمان نگهداری دانه فندق بر رنگ و کیفیت خمیر آن

صفحه 279-290

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.72914.1111

حسین قوامی، آذین نصرالله زاده

چکیده برشته کردن از جمله مراحل فرآوری مغزها، به منظور افزایش پذیرش کلی آن­ها، بهبود طعم، رنگ، بافت و ظاهر محصول می­باشد. بنابراین، بهینه­سازی و اصلاح این فرآیند و بهبود کیفیت محصول از این طریق، بسیار با اهمیت است. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر دمای بالای برشته کردن و مدت زمان نگهداری (روز 1، 10 و 20) بر تغییرات رنگ و اکسیداسیون روغن خمیر فندق انجام شد. فرآیند برشته کردن فندق با هوای داغ در آون با دمای  ℃130 و 170 به مدت زمان ۲۰ دقیقه انجام شد. تغییرات رنگ فندق و اکسیداسیون چربی خمیر فندق برشته شده مطالعه شد. آزمون­های کیفی تغییرات شاخص­های رنگی شامل اندازه‌گیری شاخص L*، a*، b*، تغییرات کلی رنگ (∆E)، همچنین اسیدیته و اندیس پراکسید تیمارها بررسی شد. نتایج تجزیه واریانس ANOVA نشان داد، تفاوت آماری معنی­دار بین تیمارها وجود داشت. با افزایش دما برشته کردن، شاخص­های رنگی تغییر کردند و این تغییرات معنی­دار در رنگ محصول از دیدگاه مصرف کننده مطلوب نیست. با افزایش دما، سرعت تغییرات رنگی از جمله قهوه­ای شدن افزایش یافت که نشان­دهنده ایجاد واکنش­های قهوه­ای شدن در نمونه­ها طی برشته شدن بود. مدت زمان نگهداری تأثیر معناداری بر پارامترهای رنگی نداشت. دما برشته کردن و مدت زمان نگهداری باعث افزایش شاخص اسیدیته و پراکسید فندق شد که نشان دهنده اکسیداسیون چربی در دماهای بالاتر بود.

مقاله پژوهشی مهندسی مواد غذایی

اثر صمغ کتیرا و نشاسته گندم به عنوان جایگزین ژلاتین بر خصوصیات رئولوژیکی، فیزیکی و حسی دسر لبنی

صفحه 291-309

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.74110.1120

فاطمه یوسف زاده، مسعود تقی زاده

چکیده در این پژوهش، اثر سطوح جایگزینی صمغ کتیرا (7/0، 1 و 3/1 %) و نشاسته گندم (1، 2 و 3 %) به عنوان جایگزین ژلاتین بر خصوصیات رئولوژیکی، فیزیکی و حسی دسر لبنی ارزیابی شد. آزمون­های رئولوژیکی شامل ویسکومتری و بافت‌سنجی، آزمون­های فیزیکی شامل سینرسیس، پتانسیل زتا و توزیع اندازه ذرات و آزمون حسی به روش ارزیابی حسی توصیفی انجام شد. نتایج داده­های رئولوژیکی نشان داد همه نمونه­ها رفتار شل شونده با برش داشتند. در توصیف رفتار جریان مستقل از زمان نمونه­ها مدل قانون توان به عنوان بهترین مدل انتخاب شد (98< R2، 6/1>RMSE). با توجه به نتایج حاصل از آزمون بافتی، مقدار سختی در نمونه دارای 7/0 % صمغ کتیرا و 3 % نشاسته گندم به میزان 55/397 گرم نزدیک‏ترین مقدار به نمونه شاهد (میزان سختی حدود 5/404 گرم) گزارش شد. میزان چسبندگی در نمونه شاهد حاوی %5/1 ژلاتین، 65/4 میلی ژول بود که با مقدار چسبندگی در نمونه حاوی 1% صمغ کتیرا و 1% نشاسته گندم (05/4 میلی ژول) تقریبا مشابه می‏باشد. سینرسیس در نمونه­ها با افزایش میزان صمغ و نشاسته کاهش یافت و پس از 14 روز نگهداری در یخچال، افزایش یافت. در بین نمونه‏ها، به ترتیب نمونه‏های %7/0 صمغ کتیرا و %3 نشاسته ،%1 صمغ کتیرا و %1 نشاسته و %7/0 صمغ کتیرا و %2 نشاسته از نظر ویژگی‏های حسی به نمونه شاهد، شباهت داشتند. با بررسی نتایج خصوصیات رئولوژیکی، فیزیکی و حسی تمام نمونه­ها و مقایسه آن­ها با نمونه شاهد، مشاهده شد که نتایج نمونه حاوی %1 صمغ کتیرا و %1 نشاسته در اکثر آزمون­های اندازه­گیری شده، شباهت بیشتری به نمونه شاهد داشت.

مقاله پژوهشی زیست فناوری مواد غذایی

جداسازی و تعیین ویژگی باکتریوسین حاصل از باکتری لاکتی پلانتی باسیلوس پلانتاروم جدا شده از فراورده‌های تخمیری بر پایه میوه و مقایسه با نایسین تجاری

صفحه 311-331

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.74158.1122

مهسا نکته سنج اول، مرضیه حسینی نژاد، ابوالفضل پهلوانلو، حمید بهادر قدوسی

چکیده در این پژوهش باکتری­های اسید لاکتیک از چندین فراورده تخمیری بر پایه میوه (شامل فراورده تخمیری زالزالک، مخلوط میوه به و سیب ترش تخمیری، انبه تخمیری و ازگیل تخمیری)، جداسازی و از نظر ویژگی ضد­میکروبی و تولید باکتریوسین مورد ارزیابی قرار گرفتند. بعد از انجام آزمون­های فنوتیپی، بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی، از مجموع 162 سویه جدا شده، چهار سویه اسید­لاکتیک، با تولید بیشترین مقدار باکتریوسین بر مبنای قطر هاله بازدارندگی جداسازی و با استفاده از روش تعیین توالی 16S rDNA به­عنوان سویه­های مختلف لاکتی پلانتی باسیلوس پلانتاروم شناسایی شدند. باکتریوسین­های سویه‌های انتخابی که با کمک آمونیوم سولفات استخراج و بطور نسبی خالص­سازی گردیدند قابلیت ممانعت­کنندگی از رشد، در برابر شاخص­های استافیلوکوکوس اورئوس، اشریشیا کلی، سالمونلا تایفی موریوم و لیستریا مونوسایتوژنز از خود نشان دادند. فعالیت ضد­میکروبی باکتریوسین­های هر چهار سویه در حرارت­های 60 و 121 درجه سانتی­گراد به مدت 20 دقیقه پایدار بود و این ویژگی در دماهای 4 و 20- درجه سانتی­گراد به مدت 6 ماه حفظ شد. پایداری قدرت بازدارندگی در محدوده pH (8-3) با کاهش معنی­دار (05/0p<) در pH­­های پایین­تر از 3 و بالاتر از 8 گزارش گردید. میانگین MIC باکتریوسین­ها، تفاوت معنی­داری با یکدیگر و با نایسین در رقت  Au/ml680 داشت (05/0p<) و باکتری استافیلوکوکوس اورئوس حساسیت بیشتری از اشریشیا کلی در برابر باکتریوسین­ها از خود نشان داد. باکتریوسین­های تخلیص شده در مقایسه با نایسین تجاری، قدرت ضد­میکروبی بالاتری در برابر سویه­های بیماری­زای مورد بررسی داشتند. از آنجایی­که در فرایند تولید و فرآوری محصولات غذایی حرارت و pH به­عنوان دو عامل کلیدی هستند، پایداری ویژگی ضد­میکروبی باکتریوسین در برابر حرارت و pH­های مختلف  قابلیت استفاده این ترکیبات زیستی به­عنوان نگهدارنده ایمن در فراورده­های مختلف و امکان جایگزینی نایسین با ترکیبات باکتریوسین تخلیص شده را نشان می دهد. پژوهش در خصوص ریزپوشانی و بکارگیری باکتریوسین­های استحصالی در فراورده­های غذایی ادامه دارد.

مقاله پژوهشی زیست فناوری مواد غذایی

ارزیابی تأثیر تخمیر جوانه گندم با استفاده از مخمر و باکتری‌های اسید لاکتیک بر میزان ترکیبات زیست‌فعال

صفحه 333-347

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.74066.1123

الناز بیات اصل، مرضیه موسوی نسب، محبوبه فضایلی

چکیده جوانه‌ی گندم یک مکمل غذایی پر ارزش و یک محصول جانبی کارخانه‌ی آرد است که برای تامین غذای دام و تولید روغن مورد استفاده قرار می‌گیرد. ترکیبات کوئینون موجود در جوانه‌ی گندم دارای خاصیت ضد سرطانی است که به وفور در جوانه‌ی گندم یافت می‌شود. هدف از این پژوهش، مطالعه و بررسی اثر تخمیر بر ترکیبات زیست فعال موجود در جوانه‌ی گندم با خواص ضد‌سرطانی است. در این مطالعه تخمیر جوانه‌ی گندم توسط مخمر ساکارومایسس سرویسیه5052  و باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم  1058در pH های معادل 5/4، 6 و 5/7 و زمان‌های24، 48 و 72 ساعت صورت گرفت و از روش سطح پاسخ جهت یافتن شرایط بهینه تخمیر استفاده شد و جوانه‌ی گندم تخمیری بعد از خشک شدن از لحاظ خصوصیات فیزیکوشیمیایی و ترکیبات زیست فعال مورد بررسی قرار گرفت. پس از 48 ساعت تخمیر میزان ترکیبات زیست فعال به بالاترین میزان خود رسید و در ادامه روند کاهش میزان این ترکیبات مشاهده شد و در 72 ساعت به کمترین میزان رسیدند. به عنوان مثال میزان ترکیبات فنولی و دی متوکسی بنزوکوئینون نمونه‌های جوانه گندم تخمیر شده با مخمر در pH معادل 6 در زمان‌های تخمیر 24، 48 و 72 ساعت به ترتیب عبارت بودند از: 46/2، 90/2 و 75/2 میلی‌گرم معادل گالیک اسید در گرم و 076/0، 230/0 و 170/0 میلی‌گرم در گرم. شرایط بهینه‌ی به دست آمده در این مطالعه تخمیر جوانه گندم به وسیله باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم  1058در مدت زمان 48 ساعت و pH معادل 6 بدست آمد. در شرایط بهینه‌ی بدست آمده میزان فنول کل، ربایندگی رادیکال آزاد DPPH و میزان دی متوکسی بنزوکوئینون به ترتیب 33/3 میلی‌گرم معادل گالیک اسید در گرم، 49/86 درصد و 56/0 میلی گرم در گرم بدست آمد.

مقاله پژوهشی زیست فناوری مواد غذایی

بررسی خصوصیات فیزیکوشیمیایی و حسی گوشت مرغ مزه‌دار شده‌ با استفاده از روش‌های چندمتغیره متقارن و نامتقارن

صفحه 349-364

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.74304.1127

سیامک غیبی، امیر پورفرزاد، احد راستکار الهوردی زاده

چکیده گوشت مرغ مزه دار شده، یکی از غذاهای سنتی و پرطرفدار در کشور ایران می‌باشد و مشتریان در رستوران‌های اغلب نقاط کشور، تقاضای زیادی برای این محصول دارند. بررسی میزان آلودگی میکروبی و ماندگاری این محصول و نیز حفظ کیفیت آن در طی مدت نگهداری، لازم و ضروری به نظر می‌رسد. در این پژوهش، 3۰ نمونه گوشت مرغ مزه­دار شده از رستوران­ها جمع­آوری شد. سپس از روش‌های چندمتغیره متقارن (تعیین ضرایب همبستگی و آنالیز مؤلفه‌های اصلی) و نامتقارن (فاکتوریل کاملاً تصادفی و رگرسیون حداقل مربعات جزئی) به منظور مطالعه خصوصیات شیمیایی (pH، فعالیت آبی، پتانسیل اکسیداسیون-احیا، ازت فرار تام)، میکروبی (شمارش کلی، استافیلوکوکوس اورئوس و اشریشیا کلی) و حسی این نمونه‌ها در روزهای، 0، 3، 6 و 9 استفاده گردید. آنالیزهای آماری نشان داد که خصوصیات میکروبی و شیمیایی گوشت مرغ مزه­دار شده، تا حد زیادی قادر به پیشگویی ماندگاری آن هستند. ضرایب همبستگی، آنالیز مؤلفه‌های اصلی و مدل‌های رگرسیونی حداقل مربعات جزئی، قادر به استخراج اطلاعات مناسبی هستند و می‌توانند به عنوان روش‌هایی آسان برای تحلیل و تفسیر خواص شیمیایی و میکروبی نمونه‌ها و ارتباط آنها با ماندگاری مورد استفاده قرار گیرند. نتایج حاصله نشان داد که سه خصوصیت pH، پتانسیل اکسیداسیون- احیا و شمارش کل باکتری که دارای بیشترین همبستگی داخلی با ماندگاری بودند، می­توانند به عنوان مؤلفه‌های پیشگو مورد استفاده قرار گیرند.

مقاله پژوهشی فناوری مواد غذایی

بررسی تاثیر امواج فراصوت بر ویژگی‎‌های ساختاری، عملکردی و رئولوژیکی صمغ دانه خرنوب

صفحه 365-381

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.74595.1133

سمیرا فریزاد، هاجر عباسی

چکیده هیدروکلوئیدها یکی از فراوان‌ترین بیوپلیمرهای موجود در طبیعت هستند که در صنعت غذا به عنوان ترکیبات عملگرا به منظور کنترل ساختار،‌ بافت، طعم و افزایش انبارمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این مطالعه، تاثیر اعمال امواج فراصوت در دما (25-75 درجه سانتیگراد) و زمان‌های (0-90 دقیقه) بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی، رئولوژی و عملکردی صمغ دانه خرنوب ازجمله تغییرات pH، حلالیت، حداقل غلظت ژل‌شوندگی، ویسکوزیته و ویژگی‌های امولسیون کنندگی (ظرفیت امولسیون کنندگی، پایداری امولسیون و ابعاد ذرات امولسیون) مورد بررسی قرار گرفت. از نرم‌افزار دیزاین اکسپرت و طرح مرکب مرکزی جهت ارزیابی تاثیر متغیرها و مدلسازی آنها استفاده شد. تغییرات میکروسکوپی، رئولوژیکی و طیف‌سنجی مادون قرمز نمونه‌های بهینه بررسی و با نمونه شاهد مقایسه گردید. نتایج نشان داد که با افزایش زمان اعمال امواج فراصوت، pH، و ویسکوزیته هیدروکلوئید کاهش و حلالیت و حداقل غلظت ژل‌شوندگی آن افزایش می‌یابد. درحالیکه، با افزایش دما، pH، حداقل غلظت ژل‌شوندگی و ویسکوزیته هیدروکلوئید افزایش و حلالیت آن کاهش می‌یابد. بر این اساس دو شرایط متفاوت دمایی و زمانی برای تیمار کردن هیدروکلوئید موردنظر با استفاده از امواج فراصوت پیشنهاد گردید که در حالت اول معیار انتخاب، دستیابی به بهترین شرایط حلالیت و ویژگی‌های امولسیون کنندگی این هیدروکلوئید و در حالت دوم، ملاک انتخاب شرایط، بهبود حلالیت و خصوصیات امولسیون‌کنندگی هیدروکلوئید هم‌گام با حفظ ویسکوزیته محلول هیدوکلوئید موردنظر بود. در بهینه اول (دما 40 درجه سانتی‌گراد و زمان 9/48 دقیقه)، حلالیت و خصوصیات امولسیون‌کنندگی و در نمونه بهینه دوم (دما 67/66 درجه سانتی‌گراد و زمان 15 دقیقه) با حفظ حداقل غلظت ژل شوندگی، حلالیت هیدروکلوئید افزایش می‌یابد. نتایج این پژوهش نشان داد که امکان تغییر و اصلاح ویژگی‌های کیفی هیدروکلوئید با استفاده از امواج اولتراسونیک و با توجه به فاکتورهای موردنظر وجود دارد و شرایط انجام فرایند بسته به کاربرد موردنظر از آن هیدروکلوئید می‌تواند متفاوت درنظر گرفته شود.

مقاله پژوهشی شیمی مواد غذایی

بررسی تاثیر اسید گالیک، متیل گالات و ترکیب آنها بر پایداری اکسایشی روغن طی فرآیند سرخ کردن

صفحه 383-397

https://doi.org/10.22067/ifstrj.2022.75114.1144

مائده حسینخانی آبادچی، رضا فرهوش

چکیده تغییرات شیمیایی، پایداری اکسایشی و شاخص‌های کیفی نمونه ترکیبی روغن آفتابگردان (SO) و نخل (PO) (PO 35: SO 65 وزنی/وزنی) در دمای°C 180 طی تیمار حرارتی 8 ساعته در حضور آنتی‌اکسیدان‌های اسید گالیک (GA)، متیل گالات (MG)، ترکیب GA+MG (75:25، 50:50 و 25:75) و ترسیوبوتیل هیدروکینون (TBHQ) مورد بررسی قرار گرفت. میانگین داده­ها بر اساس آزمون چند دامنه­ای دانکن در سطح 5 درصد (05/0p<) مقایسه شدند. بررسی خواص شیمیایی نشان داد ساختار اسیدهای چرب SO عمدتا حاوی اسید‌ چرب لینولئیک (53/61 درصد) و اولئیک (50/25 درصد) و برای PO اولئیک (90/41) و پالمیتیک (9/38) می‌باشد؛ همچنین، محتوی کل ترکیبات فنولی (TPC) و توکوفرولی (TTC) نمونه PO به ترتیب 12/53 و 185 و نمونه SO برابر با 01/36 و 490 (µg.g-1) بدست آمد. نتایج آزمون پایداری اکسایشی مبنی بر پارامترهای عدد کربونیل (CV)، عدد دی­ان مزدوج (CDV) و اسیدیته (FFA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. طبق یافته­ها، تمامی پارامترهای CV، CDV و FFA طی فرآیند سرخ کردن با گذشت زمان با سرعت­های متفاوت به طور معناداری افزایش یافتند (05/0>p). همچنین، رابطه معناداری بین 7 تیمار مشاهده شد؛ بدین­صورت که تیمار شاهد و تیمار حاوی آنتی‌اکسیدان سنتزی TBHQ به­ترتیب دارای بیشترین و کمترین میزان اسیدیته بودند. همچنین، محتوی CDV روغن مورد آزمون بدون آنتی‌اکسیدان در حضور GA75+MG25 به اندازه 6/68 درصد کاهش یافت. علاوه­بر­این، سرعت تغییر CV روغن مورد آزمون بدون آنتی­اکسیدان در حضور TBHQ به اندازه 2/70 درصد کاهش یافت. در نتیجه، افزودن جزئی از آنتی­اکسیدان­های طبیعی می­تواند عملکردی رقابتی با آنتی­اکسیدان TBHQ داشته باشد.